95تاریخ ایرانتاریخ و اندیشه

ردای خرداد

در مورد فرهنگ ایستادگی و تکیه بر توان داخلی

نویسنده

سپهر ساغری

در انتهایی ترین نقطه استان خوزستان در نقطه تلاقی اروندرود و کارون، شهری کوچک با نقشی بزرگ آرمیده است. این سکوت نه نشان از آرامش قبل از طوفان که حکایت از متانت پس از آن دارد. چهره شهر زخمی است. زخمی که رویایی فتح یک روزه خرمشهر، سه روزه خوزستان و دو هفته ای ایران را بر باد داد.

پس از 34 روز ایستادگی و  نبرد تن به تن مردم بومی، تکاوران نیروی دریایی و نیروهای سپاه، نهایتا خونین شهر در 4 آبان به بند کشیده شد. کفه ترازوی جنگ برای بعثی ها سنگینی می کرد. در شرایطی که کشور در تحریم بود، عراقی ها همه نوع امکانات را در اختیار داشتند. از آمریکا و فرانسه تا روسیه و عربستان همه و همه به رژیم صدام کمک تسلیحاتی و نظامی می کردند. حتی تعدادی خلبان آمریکایی، استرالیایی، آفریقایی و … نیز برای بعثی ها لباس رزم به تن کردند!

ما در تحریم چاره ای جز خرید لوازم و تغییر کاربری آن ها جهت مصرف نظامی نداشتیم. نیروهای صدام نبرد را به مناطق غیر نظامی و شهری کشاندند. بمباران ها بی امان بود. تنگنای سیاسی و تحریم دولت از یک سو و سکوت جامعه بین المللی از سوی دیگر نتیجه ای جز افزایش تلفات انسانی در ایران به همراه نداشت.

ما برای دفاع از خود موشک نداشتیم و چاره ناچار را در چانه زنی با قذافی جستیم تا شاید فرجی باشد. در همین راستا رایزنی برای خرید موشک از لیبی آغاز شد. در برابر حملات موشکی بعثی ها آن هم به شهرها، مناطق مسکونی و مدارس چه باید کرد؟ باید منتظر ماند و گردن کج کرد تا چند فروند موشک آن هم گران تر از قیمت بازار و با چند ماه دیرکرد به دستمان برسد؟ در این بین بودند کسانی که در اندیشه تغییر شرایط برآمدند. کسانی چون تهرانیمقدم این محدودیت را از پیش رو برداشتند و توان دیپلمات های ایرانی را برای چانه زنی و امتیاز گرفتند بالا بردند.

توان داخلی راه مقابله با تحریم

تحریم، واژه ای آشنا برای ملتی که سال ها با پوست و گوشت خود آن را تحمل کرده است. برای ملتی چون ایران تحریم محدود به جنگ افزارها نمی شود ما مردمی هستیم که تحریم دارو را هم تجربه کرده ایم. بدیهی است وقتی کشوری از درون توان تولید نداشته باشد طبعا نیازمند دول خارجی خواهد بود.

این مهم در بزنگاه های چون جنگ یا اختلافات سیاسی (اعم از منطقه ای و فرامنطقه ای) بیشتر خود را نشان می دهد. نکته حایز اهمیت این است که اگر در کشور توان موشکی لازم را داشته باشیم از تحریم نگران نخواهیم بود. اگر در کشور تجهیزات پزشکی بسازیم دل نگران تحریم ها نخواهیم شد. بواسطه تحریم های بانکی و عدم توانایی در تهیه دارو، کودکی در کشور پرپر نمی شود.

اما در برابر وضعیت حاکم چه باید کرد؟ آیا ذکر یک به یک ناملایمات گرهی از کار ما می گشاید؟ برشمردن کمی و کاستی های جامعه ایران می تواند توجیهی برای کنار کشیدن باشد؟ آیا تا به حال اندیشیده ایم که آلمان یا ژاپن تاریخ بسیار خشونت باری را پشت سرگذاشته اند اما فداکاری، برنامه ریزی و آینده نگری ایشان، مسیر را برای توسعه متوازن هموار کرد؟

آیا نروژ و دانمارک یک شب و در کوتاه مدت توانستند بر همه مشکلات غلبه کنند؟ آیا من ایرانی به عنوان یک پزشک جراح موظف به سرمایه گذاری در حوزه تولید تجهیزات پزشکی هستم یا ساختمان سازی؟ آیا من مهندس ایرانی موکلف به راه اندازی شرکت دانش بنیان در حوزه تخصصی خود هستم یا تاسیس پمپ بنزین؟ آیا من بازرگان ایرانی باید در اندیشه سرمایه گذاری در بخش خصوصی باشم یا خرید زمین و ویلا؟

چگونه کشوری چون ایالت متحده در ظرف 300 سال به این درجه از قدرت رسید و ما برغم سه هزار سال تاریخ مدون در حوزه های مختلف باید دست نیاز به سوی غیر دراز کنیم؟ در تمام این تاریخ پر فراز و فرود نقش ما مردم چه بوده است؟ ما در کجای این تاریخ ایستاده ایم؟ باید توجه داشت همان طور که ما پدران و مادران خود را در معرض پرسش های بی شمار قرار دادیم فرزندان ما هم از ما خواهند پرسید.

مای ایرانی باید در اندیشه فرزندان خود باشد. ما می بایست آجر به آجر و سنگر به سنگر، یک به یک بسازیم و فتح کنیم تا فردایی بهتر رقم زنیم. نباید تسلیم محدودیت ها شد و باید دنبال چاره گشت. این ما هستیم که باید بر همه جریان های انحصار طلب غلبه کنیم. همیشه گزینه ای برای برون رفت از وضع باید یکی برای همه و همه برای یکی بودن را مشق کنیم.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.