تیتر اولجامعهزنانمسایل اجتماعی

گام به گام تا قربانگاه

درباره ی قتل های ناموسی در جامعه ی ایران

چه شد که تصمیم به قتل گرفتی؟

به همسر برادرم مشکوک شدم؛ او با دوستم- مقتول- ارتباط پنهانی داشت.

چرا به آن ها مشکوک شدی؟

حدود دو هفته قبل، من و سیاوش-مقتول- به همراه برادرم و زن برادرم برای عروسی به شهرستان رفتیم. من و سیاوش و زن برادرم روی صندلی عقب خودروی پراید برادرم نشسته بودیم. چون من بین آن ها بودم متوجه شدم که پنهانی به هم پیام می‌دهند. آن موقع بود که به رابطه پنهانی همسر برادرم –ثریا- با سیاوش پی بردم و تصمیم گرفتم از آن ها انتقام بگیرم.

 چرا موضوع را به برادرت اطلاع ندادی و خودت وارد عمل شدی؟

 موضوع را به برادرم گفتم که بین آن ها دعوا شد. بعد هم ثریا به خانه پدرش رفت و حتی پدر ثریا با او سر همین موضوع درگیر شده بود، اما نمی‌توانستم از برادرم انتظار داشته باشم که برای انتقام کاری کند.

چرا؟ تو برادر شوهر او بودی و به جای همسرش تصمیم گرفتی؟

 برای اینکه من پای سیاوش را به آن خانه بازکرده بودم، خودم را مقصر می‌دانستم. سیاوش فامیل دور ما بود اما به خانه برادرم رفت و آمد نداشت. من به سیاوش بیشتر از چشم هایم اعتماد داشتم. پای سیاوش را من به خانه برادرم باز کرده بودم و در حقیقت عامل اصلی شروع این رابطه من بودم.

چرا با او حرف نزدی؟

قصدم کشتن‌اش نبود؛ رفتم تا با او صحبت کنم. اما آنقدر عصبانی بودم که ضربات را پی در پی می‌زدم و زمانی که به خودم آمدم متوجه شدم سیاوش خونین روی زمین افتاده است.

کی متوجه شدی او کشته شده است؟

 وقتی آنجا را ترک می‌کردم، حدس می‌زدم که زنده نماند.

قتل به‌خاطر توهم رابطه نامشروع با همسر برادر

www.fararu.com

نویسنده

مرضیه حسینی

صفحه ی حوادث روزنامه‌ها و سایت‌ها خبر از مرگ دردناک زنان و دخترانی می‌دهند که بوسیله ی نزدیکان مذکرشان به بهانه دفاع از غیرت و ناموس خانواده و فامیل کشته شده‌اند.

زنان و دختران بی‌پناهی که تنها به بهانه فرضی اثبات نشده و سوظن بیمارگونه‌ای بوسیله ی پدران، برادران، شوهران، حتی خانواده عموی خود به فجیع‌ترین شکل به قتل رسیده‌اند. در نوشتار پیش رو به وضعیت قتل های ناموسی در جامعه ی ایران می پردازیم.

 

قتل ناموسی چیست؟

قتل‌های ناموسی از دیرباز در ایران و به ویژه در میان قومیت‌ها و خرده فرهنگ‌ها وجود داشته است. اگر صفحات روزنامه اطلاعات در دهه‌های 20 تا 50 را ورق بزنید، تقریبا هر روز با این پدیده مواجه می‌شوید.

نکته دردناک اینکه قتل‌های ناموسی حتی متاثر از تغییرات اجتماعی و تحولات نهاد خانوده در عصر جدید، منسوخ نشده است و با سخت جانی در درون مناسباتی نابرابر از قدرت میان زنان و مردان و همچنین تداوم فرهنگ‌ها و انگاره‌های ضد زن، به حیات خود ادامه می‌دهد.

ناموس در میان مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی، مفهومی است که بیشتر در متنی از تنش، دعوا و کشمکش و پرخاشگری به کار می‌رود. نگاهی به وجود این عبارت در ساخت زبانی و در عباراتی چون دفاع از ناموس، برباد دادن ناموس، مساله ناموسی و … نشان از تقدس و اهمیت آن در مناسبات فردی و اجتماعی دارد.

در فرهنگ لغت “ناموسگاه” با عنوان محل جنگ و میدان نبرد معنا شده است. در متون تاریخی و در ادبیات سیاسی ـ انقلابی ما، ناموس‌پرستی هم‌ردیف با میهن‌پرستی به کار رفته و به همین اعتبار، ضرورت دفاع که سوی دیگر جنگ است، توجیه می‌شود.

در همین حوزه معنایی می‌توان عبارات دیگری را از جمله غیرت، غیرتی شدن، رگ غیرت و … که آشکارا یک صفت جنگی است، برشمرد. در عمده فرهنگ‌ها به ویژه فرهنگ ما، غیرت و ناموس، اموری مردانه‌اند و اگر زنان این میراث مردانه را به خطر بیندازند مردان حق دارند که غیرتی شده و از ناموس خود دفاع کنند.[1]

در چنین تعریفی از ناموس و غیرت، هنگامی که قتلی ناموسی اتفاق می افتد، خود زنان مقصر شناخته می شوند چون شرایط قتل خویش را فراهم کرده اند و اغلب یا شکایتی صورت نمی گیرد یا پرونده به خون خواهی و دادخواهی نمی انجامد.

حقوق زنان

زنان نوامیس همه مردانند

زنان و دختران، ناموس پدر، برادر، پسر عمو، شوهر، خانواده شوهر، حتی ناموس محله، روستا و یا یک قوم و طایفه به حساب می‌آیند و مردان به خاطر آنچه توهین یا تجاوز و تعرض به ناموس خوانده می‌شود، دعواها و قتل‌های گروهی انجام می‌دهند.

تامل برانگیزتر آن که زنان حتی هنگامی که قربانی تعرض یا تجاوزاند، به این دلیل که مسئولیت اصلی شکسته شدن حرمت ناموسی با آن ها است، مجازات می‌شوند. در حقیقت قتل های ناموسی روی دیگر سکه خشونت خانگی علیه زنان است.

خشونت علیه زنان، بر پایه احساس مالکیت مرد به زن و اعتقاد به ناموس خانوادگی قرار دارد. احساس مالکیت مرد نسبت به زن و اعتقاد به مفهوم ناموس به عنوان اصل اخلاقی پذیرفته شده، از جمله مبانی اساسی پدرسالاری است که بویژه در جوامع و ممالک حوزه مدیترانه اعم از مسلمان و غیر‌مسلمان، زنان بسیاری را به قتلگاه کشانده و یا در معرض انواع خشونت‌ها قرار داده است.

 در فرهنگ پدرسالار، شرف و آبروی مردان در گرو پاکدامنی زنان و نحوه سلوک و رفتار آن ها است. در مواردی که مرد احساس کند شرف و مردانگی او از جانب مادر، همسر، خواهر و دختر و دیگر بستگانی که زن هستند مورد تهدید قرار گرفته، به خود حق می‌دهد آن ها را مورد ناسزاگویی و خشونت قرار دهد.

این رویکرد برای آنچه مردان پاکدامنی زنانه می‌دانند، در واقع ابزاری برای تحکیم قدرت و سلطه آن ها در خانواده است. در این جوامع و فرهنگ‌ها، دختران باید در سنین پایین و ترجیحا با فامیل ازدواج کنند تا ناموس و شرف مردان به خطر نیفتد. ختنه زنان نیز با هدف کاستن از میل جنسی آن ها که یکی از بی‌رحمانه‌ترین اشکال خشونت علیه زنان است، در همین معنا قابل تبیین است.

در فرهنگ‌های شرقی و اسلامی و همچنین بعضی از کشورهای آفریقایی، شرف، مقدس‌ترین دارایی مرد است و ارزش آن با احساسات و دوست داشتن قابل قیاس نیست.

بنابراین پاسداری از آن از جمله ضروریات است و از آنجا که هویت زنان همواره در نسبت با دیگری، یعنی مرد تعریف می شود (مثلا زن فلانی، خواهر فلانی، دختر فلانی) وظیفه زنان است که به عنوان ناموس مردان، از این دارایی گرانبها پاسداری کنند.

این در حالی است که چنین الزامی مطلقا برای مردان وجود ندارد. بر همین اساس و تنها با فرض پاکدامن نبودن زن یا دختری ولو بدون مستندات، مردان می توانند دست به خشونت برده و همسر، دختر، خواهر و یا مادر خود را به قتل برسانند.

در بسیاری از موارد، زنی که به همسرش خیانت می‌کند مستحق خودکشی دانسته می‌شود و زنان و دختران از ترس بستگان مرد خود، خودکشی می‌کنند. در مقابل مردانی که به خاطر ناموس خود دست به قتل و خشونت می‌زنند نه تنها مستوجب مرگ و مجازات نیستند بلکه رفتار آن ها به عنوان یک مرد واقعی، مورد پذیرش و تحسین جامعه قرار می‌گیرد.

 

خرده فرهنگ‌ها؛ مشوق قتل‌های ناموسی

هر چند آمار مشخصی درخصوص قتل‌های ناموسی وجود ندارد و خانواده‌ها تلاش می‌کنند اخبار این قتل‌ها را مخفی نگه دارند با این حال در دو دهه گذشته به‌ویژه در مناطق خوزستان، کردستان، آذربایجان شرقی، ایلام، لرستان، سیستان و بلوچستان، و خاصه در شهرهای کوچک و روستاهای این مناطق، دختران و زنان زیادی به دلایلی چون امتناع از ازدواج اجباری، اقدام به طلاق، ابراز علاقه به پسری در حضور خانواده، حرف زدن با مرد غریبه در خیابان، افترای شوهر به همسرش و تحریک خانواده زن و دختر بوسیله ی نزدیکان شوهر، به شکل بی‌رحمانه‌ای کشته شدند.

تنها در نیمه نخست سال 87 در کردستان 15 قتل ناموسی رخ داد. در خوزستان دختران زیادی  از ترس کشته شدن به دلایل واهی خانه را ترک و فرار می‌کنند.[2]

در حقیقت سنت‌های فرهنگی و اجتماعی در این جوامع تماما بر فرودستی زنان تاکید داشته و ماهیت بشدت جنسیت زده ای دارند. در این استان‌ها ساختارهای قومی و قبیله‌گی پررنگ تر است. ساخت‌های قبیله‌ای و خرده فرهنگ‌ها در برابر آگاهی‌های مدرن مقاوم‌تر بوده و به راحتی تن به تغییرات فرهنگی و اجتماعی نمی‌دهند.

دلیل دیگر این مقاومت، انزوای سیاسی و عدم مشارکت در سطح ملی است. در اقلیت بودن، ویژگی‌های خاصی به شیوه ی نگرش و کنش فردی و اجتماعی افراد می دهد. از طرفی تبعیض‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که بر قومیت‌ها اعمال می‌شود، آن ها را به سمت اتحاد درون‌گروهی و تعصب بر سر حفظ هویت قومی و مذهبی‌شان سوق می‌دهد.

 

انگشت اتهام به سمت زنان است

 شوهرانی که زنان خود را به جرم خیانت و یا زنا می‌کشند، اغلب تبرئه می‌شوند و برادرانی که خواهران خود را به خاطر بی‌عفتی به قتل می‌رسانند کمتر از برادرانی که که عشاق خواهرانشان را می‌کشند، مجازات می‌شوند.

اگر وجود رابطه بر مردان اثبات شود، همیشه فرض بر این است که مقصر خودِ آن زن یا دختر است بنابراین مردان ابتدا همسر، دختر و یا خواهر خود را می‌کشند و سپس به سراغ مردی می‌روند که با آن ها رابطه داشته و در بسیاری از موارد هم تنها به مجازات زن و دختر اکتفا می‌کنند.

در جوامع پدرسالار همچنین، فرض بر این است که زنان چون در برابر کنترل غرایز جنسی و احساسات قلبی خود ضعیف هستند، همواره باید تحت نظارت و کنترل مردان باشند تا ناموس خانواده و فامیل حفظ شود. از مصادیق این نظارت، اصرار بر ازدواج مجدد زنان بیوه و مطلقه، ازدواج زودرس و ختنه دختران است.

در فرهنگ ما زن مطلقه یا بیوه، زنی است که بیشتر از دختر باکره می‌تواند ناموس و شرف خانواده و فامیل را در معرض خطر قرار دهد زیرا از یک طرف مردی که شوهر و صاحب او پنداشته می‌شود دیگر حضور ندارد که بر او نظارت کند و از طرف دیگر چنین زنی در جامعه ما بسیار مورد توجه مردان است.

در فرهنگ پدرسالار به دلیل اهمیت بکارت، تمایز اساسی بین زن و دختر وجود دارد و فرض بر این است که زن مطلقه چون مانعی به عنوان بکارت را برای خود نمی‌بیند، روابط آزادتری دارد و به شکل پیش‌فرض، با هر مردی که در ارتباط است، خواهد خوابید.

تا زمانی که فرهنگ و رویه‌های قانونی با یک عقبه تاریخی، ضمن کمک به تداوم منطق نابرابر قدرت در خانواده و جامعه، ستم بر زنان را تولید و بازتولید می‌کند، قتل‌های ناموسی و انواع خشونت بر زنان به عنوان ابزاری کارآمد در جهت حفظ نظم اجتماعی موجود و مردسالار، به کار می‌رود و اتفاق می‌افتد. عامل فرهنگ به قدری قدرتمند است که بسیاری از کسانی که مرتکب قتل ناموسی شده‌اند یا بر خواهران و زنان خود سخت گرفته و آن ها را به بردگان مدرن تبدیل کرده‌اند، افراد تحصیل کرده ای هستند که بعضا مدارج علمی بالایی هم دارند.

اما انگاره‌های مردسالاری به حدی ریشه‌دار و جان‌سخت است که جز با آموزش نسل به نسل و تلاش برای شکل دادن به آگاهی مدرن ملی به جای آگاهی و هویت قومی و جنسیتی، نمی توان تغییری در آن ایجاد کرد.

 

پانویس ها


[1]– برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به:  قتل در فراش چیست؟   www.dadrah.ir

[2]– برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به  بختیاری نژاد پروین، فاجعه ی خاموش (قتل های ناموسی) www.takbook.com

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.