تاریخ ایرانتاریخ و اندیشهتیتر اول

زخمی بر چهره ی کارون

درباره ی جنگ ایران و عراق به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 / قسمت چهارم

خبرنگار: نتیجه دلخواه سازمان ملل و شما در جنگ عراق و ایران چیست؟

خاویر پرز دکوئیار: نتیجه دلخواه اجرای کامل قطعنامه 598 است.

منبع: زندگینامه دبیرکل‏های سازمان ملل متحد، علی میر سعید قاضی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‏المللی، چاپ دوم 1378

ترجمه و تلخیص

صفورا صادقی

 

در قسمت های پیشین ضمن پرداختن به زمینه های وقوع جنگ ایران و عراق، روند آن را مورد بررسی قرار دادیم. در قسمت چهارم موضع گیری و نقش آفرینی جامعه ی بین الملل در قبال طولانی ترین نبرد نظامی قرن بیستم را مورد تحلیل و ارزیابی قرار می دهیم.

جنگ ایران و عراق؛ موضع گیری جامعه ی بین الملل

 در سال 1987م، جمهوری اسلامی ایران به سبب موضع غیرقابل‌انعطافی که در جنگ اتخاذ کرده بود، بیشتر و بیشتر به انزوا رفت. با این حال، هیچ نشانه‌ای از آمادگی رژیم ایران برای تغییر سیاستش دیده نمی‌شد. در مقابل، در اواخر 1987، لشکرکشی جدید و شدیدتری را ترتیب داد.

به نظر می‌رسد هدف اصلی ایران از ادامه دادن به حملات زمینی این بود که عراق را به لحاظ اقتصادی و نظامی تهی ساخته و تعداد زیادی تلفات روی دست ارتش عراق بگذارد.[1] عراق هم با افزایش حملاتش به پالایشگاه‌های نفتی و تأسیسات ترابری ایران، پاسخ می گفت. در سال 1987، حملات ایران و عراق در خلیج فارس سبب دخالت بیشتر جامعه جهانی در جنگ شد.

با این که ایران از سال 1985 تنها دو تانکر کویتی را هدف قرار داده بود، در ماه ژانویه سال 1987 کویت رسما درخواست عبور و مرور تانکرهایش با پرچم کشتی‌های آمریکایی را داد تا از حمایت دریایی کشتی‌های آمریکایی در خلیج فارس بهره‌مند شود. ایالات متحده در ابتدا تمایلی به این کار نداشت و نگران این بود که این مسئله به طور مستقیم او را در جنگ دخالت داده و با حمایت از یکی از متحدان عراق، وجهه بی‌طرفش دچار خدشه شود.

با این حال، ایالات متحده و به دنبالش بریتانیا، فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی، حضور دریاییشان را در اقیانوس هند افزایش دادند. ایران با استقرار موشک‌های دفاع ساحلیِ ساخت چین در نزدیکی تنگه هرمز خیلی زود توجیهی برای تصمیمِ‌ فرستادن کشتی‌های جنگی به منطقه، به دست آن ها داد.

ایران با استفاده از این موشک‌های قدرتمند قادر به غرق کردن تانکرها و کشتی‌های باربری در خلیج فارس می‌بود. وقتی مشخص شد کویت برای حفاظت از کشتی‌هایش با اتحاد جماهیر شوروی نیز تماس گرفته و اتحاد جماهیر شوروی با اجاره تانکرهایش به کویت موافقت کرده است، آمریکا هم در ماه مارس تانکرهای کویتی را تحت پوشش پرچمش قرار داد.

در ماه مه، در نتیجه اصابت دو موشک اگزوسه پرتاب شده بوسیله ی یک هواپیمای عراقی به ناو محافظ آمریکایی یو‌اس‌اس استارک، و به جا ماندن 37 نفر کشته و 21 نفر زخمی از خدمه، در واشنگتن نگرانی‌ها در مورد جنگ شدت گرفت.

در ژوئن، پس از کشف مین در خلیج فارس، بحران جدیدی آغاز شد؛ ایران به عنوان مسئول این کار مورد سوءظن بود. چندین تانکر و کشتی بوسیله ی این مین‌ها آسیب دیدند. در نتیجه این امر، اعضای ناتو که پیش‌تر از پذیرش درخواست آمریکا برای ارسال ناو مین‌روب به خلیج فارس امتناع ورزیده بودند، مجبور به تجدیدنظر شدند.

در ماه سپتامبر، اعزام مین‌روب‌ها از جانب بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، بلژیک و هلند انجام شد. با شروع اقدامات نظامی نیروی دریایی ایالات متحده به طور مستقیم در خلیج فارس، تنش‌ها بالا گرفت. در روز 21 سپتامبر، نیروی دریایی ایالات متحده، یک کشتی فرود ایرانی را مورد حمله قرار داده و سه کشته به جا گذاشت.

نیروی دریایی ایالات متحده، ادعا می‌کرد که ایرانی‌ها در حال مین‌گذاری بوده و کشتی حامل مین بوده است. در تاریخ 20 ژوئیه 1987، در حالی که جنگ در تمامی جبهه‌ها ادامه داشت و کشورهای دیگر نیز داشتند هرچه بیشتر درگیر می‌شدند، شورای امنیت سازمان ملل متحد با اتفاق آراء با تصویب قطعنامه ی 598 موافقت کرد.

از بین بندهای ده‌گانه منتشره، مهمترین‌شان حامل درخواستی رسمی برای آتش‌بس فوری، تبادل زندانیان جنگی، خروج نیروهای هر دو طرف به پشت مرزهای به رسمیت شناخته‌شده بین‌المللی و انتصاب کمیسیونی برای تعیین آغازگر جنگ می شد. عراق با این شرط که ایران نیز قطعنامه را بپذیرد، با آن موافقت کرد.

ایران نه این قطعنامه را پذیرفت و نه آن را رد کرد؛ بلکه، خواستار تغییر ترتیب بندهای موجود در قطعنامه شد. ایران خواستار شروع قطعنامه با بند 6 بود، که انتصاب کمیسیونی برای تحقیق در مورد مسئولیت این درگیری را مجاز می‌شمرد، به جای بند 1، که رسما خواستار آتش‌بس فوری بود.

ایران با اتخاذ این موضع به جای رد مستقیم، از تحریمی بین‌المللی که سازمان ملل متحد در صدد اعمالش بر طرف نافی قطعنامه بود، جلوگیری کرد. اعزام هیئت صلح بوسیله ی پِرِز دکوئیار به هر دو کشور در ماه سپتامبر برای بحث در مورد آتش‌بس اقدامی بی‌حاصل بود، زیرا ایران تأکید کرد که تنها در صورتی آتش‌بس را می‌پذیرد که عراق از جانب سازمان ملل متحد به عنوان متجاوز شناخته شود.

در آغاز سال 1988، درگیری‌های زمینی فقط به صورت محدود رخ می‌داد که بیشترشان شامل حملاتی علیه ناوگان های حمل و نقل در خلیج فارس و شهرها می‌شد. جنگ فرسایشی ایران با برنامه‌های صدام حسین مطابقت نداشت. در ماه فوریه، «جنگ شهرها» بوسیله ی عراق در مقیاس بسیار بزرگتر از سر گرفته شده و با عکس‌العمل مشابه ایران مواجه شد.

در 16 مارس، نیروی هوایی عراق از گاز سمی برای حمله به حلبچه، شهری عراقی که روز قبلش بوسیله ی نیروهای ایران و متحدان کرد عراقی‌اش تسخیر شده بود، استفاده نمود. حداقل 4،000 نفر در این حمله کشته شدند که بیشترشان از غیرنظامیان بودند. یک ماه بعد، ارتش عراق برای مجبور ساختن ارتش ایران به عقب‌نشینی از مواضعش در عراق چندین حمله دیگر انجام داد.

در خلیج فارس جنگ با افزایش حملات عراقی‌ها به اهداف ایرانی و افزایش مناقشات بین ایران و ایالات متحده، ادامه داشت. ترس از بمب‌گذاران انتحاری ایران، آمریکایی‌ها را بسیار مضطرب می‌ساخت. پس از حمله عراق به یو‌اس‌اس استارک، که ایالات متحده با سرعت کافی به آن واکنش نشان نداد، آمریکایی‌ها به هیچ وجه نمی‌خواستند زیر بار ریسک دیگری بروند.

 احتمالا دلیل هدف موشک قرار دادن هواپیمای ایرباس ایرانی در تنگه هرمز در 3 ژوئیه 1988 بوسیله ی یو‌اس‌اس وینسنس همین بود. این هواپیمای غیرنظامی در حال انجام پرواز همیشگی‌اش از بندر عباس به دبی بود و 290 مسافر داشت. از قرار معلوم کاپیتانِ وینسنس، که بعدها تشویق شد، در قلمروی آبی ایران حضور داشته است، پس از تشخیص هواپیما به عنوان یک هواپیمای جنگی متخاصم (یعنی یک اف‌14 تام‌کت)، دستور آتش را صادر کرد.

علاوه بر این، او در آن زمان ادعا کرد که هواپیمای ایرانی اعلام هویت نکرده و به پیام‌های هشدار وینسنس پاسخی نداد. با این حال ایران تأکید داشت که این هواپیمای غیرنظامی در حال اوج گرفتن بوده و بنابراین نمی‌توانست تهدیدی برای وینسنس محسوب شود. سایر منابع مستقل، از جمله کنترلر‌های فرودگاه دبی، ضمن تأیید این مسئله، ادعای ایران مبنی بر اینکه این هواپیما هویت خود را برای کشتی نیروی دریایی آمریکا مشخص کرده است را تأیید نمودند.

اظهارات ابتدایی طرف ایرانی از لحن بسیار تندی برخوردار بود، اما اقدامات تلافی‌جویانه‌ای صورت نگرفت. به جای این کار، ایران خواستار اعلام جرم ایالات متحده در رابطه با این حادثه بوسیله ی سازمان ملل شد. ایالات متحده بعدها غرامت پرداخت نمود، هر چند همچنان با روایت ایران از حادثه مخالفت نموده و از عذرخواهی سر باز می‌زد.[2]

حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری
حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری

 

آتش‌بس

در 18 ژوئیه 1988، رئیس‌جمهور خامنه‌ای در نامه‌ای به دبیرکل پِرِز دکوئیار، اعلام کرد که ایران درخواست رسمی برای آتش‌بس فوری در قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد را پذیرفته است. آیت الله خمینی نیز در یک سخنرانی عمومی از طریق رسانه‌های ایرانی اظهار داشت که شخصا از پذیرش این قطعنامه حمایت نموده است.

سقوط هواپیمای ایرباس ایران‌ایر دلیل اصلی پذیرش قطعنامه 598 نبود، اما قطعا عامل تأثیرگذاری محسوب می شود. تصمیم ایران مبنی بر پایان دادن به جنگ بر پایه چندین عامل اتخاذ شده بود. از مهم‌ترین‌شان، شکست اخیر نظامی‌اش بود که ناشی از کمبود اسلحه، انزوای بین‌المللی ایران، زوال شرایط اقتصادی، حضور آمریکا در خلیج فارس، هزینه جنگ، و تلفات شدید بود. براساس برآوردهای غیررسمی، تورم در ایران تا سال 1987 و اوایل سال 1988 به 40‌ـ‌50 درصد رسیده بود. همچنین نارضایتی های داخلی نیز به خاتمه جنگ کمک شایانی کرد.

عراق واکنش شکاکانه‌ای به پذیرش قطعنامه سازمان ملل بوسیله ی ایران نشان داد. عراق اعلام کرد تا زمانی که ایران با «زبان گمراه‌کننده» سخن بگوید، به جنگ ادامه خواهد داد و تنها زمانی آتش‌بس را خواهد پذیرفت که ایران با انجام مذاکرات مستقیم موافقت نماید.

این موضع ستیزه‌جویانه با حملات عراق به شهرهای مرزی ایران و ضبط بخش‌هایی از خاک این کشور همراه شد، تا موقعیت چانه‌زنی عراق را پیش از آغاز مذاکرات، افزایش دهد. در تاریخ 6 اوت، صدام حسین دوباره اعلام کرد که در صورت موافقت ایران با انجام مذاکرات بعد از آتش‌بس، آن را خواهد پذیرفت.

ایران چند روز بعد، این پیشنهاد را پذیرفت. پس از دو هفته، در 20م سپتامبر، آتش‌بس بین دو کشور به طور رسمی آغاز شد. مذاکراتی که پنج روز بعد تحت سرپرستی سازمان ملل متحد در ژنو آغاز شدند و خیلی زود، با طرح مسئله شط العرب، به بن‌بست رسیدند.

هر دو طرف از دادن امتیاز در این مورد و برخی موارد دیگر، همچون ادامه اشغال خاک ایران بوسیله ی نیروهای عراقی، سر باز زدند. نتیجتا، دورهای بعدی مذاکرات در ماه سپتامبر و نوامبر 1988، و بهار سال 1989، نیز در رسیدن به نتیجه‌ای سازنده ناموفق ماندند.

دو سال بعد، در 15 ژوئیه 1990، دو هفته بعد از حمله عراق به کویت، صدام حسین سرانجام پیشنهاد رفع اختلاف دائمی در این جنگ، که از نظر فنی هنوز به پایان نرسیده بود، را مطرح نمود. او اعلام کرد که عراق پروتکل 1975 الجزیره را می‌پذیرد، حاکمیت مشترک بر سر آبراه شط العرب را برسمیت می شناسد، نیروهای عراقی را از حدود 1000 مایل مربع از خاک ایران که هنوز در اشغال عراقی‌ها بود عقب می‌کشد و با تبادل زندانیان جنگی که در بند هر دو طرف بودند موافقت خواهد کرد.

در سال 1988، دولت ایران پذیرش آتش‌بس بوسیله ی صدام را «بزرگترین پیروزی جمهوری اسلامی ایران» خواند اما افزود که خواستار پایبندی کامل عراق به شرایط قطعنامه 598 است. ایران مخالف حمله عراق به کویت بود. در بیانیه‌ای رسمی در 14م نوامبر، ایران اعلام داشت هر گونه تغییر در مرزهای به رسمیت شناخته‌شده بین‌المللی از طریق اقدامات نظامی را محکوم می‌دارد. به غیر از این، ایران خواستار خروج عراق از کویت شد، چرا که این امر سبب حضور نظامی ایالات متحده همانند عربستان سعودی در منطقه شده بود که از نظر ایران عملی مجرمانه بود.

آتش بس ایران و عراق
آتش بس ایران و عراق

پانویس


 [1]– در این دوران ارتش بعثی با کمبود نیروی انسانی برای مبارزه مواجه بود

[2]– برای بررسی مستقل، نک تِد کاپل، «یو‌اس‌اس وینسنس: جنگ آشکار، جنگ پنهان»، ABC News Nightline، 1 ژوئیه 1992

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.