جامعهزنانمسایل اجتماعی

زنان پشت درهای بسته

درباره ی ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه ها به بهانه جشن صعود نساجی مازندران به لیگ برتر و حواشی آن (قسمت اول)

در کشوری که زنان قادرند به مراتب بالای اجتماعی، سیاسی و … دست یابند، حتی در سال های اخیر توانسته اند به جایگاه قضاوت برسند و به وکالت مجلس یا وزارت پرداخته اند، ممنوعیت ورود آن ها به ورزشگاه ها امری پیش پا افتاده به نظر می رسد که همزمان، اصل قانونی بودن جرم و مجازات ها و نیز اصل عدم تبعیض در دو میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی را نقض می کند.

نویسنده

مریم سراجی پور

مسئله برابری زنان و مردان مقوله ای نوپدید و برآمده از ارایه تفاسیر نوین از دین، افزایش سطح سواد و تغییرات اجتماعی است. این مهم در تاریخ کشورمان سابقه ای قابل توجه دارد و نخستین تلاش ها در جهت احقاق حقوق زنان به دوره قاجار بازمی گردد. با این حال و برغم حصول تغییراتی در وضع معیشتی و حقوقی زنان تنگناهای بسیاری پیش روی ایشان وجود دارد. یکی از این موارد حضور زنان در ورزشگاه ها است.

در اردیبهشت 97 تیم فوتبال نساجی مازندران بعد از 24 سال موفق به صعود به لیگ برتر شد. به همین مناسبت تصمیم گرفته شد تا جشن پیروزی در ورزشگاه شهید وطنی قائم شهر برگزار گردد. با وجود تمامی پوسترها و خبرها که حاکی از دعوت عمومی مردم بود، دوساعت قبل از برگزاری جشن، ظرفیت ورزشگاه تکمیل شده و اجازه ورود هیچ زنی به ورزشگاه داده نمی شود. مسئولین علت این امر را حاضر نبودن بخش شرقی ورزشگاه عنوان کردند که قرار بود بانوان در آن بخش مستقر شوند. به این بهانه ضمن بررسی موقعیت زنان در ایران به ممنوعیت حضور ایشان در ورزشگاه ها خواهیم پرداخت.

 

جایگاه اجتماعی زنان در ایران معاصر

در این دوره است برای اولین بار شاهد حضور جمعی بانوان در برخی فعالیت های گروهی برای احقاق حقوق زنان هستیم که نمود اصلی آن در جنبش تنباکو، شورش نان و قتل گریبایدوف سفیر روسیه و انقلاب مشروطه دیده می شود. نکته اصلی این حضور به سردمداری روحانیت شیعه در این اعتراضات بازمی گردد که مشروعیت مذهبی را با خود به همراه داشت و این امر سبب شد تا زنان ورود به فعالیت های سیاسی و اجتماعی را وظیفه مذهبی خود تلقی کنند و بالطبع به وسیله مردان از این امر بازداشته نشوند.

با وجود تمام این تلاش ها پس از پیروزی انقلاب مشروطه و تصویب قانون اساسی، زنان در صف محجورین، سفها و جنایتکاران قرارگرفتند و حتی حق رای به آن ها داده نشد.علل اصلی این امر را می توان در نگاه سنتی جامعه به زن جستجو کرد. نقش اصلی زن سنتی در خانواده معنا می یابد. وی شخصیت اجتماعی مستقل ندارد و شخصیت او با توجه به مرد خانواده اش تعیین می گردد.

در جوامع سنتی و مناسبات اجتماعی از پیش تعیین شده آن، زن تعریف خاصی دارد که به همسری و مادری ختم می شود، فرد تابع روح جمعی است و ذهن او مطلق گرا و فاقد دید انتقادی است، تا آن جا که اگر زنی هم خواستار اشتغال در بیرون از منزل باشد فردی غیرطبیعی و بی اخلاق جلوه می کند. آنچه موجب نگرانی جامعه مردسالار می گردید، نه ماهیت اشتغال زنان، بلکه حضور آن ها در عرصه عمومی و قلمرو بیرون از خانه بود. آن ها حتی متهم می شدند که کار را از دست مردان می ربایند.

تا سال ها خود زنان نیز خویش را محق در ابتدایی ترین حقوق خود نمی دانستند. پس از جنبش های فمنیستی غرب و آشنایی زنان ایران با این جنبش ها، در کنار برخورداری از حق تحصیل برای بانوان که ظاهرا در ابتدا تنها برای ثروتمندان عاملی برای فخرفروشی به شمار می رفت، زنان دریافتند از حقوقی برخوردارند که به دلایل مختلف سال ها از آن ها سلب شده در حالی که بسیاری از این حقوق حتی در شریعت به آن ها واگذار می شد اما آن ها به واسطه سنت از آن محروم بوده اند. از این دوره تلاش برای احقاق حقوق فردی آغاز می گردد، دیگر کمبود نان دغدغه زن جامعه مدرن نیست. حق تحصیل، اشتغال، حضور سیاسی و حق رای حداقل های ایشان را تشکیل می دهد.

آن چه در تمام فعالیت های آزادی خواهانه از ماقبل مشروطیت تا انقلاب اسلامی جلب توجه می کند، حضور بانوان پا به پای مردان در تمامی اعتراضات جمعی است، از قلیان شکستن درباری در دوره ناصری، تا به جان خریدن گلوله در خیابان های انقلابی؛ اما سرانجام این حضور چیست؟ نهایتا حاشیه ای به ظاهر امن در خانه پدر یا شوهر! گویا تا زمانی که حضور زنان عاملی برای پیشبرد نتایج مردان گردد، این حضور بلامانع است، سپس باز هم او می ماند و خانه و فرزندان.

 

حضور زنان در ورزشگاه
حضور زنان در ورزشگاه

حضور زنان در ورزشگاه ها

پیش از انقلاب زنان تماشاچی فوتبال را اغلب اعضای خانواده، دوستان بازیکنان یا بازیکنان تیم‌های هما و دیهیم (تیم‌های فوتبال زنان) تشکیل می‌دادند. آن زمان زنان عمدتا در صندلی‌های تاشو فلزی بخش وی‌آی‌پی و جلوي زمین می‌نشستند و بازی را مشاهده می کردند.

تا مدت ها پس از انقلاب به واسطه رنگ و بوی معنوی و ارزش های انقلابی حاکم بر جامعه، زنان هیچ دغدغه ای برای حضور در ورزشگاه ها نداشتند. جنگ و تبعات آن حتی مردان را از درس و ورزش و زندگی اجتماعی بازمی داشت. در شرایطی که پوشیدن شورت ورزشی برای بازیکنان مرد هنوز جای سوال داشت، حضور زنان به هیچ وجه موضوعیت پیدا نمی کرد.

این روند تا سال 1363 ادامه داشت تا زمانی که دختری از دانشجویان دانشگاه تهران با اصرار فراوان وارد استادیوم شیرودی شد. پس از این اتفاق، با کسانی که اجازه حضور این دختر را به ورزشگاه دادند برخورد شد. از آن زمان رسما ورود بانوان به ورزشگاه ممنوع گردید، هر چند هرگز قانونی در باب این ممنوعیت وضع نشد.

در این سال ها در مواردی شاهد حضور قانونی بانوان در ورزشگاه بوده ایم، از جمله بازی ایران و بحرین در سال 2006 و حضور چند تن از بانوان با همبستگی زنان کره ای در سال 1378 در ورزشگاه آزادی. زنان در دهه های گذشته از این خواسته خود دست نکشیده اند و همواره شاهد حضور عده ای با لباس مبدل و آرایش مردانه در ورزشگاه ها بوده ایم.

تلاش هایی هم از جانب مسئولین برای حل این ممنوعیت صورت گرفت اما همواره به دلایلی از جمله جو فرهنگی حاکم بر ورزشگاه ها، کمبود مکان، حفظ کرامت زن و دلایلی از این دست، ناتمام رها شده اند. در این بین حتی جیانی اینفانتینو، رئیس فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا)، به هنگام سفر به ایران از رئیس جمهور حسن روحانی خواست اجازه حضور زنان در ورزشگاه‌ها را صادر کند، با این حال تاکنون به درخواست او ترتیب اثر داده نشده است.[1]

یکی از مهم ترین دلایلی که همواره برای عدم اجازه ورود زنان به مکان های ورزشی (خواه استادیوم فوتبال یا والیبال) مطرح می گردد، فضای ناامن و فرهنگ منفی حاکم بر ورزشگاه ها است، فضایی که مملو از هتاکی و توهین به یکدیگر و بازیکنان است. از این رو همواره مسئولین بیان می دارند عدم حضور بانوان برای حفظ شان آن ها بهتر است و برای فراهم کردن امکان ورود به این اماکن ابتدا باید زیرساخت های فرهنگی مناسب صورت گیرد.

این نظر می توانست منطقی باشد اگر افرادی که در این ورزشگاه ها هتاکی و توهین می کنند پس از مسابقه در جامعه حضور نمی نداشتند! کسانی که تا این پایه از فرهنگ و ادب برخوردار نیستند، علاوه بر محیط ورزشگاه در سایر اماکن عمومی هم به محض این که اندکی اوضاع باب میلشان نباشد شروع به فحاشی می کنند.

بارها شاهد رانندگانی هستیم که در شلوغ ترین خیابان ها در حال فریاد زدن سخیف ترین کلمات ممکن هستند. با این وصف در جامعه ای که زنان روزانه در محیط های عمومی همچون تاکسی، مترو و خیابان، تحت الشعاع بی فرهنگی قرار می گیرند، نباید پا را از خانه بیرون بگذارند تا شان آن ها حفظ گردد!

بررسی وضعیت ورزشگاه ها پیش از انقلاب و تجربیات سایر کشورها در حوزه ممنوعیت موقت و سپس آزادی این امر، بیانگر این موضوع است که برخلاف نظر فوق حضور زنان در این اماکن موجب می گردد که جو فرهنگی آن ها تعدیل شود و افراد به واسطه حضور زنان بیشتر مراقب رفتار خود باشند. همانطور که حضور زنان ایرانی در مسابقات سایر کشورها تا به حال مشکلی ایجاد نکرده و حتی در مسابقاتی از جمله جام جهانی فوتبال، عده ای از افراد خاص مانند هنرمندان زن، به عنوان نماینده کشور در مسابقات شرکت کرده اند.

علت دیگری که مطرح می شود اولویت نبودن حضور زنان در ورزشگاه با توجه به مشکلات عدیده ایشان در دیگر زمینه ها است. باید پرسید اولویت اصلی زنان ایران چیست؟ آیا مساله ای وجود دارد که اولویت صد در صد زنان باشد؟ در هیچ کجای جهان، مساله ای وجود ندارد که اولویت تمامی بشریت باشد، حتی حقوق بشر هم برای عده ای از جهانیان بی معنی است.

دموکراسی به معنای اعمال نظر اکثریت، همراه با احترام به حقوق اقلیت است. در یک کشور هشتاد میلیونی تمامی زنان را طرفداران ورزش تشکیل نمی دهند، اما این بدان معنا نیست که چون بسیاری از زنان میلی به پیگیری اتفاقات ورزشی ندارند، سایرین نیز از آن محروم گردند.  مساله اولویت، یک امر نسبی است که هر کس برای خود تعیین می کند و تا جایی که برای مصلحت عمومی و ملی مضر نباشد باید به نظر وی احترام گذاشته شود.

دلیل سوم و مهمترین علتی که در سال های اخیر شدیدا مورد توجه واقع شده و زمینه آن به سطح خیابان های شهر هم گسترش یافته است، حفظ امنیت اخلاقی زنان در ورزشگاه ها است که در صورت حضور زنان، هزینه و پرسنل زیادی را می طلبد. از سال 1384 تا کنون همواره گشت های امنیت اخلاقی (گشت ارشاد) در اماکن عمومی شلوغ همچون مراکز خرید یا میدان های پرجمعیت شهرها حضور داشته اند.  

تلاش این گروه در جایگاه امر به معروف و نهی از منکر، هدایت بخشی از افراد جامعه است که حجاب مناسبی ندارند (زن یا مرد). در چند سال اخیر ورودی ورزشگاه ها محل حضور گشت ارشاد بوده است. از آن جهت که همواره عده ای از زنان خواستار ورود به ورزشگاه هستند.

حتی برخی از ایشان با لباس و آرایش مردانه در حین ورود دستگیر می شوند. این در حالی است که هیچ قانون مکتوبی در ممنوعیت حضور بانوان در ورزشگاه ها وجود ندارد، به علاوه هیچ معیار مشخصی برای بدحجابی بانوان در این موارد ذکر نشده است و تشخیص این امر صرفا به نظر شخصی این افراد واگذار می شود.

با این استدلال مسئولین ورزشگاه ها مناسب تر تشخیص می دهند حضور زنان را ممنوع کنند  تا این که تبعات این امر گریبانگیر شخص آن ها شود. در گزارشی که در سال 94 مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی منتشر کرد، این طرح را ناموفق دانست که باعث ایجاد دورویی و نفاق در جامعه می شود و علت اصلی این عدم توفیق را نیز در فقدان مطالبه و خواست عمومی دانست. 

نهایتا اگر حضور گشت امنیت اخلاقی را نیز پیش فرض بگیریم و در پی ریشه یابی و سبقه تاریخی آن نیز نباشیم، باز هم نقدهایی بر این نظر و ایجاد محدودیت و تبعیض علیه زنان در ورزشگاه ها وارد است. اگر مشکل حضور زنان در ورزشگاه تنها حجاب ایشان است که مانند دیگر اماکن عمومی حدود و شرایط آن قابل اجرا است؛ همان طور که در کنسرت های موسیقی چند هزار نفره توان حفظ امنیت زنان با وجود موسیقی و عدم تفکیک جنسیتی وجود دارد، چرا نتوان در ورزشگاه فوتبال، این امنیت را حفظ کرد؟

 

پانویس


[1]– قول به اینفانتینو برای حضور زنان در استادیوم  www.fararu.com

Save

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.