جامعهمسایل اجتماعی

دیوار

سیری در تحول مقوله ی مالکیت در گذر زمان (قسمت اول)

مالکیت دزدی است!
پیر ژوزف پرودون

 

مالیکت دزدی است، عنوان مقاله ای از فیلسوف فرانسوی “پیر ژوزف پرودون” است این شعار البته چنان که در نگاه نخست به نظر می آید علیه تمامیت ِمالکیت نیست و تنها به یک شکل از اشکال مالکیت اشاره دارد؛ مالکیت خصوصی. پرودون در اثر خویش به ریشه های رومی قوانین دارایی اشاره می کند و مالکیت را آن طور که رواج پیدا کرده و مالک را در استفاده و سو استفاده از دارایی خویش آزاد می گذارد، فروگذاردنی می پندارد اما حق مالکیت محدود برای افراد زحمت کش که با صرف نیروی کار به دارایی هایی نظیر مسکن رسیده اند به رسمیت می شناسد. کتاب پرودون در طول زمان از جانب صاحب نظران مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است اما بحث و جدل پیرامون دارایی به قرن ها پیش از وی باز می گردد و امروز بعد از 177 سال از زمان انتشار کتاب وی هنوز ادامه دارد.

 

نویسنده

پویا اشکانی

مالکیت
دیوار آهنین در مرز آمریکا و مکزیک

 

سال گذشته میلادی بود که حین کمپین تبلیغات انتخاباتی رییس جمهور جنجالی ایالات متحده آمریکا، دونالد ترامپ و از سوی شخص او موضوعی مانند بمب در رسانه های جهان منفجر شد. کاندید ترسناک حزب جمهوری خواه که بین روشنفکران، چپ ها، شخصیت های برجسته ی دانشگاهی و حتی اکثریت  قشر الیت سیاسی محافظه کار و نیمه محافظه کار آمریکا منفورترین نامزد ممکن محسوب می شد دم از ایجاد دیواری حائل در مرز کشور متبوعش آمریکا و همسایه ی جنوبی مکزیک می زد.

دیواری به مراتب بلندتر و غیرقابل نفوذتر از فنس ها و سیم های خاردار فعلی در مرز دو کشور. بعد از پیروزی شوکه کننده ی ترامپ در انتخابات و نشستن وی بر مسند رییس جمهوری قدرتمندترین کشور تاریخ تمدن بشر، پیگیری سیاست های جنجالی و شبه فاشیستی[1] از جانب او و کابینه اش، نگرانی ها برای بازگشت دیوارهای بزرگ و مرتفع به عرصه جهان بالا گرفت، دیوارهایی به عظمت دیوار بزرگ چین یا دیوار برلین که یادگار جولان جنگ و جدایی هستند.

 

 

ما دیوارها صرف نظر از جنجالی که در دنیای رسانه ها برپا می کنند در واقع نماد مقوله ای در نظام اجتماعی-اقتصادی هستند که گویا اختلاف نظرهای سهمگین و جدی تاریخ سیاسی انسان بر سر آن شکل گرفته یعنی مالکیت. مالکیت در تمام اشکالش (فردی، جمعی) در طول تاریخ مورد موافقت و مخالفت های پرشور ایدئولوژیک قرار گرفته و کمتر این مقوله را با نگاهی صرفا تحلیلی و یا بدون سوگیری و همراه انصاف علمی ارزیابی کرده اند.

این روزها به نظر می رسد برای بهتر شدن حال زمین و ساکنانش سر و سامان دادن به وضع دیوارهای زمین گامی کلیدی و لازم جلوه می کند، سر و سامان دادن به دیوارهایی که نماد انواع مالکیت اند از نوع فردی و جمعی که خود به انواع مالکیت قبیله ای، قومی، ملی، صنفی و یا مالکیت دولتی (سازمانی) تقسیم می شود.

 

مالکیت، ریشه های فرگشتی تمایل به انحصار

مالکیت رابطه ای است برخواسته از یک حس درونی که از سه عنصر مالک، مملوک و نحوه ی برخورد این دو (به عبارت دقیق تر نحوه ی استفاده ی مالک از مملوک) تشکیل شده است. مالک خود را محق می داند آنطور که می پسندد با مملوک رفتار کند و اعمال اراده ی دیگران را در خصوص مملوک خویش آزار دهنده یافته است و تاب نخواهد آورد.[2] از این جهت مالکیت گاه صورت دفاعی مشروع و حقی بنیادین از جانب موجودی ذی الحق به خود می گیرد و گاه مانند زیاده خواهی و توسعه طلبی ناموجه و ناروا جلوه می کند.

همین ماهیت دووجهی مالکیت است که از آن در طول تاریخ بین فلاسفه ی اخلاق و فلاسفه ی سیاسی موجودی دیو و فرشته گون ساخته و انسان ها را گاه به مخالفت های هیجانی رادیکال و بن افکن با خود واداشته و گاه آن ها را به مدافعان چشم و گوش بسته ای تبدیل کرده که گویا تنها یک قانون و حق در جهان وجود دارد و آن هم حق مالکیت است و هیچ کس هم حق ندارد بپرسد مالکیت تا به کجا روا بوده و تا کجا و بر چه چیزهایی می توان حق مالکیت برای اشخاص و گروه ها قائل بود.

اگرچه مالکیت در شکل دیوارگونش به نظر منحصر به دنیای انسان ها است، اما اشکال ابتدایی و بعضا پیچیده ای از تمایل سایر جانوران یا حتی جانداران دیگر به انحصار و مالکیت فردی و گروهی را با مطالعه ی زیست شناسی و در چهارچوب نظریه ی انواع داروین[3] می توان یافت.

گربه سانان از گونه های بزرگ جثه شان مانند ببر و شیر تا ریزترینشان مثل گربه های شهری موجوداتی به شدت قلمرو طلب هستند و محدوده ی نسبتا بزرگی از سرزمین محل زندگی خود را با علامت گذاری های بیولوژیک (مانند بوی ادرار خود) جداسازی می کنند و حضور دیگر هم نوعان خود یا گونه های رقیب را در آن محدوده تحمل نمی کنند.

اسب های آبی نر اگر متوجه حضور نر دیگری در برکه ی خودشان!! شوند پرخاشگرانه از قلمرو قدرت خود در برکه دفاع می کنند و تقریبا تمام جانوران با حساسیت خاصی از کاشانه و پناهگاه های خویش به دفاع می پردازند. حتی در دنیای گیاهان شاهدیم که کاکتوس های بیابانی تلاش می کنند آب کمیاب بیابان را درون ساختارهای زیستی خود جمع کرده و با خارهای بلند و تیزشان جانوران جویای این مایع کمیاب را از خود برانند.

 

مالکیت نزد بشر نخستین

انسان امروزی که طبق نظر زیست شناسان و دیرین شناسان بین 200 هزار تا نزدیک به یک میلیون سال پیش پدیدار شده، طبق شواهد فسیلی و مطالعات انسان شناسی متعدد ابتدا به صورت دسته هایی شکارچی-جمع کننده زندگی می کرده است. دسته هایی که شکل دهنده ی شکل ابتدایی قبایل بوده اند.

گروه های شکارچی جمع آوری کننده ی ابتدایی بشر همگی اتکای زیادی به مشارکت همه ی اعضا در شکار و گردآوری آذوقه داشته اند و از آنجایی که افراد گروه به هنگام بیماری یا ناتوانی، به مراقبت های سایر اعضا وابستگی داشتند مالکیت اشتراکیِ[4] مواد و ملزومات زیست بین ایشان جایگاه بسیار والاتری از آنچه امروزه شاهدیم، داشته است.

اگرچه در خصوص میزان اهمیت مالکیت اشتراکی بین گروه های شکارچی بشر اولیه بین محققان تفاوت دیدگاه وجود دارد و برخی شواهد و مطالعات حاکی از وجود تمایلات انحصار طلبانه بین افراد برای داشتن مملوک شخصی نیز وجود دارد، اما تقریبا تمام صاحب نظران از برتری مالکیت اشتراکی گروهی (قبیله ای) نسبت به مالکیت خصوصی در این گروه ها اذعان دارند. محققانی مانند “ساسیلدا جفا” و “کریستوفر ریان” تا محققانی چون “روبرت جورمین” و یا “دزموند موریس” به تمایل افراد به مالکیت فردی حتی در دوران پیش از انقلاب کشاورزی نیز توجه دارند. این جایگاه مالکیت اشتراکیِ غذا، پوشاک و فضای زیست به استحکام پیوندهای گروهی بین افراد کمک می کرد و آن ها در به انجام رسانیدن مراقبت های گروهی و مشارکت در فعالیت هایی که به گروه قدرت بیشتری می بخشید همِّ مضاعفی می ورزیدند.

 

مالکیت در بین بشر نخستین
مالکیت در بین بشر نخستین

انقلاب کشاورزی، دیوارها و آغازِ پایان اشتراک سخاوتمندانه

با کشف شگفت انگیز کشاورزی انسان ها راهی یافتند تا از رنج کوچ های مداوم و راه پیمایی های طاقت فرسا برای یافتن غذا (شکار، میوه جنگلی و…) رهایی یابند و غذای مورد نیاز خود را برای اوقات قحطی و کمبود (عمدتا فصل زمستان) ذخیره کنند.کشاورزی به همراه خود مفاهیم دیگری نیز متولد ساخت که از آن جمله تمدن و شهر نشینی و مالکیت خصوصی را میتوان نام برد.

اگر قدمت کهن ترین تمدن های وابسته به کشاورزی را با اغماض بیست هزار سال در نظر بگیریم در برابر رقم حداقل 200 هزار ساله حضور بشر روی زمین می توان در یافت که میراث تمدن وابسته به کشاورزی بشر هنوز در مقیاس حضور او بسیار کوتاه مدت بوده و هنوز یارای اثر گذاری روی خصلت های طبیعی بشر را همانند سبک زندگی پیشین وی ندارد. به عبارت صریح تر ما انسان ها هنوز طبیعتی بیشتر مطابق با همان خوی شکارچی و اشتراک گرایمان داریم تا موجوداتی خزیده به درون دیوارهای خودساخته خویش!

البته باید توجه داشت که مالکیت خصوصی در شکل ابتدایی اش در غالب تمدن های ابتدایی شکلی بیشتر انحصاری (نسبت به فرم امروزی اش) داشته و معمولا به اقشار خاصی از جامعه مانند حکام، اشراف زادگان، روحانیون، جنگاوران و در نمونه های کمتر رواج یافته، صنعت وران اختصاص داشته و سایر مردم تحت عنوان رعیت محروم از این حق بودند و مال مصرفیشان در نظام حقوقی آن روزگار تحت تملک فرادستانشان بود.

این شکل از مالکیت در تمدن های اولیه محصول مشترک قبیله گرایی بازمانده از دوران شکار و گردآوری و همچنین برتری جویی و خودمحوری فردی قوت گرفته در دوران پسا کشاورزی بوده است. برای نمونه تاریخ نگار آدولف آرمن در کتاب زندگی در مصر باستان از کشاورزی به عنوان مهم ترین حرفه ی مصر باستان یاد می کند اما کارگران کشاورز را که حرفه ی بسیار طاقت فرسایی داشتند را فاقد هرگونه حق اعمال اراده بر زمین هایی که زرع می کردند دانسته و رفتار مالیات بگیران فرعون با آن ها را تحقیر آمیز و خشن ذکر می کند.[5]

 

مناسبات قدرت شکل دهنده دارایی

با شروع روند تطور و پیچیده شدن تمدن ها و حکومت های بشری مفهوم نوینی در زیست اجتماعی بشر پدیدار شد و شکل نوظهوری از مالکیت را نمایندگی کرد که پیش از این چندان بین آدمیان رواج و اهمیت نداشت. این مفهوم در نظام طبقاتی و سلسله مراتبی تمدن های اولیه که با روندی سریع سلسله مراتبی تر می شدند رفته رفته اهمیتی روزافزون پیدا کرد؛ مفهوم دارایی(PROPERTY). دارایی افراد نشان دهنده ی ثروت، احترام و میزان نفوذ آن ها بود و هر چقدر نظام اجتماعی حاکم، سلسله مراتبی تر بود دارایی اهمیت بیشتری داشت.

دیوار ها و حصارهای ابتدایی که روزگاری تنها به منظور حفاظت دام ها یا گیاهان زراعیِ قبایل بدوی در برابر گونه های رقیب انسان (آفت هایی چون گراز یا گرگ) کاربرد داشتند کم کم بلند تر، مستحکم تر، پیچ در پیچ تر شده و به نمادی از برتری جویی و انحصار طلبی ها و جنگ افروزی های سلطه جویان تبدیل شدند. دیوار ها کم کم دور خانه ها، شهر ها، محله ها، مرزهای جغرافیایی قوم های مختلف و حتی جنگل ها وکوه های وحشی را گرفت و  این گسترش تملک خواهی کورکورانه ی بشر تا به امروز ادامه داشته است.

 

مالکیت در میدان نبرد تاریخ

تلاش اندیشمندان و فلاسفه در طول تاریخ چندان برای روشن سازی نحوه ی اجرای قوانین مالکیت و سامان دهی اوضاع دیوار های جهان، کارگر نیفتاده و هنوز دعوا بر سر آن ادامه دارد. بعد از دوران روشنگری[6] و تولد یافتن فلسفه مدرن و اصالت خرد، کوشش های نظری بسیاری برای روشن شدن مفهوم مالکیت و سامان دادن به آن صورت پذیرفت که متاسفانه به دلیل فقر چهارچوب دیالکتیک یا منطقی، نتیجه ای پراگماتیک و اجرایی از آن ها حاصل نگشت و در عرصه ی عمل هنوز سردرگمی برای سیاست گذاری های کلان در حوزه ی مالکیت ادامه دارد.

آن چه امروز شالوده ی نظرات سیاسیون طیف های مختلف جهان را پیرامون مالکیت شکل می دهد باز مانده ی همان اظهار نظرهای پرشور و کمتر علمی گذشتگان در مورد انواع مالکیت است. معروف ترین مدافع حق مالکیت خصوصی، آدام اسمیت اقتصاددان شهیر اسکاتلندی است که از وی به عنوان پدر سرمایه داری یاد می شود در مقابل دیدگاه فوق تحلیل معروف جامعه شناس و فیلسوف تاثیر گذار آلمانی کارل مارکس و دوست فیلسوفش فردریش انگلس قرار دارد که پدران معنوی جنبش پرشور و جنجالی کمونیسم بودند.

کمونیست ها مالکیت خصوصی را مخصوصا در حوزه های عمومی و کلان جامعه عامل نکبت و بدبختی دانسته و خواستار ملغی شدن قوانین دارایی شخصی از طریق انقلاب های خشن بودند که بین خودشان به نام انقلاب پرولتاریایی[7] معروف بود. آن ها به نوعی مالکیت جمعی اشتراکی اعتقاد داشتند که از طریق دولت انقلابی اعمال می شود.

ناسیونالیسم با تمام زیرو بم و فراز و فرودهایش اگرچه پدیده ای مدرن است اما ریشه های از هر سه دوران زندگی بشر با خود به یادگار دارد، تنها بازمانده ی مالکیت جمعی جوامع کوچ نشین اولیه است که در دوران جولان فردیت هنوز از تب و تاب نیافتاده است. به خاطر پیوند با سرزمین و حکومت به نوعی یادگار دوران پساکشاورزی اولیه نیز هست و همچنین دستخوش تغییرات ناشی از دوران انقلاب صنعتی و تحولات گره خرده با آن نیز بوده است. ناسیونالیسم و مفهوم مالکیت ملی گره خرده با آن هم مانند مالکیت خصوصی بوسیله ی طیف های سیاسی مختلف و افراد گوناگون مورد مخالفت و موافقت پرشور قرار گرفته و کمتر داوری منصفانه ای از آن بدست آمده است.

 

مالکیت عمومی و خصوصی در چه قالب و تا کجا؟

کمونیست ها به عنوان پرشورترین مخالفان مالکیت (البته از نوع ملی یا فردی)، بعد از فروپاشی رژیم مدعی پرچم داری آن ها، اتحاد شوروی، قدرت و نفوذ عمده ی خود بر بدنه فکری جنبش چپ را از دست دادند و رهبری بدنه ی فکری سوسیالیست ها دوباره بدست سایر نحله های آنان افتاد که این بار نام چپ نوگرفته بودند.

اما رویکرد به مالکیت همچنان عرصه ی مخالفت ها و موافقت های احساسی و فاقد واقع بینی و روشن بینی است هنوز هیچ تلاش سازماندهی شده ای برای حل اختلاف جناح های چپ وراست و طیف های گوناگون درونی آن ها بر سر این که مالکیت عمومی/خصوصی به ترتیب در چه غالبی؟ و کجا؟ مفید خواهد بود و کجا زیان بخش و فروگذاردنی، دیده نشده یا دست کم نتیجه ی چشمگیری نداشته است.

در بخش بعدی دیوار به تاریخچه تاثیرگذاری حقوق مالکیت بر رفاه عمومی، حقوق شهروندان و به طور خاص حقوق کارگران پرداخته می شود و تلاش های عملی و نظری برای سامان دهی مالکیت در کنار رفاه عمومی را ارزیابی میک نیم و در قسمت آخر به گذاردن دیوار به عنوان نماد تملک خواهی در ترازوی اخلاق زیست محیطی و این که آیا انسان حق مالکیت بر طبیعت دارد یا خیر می پردازیم.

 

پانویس ها


[1] – فاشیسم جنبشی اجتماعی است که ریشه در اروپای مدرن و سال های پس از جنگ جهانی اول دارد، فاشیست ها طبق نظر اکثر غریب به اتفاق تحلیل گران مدافع بسیج توده ای، روش های خشونت بار و ایجاد نزاع و همچنین خواهان بسط نوعی گروه گرایی رمانتیک (ناسیونالیسم، قوم گرایی یا فرقه گرایی) هستند که بر هسته ی خودی-غیر خودیِ ستیزنده استوار است.

[2] -حداقل در مورد حیوانات که دارای سیستم عصبی هستند می توان با احتمال بالا از وجود حس مالکیت سخن گفت، اگرچه آن ها این حس را با ما در میان نمی گذارند اما رفتارهای بسیار مشابهی با آن دسته از رفتارهای ما دارند که برخواسته از همان حس تملک خواهی مان است که ما انسان ها از طریق زبان با هم به اشتراکش گذاشته ایم.

[3]– چارلز داروین زیست شناس برجسته ی انگلیسی که در کتاب مشهور خود خواستگاه گونه ها نظریه فرگشت (تکامل) و انتخاب طبیعی را بنیان نهاد که تا به امروز قوی ترین نظریه علمی شناخته شده است. طبق این تئوری جانداران در طول تولید مثل دچار تغییرات می شوند و تغییراتی که به شانس بقای آن ها کمک کند در طول یک دوره ی پایدار از شرایط محیطی فراوان تر می گردند.

[4]– Common ownership

[5] – اسمیت، برندا. ترجمه :آزیتا یاسیائی، مصر باستان، انتشارت ققنوس،چاپ 1381، ص 19

[6] – Enlightment

[7] – پرولتاریا در متون مارکسیسم به معنی قشر کارگر یا مزدبگیر جامعه است

Save

Save

Save

Save

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.