تاریخ ایرانتاریخ و اندیشه

قادسیه ی صدام

نگاهی به تجاوز نظامی عراق و معرفی این کشور به عنوان آغازگر جنگ

صدام‌حسین در ژوئن 1980 (اواخر خردادماه 1359):

ما به مردم عربستان [ خوزستان ] به عنوان اقلیتی که با ویژگی‌هایش در تاریخ از لحاظ ملی و قومی شناخته شده است و نیز به سایر ملت‌های ایرانی‌، به ویژه کردها، بلوچ‌ها و همۀ وطن‌پرستان واقعی و شریف اعلام می‌داریم که آماده‌ایم، روابط محکمی با آن‌ها به وجود آوریم، تا بتوانند از حقوق ملی و قومی خویش بهره‌مند شوند و با شرافت و امنیت، مناسبات حسن هم‌جواری برقرار کنند. ما آماده‌ایم، هرگونه کمک از جمله سلاحی که مورد نیاز آن‌ها باشد، بدهیم. این است تصمیم ما … ما به تمامیت ارضی ایران علاقه‌ای نداریم و این است استراتژی ما که از مدت‌ها پیش، اعلام نموده‌ایم.

دفتر حقوقی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران، تحلیلی بر جنگ تحمیلی رژیم عراق علیه ‏جمهوری اسلامی؛ تهران: وزارت امورخارجه (دفتر حقوقی)،1361، ص 102.

نویسنده

سپهر ساغری

طولانی ترین جنگ متعارف سده بیستم، برخلاف آن چه در ایران جنگ تحمیلی یا دفاع مقدس خوانده می شود در طرف مقابل نامی دیگر دارد، قادسیه ی صدام. جنگی ویرانگر با صدها هزار کشته و میلیاردها دلار خسارت که ریشه در زمینه های سیاسی، اختلافات مرزی و ایدئولوژیک داشت.

اما آن چه راقم این سطور را بر آن داشت تا به جنگ تحمیلی بپردازد اظهار نظرهایی است که گوشه و کنار در مورد نقش ایران در آغازگری جنگ 8 ساله دیده یا خوانده است. از این رو در این یادداشت ضمن پرداختن به چرایی وقوع جنگ به نظر سازمان ملل و معرفی عراق به عنوان متجاوز خواهم پرداخت.

 

نه شرقی، نه غربی، انقلاب اسلامی

اختناق سیاسی و دخالت های بیگانگان، بویژه آمریکا و انگلیس و نقش ایشان در کودتای 28 مرداد، از مهم ترین عوامل اجماع سراسری برای سرنگونی رژیم پهلوی بود. 15 سال پس از نخستین اعتراض سازمان یافته در خرداد 42خ، نیروهای سنتی و مذهبی این بار در سایه رهبری مقتدر آخرین ضربات را بر پیکره ضعیف حکومت شاهنشاهی وارد آورد.

در بهمن 57 انقلاب اسلامی، خود را به جهانیان معرفی کرد. در فروردین 1358خ رژیم جدید با اکثریتی قاطع رای سبز مردم را از آن خود کرده بود. رژیم انقلابی نوپا برغم برخورداری از رهبری کاریزما و پایگاه اجتماعی در داخل، در خارج از کشور چندان مورد استقبال قرار نگرفت.

قدرت گرفتن یک حکومت انقلابی شیعه، خواب آسوده حکومت های عربی سنی مذهب منطقه را آشفته ساخته بود. رژیمی که از شعار نه غربی، نه شرقی، جمهوری اسلامی برآمده بود، خط و نشان خود را از همه قدرت های کوچک و بزرگ جدا می کرد. این خط کشی در داخل هم دیده می شد.

فاتحان انقلاب در زد و خوردهای سیاسی برای قدرت می جنگیدند. اینک متحدین دیروز، به رقیبی سرسخت بدل شده بودند. ناآرامی ها در مناطق مرزی از گنبد تا بلوچستان، کردستان و … شرایط را برای تحکیم ثبات و برقراری آرامش سخت می نمود. در این بین تلاش هایی برای سرنگونی رژیم انقلابی تازه تاسیس رخ داد، کودتای نوژه. این اقدام نظامی با ناکامی و ارتش با تصفیه روبرو شد.

انقلابیون که زخم 28 مرداد 32 را بر سینه داشتند، نگران از اقامت شاه مخلوع در آمریکا و تکرار تاریخ، دست به تاریخ سازی زدند. انقلابی دیگری رخ داده بود. 13 آبان سال 58 در بحبوحه کشمکش های داخلی، سفارت امریکا اشغال شده بود. گروهی از دانشجویان موسوم به دانشجویان خط امام، از دیوار سفارت در خیابان طالقانی، تخت جمشید سابق، بالا رفته کارکنان و دیپلمات های امریکایی را به گروگان گرفتند.  اینک خشم انقلابیون دیوار بلند سفارت امریکا را کوتاه ساخته بود. نبرد با استعمار و در راس آن آمریکا علنی تر از همیشه شده بود.

 

جنگ با عراق، نبرد با دست های خالی

صدام که از قرارداد 1975 الجزایر ناخشنود بود، از این تنش ها نهایت بهره را برد. تحرکات بعثی ها در نواحی مرزی و اقدام به بمباران و تسلیح نیروهای تجزیه طلب در خوزستان پازل نقشه های سردار قادسیه را تکمیل می کرد. بعثی ها به دفعات حریم خاکی، دریایی و هوایی ایران را نقض کردند.

مجموع این تجاوزات در شهریور 1359خ به 257 مورد رسید. حکومت عراق از آغاز فروردین ماه 1358خ تا روز حمله سراسری به ایران در 31 شهریور سال 1359خ، در مجموع 636 بار از زمین، هوا و دریا، پاسگاه ها، روستاها و شهرهای مرزی ایران را مورد تعرض قرار داد. در این بین 182 بار حریم هوایی و 24 بار حریم دریایی مورد تجاوز قرار گرفت.

 

ماه

 

 سال 1358

 سال 1359

فروردین 3 16
اردیبهشت 2 39
خرداد 9 87
تیر 7 67
امرداد 1 86
شهریور 3 257
مهر 9
آبان 6
آذر 11
دی 8
بهمن 6
اسفند 19
مجموع 84 552

مجموع تجاوزهای هوایی، دریایی و زمینی عراق در سال های 1358خ و 1359خ (تا شهریور ماه)

طالع، هوشنگ. پیرامون تجاوز نظامی عراق به ایران  www.karbord.net

 

به موازات تحرکات برون مرزی بعثی ها، در داخل عراق نیز حوادثی رخ داد. در آغاز اردیبهشت 1359خ پس از اعدام آیت الله صدر، که از وی به عنوان آیت الله خمینی عراق یاد می کردند، ده ها هزار نفر از شهروندان عراقی را به جهت نسب ایرانی خود، از این کشور اخراج و اموالشان را مصادره کردند.

در اقدام تحریک کننده ای دیگر تلویزیون بعثی ها، خوزستان را با نام عربستان و بخشی از خاک عراق به تصویر می کشید. در 10 اردیبهشت 1359خ، شش نفر که خود را گروه الشهید می خواندند، سفارت ایران در لندن را اشغال کردند. در جریان این حادثه عباس لواسانی، مدیر ارشد رسانه‌ای و علی‌اکبر صمدزاده، وابسته رسانه‌ایِ سفارت، کشته شدند.

گروگانگیری 5 روز بعد بوسیله نیروهای ویژه انگلیس و با کشته شدن 5 تن از گروگانگیران خاتمه یافت.[1] گذشت زمان غبار را از اقدامات عراقی ها می زدود. برنامه بعثی ها بلند مدت تر از این به نظر می رسید. سفیر عراق در لبنان در ۱۲ آبان ۱۳۵۸ در مصاحبه با روزنامه النهار بیروت گفت:

عراق خواهان تجدیدنظر در پیمان‌نامه ۱۹۷۵ الجزایر بود که بر اساس آن خط تالوگ اروندرود، مرز رسمی میان ایران و عراق است.

 بهبود شرایط با ایران منوط به تحقق ۳ شرط اصلی است: ۱-تجدیدنظر در پیمان نامه۱۹۷۵ الجزایر دربارهاروند رود ۲-اعطای خودمختاری به عشایر کرد و بلوچ و عرب ۳-خروج نیروهای نظامی ایران از جزایر سه‌گانه ایرانی مورد مناقشه و سراسر خلیج فارس[2]

در نهایت 31 شهریور 1359خ آتش جنگ با حمله عراقی به مرزهای ایران شعله ور گردید. صدام حمله به ایران را قادسیه دوم نام نهاد و بدین ترتیب تلاش کرد با برانگیختن حس ناسیونالیسم عربی حمایت کشورهای عربی را بدست آورد. ملک حسین، حکم‌ران اردن هاشمی، با تشکیل سپاه «یرموک»، حکومت‌های مصر و سودان با فرستادن افراد به اصطلاح داوطلب، و فروش میلیاردها دلار جنگ‌افزار روسی، سازمان الفتح و شخص یاسر عرفات با گسیل به اصطلاح داوطلبان به جبهه‌های جنگ، به یاری عراقی ها آمدند.

(عربستان و دیگر شیخ نشین ها نیز در طول جنگ نزدیک به 80 میلیارد دلار به عراق کمک مالی کردند)  درحالیکه حلقه اتحاد در خارج از مرزهای ایران تنگ تر می شد، در داخل، جنگ قدرت زمینه ساز آشوب و هرج و مرج در کشور شده بود. در ناآرامی های ابتدایی انقلاب، گروه های مختلف سیاسی به دنبال سهم خود از خوان انقلاب بودند.

این آشوب به انضمام تصفیه ارتش و موقعیت سخت ایران در مجامع بین المللی، بعثی ها را مجاب کرد که اینک وقت ضربه زدن به رژیم نوبنیاد ایران و تسلط بر خلیج فارس است. بدین ترتیب زمینه برای ژاندارم شدن صدام و رهبری جهان عرب فراهم خواهد شد. حکومت عراق در پی آن بود که در درجۀ نخست با جداکردن خوزستان از ایران و الحاق آن به قلمرو حکومت خود، به چند منظور زیر که برای حکومت مزبور از نظر تثبیت ادعای رهبری، بر جهان به اصطلاح عرب لازم بود، دست یابد :

1ـ افزودن منابع نفتی خوزستان به منابع نفتی قلمرو خود، از این نظر کمابیش هم‌طراز عربستان سعودی گردد
2ـ اعمال حاکمیت مطلق بر اروندرود
3ـ دست‌یابی به کرانه‌های مطمئن در خلیج‌فارس
4ـ افزایش جمعیت اندک عراق
5ـ دست‌یابی به صنایع گستردۀ خوزستان، در جهت رسیدن به بالاترین سطح صنعتی، در میان کشورهای عرب

صدام و طرفدارانش گرچه به درستی متوجه آشفتگی اوضاع داخلی ایران شده بودند اما این حقیقت را نادیده گرفتند که ایرانیان به هنگام حمله خارجی متحد خواهند شد. رجزخوانی های صدام، اختلافات در ایران را تحت الشعاع قرار داد. مقاومت 34 روزه مردم خرمشهر خیال آسوده بعثی ها را پریشان کرد.[3]

وقتی ایلات خوزستان تفنگ های پدری را به سوی سربازان صدام نشانه گرفتند، عمق اشتباه محاسبات بعثی ها مشخص شد. زخم مشترک ایرانیان سر باز کرده بود. جنگ تحمیلی زمینه وحدت ملی را فراهم ساخته بود. سال های تشتت به سال های ایستادگی بدل شدند.

جنگ ایران و عراق
جنگ ایران و عراق

معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ، 11 سال پس از تجاوز

اشغال خرمشهر و ناآرامی های گسترده سیاسی و اجتماعی در ایران از یک سو و کمک های مالی و تبلیغاتی سخاوتمندانه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و قدرت های شرق و غرب، کفه ترازو را به نفع بعثی ها سنگین می کرد. این توازن قوا پس از عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر در تیرماه 1361خ، به کلی تغییر می یابد تا جایی که استراتژی تهاجمی عراق به استراتژی تدافعی مبدل می شود.

انجام چند عملیات گسترده چون رمضان، بدر و والفجر 8 در خاک عراق و پیشروی نیروهای ایرانی تا چند کیلومتری بصره، زنگ خطر بزرگی بود که برای حامیان بعثی ها به صدا درآمده بود. برغم آنکه قادسیه صدام، پیروزی قریب الوقوعی تحلیل می شد، در میدان عمل به شکست نزدیک می گردید. جفری کمپ، رئیس بخش خاورمیانه شورای ملی امنیت آمریکا در دولت ریگان در این باره می گوید:

این‌گونه نبود که ما می‌خواستیم عراق «برنده» جنگ باشد. خیر. ما فقط مایل نبودیم عراق «بازنده» جنگ باشد. ما را واقعاً ساده فرض نکنید. ما می‌دانستیم که او (صدام حسین) یک «حرامزاده» است؛ ولی او، «حرامزاده» خودمان بود.[4]

ناکامی نیروهای ایرانی در عملیات های گسترده در خاک عراق، موقعیت ضعیف این کشور در صحنه بین المللی، عدم توازن نیروهای نظامی و حامیان دو طرف و همچنین فرسایشی شدن جنگ از زمره عواملی بودند که زمینه را برای آتش بس فراهم آوردند. در نهایت بر اساس قطعنامه 598 دو کشور تن به آتش بس دادند. رویکرد جامعه بین الملل در قبال حمله عراق به ایران حتی پس از آتش بس هم چندان دستخوش تغییر نشد.

حدود سه سال طول کشید تا دبیر کل سازمان ملل متحد در گزارش خود عراق را به عنوان آغازگر جنگ معرفی کند. خاویر پرز دکوئیار که اصالتی پرویی داشت، پس از دریافت گزارش دو کشور (عراق در 7 و ایران در 24 شهریور 1371خ) در مورد دلایل وقوع جنگ، گروهی بلژیکی را مامور بررسی این پرونده مهم نمود.

عراق در تجاوز خود به ایران موضوع دفاع از خود را مطرح می‌کرد و مدعی بود که ایران تلاش دارد تمامیت ارضی این کشور را زیر سؤال ببرد. حتی اگر استدلال عراق واقعیت داشت، این کشور می‌بایست به استناد قرارداد الجزایر اختلافات خود را در طول سه ماه با یک کشور دوست در میان گذاشته تا نسبت به حل و فصل آن اقدام شود.

خاویر پرز دکوئیار
خاویر پرز دکوئیار

اما تجاوز عراق مشخصاً نشان می‌دهد که این کشور از مفاد قرارداد الجزایر تخطی کرده است. صدام حسین در توجیه تصمیم خود به لغو یک‌جانبه قرارداد الجزایر در 17 سپتامبر سال 1980 خطاب به مجلس عراق گفت: چون رهبران ایران به طور عمدی با دخالت در امور داخلی عراق از قرارداد الجزایر تخطی کرده‌اند و با پس‌دادن اراضی عراق مخالفت ورزیده‌اند، من در اینجا اعلام می‌کنم که قرارداد سال 1975 به طور یک‌جانبه لغو شده و شط‌العرب به حاکمیت عراق بازگردانده خواهد شد.

خاویر پرز دکوئیار نهایتا در 18 آذر 1371خ عراق را به عنوان مسئول و آغازگر جنگ به شورای امنیت سازمان ملل متحد معرفی کرد. وی طی مصاحبه ‏ای در سازمان ملل در پاسخ به سوال «نتیجه دلخواه سازمان ملل و شما در جنگ عراق و ایران چیست؟» پاسخ داد: «نتیجه دلخواه اجرای کامل قطعنامه 598 است.»[5]


[1]– سفارت ایران در لندن چطور اشغال و آزاد شد؟ www.tarikhirani.ir

[2]– هفته دفاع مقدس، روزنامه اطلاعات، يكشنبه 31 شهریور 1392، شماره 25696

[3]–  خرمشهر سقوط کرد  www.tarikhirani.ir

[4] – سال روز آتش‌بس جنگ 8 ساله ایران و عراق، روزنامه دنیای اقتصاد، پنج شنبه 29 مرداد 1394، شماره 3558

[5]– زندگینامه دبیرکل‏های سازمان ملل متحد، علی میر سعید قاضی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‏المللی، چاپ دوم 1378 .

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.