تیتر اولفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

ادبیات و ابتذال

درباره ی ابتذال در ادبیات امروز ایران

من ترجیح می دهم مردم را سرگرم کنم و امیدوار باشم که چیزی یاد بگیرند تا اینکه آن ها را آموزش دهم به این امید که سرگرم شوند.

والتر الیاس دیزنی

انیماتور و کارگردان

نویسنده

شایان پورجعفر

 

ادبیات به عنوان پدیده‌ای که دارای پیوندی عمیق با هنر و جامعه‌ است به عنوان یکی از ارکان مهم فرهنگی هر کشور شناخته می‌شود. در نتیجه روشن است که رشد ابتذال در ادبیات باعث تولید ضدفرهنگ در جامعه خواهد شد. اما پیش از تشریح مصداق‌های ابتذال در ادبیات معاصر بد نیست که به تعریف دقیق‌تری از واژه‌ی ابتذال برسیم.

در لغت‌نامه‌های دهخدا، معین، عمید و… ابتذال به معنای «به کار بردن بیش از اندازه هر چیز است تا حدی که از ارزش آن بکاهد» عنوان شده است اما امروزه کاربردی فراگیرتر از آنچه یاد شد، دارد. به طور خاص هنر مبتذل به گونه‌ای هنری اطلاق می‌شود که دارای مقبولیتی قابل توجه‌ در میان عوام است در حالی که از ارزش‌ هنری کم‌تری نسبت به دیگر گونه‌ها برخوردار است.

این تعریف تا حدی به تعریف نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت از «هنر پَست» نزدیک است. امروزه فرهنگ تا حد تبلیغات، فراغت و تفریح تحلیل رفته است[1] و ادبیات نیز ناگزیر در این سیر قهقرایی قرار گرفته است. در این متن به صورت گذرا جنبه‌هایی از این اتفاق را بررسی خواهیم کرد.

 

«صنعت فرهنگ»؛ ابزار سلطه بر جوامع مختلف

نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت[2] و به طور خاص تئودور آدورنو[3]، ماکس هورکهایمر[4] و هربرت مارکوزه[5]، با تعریف پدیده‌ی «صنعت فرهنگ»، یکسان سازی هنر نزد مخاطب و انفعال او در نقد اثر ادبی را نمونه‌ای از فعالیت‌های نظام سرمایه‌داری در راستای اعمال سلطه‌ی بیشتر می‌دانستند. این اتفاق که به عنوان تجارت سرگرمی از آن یاد می‌شود، شباهت بسیاری با مناسبات جامعه‌ی ما و نحوه استفاده‌ی توده‌ی اجتماع از ادبیات دارد.[6]

دروغی بزرگ به نام هنر مردمی

پیش از این عنوان کردیم که ادبیات دارای پیوندی عمیق با جامعه و هنر است. از این رو ابتذال حاکم بر ادبیات نیز از این دو مستثنی نخواهد بود. با وجود این که جامعه‌شناسی دیالکتیک[7] مقتضیات زیبایی‌شناسانه هنر را به طور کامل نفی نمی‌کنند اما می‌توانیم مصداق‎‌های ابتذال در ادبیات را به دو بخش مجزا، یعنی ضعف در معیارهای زیبایی‌شناسانه و ضعف در ایفای نقش در اجتماع تقسیم کنیم که به نحوی دوگانه‌ آشنای فرم و محتوا را به مخاطب القا خواهد کرد.

فارغ از این که ایا اثر ادبی رسالتی در قبال اجتماع دارد یا خیر، ذکر این نکته ضروری ا‌ست که هر اثر دارای نگرشی مخصوص به خود است. این نگرش همان قوه‌ای است که انتظار می‌رود در مخاطب اثر کند و پیوند میان مولف و مخاطب را برقرار ‌سازد. در نتیجه حتی اگر مولف اثر ادبی، برای خود رسالتی اجتماعی قائل نشود همچنان به واسطه‌ی اثر خود بر بخشی از اجتماع (مخاطبانش) تاثیر خواهد گذاشت.

رابطه ی ایجاد شده میان مولف و مخاطب زمانی منجر به ابتذال ادبی خواهد شد که مولف عامدانه سطح کیفی اثر را به مخاطبانش نزدیک کند. به بیانی دقیق‌تر میزان تاثیر بر عوام نسبت به کیفیت مطلوب اثر ارجحیت پیدا می‌کند و روشن است در دنیای مدرن، مصرف‌گرایی جزء جدایی ناپذیر آن است.

در نتیجه مخاطبان داستان‌نویسانی چون جوجو مویز و مودب پور چندین برابر کسانی چون داستایفسکی و هوشنگ گلشیری خواهند بود. سلسله رمان‌های جوجو مویز، نویسنده انگلیسی، و اتفاقاتی که پیرامون چاپ و توزیع آن در بازار کتاب ایران رخ داد، نمونه‌ی آشکاری از ابتذال در ادبیات داستانی ایران است.

در توضیحات این کتاب(ها) از الهام‌بخش بودن آن به عنوان یکی از دلایل فروشش در بریتانیا ( و البته ایران) یاد شده است. این توضیح به درستی روحیه مصرف‌گرای مخاطب رمان امروز را ارضا می‌کند در حالی که کتاب نه تنها از ساده‌ترین قابلیت‌ها در فرم داستان بی‌بهره است بلکه از نظر ویراستاری و ترجمه هم پر از ایراد‌های فاحش است اما به واسطه‌ ارضای همان روحیه ی مصرف‌گرا سودی چند صد میلیونی برای ناشر فراهم می‌آورد.

در سال‌های گذشته شاهد چنین اتفاقاتی در شعر فارسی نیز بوده‌ایم. مجموعه‌های شاعرانی نظیر مهدی سهیلی[8] گرچه امروز در کنج کتابخانه‌ها و دست دوم فروشی‌ها خاک می‌خورند اما در روزگار خود بسیار بیشتر از اخوان‌ها و نیما‌ها و نصرت‌ها می‌فروختند و این امر از مقبولیت شعر عوام در جامعه حکایت می‌کند که رگه‌هایی از آن در شعر امروز نیز قابل مشاهده است.

وقوع این اتفاقات یعنی گرایش‌های سطحی عوام به فرهنگ و ادبیات در دنیای امروز امری ناگزیر است. این گرایش در جامعه رو به افول ایران جنبه‌ای حادتر نیز پیدا خواهد کرد اما مساله اساسی‌تر گرایش‌ مولفان به عوام‌نویسی است. این اتفاق در گونه‌های دیگر هنری نظیر سینما و موسیقی نیز رخ می‌دهد. نگاه بازاری مولفان که تابع سیاست‌های نظام سرمایه‌داری در حوزه‌ی فرهنگ است، یکی از اساسی‌ترین عوامل رشد ابتذال در تولیدات فرهنگی است.

ترانه که به عنوان پدیده‌ای نسبتا نوظهور در ادبیات شناخته می‌شود، از ملموس‌ترین نمونه‌های این نگاه بازاری ا‌ست. شاید در هیچ جمع ادبی به اندازه نشست‌های تخصصی ترانه صحبت از «مارکت» به میان نمی‌آید. این اتفاق تا جایی پیش می‌رود که در کارگاه‌های ترانه راه‌های شناخت مارکت موسیقی آموزش داده می‌شود.

همین امر یکی از دلایلی‌ است که امروزه خلق ترانه پیشرو بسیار کم‌تر از سال‌های دور باشد. به جرئت می‌توان ادعا کرد با گذشت سال‌های بسیار از تثبیت ترانه به عنوان گونه‌ای نوظهور از شعر و تاسیس چند ده محفل رسمی ترانه و شعر محاوره در شهر‌های مختلف ایران، هنوز ترانه‌سرایی در قامت ایرج جنتی عطایی و شهیار قنبری پدید نیامده است.

نشر کتاب در ایران
نشر کتاب در ایران

ناشرین و معضل کتاب‌سازی

صنعت چاپ و اتفاقات پیرامون آن، یکی از مهم‌ترین عوامل ابتذال حاکم بر جامعه ادبی‌ امروز ایران است. امروزه تعداد ناشرینی که نگاه بازاری کم رنگ‌تری به چاپ کتاب دارند، انگشت‌شمارند. از طرفی حقوق مولف به کم‌ترین صورت ممکن رعایت می‌شود و از طرف دیگر نگاه غالب ناشرین به مساله فروش کتاب چیزی فراتر از فروش یک کالای معمولی در بازار نیست و اصلی‌ترین انگیزه چاپ، سود حاصل از فروش آن است.

سودی که خود تابع انگیزه‌های مخاطبان است، مخاطبان مصرف‌گرای دنیای مدرن امروز و به طور خاص رو به افول ایران! تمام این نمونه‌ها صرفا مشتی نمونه خروارند و ریشه همه‌ی آن ها، همان‌طور که پیش از این ذکر شد، نگاهی ا‌ست که هنر و به طور خاص ادبیات را امری به مثابه سرگرمی می‌داند و از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد جنبه‌های دیگر زندگی استفاده می‌کند.

 

پانویس ها


[1]– مطالعه ی مقاله «آدورنو: صنعت فرهنگ» به قلم دن استیلر و فرن تونیکس و با ترجمه حسین قاضیان از  سایت www.rasekhoon.net خالی از لطف نیست.

[2] مکتب فرانکفورت بوسیله ی ماکس هورکهایمر در دهه 30 قرن 19 در شهر فرانکفورت تاسیس شد. فعالیت این انجمن بر فلسفه علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی، و نظریه اجتماعی نئومارکسیستی متمرکز بود.

[3]-Theodor Ludwig Wiesengrund Adorno

[4]-Max Horkheimer

[5]-Herbert Marcuse

[6]– البته ذکر این نکته ضروری است که صنعت فرهنگ و هنر مبتذل لزوما رابطه‌ای مستقیم با هم ندارند. اثر هنری می‌تواند مبتذل باشد اما ابزاری برای سلطه نباشد و بالعکس گاهی اثری ابزاری برای سلطه خواهد بود اما از نظر معیار‌های زیبایی‌شناسانه قابل دفاع است.

[7]– دیالکتیک از ابزار‌های فلسفه و کنشی‌ست خردگونه که از دو یا چند نظر متضاد یا متباین نظریه‌جدیدی خلق خواهد کرد.

8- از مطرح‌ترین شاعران شعر عوام 1366-1303

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.