اقتصاد و کارآفرینیتیتر اول

عبور از غبار سنت

درباره ی ضرورت ترویج کارآفرینی در میان زنان

به عنوان یک کارآفرین، شما باید بزرگ رویاپردازی کنید و بعد بزرگتر رویاپردازی کنید.

هاوارد شولتز

کارآفرین آمریکایی

 

نویسنده

مینا افضلی

چالش ­ها اغلب چنان قدرتمندانه وجوه محدودیت و نواقص موجود را عیان می­کنند که جامعه حتی در استبدادی و ایدیولوژیک­ترین نوع آن، ناچار به عقب­نشینی از تعصبات و  اعتقادات صلبی خود خواهد شد.

اصلاح کاستی­ها به مدد نیروی جنبش­های مدنی، اجتماعی و سیاسی قدمتی به درازای تاریخ دارد که خوشبختانه هرچند نه در کوتاه مدت که در چارچوب یک اصلاحات تدریجی، اغلب به نتایج مطلوب نیز منجر شده است. بهبود شرایط زیست، حضور و پذیرش زنان در جامعه به مثابه جنس برابر و نه دوم نیز یکی از همین موارد است که هرچند هنوز به کمال مطلوب نرسیده لیک توانسته حقیقت پنهانِ حقوق برابر زنان را به واقعیت آشکار نزدیک­تر کند.

بهبود شرایط و تغییر وضع نامطلوب موجود در سایه اهتمام و جسارت مردان و زنان در سراسر جهان منجر به حضور جدی­تر و باور به توانمندی ایشان در عرصه­های مختلف اجتماع شده است.

امروزه تمام اندیشمندان حوزه مطالعات اجتماعی متفق القول اذعان دارند که در آینده جامعه­ای توسعه یافته و پیشرو خواهد بود که از پتانسیل مغفول مانده در نیمی از جمعیت جامعه به درستی استفاده و در جهت تکامل و شکوفایی آن اهتمام جدی بورزد.

در حقیقت مسیر توسعه هر جامعه از توانمندسازی تک تک افراد آن، اعم از زن و مرد، می­گذرد. ایجاد فرصت­های شغلی با اتکا بر نیروی مردمی، و نه متکی بر نهادهای دولتی، به افزایش تولید و بهبود توسعه ملی می­انجامد و چنان چه برای خلق بیشتر این فرصت­ها از نیروی خلاق، متعهد و منعطف اعم از زن و مرد بهره گرفته شود، نتایج غیرقابل انکاری به همراه خواهد داشت.

 

زنان در عرصه ی کارآفرینی

بی شک یکی از حوزه­هایی که حضور زنان در آن می­تواند به عنوان برگ برنده برای کشورها عمل نماید، کارآفرینی و اعتباربخشی به حضور زنان در این حوزه است.

کارآفرینی به عنوان موتور توسعه اقتصادی جوامع بویژه در روزگار اقتصاد رقابتی، می­تواند شاه کلید نیل به افزایش بهره ­وری، ایجاد اشتغال و رفاه اجتماعی باشد. از آنجا که بدون مشارکت مردم، توسعه امکان­پذیر و پایدار نخواهد بود[1]، اتکا به نیروی زنان و استفاده از قابلیت­های آنان موتور تسهیل و تسریع در دستیابی به جامعه­ای کارآفرین و توسعه یافته خواهد بود.

ایفای نقش زنان در حوزه کارآفرینی دو سویه مثبت و توامان دارد. از طرفی حضور زنان در این عرصه موجب القای حس توانمندی و اعتماد به نفس به ایشان می شود و از سوی دیگر استفاده جامعه از توانمندی و ویژگی­های این قشر از جامعه در پیشبرد اهداف خود خواهد بود.

اما بیش­تر مطالعات انجام گرفته در زمینه­ی کارآفرینی زنان متمرکز بر ویژگی­های شخصیتی زنان کارآفرین و نیز محدودیت­ها، موانع و چالش­های پیش­رو مرتبط با این زمینه بوده است. ساختار احاطه شده­ی اجتماعی در این میان، به عنوان عاملی مهم کمتر مورد توجه قرار گرفته است.[2]

برای مثال در جوامعی همچون ایران که بعضا محدودیت­های پیش رو زنان، به دلیل ساختارهای غلط و در مواردی اصلاح نشده به عنوان سدی جهت ورود به این حوزه عمل می­کند، می­تواند تا اندازه قابل توجهی علاوه بر کاهش انگیزه حضور زنان، به عدم موفقیت آنان نیز منجر شود.

هر چند در شرایط نه چندان مطلوب کنونی نیز زنان موفقی در این حوزه حضور دارند که به تنهایی بار سنگین عبور از موانع را به دوش کشیده و به هموار کردن این راه دشوار برای سایر فعالین حوزه کارآفرینی همت گماشته اند.

با این حال چنان­چه جامعه به لزوم نگاه ویژه به کارآفرینی و نقش آن در توسعه جامعه ایمان و باور داشته باشد، یکی از اولین و اساسی­ترین اقدامات در این زمینه، اصلاح ساختارها و سازوکارهای حمایتی، کمک به فرهنگ­سازی و فراهم­آوری بستر لازم و هم­چنین حمایت حقوقی و دیدگاه برابر نسبت به آنان برای حضور در این عرصه است.   

زنان کارآفرین
زنان کارآفرین

مشارکت زنان عامل توسعه پایدار

بهبود و بهره­وری، افزایش اثربخشی و تقویت جایگاه رقابتی و نقش آن در توسعه پایدار جز با حضور زنان میسر نخواهد بود. در ساده­ترین و طبیعی­ترین حالت چنان­چه جامعه­ای نتواند و یا عامدانه نخواهد از نیروی زنان در عرصه­های مختلف به درستی استفاده و بهره­برداری نماید، در فاصله­ای معنادار از دیگر ملت ها قرار خواهد گرفت.[3]

مشارکت در فرآیند توسعه، جدا از وظیفه حق زنان نیز محسوب می­شود. بویژه از آن جهت که روند توسعه باید با نقش­ها و نیازهای یک جامعه و نه فقط مردان، هماهنگ و همگام باشد. براساس آمار سازمان ملل متحد زنان نیمی از جمعیت جهان را تشکیل می­دهند با این حال نزدیک به دو سوم از کار جهان را برعهده دارند و تنها ده درصد از درآمد جهان را دریافت می­کنند و دارایی آنان کمتر از یک درصد است.[4]

توجه به آمارهای فوق و مداقه در راهکارهایی برای برون رفت از این تبعیض آشکار، از قدرت یاری رسان مقوله کارآفرینی و زنان کارآفرین جهت مقابله و حتی شکست این نابرابری حکایت دارد.

زنان کارآفرین به عنوان نیروی خلاق عمل خواهند کرد و نه نیروی کار ارزان. به این ترتیب به خلق ثروت و ایجاد اشتغال بیشتر، کمک خواهند کرد تا انباشت ثروت نزد عده­ای قلیل.

این زنان، الگوی نسل های جوان تر و حامیان توسعه در جامعه­ ی خود خواهند بود نه باری بر دوش آن. توجه به آموزش و پرورش و توجه به اهمیت خلاقیت و توانمندی می تواند زنان را از محدوده ی نقش های کلیشه ای همسر یا مادر بودن، خارج کند. با این حال روی دیگر ماجرا قدرت اراده و ثبات رای خود زنان است که برغم همه ی مشکلات و محدودیت ها پا به میدان عمل گذارند و از خطرات و مخاطرات تغییرات فرهنگی و اجتماعی نهراسند.

 

پانویس ها


[1]– زنان و مشارکت اجتماعی و کارآفرینی، نشریه کار و جامعه، شماره 133-132، ص 85

[2]– ربیعی علی، سرابی سولماز، بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی و ابعاد آن بر کارآفرینی زنان، فصلنامه ی مطالعات توسعه اجتماعی-فرهنگی، بهار 92 شماره 4، صص 33 و 34

[3]– هرچند مضرات عدم حضور زنان در عرصه های مختلف، تنها محدود به کاهش نیروی فعال جامعه نخواهد بود و لطمات جبران ناپذیری در دیگر حوزه ها به جامعه تحمیل خواهد شد.

[4]– زنان و مشارکت کارآفرینی، نشریه کار و جامعه، شماره 133-132، ص 86

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.