تاریخ ایرانتاریخ و اندیشه

زخمی بر چهره ی کارون

درباره ی جنگ ایران و عراق به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 (قسمت دوم)

رهبران عراق گمان می کردند ایران بر اثر تصفیه ارتش و بخصوص بعد از کشف توطئه کودتای نوژه، که به دستگیری و اعدام عده ای از خلبانان نیروی هوایی انجامید، توان مقابله با تهاجم عراق را ندارد و با بحران گروگان گیری که هنوز راه حلی برای آن پیدا نشده بود آمریکا و کشورهای دیگر غربی هم در این جنگ از عراق پشتیبانی خواهند کرد. عراق همچنین به حمایت کشورهای عربی منطقه که از گسترش انقلاب اسلامی ایران بیمناک بودند امیدوار بود و علاوه بر همه این عوامل تصور می کرد که بدنبال تهاجم نظامی آن کشور، ایران دچار آشوب خواهد شد و مردم عرب زبان خوزستان هم به حمایت عراق برخواهند خاست. اما بسیاری از این محاسبات و پیش بینی ها غلط از آب درآمد.

منبع: طلوعی محمود، صد سال صد چهره، نشر علم، تهران، چاپ چهارم، ص 502

ترجمه و تلخیص

صفورا صادقی

 در قسمت پیشین زخمی بر چهره ی کارون مختصری به پیشینه ی اختلافات مرزی ایران و عراق و اهداف رژیم بعثی از تسلط بر اروند رود سخن گفتیم. در این قسمت ضمن پرداختن به عوامل موثر در وقوع جنگ ایران و عراق، ادامه مطلب را پی می گیریم.

اختلافات در ایران؛ چشم امید صدام

صدام حسین روی بهره بردن از ناآرامی‌های داخلی ایران از قبیل شورش اقلیت‌های قومی، مخالفت گروه‌های معارض سیاسی و همچنین تفرقه در سلسله مراتب مذهبی، حساب باز کرده بود. در شمال غربی کشور سپاه پاسداران و ارتش شدیدا درگیر مبارزات داخلی با کردها بودند.

در طول انقلاب کردها به نوعی خودمختاری غیر‌رسمی دست یافته بودند که اکنون به دنبال رسمیت بخشیدن به آن تلاش می کردند. اما در ماه اوت سال 1979م، آیت الله خمینی دستور به بسیج عمومی برای پایان دادن به مقاومت‌ کردها داد. در خوزستان، اقلیت عربی نیز برای استقلال تلاش می‌کرد.

این امر برای رهبر انقلاب کاملا غیرقابل‌قبول بود، زیرا اقتصاد ایران به میزان قابل‌توجهی به صنایع نفتی این استان وابسته بود.[1] از طرفی در میان برخی چهره های مذهبی نیز مخالفت‌هایی با رژیم وجود داشت. بویژه از جانب آیت الله محمدکاظم شریعتمداری که انتقاد اصلی‌اش به مصادره انقلاب بوسیله آیت الله خمینی و پیروانش به نفع خود و نفی پلورالیسم[2] سیاسی و مذهبی بود.

مخالفت‌های دیگری نیز با رهبریت معنوی آیت الله خمینی از جانب سلطنت‌طلبان، لیبرال‌های مذهبی از قبیل مهدی بازرگان، نخست‌وزیر سابق و گروه‌های چپ‌گرا همچون مجاهدین خلق و فداییان خلق صورت می گرفت. جدای از این، تنازع قدرت میان جناح‌های درون تشکیلات دینی، توجهات را از درگیری با عراق منحرف می‌کرد.

 

واکنش بین المللی به جنگ ایران و عراق

 در 28 سپتامبر 1980، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه 479 را تصویب نمود که در آن هر دو کشور را از هرگونه استفاده مجدد از روش قهری منع کرده و به حل اختلافات‌شان به روش‌های صلح‌آمیز و مطابق با اصول عدالت و حقوق بین‌الملل فرا می‌خواند. این قطعنامه چندان تأثیرگذار نبود.

عراق اعلام کرد تنها در صورتی این قطعنامه را می‌پذیرد که ایران سرزمین‌های مورد ادعای عراق را تسلیم نماید. رهبران ایران نیز عراق را به تهاجم بی‌دلیل متهم نموده و به نوبه خود تنها زمانی آماده مذاکره برای آتش‌بس می‌بودند که ارتش عراق سرزمین ایران را ترک می‌کرد.

در سازمان ملل، هر دو کشور، مدعی شدند برای دفاع از خود مجبور به شرکت در جنگ شده‌اند. وزیر خارجه عراق، سعدون حمدی، در نشست سازمان ملل متحد در 15 اکتبر 1980، آیت الله خمینی را متهم به تلاش برای صدور انقلاب اسلامی از طریق تشویق به اختلافات مذهبی و فرقه‌ای در عراق نمود.

رئیس جمهور وقت ایران، محمدعلی رجایی از این جنگ به عنوان «جنگ تحمیلی» یاد کرده و اظهار داشت که ایران تنها در صورت مجازات متجاوز، قادر به پذیرش آتش‌بس خواهد بود. سازمان‌های کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد نیز تلاش‌هایی برای برقراری صلح نمودند، اما هیچ کدام‌شان به موفقیتی دست نیافتند.

در این بین موضع رسمی اتخاذ‌ شده از جانب ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی، اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای حوزه خلیج فارس، بی‌طرفی‌ بود. اتحاد جماهیر شوروی که پیش از جنگ، مهم‌ترین تأمین‌کننده سلاح به عراق بود، به این کشور اعلام کرد که انتقال تسلیحات به عراق را محدود خواهد نمود.

ایالات متحده پیش از آغاز جنگ هم روابط خوبی با هیچ کدام از دو کشور نداشت. تنها ملک حسین پادشاه اردن بود که آشکارا حمایتش از عراق را اعلام کرد. با این حال کشورهای حوزه خلیج فارس، علی‌رغم موضع رسمی‌شان مبنی بر بی‌طرفی، برای عراق کمک‌های مالی تأمین می‌کردند.

در همین اثنا، ایران نیز از سوی سوریه و لیبی پشتیبانی می‌شد. با این حال، هیچ کدام از دو کشور، برای تأمین تدارکات تسلیحاتی از کشورهای دیگر دچار مشکل نبودند. فرانسه منبع اصلی تأمین فناوری‌های پیشرفته تسلیحاتی عراق، به ویژه هواپیماهای جنگنده میراژ و اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین تأمین‌کننده سلاح عراق بود.

ایران کنترا
ایران کنترا

اسرائیل با نیت به درازا کشاندن جنگ، سلاح در اختیار ایران قرار می‌داد. همچنین حداقل ده کشور، به هر دو طرف جنگ، سلاح می‌فروختند. در سال 1986، حتی افشاگری‌هایی در رابطه معامله‌های مخفیانه تسلیحاتی بین ایالات متحده و ایران صورت گرفت.[3] ایالات متحده، جنگ ایران‌ـ‌عراق را دستمایه‌ای برای افزایش حضور نظامی‌اش در منطقه خلیج فارس قرار داد و منجر به استقرار استیلای این کشور در منطقه شد.

جامعه جهانی، از آغاز جنگ، عمدتا در رابطه با تأثیر جنگ بر تجارت بین‌المللی و صادرات نفت از خلیج فارس نگرانی‌هایی داشت. از آنجایی که هر دو کشور تولید‌کنندگان عمده نفت بودند، ترس از بروز یک بحران نفتی دیگر، مشابه بحرانی که در طول منازعات عربی‌ـ‌اسرائیلی در سال 1973 رخ داده بود، وجود داشت.

اگرچه عراق و ایران از آغاز جنگ به منظور از بین بردن ظرفیت تولید نفت یکدیگر، به تأسیسات نفتی طرف مقابل حمله نمودند، قیمت نفت تنها برای مدت کوتاهی افزایش یافته و در طول جنگ تأثیرات واقعی بر بازار جهانی نفت به وجود نیامد.

 

روند جنگ ایران و عراق

این جنگ در 22م سپتامبر 1980، با اقدام عراق به حمله هوایی‌ به ده فرودگاه بزرگ ایران و هجوم به خاک این کشور از سه جبهه، آغاز شد. در شمال، قصر شیرین به سبب موقعیت استراتژیک‌اش اشغال شد. ارتفاع زیاد مناطق اطراف قصر شیرین در مقایسه با سرزمین‌های کم‌ارتفاع مجاور، دارای مزایای استراتژیک بوده و این شهردر نزدیکی جاده بغداد قرار داشت.

در بخش‌های جنوبی‌تر، در خوزستان، نقاط استراتژیک در نزدیکی مهران و شهر دزفول مورد هدف قرار گرفتند که به دلیل پایگاه‌های نظامی و خطوط لوله نفتی‌شان حائز اهمیت بودند. با این حال، اهداف اصلی، خرمشهر و آبادان بودند که دومی محل پالایشگاه‌های بزرگ نفتی بود.

با این حال موقعیت استثنایی این دو شهر که بوسیله ی رودخانه‌های شط العرب، کارون و بهمن شیر محدود شده و تنها بوسیله ی دو پل قابل‌دسترسی بودند، تسخیر این شهرها را دشوار می‌نمود. در هفته‌های اول، مبارزه‌های سنگینی بین واحدهای ارتش عراق و تعدادی از نیروهای ارتش، نیروهای مردمی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی جناب ناخدا صمدی در گرفت.

در نهایت عراقی‌ها در تاریخ 24 اکتبر، به قیمت دادن تلفات سنگین، موفق به اشغال خرمشهر شدند. شهر آبادان نیز تحت محاصره قرار گرفت اما تسلیم نشد. تا ماه دسامبر، تنها بخش‌هایی از خوزستان بوسیله ی ارتش عراق اشغال شد. به غیر از چند مورد، هیچ عملیات زمینی‌ای صورت نمی‌پذیرفت و جنگ خلاصه شده بود در تیراندازی از طرف توپخانه‌های طرفین و حملات هوایی به اهداف استراتژیک دو کشور.

اگرچه عراق دارای نیروی هوایی و ارتش بزرگتری بود، موفق به شکست سریع نیروهای مسلح ایران نشد. یکی از دلایلش این بود که ایرانی‌ها – اگرچه از این حمله غافلگیر شده بودند – بلافاصله نیروهای مقاومت قدرتمندی گرد هم آوردند که شامل ترکیبی از ارتش منظم، پلیس، سپاه پاسداران و واحدهای داوطلب می‌شد.

یکی دیگر از دلایلش، عدم صلاحیت رهبری نظامی عراق بود که اشتباهات استراتژیک و تاکتیکی متعددی را رقم زد. ارتش به قدر کافی آموزش ندیده بود و توان استفاده و نگهداری از سیستم‌های پیشرفته تسلیحاتی اصلی‌اش را نداشت. افسران ارشد در عراق نه از روی صلاحیتشان، بلکه به دلیل وفاداری به رهبر بعثی و مناسبا‌تشان با اهل تسنن و تکریتی‌ بودن[4]، ارتقاء درجه یافته بودند. وضعیت در ایران هم خیلی بهتر نبود.

پاکسازی‌های صورت‌گرفته در ارتش پس از انقلاب منجر به تغییرات اساسی در رد‌های بالا شده بود. مقام‌های کلیدی در دست افسرانی بود که بعد از انقلاب به خاطر وفاداری‌شان به اصول اسلامی انقلاب ارتقاء درجه یافته بودند. به عنوان مثال، سرهنگ سابق ارتش سید علی شیرازی، فرمانده نیروهای زمینی، به سبب تعهدش به انقلاب اسلامی، به این موقعیت ارتقا یافته بود.

در اکتبر 1980، آیت الله خمینی نیروهای ارتش منظم و سپاه پاسداران را ادغام کرده و یک شورای عالی دفاع متشکل از هفت عضو منصوب نمود که مسئولیت اداره جنگ و حل اختلافات نظامی را به عهده داشت. رئیس‌جمهور وقت بنی صدر که پیش از این فرمانده کل قوا بود، به عنوان رئیس این شورا منصوب شد.

اما این شورا به دلیل منازعات قدرت بین بنی صدر و روحانیونی چون آیت‌الله محمد بهشتی و اکبر هاشمی رفسنجانی، مؤثر واقع نشد. محور این منازعات عمدتا گرایش سیاسی جمهوری اسلامی بود. بنی صدر مخالف مشارکت روحانیون در امور دولتی بود، که قصد داشتند دولت و جامعه را از طریق فرایند «اسلامی‌سازی» تغییر شکل دهند. مخالفان بنی صدر که به پشت گرمی شورای عالی امنیت و رهبران نظامی، آزادانه به عیب‌جویی از او می‌پرداختند، رقابت‌های سیاسی را در تصمیم‌گیری‌های نظامی دخالت می‌دادند.

آیت الله خمینی در ابتدا از هر دو طرف منازعه خواست اختلافات خود را حل‌و‌فصل نمایند، اما در ماه ژوئن، احتمال کودتا از جانب گروه‌های اپوزیسیونی که شروع به حمایت از بنی صدر کرده بودند، سبب شد احساس خطر نماید. علاوه بر این، رهبر انقلاب تقصیرِ در بن‌بست افتادن جنگ با اشغال خاک ایران بوسیله ی نیروهای عراقی را متوجه بنی صدر می‌دانست.

تصویری از سربازان ایرانی در جنگ با عراق
تصویری از سربازان ایرانی در جنگ با عراق

ضدحمله ی ایران

 در 5 ژانویه سال 1981، ایرانی‌ها برای اولین بار مبادرت به ضدحمله کردند. در ابتدا این ضد‌حمله که در نزدیکی سوسنگرد صورت گرفت، موفقیت‌آمیز بود اما نیروهای عراقی نهایتا لشکر ایران را تحت محاصره در آورده و تلفات سنگین به آنها وارد نمودند. در سپتامبر سال 1981، هنگامی که ایران یک سری حملات موفقیت‌آمیز را ترتیب داد، دوره بن‌بست جنگ به سر آمد.

اولین حمله، ارتش عراق را تا سمت غربی رودخانه کارون عقب برده و به محاصره آبادان که تقریبا یک سال به طول انجامیده بود، پایان داد. در اواخر سال 1981 ایران دو حمله با مقیاس کوچکتر در نزدیکی سوسنگرد (29 نوامبر) و در منطقه قصر شیرین (12 دسامبر) صورت داد و بخشی از خاک از‌دست‌رفته ایران را باز پس ستاند. در 22 مارس 1982، حمله‌ای به مراتب موفق‌تر از حملات قبلی انجام شد. این عملیات، در ناحیه شوش‌ ـ‌ دزفول، فتح المبین نام گرفت که حدود 120،000 سرباز در آن شرکت داشتند.

لشکرکشی‌های پیاپی ایران شکست‌های جدی برای عراق به همراه داشت که سه لشکر خود را از دست داده و مجبور به عقب کشیدن نیروهایش به مرز قبل از آغاز جنگ شد. در بهار سال 1982، ایرانی‌ها از دو حمله با تاکتیک‌های مشابه عملیات فتح المبین برای بیرون راندن ارتش عراق از خوزستان استفاده ‌کردند.

حمله اول، در شمال بُستان، که در 22ام مارس آغاز شد، حمله‌ای تأثیرگذار بود که منجر به آزادسازی حدود 50 مایل مربع از قلمرو ایران شد. حمله دوم که از دو حمله جداگانه تشکیل می‌شد، نقطه عطف بزرگی در جنگ بود. مرحله اول، که از 24 آوریل تا 12 می ادامه داشت، نیروهای عراقی را پس از یک درگیری سخت از منطقه اهوازـ‌ سوسنگرد تا خرمشهر عقب راند.

در مرحله دوم، در تاریخ 20 می، ایرانیان به مواضع عراق در خرمشهر، یعنی آخرین سنگر عراقی‌ها در منطقه، حمله کردند. اگرچه نیروهای عراقی این حمله را پیش‌بینی و شهر را سنگربندی کرده بودند، اما نتوانستند آن را در برابر نیروهای ایرانی، که در 24-25 می به شهر وارد شدند، حفظ نمایند.

صدام حسین در تاریخ 20 ژوئن 1982 اعلام کرد که تمام سربازان عراقی شروع به خروج از خاک ایران کرده‌اند. او آماده مذاکره برای آتش‌بس بود، اما ایران پس از موفقیت‌های متأخرش خواستار الحاق شروطی به توافقنامه شد. ایران علاوه بر پافشاری بر خروج کامل نیروهای عراقی، خواستار سرنگونی صدام حسین و رژیم بعث، دریافت غرامتی قابل‌توجه، و بازگشت 100،000 شیعه اخراج‌شده از عراق در سال 1980 به میهن‌شان شد.

پانویس


[1]– البته زمینه های تاریخی و فرهنگی موجود در خوزستان هم مانع از توجیه جدایی این خطه از کشور می شود. م

[2]– تکثرگرایی معتقد به وجود و پذیرش عقاید و آرای گوناگون است

[3]– تصاویر/ ماجرای مک فارلین و رسوائیِ ایران گیت  www.faradeed.ir

[4]– محل تولد صدام حسین

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.