تاریخ ایران عصر پهلویتاریخ و اندیشه

اجباری

بررسی پیشینه سربازی در ایران (قسمت دوم)

“آن روز دریافتم که حکومت مقتدر مرکزی از هر قیام و جنبشی که در ایالات برای اصلاحات برپا شود صالح تر است و باید همواره به دولت مرکزی (حتی وثوق الدوله) کمک کرد و هوچیگری و ضعیف ساختن دولت و فحاشی جراید، به یکدیگر و دولت و تحریک مردم ایالات به طغیان و سرکشی برای آتیه مشروطه و آزادی و حتی استقلال کشور زهری کشنده است… بر حسب همین عقیده بود که من با تمام سرکشان و نهضت کنندگان اطراف و با هر قسم فحاشی و دشمنی نسبت به حکومت مرکزی به حکم تجربه مخالف بوده ام- نه به جنگلی ها عقیده داشته ام نه با خیابانی همراه و هم سلیقه بوده ام و نه با قیام کلنل محمدتقی خان (به آن طریق) موافقت داشته ام. تمام این حرکات را حرکاتی خلاف مصالح کلیه ملک و ملت و به حال مردم این کشور و خود قیام کنندگان زیان بخش می دانسته ام. لکن نسبت به آن عداوت و کینه ورزی هم نداشته ام.”[1]

نویسنده

سپهر ساغری

در شماره پیشین به طور اجمالی به پیشینه نیروهای مسلح در ایران عصر قاجار پرداختیم. در این شماره ضمن پی گرفتن این مطلب به دخالت قدرت های بزرگ در تشکیل قوای نظامی در ایران معاصر و نهایتا برآمدن رضاشاه می پردازیم.

 

تلاش روس و انگلیس برای تاسیس و حفط نیروهای نظامی وابسته

سیر تحولات در جامعه ایران گرچه منتج به انقلاب مشروطه شد اما فقدان زمینه های لازم اعم از فرهنگی و نیروی انسانی متخصص و البته خزانه خالی و اوضاع نابسامان کشور، دولت وقت را متقاعد به استخدام مستشاران مالی می کند. بدین ترتیب هیئتی 5 نفره به ریاست مورگان شوستر به عنوان خرانه دار کل ایران، به خدمت دولت وقت درآمدند. شوستر جهت جمع آوری مالیات تشکیلاتی مسلح تحت عنوان ژاندارمری خزانه را تاسیس کرد.

وی در این باره می گوید: « … ژاندارم های موجود دولت ایران همان قسمی که دولت را در وصول مالیات امداد می نمودند، همین قسم هم در خارج از تهران درصدد حیف و میل و تفریط مالیه بودند و علاوه بر این، آن ها هم مثل سایر طبقات افواج منظم ایران موهومی و فرضی بوده… پس خیلی لازم بود که دولت برای وصول مالیات … دسته افواج منظمی به طرز جدید تشکیل دهد.»[2] اما همه این اقدامات جهت بهبود وضع امنیتی کشور با مداخلات روس و انگلیس و کشمکش های متعدد این دو بر سر حفظ منافع خود، به سرانجام روشنی نرسید.

روس ها با ابلاغ اولتیماتومی 48 ساعته خواستار اخراج شوستر به بهانه توقیف اموال چند تبعه روسیه، شدند. اولتیماتوم اتمام حجت کرده بود که در صورت عدم تمکین دولت ایران از خواسته های دولت روسیه، تهران اشغال خواهد شد. تشکیلات نظمیه و ژاندارمری دولتی نیز هریک به طور مستقیم و غیر مستقیم گرفتار سیاست بازی های روس و انگلیس شده و علی رغم داشتن شخصیت هایی چون یپرم خان در نظمیه و یالمارسن در ژاندارمری دولتی، کار چندانی از پیش نبردند.

با درگیر شدن ناخاسته کشور در جنگ جهانی اول و پیامدهای وقوع قحطی، مشکلات عدیده امنیتی و اضمحلال هرچه بیشتر اقتدار دولت مرکزی دخالت بیگانگان صورت عملی تر به خود گرفت. انگلیسی ها در جنوب کشور به بهانه ناامنی راه ها و تهدید بازرگانی و منافع بریتانیا و البته نگرانی از گسترش افکار بلشویکی در میان قوای قزاق که می توانستند خطری، دست کم بالقوه، برای هندوستان محسوب شوند، نیرویی تحت عنوان تفنگداران جنوب ایران ایجاد کردند.

این موضوع با مخالفت صریح ملت و دولت ایران مواجه شد. انگلیسی ها تلاش بسیاری جهت متقاعد کردن دولت های ایران کردند اما موفقیتی حاصل نشد. سرانجام در سال 1298خورشیدی برابر با 1919میلادی،  قرارداد معروف 1919 با پرداخت رشوه به میرزا حسن‌خان وثوق الدوله (نخست وزیر)، صارم‌الدوله اکبر میرزا (وزیر دارائی) و نصرت‌الدوله فیروز میرزا (وزیر دادگستری) بین دولتین ایران و انگلیس منعقد گردید. ماده سوم این قرارداد گواه تلاش انگلیسی ها جهت تاسیس نیروی متحدالشکل در ایران است:

«دولت انگلیس به خرج ایران صاحب منصبان، ذخایر، مهمات و سیستم جدید را برای تشكیل قوه متحدالشكل كه دولت ایران آن را برای حفظ نظم در داخله و سرحدات در نظر دارد، تهیه خواهد كرد. عده و مقدار ضرورت صاحب منصبان و ذخایر و مهمات مزبور به توسط كمیسیونی كه از متخصصین انگلیسی و ایرانی تشكیل خواهد شد و احتیاجات دولت را برای تشكیل قوه مزبور تشخیص خواهند داد، معین خواهد شد».[3] 

قرارداد با مخالفت و مقاومت ملت که به سرعت شکل تندی به خود می گرفت با مانع سختی مواجه گردید. با خودکشی کلنل فضل الله خان (یکی از اعضای ایرانی کمیسیون) در یکم فروردین 1299 ضربه سختی به تصویب و اجرایی شدن این بند وارد آمد. در نهایت هم کلیت آن با تهدیدات و اقدامات کمیته مجازات، که گروهی متشکل از ناسیونالیست های رادیکال بودند، نظیر ترور چند تن از نزدیکان وثوق الدوله، به تاریخ پیوست!

 

ایران در مسیر تجزیه

رضاشاه و تجزیه ایران
رضاشاه و تجزیه ایران

ایران پس از مشروطه، به خاطر ضعف دولت مرکزی و فساد دربار و همچنین نفوذ استعمار، گرفتار اوضاع آشفته‌ای بود که زمینه را برای ظهور جنبش‌های مختلف با دو ماهیت متفاوت آزادی‌خواهی و تجزیه‌طلب فراهم آورده بود، چنان ‌که شیخ خزعل با حمایت انگلیسی ها، درصدد تشکیل حکومت در خطه خوزستان بود.

در گیلان، حامیان و همراهان میرزا کوچک خان با کمک روس ها، جمهوری سوسیالیستی تشکیل دادند. در آذربایجان، شیخ محمد خیابانی ضمن بدست گرفتن زمام امور، آذربایجان را آزادیستان خواند. در میان کردها، اسماعیل آقاسیمکو سر از اطاعت دولت مرکزی پیچیده بود و مناطق دیگری همچون فارس، لرستان و بلوچستان نیز دستخوش هرج و مرج گشته بود.

شکاف های عمیقی در جامعه سنتی ایران وجود داشت که با وقوع انقلاب چون زخمی سرباز زده بود. در مجلس، یکی از بنیادی ترین نمادها و دستاوردهای انقلاب مشروطه، دموکرات های طرفدار اصلاحات غیرمذهبی در برابر اعتدالیون محافظه کار صف آرایی کردند. اختلافات تئوریک از بحث در صحن مجلس به ضرب شصت نشان دادند در خیابان کشید.

بهبهانی، یکی از دو رهبر مذهبی انقلاب مشروطه، به تیر طرفداران دموکرات کشته شد. محافظه کاران بلافاصله انگشت اتهام را به سوی تقی زاده نشان گرفتند و در یک اقدام تلافی جویانه حمیدخان تربیت، شوهر خواهرش را به تیغ کینه از پای درآوردند. نبرد سنت و تجدد از بطن جامعه به صحنه سیاسی کشیده شده بود.

از طرفی حضور چهره های بختیاری در مواضع قدرت، دیگر ایلات و اقوام را برآن داشت که مشروطه پوششی است برای قدرت گرفتن بختیاری ها! از این رو قبیله عرب بنی کعب به سرکردگی شیخ خزعل، تصمیم به تصاحب محمره (خرمشهر) را گرفتند. بلوچ ها به فکر تصرف کرمان افتادند. بویراحمدی ها سودای تصرف بوشهر را در سر پروراندند و قشقایی ها به همراه ایلات خمسه عزم شیراز کردند.

ناکامی دولت های برآمده از مشروطه، تغییرات به وجود آمده در صحنه قدرت جهانی بر اثر جنگ بین الملل اول و از هم پاشیدگی شیرازه نظم اجتماعی در کشور شرایط را برای کودتای دیگر رضاخان در 3 اسفند 1299 فراهم آورد. به تعبیری کودتا پاسخی تاریخی به آشفتگی اجتماعی و تغییرات جهانی بود.

رفته رفته ضرورت برقراری نظم و از میان برداشتن هرج و مرج حاکم بر جامعه در میان نیروهای تحول خواه عصر مشروطه نیز پدید می آید. به عنوان نمونه در برنامه دموکرات ها در ردیف مواردی چون انتخابات آزاد، مستقیم و با رای مخفی، آموزش زنان، جدایی دین از سیاست، الغای کاپیتالاسیون، ممنوعیت کار کودکان و صنعتی کردن کشور، دو سال خدمت سربازی برای همه مردان نیز دیده می شود.

اوضاع نابسامان کشور رفته رفته امید مردم به مشروطه را کم رنگ می کرد. ناآرامی ها متوالی و خونریزی های فرقه ای و قومی و اشغال کشور بدنه جامعه و عده قابل توجهی از روشنفکران را به برآمدن مردی برای تامین امنیت و بازگردان همان ثبات ظاهری پیش از انقلاب امیدوار کرد. پیش از این به نظر ملک الشعرای بهار در رابطه با اوضاع آن زمان کشور پرداختم.

 

پهلوی اول و خدمت نظام وظیفه

ناکامی دولت های برآمده از مشروطه، تغییرات به وجود آمده در صحنه قدرت جهانی بر اثر جنگ بین الملل اول و از هم پاشیدگی شیرازه نظم اجتماعی در کشور شرایط را برای کودتای رضاخان در 3 اسفند 1299 فراهم آورد. به تعبیری کودتا پاسخی تاریخی به آشفتگی اجتماعی و تغییرات جهانی بود. پس از کودتا، سردارسپه در 5 سالی که تصدی وزارت جنگ را برعهده داشت مقدمات تشکیل یک ارتش متحدالشکل را فراهم آورد و در این راستا در اولین سال سلطنتش توانست قانون خدمت وظیفه را علی رغم مخالفت های عمومی و با کمک سید حسن مدرس، نماینده متنفذ مجلس، از تصویب مجلس بگذراند.

در سال 1300 (4 سال پیش از تصویب قانون خدمت اجباری) مجموعه نیروهای مسلح کشور به 22 هزار نفر می رسیدند (8 هزار قزاق ، 8 هزار ژاندارم و 6 هزار نیروی تفنگدار جنوب). رضاخان در مقام وزیر جنگ این مجموعه کوچک را به 40 هزار و در مقام رضا شاه به 170 هزار نفر رساند. با این ارتش جدید یک سلسله عملیان نظامی موفقیت آمیز بر ضد قبایل شورشی انجام داد. در 1301 بر ضد کردهای آذربایجان غربی، شاهسون های شمال آذربایجان و عشایر کهگیلویه فارس، در 1302 بر ضد کردهای سنجابی کرمانشاه، در 1303 بر ضد قبایل بلوچ جنوب شرق و ایلات لر جنوب غرب، در 1304 بر ضد ترکمن های مازندران، کردهای شمال خراسان و اعراب حامی شیخ خزعل در محمره، قیام جنگلی ها در گیلان، خیابانی و ماژور لاهوتی در تبریز و کلنل پسیان در مشهد همگی سرکوب شدند.[4]  اینک تشتت عیان جامعه ایران، زیر چکمه های رضاخان پنهان شده بود.

 

 پانویس ها


[1]– آبراهامیان، یرواند، ترجمه : کاظم فیرزمند ، حسن شمس آوری و محسن مدیر شانه چی، 1377، ایران بین دو انقلاب، چاپ دوازدهم 1387،  نشر مرکز : تهران، ص 110

[2]– علی بابائی، غلامرضا، تاریخ ارتش ایران، چاپ دوم 1385، انتشارات آشیان : تهران، ص 100

[3]– همان ص 233

[4]– همان، ص 108

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.