تاریخ ایرانتاریخ و اندیشه

اظهارات عبدی مظهر نژادپرستی؟

نگاهی به اظهارات اکبر عبدی در مورد یک هم نوع عرب

نویسنده

سپهر ساغری

چندی پس از روی کار آمدن حزب نازی، هزاران یهودی به اردوگاه های کار اجباری فرستاده می شوند. نازی ها یهودیان را عامل شکست آلمان در جنگ نخست جهانی و عقد معاهده کمرشکن ورسای می دانستند. واکنش به این خشونت در شب 7 نوامبر 1938 در پاریس خود را  نمایان کرد.

هرشل گرینزپن، جوان 17 ساله یهودی، منشی سوم سفارت آلمان را به ضرب گلوله کشت. پدر و مادر وی نیز جزو یهودیانی بودند که به اردوگاه های اجباری کار فرستاده شده بودند. در پی این واقعه و با سخنرانی تحریک کننده گوبلز[1]، نازی‌ها در طی دو روز اقدام به  آتش زدن و شکستن شیشه‌های خانه‌، محل کار و کنیسه های یهودیان می کنند.

در جریان این وقایع بیش از ۳۰۰۰۰ یهودی در آلمان و اتریش دستگیر و به اردوگاه‌های کار اجباری تبعید شدند. آن چه در روز‌های بعد خودنمایی می کرد، خیابان های پر از خرده شیشه بود! از این رو این شب‌ به شب‌ بلورین یا شب شیشه‌های شکسته معروف شدند. این حوادث نقطه آغازی بر حمله سازمان‌یافته به یهودیان و هلوکاست به شمار می رود.

 

نژادپرستی چیست؟

اظهارات اکبر عبدی و نژادپرستی
اظهارات اکبر عبدی و نژادپرستی

چندی پیش اکبری عبدی در یک برنامه زنده تلویزیونی ضمن ذکر خاطره ای، الفاظی در قبال یک هم نوع عرب بکار برد که موجی از واکنش ها را در پی داشت. عده ای به تحسین و عده ای به تقبیح این گفته ها پرداختند. آن چه شالوده بحث منتقدین را تشکیل می داد یک مقوله بود: نژاد پرستی!

در یک تعریف کوتاه نژادپرستی عبارت است از اعتقاد به برتری افراد بر پایه خصوصیات ظاهری و نژادی[2]. چنین اندیشه ای در رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی یا آلمان نازی مشاهده می شد. نازی ها جدا از یهودیان، کولی ها، تن فروشان، همجنس گرایان، کم توانان ذهنی یا رفتاری و … را شناسایی و تفکیک می کردند.

هدف نهایی حزب نازی از این جداسازی، پاک کردن خون و نژاد آلمانی بود!!! نکته قابل تامل در این بین پایگاه اجتماعی نازی ها و اساسا زمینه های فرهنگی و عقیدتی حاکم در آلمان است که امکان رشد چنین حزبی را فراهم کرده بود.

شاید ذکر همین چند نکته یک پرسش بزرگ را در ذهن هر یک از ما ایجاد کند. آیا ایرانیان با توجه به عقبه تاریخی، رفتا ، تعلقات و باورهایشان نژادپرستند؟! آیا می شود هرگونه واکنش و یا اظهارنظری در باب شاخصه هویتی نظیر زبان، تاریخ و … را نشانه نژادپرستی دانست؟

اگر تعریف ما از نژادپرستی این میزان گسترده و بی مرز است در آن صورت می بایست از خود بپرسیم این نژادپرستی است با بیش از 7 میلیون کودک محروم از تحصیل[3]، نزدیک به یک میلیون کودک مبتلا به سوء تغذیه[4]، با وجود کپرنشینان سیستان تا معضلات عدیده اجتماعی و فرهنگی چون ختنه، فرار و خودسوزی دختران، خاصه در مناطق غرب و جنوب غرب کشور و ده ها معضل ریز و درشت دیگر، دارایی خود را در عربستان یا سواحل ترکیه هزینه می کنیم؟

آیا این نشان از نژادپرستی دارد که در بخشی، ولو بسیار اندک، در ورزشگاه یادگار امام تبریز شعار خلیج ع ر ب ی سر می دهند؟ در مقابل به جهت پخش یک سریال یا یک برنامه طنز، تظاهرات خیابانی برگزار می شود! در جامعه ای که در واکنش به صحنه تصادف یا خودکشی فیلم گرفتن اولویت دارد تا کمک کردن!

باید قدری در باب مفهوم انسانیت نیز شک کرد، چه رسد به ملیت! من ایرانی که بخاطر یک متلک یا یک حرکت ناصواب، رابطه خواهر و برادری یا دوستی چند ساله را برای همیشه قطع می کند، چشم بروی هزار تحقیر ریز و درشت سعودی ها بسته و هر سال هم عزم سفر می کند![5]

به برادران افغان خود که با هزینه هزاران شهید، اسیر و جانباز در طول هشت سال جنگ از کشورمان دفاع کردند بی اعتناییم[6] اما هر ساله چند میلیارد دلار در عربستانی هزینه می کنیم که یکی از جدی ترین حامیان رژیم بعثی بود.

این در حالی است که با این مبلغ می توان تعداد 170 هزار مسکن روستائی احداث کرد یا می توان 714 هزار و 276 فرصت شغلی کشاورزی یا 200 هزار فرصت شغلی صنعتی برای جوانان ایجاد کرد و یا می توان يك ميليون متر مربع ساختمان مدرسه و مكان ورزشی در کشور ایجاد نمود به حسابي ديگر می توان با پول دو سال حجاج یک پالایشگاه سوپر مدرن با ظرفیت 75 هزار بشکه احداث کرد و یا با پول پنج سال حجاج می توان ایران را به صادر کننده بنزین مبدل ساخت[7].

 

جامعه ی ایران و نژادپرستی؟

این بی توجهی و انفعال نسبت به جامعه خویش، صرفا به سفرهای زیارتی یا سیاحتی محدود نمی شود بلکه ابعاد فرهنگی گسترده تری نیز دارد. به عنوان نمونه احتمال اینکه کسی در اتریش یا لهستان اسم کودک خود را گوبلز بگذارد اگر نگوییم صفر است نزدیک به صفر است. حال در کشور ما چند نفر با نام اسکندر، چنگیز، تیمور، فاروق[8] و … می شناسیم؟

باید پرسید اساسا نام چند درصد ایرانیان ایرانی است؟ ایرانیان به چه دینی معتقدند؟ آیا جز این است که بزرگان دین رسمی کشور جملگی عرب اند؟ عزا و عروسیمان با چه مناسبت هایی گره خورده است؟ حال پرسش این جا است کدام ایرانی برای امیرکبیر مراسم بزرگداشت گرفت؟

چه کسی در سال یادی از قائم مقام کرد؟ کدام یک از ما برای میرزایوسف خان مستشارالدوله مولودی برگزار کردیم؟ در میان خیل جشن های باستانی، به غیر از نوروز و یلدا کدام یک را برگزار می کنیم؟ کدام حجله برای ابومسلم یا بابک برپاشد؟

این پریشانی و فاصله بین دنیای عینی و ذهنی یا گفتار و رفتار زمانی بیشتر خود را نشان می دهد که می بینیم گرچه در بین ما ایرانیان کم نیستند کسانی که نسبت به اعراب با دید تحقیر می نگرند اما در عمل جدا از اسم فرزندان، ساختمان ها و خیابان ها، دین، مراسم ها و یا حتی مقامات لشگری و کشوری عرب هستند! ب

ه عنوان نمونه می توان به فوزیه[9]، همسر نخست محمدرضا پهلوی در گذشته  یا به دریابان شمخانی[10] دبیر شورای عالی امنیت ملی در حال حاضر اشاره کرد. مضاف بر این موارد ایرانیان نسبت به روس ها یا آلمان ها نگاه توام با تحقیر ندارند. این نوع نگرش در رابطه با اعراب را بیشتر باید در ریشه های تاریخی بین دو قوم بررسی کرد.

باید در نظر داشت که فیروز ابولولو آرامگاه دارد و جشنی به نام عمرکشان در فرهنگ ما دیده می شود که تا سال ها برگزار می شد. این درحالی است که فرضا نازی ها تقریبا همه ملل دنیا را مادون انسان می دانستند و صرفا آنان که ریشه آریایی داشتند را می ستودند!

در طول تاریخ ایران ، اگرچه نمونه های بسیاری از همکاری و خدمت دیده می شود اما نمونه های خیانت و خودخواهی کم نبودند. علامه محمد قزوینی [11] در مورد همکاری بعضی ایرانیان در جریان حمله اعراب می نویسد:

“اگر تقصیری در تاراج زبان عربی بر زبان فارسی بر کسی متوجه است، می دانید به گردن کیست؟ اول به گردن خلیفه ثانی، عمر بن الخطاب است که قشون عرب را به طرف ایران سوق داد؛ دوم به گردن یزدجرد سوم و سرداران قشون او که با آنهمه قوت و قدرت و جاه و جلال و جبروت و تمدن و ثروت که یراق اسبشان از نقره بود و نیزه هاشان از طلا و (یا برعکس)، نتوانستند سدی در مقابل خروج آن عرب های فقیر سر و پا برهنه ببندند؛ سوم به گردن بعضی ایرانیان خائن و عرب مآبان آن وقت (شبیه به فرنگی مآبان و روس و انگلیس پرستان امروزه که بلا شک نسبت این ها به خط مستقیم، به آن ها منتهی می شود) از اولیای امور و حکام ولایات و مرزبانان اطراف که به محض اینکه حس کردند که در ارکان دولت ساسانی تزلزلی روی داده و قشون ایران در دو سه وقعه از قشون عرب شکست خورده اند، خود را فورا به دامان عرب ها انداختند و نه فقط آن ها را در فتوحاتشان کمک کردند و راه و چاه را به آن ها نمودند بلکه سرداران عرب را به تسخیر سایر اراضی که در قلمرو آن ها بود و هنوز قشون عرب به آنجا حمله نکرده بود، دعوت کردند و کلید قلاع و خزاین را دودستی تسلیم آن ها نمودند بشرط آنکه عرب ها آن ها را به حکومت آن نواحی باقی بگذارند…”.

جمالزاده به نقل از هشت سال در ایران اثر سر پرسی سایکس می افزاید:

«بین راه یزد و کرمان … در راه از حیث آذوقه بزحمت فوق العاده دچار شدیم. در یکی از منزل ها با آنکه چادرهای ما را در یک میل فاصله تا آبادی زده بودند باز عده کثیری از زن و بچه اطراف چادرها را گرفتند و از دست محتکرین که به منظور ترقی نرخ گندم های خود را انبار کرده بودند شکایت آغاز نمودند. دو نفر از آنان یک قطعه نان که از سبوس و ارزن تهیه شده بود و مقداری یونجه به من نشان داده گفتند ما باید با این چیزها شکم خود را سیر کنیم ایرانی ها در موقع قحطی خصلت عجیب و غریبی دارند به این ترتیب که طبقه اغنیا هیچ بحال فقرا و بینوایان تفقد و ترحم نمی کنند …» [12] 

این همان ایرانی است که با زشت ترین الفاظ نه فقط به لیونل مسی که به فرشته کریمی هم رحم نمی کند[13]! تازش زبان سخت و گزنده ما، مرز ایرانی و غیرایرانی نمی شناسد، آن چه برغم میل و عقیده خود می بیند برنمی تابد و درصدد حذف و طرد آن برمی آید. آن چه به منطق اندیشه و رفتار مورد بحث نزدیک تر می رسد، بی ادبی و ول انگاری است تا نژادپرستی!

 

پانویس ها


[1] – وزیر تبلیغات آلمان نازی

[2] – “Racism” in R. Schefer. 2008 Encyclopedia of Race, Ethnicity and Society. SAGE. p. 1113

[3] – کودکان محروم از تحصیل، واقعیتی خاموش در جامعه     www.icana.ir

[4] – آمارهای نگران کننده کودکان دچار سوء تغذیه               www.hamsofreh.ir

[5] – یک مورد مشخص رابطه توام با اختلاف علی دایی و علی کریمی است. دو اسطوره فوتبال ایران که حتی مرگ نابهنگام زنده یاد نوروزی نیز ، در حد سلام و احوالپرسی ایشان را به هم نزدیک نکرد!

[6] – آمار واقعی شهدای جنگ؛ ۱۹۰ یا ۲۲۰ هزار نفر؟ www. tarikhirani.ir

[7] – هزينه سالانه سوغات حجاج ايراني،‌ معادل 200 هزار فرصت شغلی در ايران است      www.snn.ir

[8] – لقب عمرابن الخطاب ، خلیفه دوم (بعضی از مردم در غرب ، ایرانیان را عرب می دانند که مشخصا ریشه در نام های عربی ایرانیان دارد جالب آن که بعضی از ما به بی اطلاعی غرب نسبت به تفاوت ایرانیان با اعراب می پردازیم اما در ریشه نام خود ، که دلیل این سوئ برداشت است ، نمی نگریم!)

[9] – فوزیه فؤاد ، خواهر ملک فاروق پادشاه مصر بود

[10] – دریابان شمخانی متولد اهواز و از هم میهنان عرب ایرانی هستند

[11] – نویسنده و پژوهشگر (زاده ۱۱ فروردین ۱۲۵۶ خورشیدی – درگذشته ۶ خرداد ۱۳۲۸ خورشیدی)

[12] – جمال زاده محمدعلی ، خلقیات ما ایرانیان ، مجله مسائل ایران ، فروردین 1345 ص 141

[13] – حمله اینستاگرامی به صفحه فرشته کریمی  www.varzesh3.com/news/1271111

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.