تاریخ ایرانتاریخ ایران عصر پهلویتاریخ و اندیشهزنانفرهنگ ایرانیمسایل اجتماعی

بعد از بدشت

نگاهی به کشف حجاب در دوره رضاشاه

نویسنده

سپهر ساغری

در قزوین بدنیا آمد. مادرش آمنه خانم قزوینی، و پدرش ملا محمدصالح برغانی بودند. ابتدا به شیخیه[1] گرایش پیدا کرد اما با علنی شدن دعوت سید علی محمد باب، به جرگه بابیان پیوست. وی در گردهمایی بدشت[2] و در حین سخنرانی نقاب از چهره برداشت و رسماً ظهور شریعت جدید را اعلام کرد.

از این رو عده ای از بابیان رنجیدند و بدشت را ترک کردند. سرانجام در 1231خ در باغ ایلخانی اعدام شد و جسدش را در چاهی در همان باغ انداختند و اگرچه بدین ترتیب پرونده اولین زن بی حجاب معاصر بسته شد، اما اندیشه بی حجابی زنان نه تنها از بین نرفت، بلکه تقویت شد و افرادی نیز در مدح بی حجابی قلم چرخاندند و در واقع اینان ادامه دهنده مسیری بودند که قره العین آغازگر آن بود و رضاشاه تکمیل کننده ی آن.[3]

 

مسئله ی کشف حجاب؛ از ناصرالدین شاه تا رضاشاه

مسئله اصلاحات کم و بیش از دوره ناصرالدین شاه به یک مقوله عمومی تبدیل شد. ترجمه کتب، تاسیس دارالفنون و راه اندازی نشریات مختلف از زمره اقداماتی بود که بدنه جامعه ایران را با تغییرات و تحولات دنیای مدرن آشنا کرد. بخشی از مهم ترین این تغییرات و دگرگونی ها به سبک زندگی و پوشش مردمان غرب بازمی گشت.

حتی ناصرالدین شاه در سال 1266 خورشیدی در سفر به روسیه سخت تحت تاثیر بالرین های تئاتر کارولین قرار گرفت تا جایی که دستور داد زنان حرم لباس مدل جدید بپوشند!

کشف حجاب
کشف حجاب

با این وجود عمر این تغییرات با غروب آفتاب سلطنت ظل الله نیز به سرآمد و حتی پس از انقلاب مشروطه جز در محافل روشنفکری صحبتی از کشف حجاب در میان نبود. زمان هرج و مرج و آشوب پس سال های انقلاب با روی کارآمدن سردار سپه به پایان رسید. در پناه تشکیل دولتی مقتدر در تهران امکان اجرای تغییرات بنیادی فراهم آمد.

اما به همان میزان که تغییر و دگرگونی امری اجتناب ناپذیر است مخالفت و ایستادگی در برابر آن نیز امری ناگزیر! حتی اگر تغییرات به صورت برنامه ریزی شده و از سوی نهادی قدرتمند هم چون دولت اعمال شود، در صورتی که در تغایر با فرهنگ و باورهای مذهبی مردم باشد با موانع فرهنگی، اجتماعی، روانی و حتی اقتصادی فراوانی روبرو خواهد شد.

اعتقادات و ارزش های فرهنگی، خودمداری فرهنگی، غرور و حفظ آبرو از جمله موانع فرهنگی در مقابل تغییرات است.[4] رضاشاه با آگاهی از این امر پیش از رسمی کردن کشف حجاب کوشید تا با زمینه سازی لازم تا حد امکان از مقاومت مردم در برابر این تغییر بکاهد.

پهلوی اول تلاش کرد با کمک به ایجاد مجامع مدافع حقوق زنان مانند «بیداری نسوان» (به سال 1305خ در تهران) و «کانون بانوان» (به سال 1314خ در تهران)، مجله «اختران ایران» در شیراز، «مجله زنان» در اصفهان، «نامه بانوان» و «عالم نسوان» در تهران، «جهان زنان» در مشهد، برگزاری مجالس سخنرانی و سرودخوانی با حضور نمایندگان مجلس و مقامات عالی رتبه دولتی و بانوانشان در دبیرستان های دخترانه، تاسیس مدارس مختلط تا سال چهارم ابتدایی، گسترش پیشاهنگی دختران در مدارس دخترانه و توجه به آزادی بانوان به وسیله شاعران و نویسندگانی چون ملک الشعرای بهار، رشید یاسمی، سعید نفیسی و حجازی زمینه لازم برای کشف حجاب را فراهم آورد.

یکی دیگر از تمهیدات اتخاذ شده آغاز تغییر در پوشش مردان بود. در همین راستا در سال 1308خ استفاده از لباس های محلی و سنتی ممنوع و پوشیدن لباس های مدل غربی و استفاده از کلاه پهلوی برای مردان بزرگسال به جز روحانیون اجباری شد.

تا دی ماه 1314خ که برداشتن چادر و کشف حجاب رسمیت یافت، تبلیغات فراونی برای کشف حجاب صورت گرفت. در جامعه ای که باور سنتی عمیقی دارد و عمده زنانش در مجامع و محافل عمومی حاضر نمی شدند و اگر هم می شدند از پوشش کامل مانند برقع استفاده می کردند، چنین تغییری آن هم با حکم حکومتی طبعا با چالش های فراوان مواجه می شد.

 

واکنش جامعه در برابر کشف حجاب

نگاه توام با فشار و اعمال اصلاحات با توسل به زور تا جایی پیشرفت که حجاب ممنوع اعلام شد. کسبه از فروش اجناس به زنان با حجاب منع شدند. زنان با حجاب حق ورود به خیابان ها یا سوار شدن به وسایل نقلیه را نداشتند. هم چنین اجازه ورود به فروشگاه ها، سینماها و گرمابه ها هم از ایشان سلب شد.

حتی مامورین دولتی از راه رفتن در کنار زنان با حجاب منع شدند! برغم تمهیدات فرهنگی و اقتصادی حکومت، دستور کشف حجاب به غیر از شمال ایران تقریبا در تمام کشور با مقاومت روبرو شد. سختگیری مامورین دولتی تاکتیک های مقابله متعددی استفاده کنند. مردم به جای استفاده از چادرهای رایج که ممنوع اعلام شده بود، چارقد، چادرنماز، چاقچور و سربند استفاده کردند.

برخی با استفاده از چادر کمری سعی در حفظ پوشش خود داشتند. عده ای روپوش های بلند و یا مقنعه را جایگزین چادر کردند. عده ای نیز کلاه گیس برسر کرده و با پوشش کامل از خانه خارج می شدند. گاهی نیز مردان در بین راه خانه تا حمام در فواصل مختلف به مراقبت می پرداختند تا زنانشان با حجاب بتوانند بدون تعرض مامورین دولت از حمام های عمومی استفاده کنند.

برخی افراد نیز که خانه شان در نزدیکی حمام ها قرار داشت از روی پشت بام خانه همسایه ها خود را به حمام می رساندند. برخی نیز که از تمکن مالی بیشتری برخوردار بودند در خانه های خود حمام ساختند تا زنانشان مجبور به خروج از خانه نباشند.

با تمام تدابیر اتخاذ شده در برابر مردم بسیاری از موارد زنان با حجاب ضمن تردد در کوچه و خیابان با مامورین سختگیر مواجه می شدند. در این گونه موارد گاه مردان با دادن رشوه به مامورین، حجاب همسران خود را حفظ می کردند. گاه زنان با مامورین درگیر می شدند.

در مواردی اهالی یک محله وقتی با ماموری تنها مواجه می شدند او را کتک زده و سپس فرار می کردند! پافشاری دولت بر اجرای فرمان کشف حجاب با توهین به زنان بی حجاب، شماتت خیاطان، ترک خدمت، جلای وطن و حتی طلاق ابعاد گسترده تری به خود گرفت.

از مقاومت بدنه جامعه در مقابل تغییرات حکومتی، ولو آن را مصلحانه و به سود جامعه ارزیابی کنیم، برمی آید اصلاحات با توسل به زور و قوه قهریه و بدون درنظر گرفتن ارزش های حاکم یا کوتاه مدت است، نظیر آن چه در باب تغییر لباس زنان حرمسرا در دوره ناصری گفته شد و یا پر تنش مانند آن چه در دوره پهلوی اول مطرح گردید.

آن چه بیش از همه در اندیشه استبدادی مغفول است نقش اراده و تصمیم افراد است. حاکمیت خود را به مثابه دانای کلی می داند که باید توده مردم نادان را به راه راست هدایت کند. از این رو چندان عجیب نیست که دستگاه قدرت خود را محق می داند حتی در باب نوع پوشش مردم نیز دستور صادر کند و تخطی از آن را با برخورد پلیسی پاسخ گوید. مسیری که بیش از اعمال اصلاحات با مقابله و پافشاری مردم روبرو می شود.

 

منابع


[1] – از مذاهب منشعب از شيعه در قرن سيزدهم هجری است.

[2] – پس از بالا گرفتن کار بابیان، میرزا آقاسی، صدراعظم وقت، باب را به چهریق تبعید کرد. گردهمایی بدشت به منظور چاره اندیشی در این مورد صورت پذیرفت.

[3]– جمشیدی ها غ، نجفیان رضوی ل. شیوه های مختلف مقاومت مردم ایران در برابر دستور حکومتی کشف حجاب در دوره اول پهلوی. زن در فرهنگ و هنر (پژوهش زنانه)، دوره 2، شماره 3، بهار 1390: 56-37

[4] – همچنین از شاخص هایی هم چون همبستگی منافع گروهی، عدم همنوایی با هنجارها، تضاد میان گروه های مختلف جامعه و میزان بصیرت در خصوص یک تغییر را می توان به عنوان موانع اجتماعی یک تغییر یاد کرد. همچنان که درک افراد از تغییر، تمایل به سکون، همنوایی با تغییر یا وجود تعهد برای عمل به هنجارها و عوامل شخصیتی از زمره موانع روانی مقابله کننده با تغییرات قابل شناسایی می باشند.

Save

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.