فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنرموسیقی ایرانی

از عارف تا چاووش

نگاهی کوتاه به موسیقی ایرانی و برخورد آن با جنبش های مردمی

نویسنده

امید سلطانی

آنگونه که می گویند، عارف قزوینی بود که نخستین تصنیف های ملی/ میهنی را ساخت. تصنیف هایی در رثای مبارزین انقلاب مشروطه و در اعتراض به ظلم و بیداد داخلی و نفوذ خارجی. از این آثار که از آنها بعنوان نخستین زمزمه های هنر اجتماعی/سیاسی و نجواهای آزادیخواهانه در کنار اشعار بهار و فرخی و میرزاده ی عشقی  یاد می شود تقریبا همه ی آن ها امروز در دست ماست و بعد از گذشت سال ها توسط خیل خوانندگان موسیقی سنتی و غیر سنتی ما بازخوانی شده[1].

از بین تصانیفی که عارف سروده و روی آن با سه تار خودش آهنگ گذاشته “از خون جوانان وطن…” معروف ترینشان است که عارف آن را “به سبب عشقی که حیدر خان عمواوغلی[2] بدان داشت” به یادگار او ثبت کرده است.

 

موسیقی ایرانی به مثابه سلاح فرهنگی

اما موسیقی ملی/میهنی با مفاهیم آزادیخواهانه و عدالت جویانه، از دوران مشروطه با یک جهش بلند به دومین بزنگاه تاریخی خود یعنی انقلاب سال 57 می رسد. در همین سال های منتهی به انقلاب است که فرهاد از “بلَک کتز” و “راک اند رول” می زند بیرون و می رسد به “جمعه ی سیاه” و “یه شب مهتاب” و “گنجشکک اشی مشی”.

داریوش علی رغم تمام شهرتی که برای خود دست و پا کرده، “جنگل” را به یاد قیام سیاهکل می خواند. خود چریک های فدایی خلق دست به انتشار مجموعه سرودهای انقلابی “شراره های آفتاب” می زنند، ایرج جنتی عطایی ها و اسفندیار منفرد زاده ها و شهیار قنبری ها متولد می شوند و موسیقی پاپ ایران با مانیفست “اعتراض به شرایط موجود” و سوار بر موج رمانتیسیسم اجتماعی ناشی از شرایط خاص آن برهه ی زمانی شروع به حرکت می کند.

در سوی دیگر، مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی ایرانی که بعنوان نهادی وابسته به دولت در اواخر دهه ی چهل آغاز به کار کرد، دیدگاه تازه ای در برخورد با موسیقی سنتی ایرانی اتخاذ کرد و به جمع آوری رپرتوار[3]

موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. استفاده از سازهایی نظیر تار و سه تار و کمانچه و سنتور را بیش از پیش برای نسل جوان باب کرد و نسل تازه ای از موزیسین ها را پرورش داد که شور انقلابیشان در اواخر دهه ی پنجاه زمینه ساز حرکتی انقلابی در موسیقی سنتی ایرانی با نام “کانون چاووش” شد.

وقتی که اعضای گروه موسیقی سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران از جمله هوشنگ ابتهاج، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، محمد رضا شجریان و پرویز مشکاتیان در اعتراض به کشتار 17 شهریور از کار دولتی استعفا دادند، به زیرزمین لطفی کوچ کردند، چاووش متولد شد.

آلبوم های شماره ی 2 تا 8 این کانون که در برهه ی زمانی کوتاه 57 الی 58 ساخته شد، به دلیل حال و هوای خاص، مضامین ملی- میهنی و فرمت اجتماعی و حماسی آن ها و همینطور روحی که در کالبد رخوتناک موسیقی سنتی ایرانی دمید، خاستگاه تقریبا تمام آثاری شد که پس از آن منتشر شدند.

چاووش اما با فروکشیدن زبانه های شور و اشتیاق انقلابی در میان مردم، به پایان رسید و آنچه از آن باقی ماند موزیسین هایی بودند که بعدها به غول های شکست ناپذیر موسیقی سنتی ایران بدل گشتند و آثاری که برای چهارچوب موسیقی انقلابی و ملی – میهنی سنتی ایران مثال زدنی باقی ماندند.

محمدرضا شجریان
محمدرضا شجریان

موسیقی ایرانی بعد از انقلاب اسلامی

آنچه در سال های بعد از انقلاب رخ داد، موسیقی و موزیسین را به حاشیه برد. فضا  به سمت تک قطبی و هرچه بیشتر ایدئولوژیک شدن پیش می رفت و مقوله ی حساس “فرهنگ و هنر” نیز تحت تاثیر جریاناتی که در داخل کشور در حال رخ دادن بود قرار گرفت.

موسیقی سنتی پساچاووشی تا سال های سال نتوانست مرزهای چاووش را پشت سر بگذارد. 2 گروه اصلی موسیقی سنتی که محل گردآمدن غول های موسیقی سنتی ایرانی بودند یعنی شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان بعد از همکاری و همدلی ای که حاصلش شده بود چاووش، هر یک مسیر خود را طی کردند و علی رغم انتشار آثار قابل قبول و ماندگاری چون “بیداد” و “دستان” و “مژده ی بهار” و “نوا”، نتوانستند مرزهای چاووش را در هم شکنند.

موسیقی پاپ هم عملا با پروسه ی “مهاجرت” و “خانه نشینی” موزیسین ها و خواننده ها مواجه شد و فضا پر شد از ترانه های دست چندم مقلدان بت های موسیقی پاپ قبل از انقلاب! البته با مضامینی که کمتر به عشق زمینی می پرداخت: خشایار اعتمادی در قامت داریوش ظاهر شد و قاسم افشار تبدیل شد به “ابی” بعد از انقلاب و الخ.

سرآخر آنکه در یک جمع بندی کلی، آن موسیقی پر شور و غنی که انقلاب را چه پیش از آن و چه مدت کوتاهی پس از آن همراهی کرد به یکباره به محاق رفت و تا مدت زمان مدیدی پس از جنگ تحمیلی 8 ساله با عراق،جز اندام نحیفی از آن باقی نماند. درباره ی اینکه دقیقا چه بر سرموسیقی در سال های پس از انقلاب آمد، سخن بسیار هست.

با در آمدن از شوک سال های دشوار و سیاه دهه ی شصت و امیدی که دوم خرداد در جامعه برای خروج از وضعیت ایدئولوژیک و انحصاری تزریق کرد و ظهور نسل تازه ای که خواستار دمیدن روح تازه ای در فرهنگ و هنر جامعه بودند، موسیقی هم به عرصه ی تازه ای ورود کرد.

در اواخر این دهه بود که مدیوم های تازه ای در موسیقی پاپ ظهور کرد و موسیقی در قالب های اعتراضی ای چون راک، متال و رپ و با کم ترین کیفیت ضبط در استودیوهای خانگی زیرزمین ها ریشه دواند. به تبع چنین جریان ریزوم گونه[4]، موسیقی “روی زمینی” هم کمی به خودش آمد. رفته رفته همگان متفق القول گشتند که موسیقی ایرانی نباید فقط شجریان و لطفی و علیزاده باشد.

مکتب های دیگر را  تجربه  کردند و آزمون و خطا کرده و جلو آمدند و رسیدند به شرایطی که حالا در آن به سر می بریم. شرایطی که به گواه بسیاری تعریف چندانی ندارد. این که چقدر اتفاقات صرفا موسیقایی بر روند موسیقی ایرانی تاثیر داشته یا اینکه چقدر اتفاقات و بزنگاه های اجتماعی مردمی یا حتی پروسه ی “جهانی شدن” و اتمسفر فرهنگی غالب روز بر این روند موثر بوده است، نیاز به تحقیق و بررسی دقیق تر دارد.

مقاطعی که موسیقی نه بعنوان یک شیء تزئینی و زینتی، که بعنوان روح و قلب یک حرکت یا یک اعتراض توان مطرح شدن داشته باشد در تاریخ بعد از انقلاب کم نبوده. اما سوال اینجاست که موسیقی-علی الخصوص موسیقی سنتی یا کلاسیک ایرانی- با پیشینه ای که در مسیر حرکت های ملی/میهنی از آن صحبت شد، آیا هنوز هم می تواند همراه و همگام با مردم در صحنه های اجتماعی ظاهر شود؟

یا نه عرصه را به کلی به رقیبان غربی اش واگذار کرده است؟ با این تفاسیر بد نیست به آثاری که در فرمت موسیقی ایرانی منتشر می شوند با دقت بیشتری نگاه کنیم، در اشعاری که آهنگسازان انتخاب می کنند دقیق شویم و از این منظر به نقد این موسیقی بپردازیم که به راستی موسیقی سنتی ایرانی چقدر قابلیت همراهی با مردم را دارد و اینکه آیا هنوز هم می تواند از بستر بزمی و عاشقانه و عارفانه ی خود خارج شده و ساعتش را با ساعت مردم کوک بکند؟ در قسمت بعدی با آوردن مثالی از آلبوم های اخیرا منتشر شده بحث را ادامه خواهیم داد.

 

پانویس ها


1-از نمونه های خوب بازخوانی تصنیف های عارف آلبوم “پنجه ی دشتی” با تار ارشد طهماسبی و صدای محسن کرامتی است

2-حیدر خان عمواوغلی، از مبارزان عصر مشروطه و از بنیانگذاران حزب کمونیست ایران

[3] – در موسیقی به مجموعه قطعات یا کارهایی گفته می شود که قرار است نواخته یا ثبت شود

[4] – به ساقه زیرزمینی برخی گیاهان می گویند. ریزوم در زیرخاک و به صورت افقی رشد می کند

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.