جامعهفرهنگ ایرانیمسایل اجتماعی

درس از شکست

پیرامون پذیرش مسئولیت شکست با نگاهی به عذرخواهی محمد خاکپور

نویسنده

سپهر ساغری

در جامعه ایران همه پیروزی را متعلق به خود می دانند اما کسی خود رادر قبال شکست ها مسئول نمی داند. رویکردی که عموما مسئولیت شرایط نامناسب موجود را نمی پذیرد و به دنبال عوامل خارجی است. از این منظر نظرات، تصمیمات و رفتارهای فردی، گروهی یا حزبی عامل محسوب نمی شوند!

وقتی به مدار باطل شکست – نقد و ایراد – سکوت و فراموشی – شکست مجدد نگاه می اندازیم، می بینیم ظاهرا مسئله درس از شکست به حاشیه رانده شده و چندان از حد حرف فراتر نرفته است. به عنوان نمونه بیش از 4 دهه است که تیم فوتبال کشورمان المپیکی نشده است و هر بار پس از هر نوبت عدم نتیجه گیری بحث های داغی شکل گرفته که در مواردی هم به بی احترامی های فراوان آلوده شده است. اما به نظر می رسد این چرخه باطل قصد توقف ندارد.

ما مدام اشتباه می کنیم و نمی پذیریم برای رسیدن به هدف متعالی می بایست زمینه های لازم را فراهم و هزینه ای پرداخت کرد. شاید از جمله مهم ترین این تمهیدات ارجح دانستن منافع فردی به منافع حمعی یا گروهی باشد. به جرات باید از خود بپرسیم آیا در روحیات ما ایرانیان منافع جمعی تعریفی و جایگاهی دارد؟

آیا برغم عدم آشنایی و تخصص و توانایی لازم در مورد مسایل مختلف مسئولیت می پذیریم؟ آیا صحیح تر نیست بگوییم چنین رویکردی (پذیرش مسئولیت بدون داشتن شایستگی) بیشتر به جاه طلبی می ماند تا مسئولیت پذیری یا خدمت؟! مشخصا در مورد تیم ملی امید آیا فقط محمد خاکپور برغم داشتن کارنامه ای ضعیف، مسئولیت خطیری را به عهده گرفت؟

آیا می توان با سرکوفت زدن به وی وجود تمایلات جاه طلبانه در جامعه ایرانی را منکر شد؟ آیا انتقادات گسترده علیه سرمربی تیم امید می تواند همه ما جامعه منتقدین را مبرا و منزه از قدرت طلبی نشان دهد؟ و پرسش مهم تر آن که آیا این روحیه جاه طلبی محدود به ورزش است؟

اما در میان همه این سوالات و همه ایرادات و نواقصی که در فرهنگ جمعی ما دیده می شود یک نکته بیشتر جای تامل دارد. عدم پذیرش مسئولیت و پاسخگویی پس از شکست. در فرهنگ ما همه در پیروزی سهیم اند. اما شکست مال بی ارثیه است. به هنگام پذیرش پست یا مقامی خود را خادم می دانیم.

از حضورمان به منظور بهبود شرایط و دلسوزی برای جامعه و مردم سخن می رانیم. اما همین مای ایرانی فردای شکست خود را به احدی پاسخگو نمی دانیم. در بهترین حالت هم از آب و هوا، نیروهای بیگانه، ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه تقصیر کاراند به جز خویشتن ما!

رویکردی بحث برانگیز که مانع از آموختن ما از اشتباهات گردیده و مدام در دور باطل تکرار تاریخ گرفتار آمده ایم. در این بین شاید بزرگترین درس از شکست تیم امید، عذرخواهی محمد خاکپور سرمربی این تیم بود. که دست کم شهامت پذیرش مسئولیت را به ما نشان داد. حال این جامعه است که می بایست ظرفیت خود را در پذیرش عذر و تامل و تعمق در ریشه های ناکامی تیم ملی نشان دهد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.