تاریخ ایرانتاریخ و اندیشهجامعهزنان

زنان ایرانی در جنبش مشروطه

بخش دوم: زنان روزنامه نگار،به مناسبت 17 مرداد، روز خبرنگار

 در دی ماه سال 1285خ، روزی که مظفرالدین شاه قانون اساسی را توشیح کرد، روزنامه مجلس تقاضای یک زن را در حمایت از آموزش زنان و مشارکت اجتماعی آن ها چاپ کرد. نویسنده نامه خواستار حمایت حکومت از مدارس دخترانه شد. (چرا که چنین حمایتی صرفا از مدارس پسرانه صورت می گرفت) و اعلام کرد که ایران به این علت از قافله تمدن عقب مانده است که زنانش از آموزش محرومند و کودکانی که به دست مادران درس نخوانده تربیت شوند آمادگی رقابت و مواجهه با جوامع پیشرفته تر را ندارند. سردبیر مجلس نوشت: “البته زن و مرد از لحاظ فهم و منطق تفاوتی ندارند، اما تعلیم و تربیت زنان باید به امور اطفال، خانه داری و علومی راجع به اخلاق و معاش خانواده باشد و در امور خاصه رجال از قبیل علوم پلتیکی و امور سیاسی فعلا مداخله ایشان اقتضا ندارد.” پاسخ مجلس نشان دهنده این بود که بسیاری از نمایندگان مجلس می خواستند به رغم تحولات جدید سیاسی در کشور همان مناسبات سنتی بین مرد و زن را حفظ کنند.[1] از این رو زنان دریافتند، به رغم آن که کشور دارای قانون اساسی و مجلس شورای ملی شده، اما دیوارهای فرهنگ مردسالاری، یک شب فرو نخواهد ریخت و از استیلای فرهنگ مرد محور نخواهد کاست و دگرگونی بنیان های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تنویر افکار عمومی، از طریق تظاهرات های خیابانی، پیکارهای مسلحانه و حتی فروش زیور آلات و کمک های مالی، میسر نخواهد بود بلکه این بار به قیامی فرهنگی و اجتماعی و استوار بر شالوده آگاهی و دانش نیاز است و به جای مشت های گره کرده و اسلحه و طپانچه باید قلم در دست گرفت!

نویسنده

یلدا دنیایی مبرز

در یادداشت پیشین به بازخوانی نقش آفرینی زنان در جنبش های منتهی به پیروزی انقلاب مشروطه پرداختیم و بر این نکته پای فشردیم که به رغم تلاش و حضور زنان، براساس قانون انتخابات 1285خ، زنان از حق رای دادن و نماینده شدن در پارلمان محروم شدند و در رده صغار، مجانین و جانیان قرار گرفتند.[2]

در این نوشتار برآنیم که با معرفی روزنامه های “دانش”، “شکوفه” و”زبان زنان” و بررسی درون مایه آن ها به عنوان نخستین تجربه های مستقل روزنامه نگاری زنان، با مخاطب خود به گفتگو بنشینیم. قدیمی ترین روزنامه ای که به زبان فارسی در ایران منتشر شد روزنامه ای است به نام “کاغذ اخبار” که در سال 1253 قمری (1211خ) در تهران به مدیریت میرزا صالح شیرازی پا به عرصه وجود گذاشت.

مدت انتشار این روزنامه به درستی مشخص نیست. پیدایش روزنامه به طور منظم از خدمات میرزا تقی خان امیرکبیر و در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار است. روزنامه وقایع اتفاقیه اولین روزنامه در زمان صدارت اوست که در تهران منتشر گردید.[3] از نظر تقویم تاریخی و همچنین تقویم فرهنگی، اولین نشریه اختصاصی زنان با فاصله ای بیش از نیم قرن از انتشار نخستین روزنامه در ایران، پا به عرصه وجود گذاشت. بعد از آن که سال ها زنان مطالبات سیاسی و اجتماعی خود را در قالب نگارش نامه در مطبوعات مطرح می کردند، سرانجام اولین نشریه ویژه زنان در سال 1289 خ منتشر شد.

نشریه دانش

نخستین نشریه ویژه زنان با نام “دانش”، 4 سال پس از انقلاب مشروطه در تهران منتشر شد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول این جریده، چشم پزشکی به نام دکتر معصومه کحال بود که نزد مسیونرهای مذهبی امریکایی، در تهران تحصیل کرده و طبابت را نیز از آنان فراگرفته بود.[4] دانش به صورت هفتگی و در 8 صفحه منتشر می شد و علاوه بر تهران در دیگر شهرهای ایران و همچنین ممالک خارجه نیز توزیع می شد. در سرلوحه روزنامه، دو بار واژه دانش به خط نسخ به صورت تزیینی و رو به هم نوشته شده است.

طرح دو قلم که به صورت ضرب در، یکدیگر را تلاقی کرده اند در بالا و طرح یک گل نامانوس در زیر آن امده است.[5] دانش در نخستین شماره، خود را این گونه به مخاطبین معرفی می کند:” نشریه ای است اخلاقی که از علم خانه داری، بچه داری و شوهرداری صحبت خواهد کرد و به کلی از پلتیک و سیاست مملکتی سخنی نمی راند.[6]

“همچنین از مردان نیز کمک خواسته تا روزنامه را در نزد زنان رواج دهند:”خانم هایی که سواد ندارند بر آقایان محترم فرض است که این جریده را برای آن ها هر هفته بخوانند تا آن ها نیز از این فیض محروم نمانند بلکه همین معنی سبب شود که تحصیل سواد نیز بفرمایند.”اگر بخواهیم مجموعه مقالات پزشکی و بهداشتی این روزنامه را در کنار هم قرار دهیم بیشترین سهم مقالات روزنامه را به خود اختصاص می دهند.

در این مقالات مسایل پزشکی به زبان ساده توضیح و تشریح می شدند و حتی از اصطلاحات طبی و بهداشتی اروپایی نیز استفاده می گردید و همچنین از طب سنتی مانند شکسته بندی و قابلگی سنتی (که با عدم رعایت بهداشت موجب مرگ زنان باردار می شدند) به انتقاد می پرداخت.

این روزنامه همچنین می کوشید با انتشار ترجمه داستان های اروپایی، معرفی زنان مشهور و تاثیرگذار اروپایی و اخبار مشارکت سیاسی و اجتماعی آنان، قوانین مربوط به ازدواج و مذموم بودن تعدد زوجین در آن ممالک، زنان ایران را با اهمیت مقام زن در دنیای آن روز آشنا سازد[7] و حتی در مواردی پا را از تمام باید ها و نباید های عرفی فراتر می نهد و در مورد مساله زنان باردار شوهر نکرده و نوزادان رها شده آن ها، آزار و اذیت جنسی در کوچه و بازار، زندگی زنان طبقه متوسط شهری، که پس از ازدواج به صورت کنیز شوهرانشان در می آمدند، به انتقاد می نشیند[8] که با توجه به ظرف زمانی و مکانی خاص آن دوره بسیار شایان توجه است.

انتقادات مطروحه نه فقط در آن عصر بلکه در بازه زمانی کنونی نیز چندان بی هزینه نخواهد بود! انتخاب نام دانش و تاکید و پا فشاری بر آن در لوگوی نشریه می تواند تداعی گر میزان اهمیت کسب علم و دانش برای زنان در آن دوره باشد. طول عمر این نشریه حتی به یک سال هم نرسید و دیری نپایید که به تعطیلی انجامید. علت اصلی تعطیلی نشریه به درستی مشخص نیست. ضعف جسمانی و مشکلات اقتصادی مدیر مسئول و فشارهای سیاسی از علل آن برشمرده شده است.

نشریه شکوفه

نشریه شکوفه
مریم عمید سمنانی

دومین نشریه ویژه زنان با نام” شکوفه”در سال 1292خ در تهران منتشر شد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول این جریده، مریم عمید سمنانی ملقب به مزین السلطنه، دختر سید رضی رئیس الاطبا (پزشک قشون ناصرالدین شاه قاجار) بود.

وی خواندن، نوشتن و علوم دینی را نزد پدر فراگرفت. سپس نزد استادهای گوناگون به آموختن علوم و فنون مختلف پرداخت. زبان فرانسه و عکاسی را آموخت و کتاب هایی را نیز از فرانسه به فارسی ترجمه کرد. مریم عمید به جز تاسیس نشریه شکوفه و کوشش پیوسته برای حفظ و تداوم انتشار آن تا حد فروش ظروف نقره و صرف همه دارایی اش در این راه، دو مدرسه نیز در تهران تاسیس کرد.

در آن هنگام که مدارس دخترانه از هیچ گونه حمایت دولتی برخوردار نبودند و به طور خصوصی اداره می شدند، او در برابر هر دانش آموز دختری که توانایی پرداخت شهریه مدارس را داشت، دو دانش آموز دختر را به صورت رایگان در مدرسه اش می پذیرفت.[9]

نشریه شکوفه به صورت دوهفته نامه در 4 صفحه و مصور منتشر می شد. در هر شماره، کاریکاتوری به فراخور اوضاع سیاسی یا اجتماعی آن روز در صفحه آخر گراور می شد.[10] در شناسنامه شکوفه، رویکرد نشریه چنین اعلام می شود:

“روزنامه ای است اخلاقی، ادبی، حفظ الصحه اطفال، خانه داری، بچه داری، مسلک مستقیمش تربیت دوشیزگان و تصفیه اخلاق زنان و راجع به مدارس نسوان مقالاتی که با مسلک جریده توافق داشته باشد پذیرفته می شود.” مدیر مسئول در نخستین سرمقاله شماره نخست نشریه با عنوان”منافع روزنامه برای خواتین محترمه”چنین می نگارد: هیچ مملکتی پا به دایره تمدن نگذاشته مگر به واسطه روزنامه.

به واسطه روزنامه است که تمدن، تنقید افکار، طریقت زندگانی، تحصیل علم، معرفت، تجارت، زراعت، غیرت و ذلت هر مملکت را نشان می دهد.[11] برای تعیین روش روزنامه شکوفه می توان دوره انتشار آن را به دو بخش تقسیم کرد. مرحله اول که شماره 10-1 را شامل می شود، مقالات روزنامه بیشتر درباره تساوی حقوق زن و مرد، تحصیل علم برای نسوان و انتقاد از خرافه و خرافه پرستی بود.

با تاسیس انجمن همت خواتین در سال 1293خ، شکوفه از شماره دهم تا پایان انتشار، ارگانی برای انتشار اخبار و نظرات این انجمن شد و مساله استقلال ملی و مبارزه با نفوذ خارجیان را هدف بحث قرار می داد. شکوفه از سال دوم به بعد، رنگ و بوی سیاسی-انتقادی به خود گرفت و بحث های کلی تر و جامع تری چون علل برخی مشکلات اقتصادی، اجتماعی و عقب ماندگی های جامعه ایران، انتقاد از عملکرد مسئولان و صاحب منصبان را در دستور کار خود قرار داد.[12]

اما در هر دو نیمه، موضوع مدارس نسوان و تحصیل زنان بر سایر مندرجات و مطالب روزنامه پیشی و بیشی آشکاری دارد.[13] در نشریه دانش به دلیل حرفه نخست مدیر مسئول( چشم پزشکی)، مطالب طبی و بهداشتی بیشترین بسامد را دربرمی گرفت. در حالی که در نشریه شکوفه باز هم به سبب شغل دیگر مدیر مسئول ( مدیر مدرسه)، بحث های مربوط به تعلیم و تربیت و ضرورت سوادآموزی زنان و دختران بیشترین حجم و بسامد را به خود اختصاص می داد.[14]

تاکید بر ضرورت فراگیری علم و دانش توسط زنان و دختران، آن هم در جامعه ای که این ضرورت را برنمی تافت و آن را برای کیان خانواده هراس آور می دید و بر آن بیمناک بود، بسیار درخور تامل و توجه است. اهتمام زنان به انتشار روزنامه و متن مکتوب در چنین فضایی، بازتافتن و کاویدن محتومی است که بازتاب زندگی و دغدغه های آن هاست. احتکار و گرانی کاغذ، بالا بودن هزینه های انتشار نشریه و عدم پرداخت حق اشتراک توسط مشترکین نشریه، سرانجام شکوفه را در چهارمین سال انتشار به خاموشی کشاند.[15]

نشریه زبان زنان

“زبان زنان” به عنوان سومین جریده ویژه زنان در سال 1298خ در شهر اصفهان منتشر شد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول این نشریه، صدیقه دولت آبادی خواهر یحیی دولت آبادی بود. در عصری که

زنان ایران در دوران مشروطه
زنان ایران در دوران مشروطه

تاسیس مدارس به ویژه برای دختران و با سواد کردن آنان گناه نابخشودنی به حساب می آمد و پدران و مادران وظیفه ای جز تهیه جهزیه و یافتن خواستگار برای دخترانشان، وظیفه دیگری را برای خود نمی شناختند، او نخستین مدرسه دخترانه شهر اصفهان را در سال 1296خ تاسیس کرد.

اما با گذشت تنها سه ماه به دستور دولت وقت تعطیل شد. یک سال بعد، او فعالیت خود را برای آزادی و آگاهی زنان، با تاسیس انجمن خواتین اصفهان دوباره از سرگرفت[16] و با انتشار نشریه زبان زنان به راه خود ادامه داد.

زبان زنان در سال اول هر 15 روز یک بار و در سال دوم هر هفته یک شماره انتشار می یافت. این نشریه اگرچه سومین جریده زنان ایران است اما اولین روزنامه زنان در شهرستان و همچنین اولین روزنامه ایرانی است که واژه زن در عنوان آن به کار رفته است و در سرلوحه همه شماره های آن تصریح شده که تنها آثار زنان و دختران را چاپ می کند.[17]

انتخاب عنوان “زبان زنان”، آن هم در عصری که زنان و دختران را جز در رخوت و سکوت و همچنین مستور و پوشیده در اندرونی خانه ها برنمی تافت، خود به تنهایی فراخوانی برای یک چالش بزرگ بود! طرح مباحث سیاسی، آوردن نام کوچک نگارندگان در پایان یادداشت ها، استفاده از علایم نگارشی برای جلوگیری از خوانش اشتباه مطالب و دعوت از زنان برای انجام فعالیت های مطبوعاتی به عنوان “وکیل” در معنای “خبرنگار” از دیگر ویژگی های این نشریه است که آن را از مطبوعات قبل و بعد از آن متمایز می سازد.[18]

در صفحه اول هر شماره از روزنامه در ستون اول مقالاتی در باب وضعیت اجتماعی زنان و راه های بهبود آن درج می شد و در بیشتر شماره ها بخشی با عنوان”داستان رقت انگیز” وجود داشت که به اوضاع بد جامعه و نقدهای اجتماعی می پرداخت. مواضع سیاسی و اجتماعی این روزنامه باعث شد محل زندگی و دفتر روزنامه صدیقه دولت آبادی بارها مورد حمله قرار بگیرد.[19]

سرانجام این روزنامه به علت درج مقاله ای علیه قرارداد 1919 توقیف شد. رئیس نظمیه وقت اصفهان به هنگام توقیق روزنامه، به دولت آبادی گفت: خانم شما 100 سال زودتر به دنیا آمده اید! ایشان جواب دادند: آقا من 100 سال دیر متولد شده ام. چون در غیر این صورت نمی گذاشتم امروز زنان چنین خوار و خفیف در زنجیر شما مردها اسیر باشند.[20] دولت آبادی در سال 1300 خ عازم تهران شد و این بار مجوز انتشار نشریه زبان زنان را در قالب مجله هفتگی از وزارت معارف گرفت که انتشار آن نیز در سال 1301خ، با مهاجرت دولت آبادی به کشور فرانسه برای ادامه تحصیل به پایان رسید.

درونمایه مشترک و مکرر این نشریات، همانا آگاه ساختن زنان به حقوق انسانی خویش، تاکید و پای فشاری بر ضرورت فراگیری علم و دانش و مبارزه با خرافات و اعتقادات موهوم است. از سوی دیگر نگارندگان با مقایسه زندگی اجتماعی زنان ایرانی با همتایان اروپایی و محدودیت حضور اجتماعی و زندگی محبوس گونه آنان در پستوی خانه ها، فرهنگ مردسالار را به چالش فرا می خواندند و شرح و تفسیرهای فرهنگی را مخدوش و به محاق تردید می بردند.

زنان پیشگام و پیشتاز، به رغم آن که فرهنگ متداول روز، با زهرکامی آن ها را به زیر مهمیز استثمار می کشید، بر آن شدند به جای رخوت گزینی، واپس نشستن در سایه خلوت خویش و مچاله شدن در روزمرگی، ملال و دردمندی، ردای کنشگری آگاهانه به تن کنند و با قلم توانا، دانا و سنجیده خویش، به یافتن و ساختن هم هنگام خود و جامعه ای که در آن می زیستند، بپردازند و به رغم آن که تعطیلی یا توقیف را در چشم انداز می دیدند اما همچنان به روشنگری اجتماعی اهتمام ورزیدند.

گرچه مقالات این نشریات به فراخور مقتضیات روز خود به رشته تحریر درآمده اند اما فتح باب مناسبی است تا از این رهگذر، به پیشواز پرسش بسیار پرسیده ای برویم : آیا با گذشت بیش از یک سده، مطالبات مطروحه توسط زنان ایرانی تحقق یافته یا کماکان مکتوم مانده است؟ به دیگر سخن، ساعت مطالبات و دغدغه های فرهنگی و اجتماعی زنان ایرانی به خواب عمیقی فرورفته یا به رغم خستگی و فرتوتی همچنان و پیوسته به کندی  و آسیمه سر در حال حرکت است؟!

پانویس ها


1- کار،مهرانگیز،مشارکت سیاسی زنان،تهران،روشنگران،دوم،1380،ص 19

2- آفاری،ژانت،رضارضایی،انقلاب مشروطه ایران،تهران،بیستون،سوم،1385،ص 239

3- جسیم،اسماعیل،تاریخ روزنامه نگاری درایران،علمی،1391،جلد1،ص 13

4- ناهید،عبدالحسین،زنان ایران درجنبش مشروطه،تبریز،احیا،بهار1360،ص119

5- بنگرید به شناسنامه روزنامه:الهی،صدرالدین،تک نگاری یک روزنامه،پرتال جامع علوم انسانی، صص 322 و 323

6- آفاری،ژانت،رضارضایی،انقلاب مشروطه ایران،تهران،بیستون،سوم،1385،ص 264

7- الهی،صدرالدین،تک نگاری یک روزنامه،پرتال جامع علوم انسانی،صص335-323

8- آفاری،ژانت،رضارضایی،انقلاب مشروطه ایران،تهران،بیستون،سوم،1385، ص 265

9- بهفر،مهری،شکوفایی آرمان و بینش زن،بخش یک،پرتال جامع علوم انسانی، ص50

10- جلالی،ایرج،عملکرد زنان در مطبوعات عصر مشروطیت،آموزش تاریخ،دوره یازدهم،شماره4،تابستان1389، ص 44

11.سعیدی،حوریه،شکوفه نخستین روزنامه زنان ایران،تاریخ معاصر ایران،س 3،ش9،بهار 1378،صص 347 و 348

12.زنجانی زاده،هما،بررسی جامعه شناختی روزنامه نگاری زنان در عصر مشروطه،مسائل اجتماعی ایران،سال ششم، شماره1،بهار و تابستان 1394، ص 66

13- بهفر،مهری،شکوفایی آرمان و بینش زن،بخش یک،پرتال جامع علوم انسانی، ص 52

14- همان، ص58

15- بهفر،مهری،شکوفایی آرمان و بینش زن،بخش یک،پرتال جامع علوم انسانی،ص 51

16- ناهید،عبدالحسین،زنان ایران در جنبش مشروطه،تبریز،احیا،بهار1360،صص 111،112

17- جلالی،ایرج،عملکرد زنان در مطبوعات عصر مشروطیت،آموزش تاریخ،دوره یازدهم،شماره4،تابستان1389،ص 45

18- زنجانی زاده،هما،بررسی جامعه شناختی روزنامه نگاری زنان در عصر مشروطه،مسائل اجتماعی ایران،سال ششم، شماره1،بهار و تابستان 1394،ص 72

19- همان،ص 67

20- ناهید،عبدالحسین، زنان ایران در جنبش مشروطه، تبریز، احیا، بهار 1360، صص 111 و 112

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.