تاریخ ایران عصر پهلویتاریخ و اندیشه

از کودتا تا انقلاب

مصاحبه ای با استفن کینزر به مناسبت سالروز کودتای 28 مرداد / نگاهی به رابطه کودتای 28 مرداد 32 و انقلاب 57 در ایران

کودتا، یک ایران قابل اتکا را به مدت 25 سال برای ایالات متحده و غرب به ارمغان آورد. این بی تردید یک پیروزی بود. اما با توجه به آنچه که بعدها حاصل شد و فرهنگ عملیات پنهانی که پیکره ی سیاست آمریکا را در پی کودتا به تسخیر خود درآورد، این پیروزی، بسیار خدشه دار می نماید. عملیات آژاکس میراثی زجرآور و وحشتناک به جا گذاشته است: از خیابان های داغ و پرهیاهوی تهران و سایر پایتخت های اسلامی تا صحنه های حملات تروریستی در سراسر جهان.

منبع: کینزر استیفن، همه ی مردان شاه، نشر اختران، تهران، چاپ چهارم، 5831، ص 318

 بیایید با تاریخ شروع کنیم. در سال 1953، دولت آیزنهاور از کودتایی علیه نخست وزیر منتخب ایران، مردی به نام مصدق، که به دنبال ملی کردن صنعت نفت ایران بود، حمایت کرد. بریتانیا می خواست او را سرنگون کرده و کنترل خود  بر نفت ایران را حفظ کند. اما چرا ایالات متحده درگیر شد؟ به نظر می رسد که شما در کتاب خود معتقدید که بریتانیا آیزنهاور را گول زد تا به آن ها کمک کند.

ایده این که مصدق باید سرنگون شود، توسط انگلیسی ها آغاز شد. آن ها در معرض از دست دادن شرکت نفتی ایران – انگلیس بودند که دولت مصدق با تصویب یک لایحه با اکثریت آرا در مجلس ایران، آن را ملی کرده بود. با این حال، تلاش آن ها برای انجام کودتا هنگامی که مصدق از برنامه انگلیسی ها مطلع شد و سفارت بریتانیا را تعطیل و تمام دیپلمات های انگلیسی از ایران را اخراج کرد، از بین رفت.

در میان این دیپلمات ها، مأموران محرمانه ای بودند که مختص انجام کودتا بودند. آن ها انگلستان را ترک کرده بودند و هیچ راهی برای خلع مصدق وجود نداشت. نخست وزیر چرچیل تلاش کرد تا رئیس جمهور ترومن را متقاعد کند تا کودتایی را به نفع انگلیس انجام دهد اما ترومن از این موضوع اجتناب کرد. تنها پس از اینکه آیزنهاور رییس جمهور  شد، ایالات متحده عقیده خود را تغییر داد.

مامور بریتانیایی که به واشنگتن آمد و طرح کودتا را به تیم آیزنهاور داد، کریستوفر وودهاس[3] نام داشت. او می نویسد: می داند آمریکایی ها به درخواست انگلیسی ها برای بازگرداندن شرکت نفت خود، پاسخ نمی دهند. او به جای آن تصمیم گرفت که بگوید مصدق ایران را به سمت کمونیسم هدایت می کند. این استدلال به وضوح دروغ بود اما وودهاوس احساس می کرد که این موضوع جان فاستر دالاس[4] و بقیه اعضای دولت آیزنهاور را متمایل به اقدام می کند. حق با او بود!

شما در کتاب خود ادعا می کنید که یک خط قرمزی از سرنگونی مصدق به دست CIA تا انقلاب و سرنگونی شاه در سال 1979 و وقایع 11 سپتامبر وجود دارد. این وقایع چگونه بهم مربوط اند؟

سازمان سیا مصدق را عزل کرد و اجازه داد تا محمد رضا شاه تاج و تخت خود را به دست آورد. حکومت سرکوبگر شاه، 25 سال طول کشید و در نهایت باعث انقلاب 1978شد. این انقلاب، قدرت را به گروهی از روحانیون بنیادگرایی داد که روی خشم ایرانیان نسبت به امریکا برای نابودکردن دموکراسی ایرانی، سرمایه گذاری کردند. رژیم آن ها الهام بخش مسلمان های رادیکال در سراسر جهان، از جمله افغانستان بود، جایی که طالبان به قدرت رسیدند و به تروریست هایی که حملات 11 سپتامبر را انجام می دادند، پناه دادند.

فکر می کنید اگر ایالات متحده مصدق را سرنگون نکرده بود تاریخ تروریسم تغییر می کرد؟ آیا ما بدون کودتا، حادثه 11 سپتامبری نداشتیم؟

کودتا در ایران تنها عاملی بود که بسیاری از مسلمانان را به دشمن ایالات متحده تبدیل کرد. با این وجود، این سیاست آمریکا گسترده تر از سیاست های مداخله جویانه در خاورمیانه بود که چشم انداز توسعه دموکراتیک در آن جا از بین برد. اگر دموکراسی ایرانی شکوفا می شد، ممکن بود برای سایر کشورهای منطقه تبدیل به الگو شود و زمینه ی شکوفایی دموکراسی در آن کشورها را فراهم آورد اما برعکس عمل شد.

آمریکایی ها در مورد کودتای سیا علیه مصدق چیزی نمی دانند. آیا فکر می کنید اگر آن ها مطلع باشند تغییرات خاورمیانه را طور دیگه ای می فهمند؟

هنگامی که ایرانیان علیه شاه برخاستند شعار “مرگ بر  شاه آمریکایی” دادند، زمانی که رژیم جدید آن ها به شدت ضد آمریكایی ظاهر شد و زمانی كه گروهی از آن ها در سال 1979 دیپلمات های آمریکایی را گروگان گرفتند، بسیاری از آمریكایی ها تعجب كردند كه چگونه این اتفاق در کشوری که همیشه دوست تلقی می شد ممکن است بیفتد. هنگامی که بفهمند ایالات متحده در سال 1953 با ایرانی ها چه کاری کرده است، آن ها متوجه خواهند شد که چرا بسیاری از ایرانیان از ایالات متحده خشمگین هستند.

چه چیزی شما را به موضوع کودتای 1953 کشاند و چه زمانی تصمیم گرفتید که این کتاب را بنویسید؟

نیم قرن طول کشید و به ویژه با رویدادهای 11 سپتامبر مشخص شد که کودتای 1953 تا چه حد رویداد مهم و فاسدی بوده است. این یک نمونه کاملی است که نشان می دهد چگونه مداخلات خارجی، حتی آن هایی که در زمان خود به موفقیت می رسند، می توانند تاثیرات بلندمدتی داشته باشند که باعث ایجاد فاجعه در کشور مداخله کننده شوند.

استفن کینزر نویسنده کتاب همه مردان شاه
استفن کینزر نویسنده کتاب همه مردان شاه

11 سپتامبر تأثیر عمیقی بر همه آمریکایی ها داشت، اما باید بر روی موضوع کتاب شما اثر متفاوت داشته باشد. آیا به یاد دارید که به تفکری به دلیل تحقیقات خود پاسخ متفاوتی داده باشید؟

هیچ چیز در تاریخ در خلا اتفاق نمی افتد. برای همه چیز دلیلی وجود دارد، حتی اگر همیشه دلایل خوبی نباشند. تنها با فهمیدن علل تراژدی، می توانیم امیدوار باشیم از تراژدی های آینده جلوگیری کنیم. من می خواهم خوانندگان کتابم، بعد از مطالعه ی آن درک قویتری از یک واقعیت داشته باشند: ایالات متحده نمی تواند در یک روند سیاسی خارجی دخالت خشونت آمیز کند بدون اینکه این مداخله اثرات طولانی مدت و مضر بر روی امنیت آمریکایی ها داشته باشد.

پرزیدنت بوش بارها و بارها پس از 11 سپتامبرگفت که “آن ها از ما نفرت دارند” زیرا آن ها از آزادی، به ویژه آزادی ما نفرت دارند. شما وقتی این تحلیل او را شنیدید چه فکری کردید- اینکه دارد  اطلاع نادرست می دهد (و مردم آمریکا را گمراه می کند)؟

هیچ کس در جهان مراقبت نمی کند که در ایالات متحده آزادی کم یا زیاد است. آنچه که آن ها را عصبانی می کند این است که ایالات متحده از قدرت خود برای فروپاشی آزادی در سایر نقاط جهان استفاده می کند. در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، دولت ایالات متحده رهبرانی را که ارزش های آمریکایی را داشتند کنار گذاشت و کسانی را جای آن ها گذاشت که از هرچه آمریکایی ها دوست دارند، متنفر بودند.

ما کسانی را در این کشورها حاکم می کنیم که خودمان هم نمی توانستیم تحملشان کنیم. ممکن است بخواهیم از این حقیقت جلوگیری کنیم، اما این عامل اصلی احساس ضد آمریکایی در جهان است. ایالات متحده به دلیل آن چیزی که هست، مورد تنفر نیست، بلکه به خاطر کارهایی که انجام می دهد مورد تنفر است.

لینکلن در سخنرانی دوم خود می گوید که جنگ داخلی انتقام خدا برای برده داری است. ما گناه کرده بودیم و اکنون خدا خون گناهانمان را با خون جنگ داخلی می شوید. رؤسای جمهور امروزه اینگونه صحبت نمی کنند. آیا می توانیم بهتر از آن ها عمل کنیم؟

رهبران عاقل متوجه هستند که خودشان به همراه پیشینیان خود، مسئولیت مشکلات کشورهایشان را برعهده دارند. آن ها به طور غریزی نمی خواهند دیگران را سرزنش کنند. رؤسای جمهور آمریکا به گونه ای عمل می کنند که گویا ایالات متحده برخی از مشکلات فعلی را با رفتارهای خود در دنیا به وجود نیاورده است  – اقداماتی نظیر کودتای 1953 در ایران- موجب خشم بسیاری از مردم جهان نسبت به روشی که آمریکایی ها از قدرتشان  استفاده می کنند، شده است. لینکلن می گوید که برای پیدا کردن علت اصلی اختلاف و خشم خشونت آمیز، باید به آینه نگاه کنیم. این مساله هم در مورد ملت ها و هم در مورد اشخاص صحیح است.

وقتی که 11 سپتامبر اتفاق افتاد، کتاب شما به کجا رسیده بود؟ آیا این اتفاق شما را مجبور به بازنگری در نحوه روایت کتاب کرد؟

من زمانی که حملات 11 سپتامبر رخ داد، هنوز نوشتن کتاب را شروع نکرده بودم. با این حال، تفکر درباره این اتفاق و تلاش برای فهمیدن منشا این اتفاق، به من کمک کرد تا به این موضوع برسم.

آیا محافظه کاران شما را برای ارتباط وقایع 1953 و 1979 و حملات 11 سپتامبر مورد انتقاد قرار دادند؟

کتاب من به طرز قابل توجهی در طیف های سیاسی مختلف پذیرفته شده است. من فکر می کنم این به این دلیل است که این موضوع، نقطه نظری برای جدل نیست، بلکه یک واقعیت ساده است که برای بسیاری از مردم ناشناخته است. به همین دلیل من کتاب را با این نقل قول از ترومن شروع کردم: “تنها چیز جدیدی که در این جهان است تاریخی است که نمی دانید.”

پرزیدنت بوش می گوید که دموکراسی در خاورمیانه در حال محبوب شدن است. موافقید؟ ایران پنجاه سال پیش یک شبه دموکراسی همراه با مصدق داشت و این تجربه، همانگونه که گفتید بخاطر ضعف های خود مصدق به عنوان یک رهبر و البته بیشتر به دلیل دخالت خارجی، منحرف شد. ما چقدر مطمئن خواهیم بود که این دموکراسی حالا و در این زمان موفق شود؟ و خارجی ها – یعنی ایالات متحده – این بار نقش مثبت بیشتری ایفا می کنند؟ (چند سوال در یک سوال پرسیدم.متاسفم)

تصور کنید که امروز ایرانی ها چه احساسی دارند وقتی می شنوند آمریکایی ها اصرار دارند که ایران دموکراتیک تر باشد. آن ها به طور طبیعی پاسخ می دهند: “ما یک بار دموکراسی داشتیم، اما شما آن را نابود کردید.” کودتای 1953 بزرگترین فرصت ما را برای گسترش دموکراسی در خاورمیانه نابود کرد.

اعمال دموکراسی به واسطه زور ایجاد نمی شود. یک ضرب المثل عربی می گوید بهتر است که 40 سال تحت حکومت یک حاکم ظالم زندگی کنیم تا یک روز تحت حکومت یک حاکم خارجی. یکی از جنبه های مضطرب کننده تلاش آمریکا برای دموکراتیزه کردن خاورمیانه کنونی، این است که اگر موفقیت آمیز باشد، نتایج برای منافع آمریکا ممکن است بسیار منفی شود.

فرض بر این است که رژیم های دموکراتیک در کشورهای خاورمیانه، طرفدار آمریکایی هستند، اسرائیل را می پذیرند و با خوشحالی نفت خود را با غرب به اشتراک می گذارند، اما این فرض بسیار اشتباه است. مردم بسیاری از این کشورها به خاطر اقدامات آمریکایی ها در نیم قرن گذشته آسیب دیده اند و ناکام شده اند و ممکن است از آزادی های دموکراتیک استفاده کنند تا کشورهایشان نسبت به امروز بیشتر ضد امریکایی کنند. این یکی از بدترین اثرات سیاست های اشتباه ما است.

نمایی از کودتای 28 مرداد
نمایی از کودتای 28 مرداد

اگر دموکراسی به خاورمیانه بیاید، آیا اطمینان دارید که ایالات متحده از زندگی با عواقب آن خشنود خواهد بود؟ یا ما مجددا وسوسه خواهیم شد که نتیجه را تغییر دهیم؟

ایالات متحده در هر کشوری که مداخله کرده است، تلاش می کند یک قدرت را به دولت تبدیل کند تا الف) صادقانه نماینده مردم آن کشور باشد و (ب) طرفدار آمریکا باشد. به سرعت روشن شد که این دو هدف با هم در تعارض است و ایالات متحده باید بین تحمیل یک رژیم غیرواقعی که پیشنهادهای آمریکایی ها را انجام دهد یا یا یک فرد محبوب که منافع کشور خود را مهم تر از منافع آمریکا قرار می دهد، یکی را انتخاب کند که به طور طبیعی آمریکا گزینه ی نخست را انتخاب می کند. این رژیم های ناپاک باید از سرکوب استفاده کنند تا در قدرت باقی بمانند. ایالات متحده از آن ها حمایت می کند و تنفر از امریکا به قدری رشد می کند تا در آینده منفجر شود.

آیا به نظر شما تاریخ طعنه آمیز و ناراحت کننده و وحشتناک است؟ برای من اغلب اینگونه است، به خصوص وقتی که در مورد تاریخ خاورمیانه فکر می کنم.

تاریخ در حال تبدیل شدن به دشمن آمریکا است زیرا بسیاری از رهبران آمریکا به تاریخ باور ندارند. آن ها معتقدند که ایالات متحده بسیار منحصر به فرد و بسیار قدرتمندتر از هر ملتی یا امپراطوری دیگر است و تاریخ در مورد آن ها اجرا نمی شود. آن ها بر این باورند که تاریخ دیگر به طور موثر اتفاق نمی افتد. کلیو[5] همیشه برای چنین گناهانی انتقام می گیرد.

 

پانویس


[1]– استفن کینزر مولف کتاب “همه ی مردان شاه: کودتای امریکایی و ریشه های ترور در خاورمیانه”است.

[2]www.historynewsnetwork.org  Interview with Stephen Kinzer: 1953+1979=2001 (Well, There’s a Link)   از: نوشتار حاضر ترجمه ای است

[3]– Woodhouse Christopher Montague

[4]– John Foster Dulles    وزیرخارجه وقت آمریکا

[5]– Clio نام یکی از اساطیر یونانی و دختر زئوس است که الهه تاریح محسوب می شود­­­­.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.