تیتر اولجامعهمسایل اجتماعی

سرند در جستجوی چیست؟

به مناسبت چهارمین سال فعالیت ماهنامه سرند با نگاهی به جایگاه تفکر انتقادی در جامعه ی ایران

مرز بین جهنم و بهشت فقط تفاوت بین دو شیوۀ نگرش به موضوعات است.

جرج برنارد شاو

نویسنده ایرلندی

 

نویسنده

سپهر ساغری

حوزه اندیشه و بویژه تفکر انتقادی در جامعه ی ایرانی، چندان پرمخاطب و پرطرفدار نیست. بویژه آنکه عموما خود را بسیار دانا و باهوش می دانیم و طبعا مبرا از هرگونه خطا و لغزش. چرخه دانایی و خودحق پنداری با رکن پرهیز از مطالعه تکمیل می شود.

چرخه ای که هر جز آن دیگری را تقویت می کند و چون گردابی فرد را در خود فرومی برد. در همین حال سختی زندگی، مشغله ی بسیار، ناامیدی از آینده، نارضایتی های اجتماعی و … فقط بخشی از خیل دلایلی است که در توجیه روی گردانی از مطالعه برمی شمریم.

آسودگی خاطر و داشتن وقت را از ضروریات مطالعه می دانیم و عموما خود را بی نصیب از هر دو معرفی کنیم. از یاد نبریم این توجیه متعلق به کسانی است که خود را بسیار دانا می دانند و طبعا چنین استدلالی را درست می پندارند.[1] با این وجود و برغم همه این تنگناها، حدود 23 میلیون نفر از جمعیت 81 میلیونی کشور به بازی می پردازند!

به طور دقیق تر حدود دو میلیون ایرانی روزانه 144 دقیقه وقت خود را صرف بازی‌های آنلاین می‌کنند. با یک دو دوتا چهارتای ساده دست‌مان می‌آید ایرانی‌ها روزانه 30 الی 40 میلیون ساعت به انجام بازی‌های ویدئویی می‌پردازند.

در این میان با عنایت به آمار بیش از 40 میلیونی کاربران تلفن همراه هوشمند در کشورمان و حضور 20 تا 25 میلیون گیمر حرفه‌ای، می توان گفت که حدود یک سوم تا یک چهارم جمعیت کشورمان پای ثابت بازی‌های رایانه‌ای هستند؛

جمعیتی که طبیعتا شامل گروه‌های خردسال یا کهنسال نمی‌شود بلکه جمعیت جوان و فعال جامعه هستند که روزانه 40 میلیون ساعت عمر خود را پای چنین بازی‌هایی هدر می‌دهند.[2]

 

آمارها سخن می گویند

بر اساس یک نظرسنجی که در سال گذشته بوسیله ی وزارت ورزش و جوانان انجام شده است، 31 درصد جوانان اوقات فراغت خود را به بطالت، 27 درصد در فضای مجازی، 2 درصد در مطالعه و 12 درصد در تماشای تلویزیون گذرانده‌اند.[3] همچنین طبق آمارهای جهانی و بر اساس استانداردهای تعریف شده، آمریکایی ها ۲۰ دقیقه، انگلیسی‌ها ۵۵ دقیقه و ژاپنی‌ها ۹۰ دقیقه از وقت خود را در شبانه روز به مطالعه کتاب اختصاص می دهند. بر این اساس آماری که از سرانه مطالعه کتاب در ایران در کنار تمام نوسانات عددی (از ۲ دقیقه به ۱۵ دقیقه و در نهایت به ۱۸ دقیقه رسید) که تا کنون ارائه شده است، نشان می دهد که ایرانیان تقریبا به میزان آمریکایی ها به مطالعه کتاب علاقه‌مند هستند. ژاپن از نظر عادت به کتابخوانی جایگاه نخست را در جهان دارد و ۹۱ درصد مردم این کشور به طور معمول کتاب، روزنامه و مجله می خوانند؛ برای مثال یک ژاپنی در سال حدود ۴۷ کتاب می‌خواند.[4]

با تمام این اوصاف حتی در میان اهل مطالعه هم کم نیستند کسانی که بدون توجه به حق ناشر و نویسنده، کتاب مدنظر خود را رایگان دانلود می کنند. در توجیه آن هم از گرانی کتاب می گویند اما مشخصا نیست چگونه برای حوزه های دیگر از خرید گوشی های همراه تا فست فود، حاضر به پرداخت مبالغ بیشتری هم هستند.

بر اساس گزارش بانک مرکزی در ایران، خانواده های یک نفره، سالانه ۵۱۱ هزار تومان برای رستوران رفتن، هزینه می کنند و خانواده های سه نفره، ۷۳۷ هزار تومان هزینه شان می شود. همچنین  کم درآمدترین قشر جامعه سالانه ۳۵ هزار تومان برای رستوران و هتل هزینه می کنند.

طبقه متوسط جامعه  نیز کمتر از ۵۰۰ هزار تومان در سال صرف هزینه های رستوران و هتل می کنند. اما رستوران و فست فود بین خانواده های ثروتمند ایرانی هزینه های بالایی را به خود اختصاص داده است.

به طوری که به طور متوسط سالانه بین ۹۰۰ هزار تومان تا  ۳ میلیون تومان برای رستوران رفتن خرج می کنند.  اگر هزینه طرفداران رستوران و فست فود ایرانی را با هزینه های این موضوع در آمریکا مقایسه کنیم با نهایت تعجب مشاهده می کنیم در ایران به مراتب بیشتر از آمریکا برای غذاهای خارج از خانه هزینه می شود.[5]

باری، به بحث کتاب و کتابخوانی بازگردیم. گرچه عمده ناشران هم در برابر دریافت وجه حاضر به چاپ کتاب می شوند. به همین جهت نیز تا چشم کار می کند شاعر و نویسنده و مترجم داریم. روشن است که این بازار مسلکی مختص یک گروه خاص نیست و تقریبا دامنه فساد در همه ی حوزه های اندیشه نیز قابل مشاهده است.

فسادی که از بطن بدنه ی جامعه و با نگرشی خودخواهانه صرفا منافع شخصی و یا دست بالا گروهی و نه جمعی را دنبال می کند. به عنوان نمونه بدون توجه به چیستی و کیستی یک نشریه و صرفا با هدف کسب درآمد درخواست همکاری می دهیم.

نویسنده در این ۳۷ ماه به دفعات با متقاضیانی روبرو شد که حتی به یاد نداشتند به چه کسی و چه زمانی درخواست همکاری داده اند. بماند که عموما، نخستین سوال درباره ی حجم کار یا میزان دریافتی است.

عجیب نیست از بطن چنین فرهنگی مردمانی سربرآورند که یک روز با رسانه های داخلی، یک روز با بی بی سی و روز دیگر با ایران اینترنشنال همکاری می کنند. در حقیقت هر جا فرصت بهتری باشد ما حاضریم و آماده.

هدف ساختن نیست. هدف تعییر اجتماعی نیست. ما یک هدف بیشتر نداریم؛ تامین منافع شخصی. با هر عنوان و با هر سطح از تحصیلات همیشه دیگران، بویژه دستگاه قدرت مقصراند. ما هیچ وقت و هیچ زمانی قصد نداریم با تکیه بر احساس مسئولیت و پرداخت هزینه، که الزاما زندان رفتن نیست، تغییری پایدار پدید آوریم.

با تمام این تفاسیر کباده علم و ادب می کشیم. زیاد حرف می زنیم و کمتر عمل می کنیم. تغییر را در دیگری جستجو می کنیم و خود را کامل و بی نقص می دانیم. بحث ما در این مختصر مشخصا حوزه اندیشه بود با این حال روشن است که دیگر حوزه های زندگی اجتماعی نیز از این دست اندازها بسیار دارد که اگر چنین نبود درحال توسعه یا همان جهان سومی نمی شدیم.

با این حال در بد و بیراه گفتن به دستگاه قدرت، خواه جمهوری اسلامی، خواه پهلوی و حتی قبل تر از آن گوی سبقت را از یکدیگر ربوده ایم. اکثریت شهروندان این کشور در برابر هیچ چیز و هیچ کس پاسخگو نیستند اما از همه چیز و همه کس انتظار دارند. مردم ایران در طول تاریخ شریف و نجیب بوده اند و فقط حکومت های ایشان جملگی قاتل و غارتگراند. ثمره ی چنین نگرشی هم روشن است.

آن چه سرند می گوید

با توجه به آنچه گفته شد، می تواند پذیرفت که کمتر کسی حاضر است به میدان نقد جامعه ی ایرانی وارد شود. عموما ترجیح می دهند به نقد دستگاه قدرت بپردازند. نکوهش حکومت چه در داخل و چه در خارج بسیار کم هزینه تر است.

مقوله ای که ریشه های آن را به جرات می توان در گسترش فرهنگ مصرف گرایی جست. گوشه و کنایه زدن به دستگاه قدرت و مسئولین هم وجه ی روشنفکری و جسارت به شخص می دهد و هم با رعایت خطوط قرمزی موجب پرداخت هزینه های سنگین چون زندان نخواهد شد.

اما نقد باورها و رفتارهای مردم می تواند در زمانی بسیار کوتاه و با شدتی بیشتر موجب پرداخت هزینه شود. از این رو حتی صاحبین اندیشه در خارج کشور هم چندان میانه ای با نقد خویشتن ندارند. این مهم عمومی ترین رویکرد روشنفکران یا کسانی است که به ایشان گمان روشنفکری داریم.

رویکردی که البته تماما مورد انتقاد سرند است و در شعار نشریه هویدا؛ سرند تلاشی است جهت نقد اندیشه و رفتار جامعه ی ایران. با این حال سرند تلاش می کند فقط انعکاس اندیشه های منتقد نباشد.

بلکه خود نمادی از انتقاد به وضع موجود باشد. انتقاد به محتوای غیرتولیدی، هزینه بالا و نگرش دانای کل و … که همگی از آفات مزمن فضای مطبوعاتی کشورمان است که دست کم تلاش می کنیم به آن ها مبتلا نشویم.

به عنوان نمونه رایگان بود[6] ماهنامه با هدف جذب مخاطب بیشتر صورت نگرفت. رایگان بودن فرصتی است که مخاطب محترم بدون دغدغه ریالی یا سطح دسترسی، بتواند هر زمان بازگردد و مطالب ماهنامه را از نظر بگذراند.

شاید این سیاست به شکل گیری گفتگو بین طرفین و در نهایت جامعه ی ایرانی کمک بیشتری نماید. بویژه از آن جهت که همه ی همکاران ماهنامه اعم از نویسندگان، مترجمین، عکاسان، کارتونیست ها و … خود را جدا ازپیکره جامعه نمی دانند و در مقام دانای کل به مسایل جامعه ی ایران نمی نگرند.

با این تفاسیر هدف نهایی نه جدا کردن سرند از بدنه ی جامعه که ایجاد فرصتی برای گفتگوی بیشتر و تامل در اندیشه و رفتار مردمانی است که در کنار خوبی ها، به عادات و باورهای ناپسندی نیز آلوده اند.

پانویس ها


[1]– دانای کل که نیازی به خواندن و دانستن ندارد

[2]– بازی‌های رایانه ای و اتلاف وقت کاربران آن  www.iribnews.ir

[3]– آمار جالب از اوقات فراغت جوانان ایرانی  www.entekhab.ir

[4]– مقایسه آمار کتابخوانی در ایران و جهان  www.iribnews.ir

شایان توجه است که کتاب تنها راه روشنگری نیست و از طرفی صرفا مطالعه موجب روشنگری نخواهد شد. کیفیت کتاب و نوع نگرش و تحلیل مخاطب نیز از عوامل مهمی هستند که کمتر مورد توجه قرار می گیرد.

[5]– ایرانی‌ها سالانه چقدر فست فود می‌خورند؟ www.fardanews.com

[6]– آن هم در شرایطی که اکثریت قریب به اتفاق نشریات کشور، حتی آن هایی که تولیدی هم نیستند، جنبه ریالی دارند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.