جامعهمحیط زیست

یادداشتی برای سبزگرایان تلخ کام

درباره اجلاس محیط زیستی پاریس

نویسنده

پویا اشکانی

جایگاه مردان و البته زنان سیاستِ جهانِ امروز در پاریس به واقع ژرفای یکی از ردپاهای ما هشت میلیارد انسان ساکن سیاره سوم منظومه شمسی است بر پیکر اقلیم این سیاره ی اعجاب انگیز و نحوه ی مواجهه ی سبزگرایان و هواخواهان حفاظت از محیط زیست با این ردپاها هم موضوع مناقشه و مناظره ی کارشناسان دلواپس اکوسیستم های کره زمین است.

گروهی پرشور و عمدتا جوان گویی طنین آن شعر معروف سپهری بر جانشان کنده کاری شده، خشمگین از بی اعتنایی رهبران جهان به پدیده ی انسان ساز تغییر اقلیم بیلبوردهای ضد سرمایه داری و ضد دولت ها بر دوششان می خواهند ناگهان بساط همه ساختارهای آلوده کننده برچیده شود تا فضا به جای این که برای جولان مردان سیاست باز باشد عرصه ی رشد جنگل ها و بیشه زارها باشد.

اما گروهی دیگر از سبزگرایان هم هستند که شاید بخاطر افت آن شور و شوق رادیکال جوانی رویکرد کمی متفاوتی به اجلاس پاریس دارند. آن ها که عمدتا افراد صاحب نظر در علوم محیط زیستی مانند اکولوژی و اقلیم شناسی هستند حالا شاید مسئله پیش روی ما دلواپسان سیاره آبی هم این روز ها همین باشد، دنبال انکار و بدبینی به پاریس باشیم و به اصطلاح برویم دنبال کاشتن درخت در کفِ آن ردپاها یا به سان گروه دوم کمی ترش رویی خود را با تلخ کامی کنترل کنیم و پای صحبت گردانندگان نه چندان خوش سابقه ی اجلاس پاریس بنشینیم تا بفهمیم حرف حسابشان چیست؟

 

اجلاس پاریس؛ تغییرات گام به گام

همه ی دلایلی که سبزگرایان گروه اول و طرفداران خشمگین حفاظت از محیط زیست برای بدبینی به گردانندگان اجلاس زیست محیطی پاریس دارند کمابیش منطقی، موجه و مبتنی بر شواهد متقن به نظر می رسد، آن ها معمولا پیمان کیوتو را یادآوری می کنند که آمریکا (مقصر اصلی گرمایش جهانی) زیر آن زد و تصویبش نکرد.

ان ها به ماهیت نظام سرمایه داری حاکم بر جهان اشاره می کنند و می گویند در حضور پر طنین منطق رقابتی بازار آزاد کشور های فقیر مناطق گرمسیری که قربانیان اصلی گرمایش اند باید خود هزینه ی رفع خطر را بپردازند و همه می دانیم ناتوان از این کار هستند، آن ها می گویند با این ترویج زندگی پر زرق و برق از رسانه های جهان که تحت کنترل منطق سودخواهی نظام بازار آزاد هستند

شیوه تولید-مصرف رواج یافته به شکل جنون آسایی به سمت شدت بخشیدن گرمایش زمین و تخریب زیست بوم ها می رود و دیوانگی است اگر تصور کنیم چند صفحه معاهده امضا شده در یک شهر بین رهبران سیاسی جهان بخواهد این شیوه ی تولید و تبلیغ و مصرف را دگرگون کند. اما آیا این خشم رادیکال برای حفاظت بهتر کافی است؟ بهترین گزینه آیا همین ترشرویی و قهر خواهد بود؟

 

بیایید کمی واقع بین باشیم اگرچه واقعیت گاهی به تلخی زهر است، حقیقت این است که اگرچه دلایل آن گروه از هواداران خشمگین محیط زیست برای بدبینی به سیاست مداران که آن ها را مجریان نظام قدرت مند سرمایه داری می دانند کمابیش درست است اما شیوه مواجهه و به اصطلاح بازی کردنشان برای بهینه کردن حفاظت از محیط زیست آب در هاون کوبیدن بوده و کار به جایی نخواهد برد.

آن ها غالبا فراموش می کنند که به هر حال سیاستمداران نماینده افکار عمومی جوامع خودشان هستند (اگر نه همه یا اکثریت حداقل بخش بسیار قابل توجه) و قدرتشان برآمده از بطن توده های میلیاردی انسان های ساکن سیاره آبی است. کوته بینی آن ها نمایانگر کوته بینی ذاتی انسان ها است.

انسان ها ماهیتا دوست دارند کوتاه مدت را در نظر داشته باشند چون برنامه ریزی برای آینده میان مدت و بلند مدت هزینه بر و دشوار است. کمی هم شاید حق داشته باشند به هر حال برای چینی های امروز بهره بری از نعمت برق بیشتر از آتش سوزی جنگل ها طی چهل سال آینده یا خطر انقراض خرس های قطبی طی نیم قرن آینده ملموس تر و قابل درک تر است.

متعاقبا اولویت سیاست مداران چینی راضی نگه داشتن جمعیت کشورشان است، نه نگران سرنوشت جزایر اقیانوسیه یا سواحل بنگلادش بودن. مسلما آمریکایی ها به همین راحتی قید زندگی مرفه و مک دونالد خوردنشان را نمی زنند تا یخ های قطبی کمتر آب شوند، پس کنگره ی برآمده از این مردم هم اولویتش جلب رضایت همان مردم خواهد بود. با وجود این ها پس نحوه درست مواجهه با نشست سران کوته بین اقتصاد های جهان چیست؟

 

نشست پاریس؛ قهر و آشتی

می توانیم ترش رویی کنیم و جهان را به جهل متهم کنیم اما این شیوه اثر گذاری مطلوب را نخواهد داشت تا همین الان هم اگرچیزی رهبران جهان را متقاعد کرده که در مورد گرمایش زمین در یک مکان گرد هم بیایند رویکرد شکیبانه ی گروه دوم و ارائه ی مستندات علمی از خطرات تهدید کننده ی گرمایش جهانی علیه امنیت مردم زمین بوده است.

ما نباید فراموش کنیم تغییر کلی ساختار تولید – مصرف فعلی یک شبه ممکن نیست و انقلاب های واقعی انقلاب هایی خزنده و مدت دار بوده اند که طی چندین سده به بار آمده اند، انقلاب زیست محیطی هم اگر می خواهد به بار بیاید باید شکیبایی پیشه کند وب رخی هزینه ها را بپذیرد. محیط زیست گرایان باید به خاطر داشته باشند که انقلاب علمی بعد از رونسانس هم بی هزینه به نتیجه نرسیده، آن ها باید محاکمه گالیله و آزاردادن های کپلر و…را فراموش نکنند.

تحول شیوه ی تولید و مصرفِ تمدن فعلی انسان و کنار گذاشتن سوخت های فسیلی باید توام با واقع بینی و قبول کردن پرداخت هزینه های غیر قابل انکار و در عین حال جدی و هوشمندانه برای کمینه کردن آن هزینه ها باشد. برای این منظور انتخاب درست این است که از نشست هایی همچون نشست پاریس استقبال کنیم نتایج برون داده شده از آن را بدقت مورد ارزیابی قرار بدهیم و برای بهینه کردن روند تحول نقاط ضعف نشست های این چنینی را با صدای بلند فریاد برآوریم.

البته نه با ترشرویی که سایرین را از ما براند و ما را اقلیتی تنها و ناتوان سازد بلکه با شکیبایی و آرامش تا ذهن های کنجکاو و حقیقت بین را به خود جلب کند تا نیروی لازم جهت تحول مطلوبمان تامین گردد. برای مثال به نظر اکثر رصد کنندگان نشست پاریس به علت منطق حاکم بر اقتصاد جهان (سود خواهی ارزی بیشتر) کشورهای صنعتی توسعه یافته حاضر نخواهند بود کمک کافی برای گسترش انرژی های پاک در کشورهای فقیر تر را انجام بدهند.

از این رو وظیفه ما این است که این منطق کذایی ارزش شمردن سود ارزی بیشتر را به زیر انتقاد بگیریم و نشان بدهیم نتیجه این خساست کاپیتالیستی داراهایِ امروز، افزایش خشک سالی در مناطق جنب پرفشار حاره[1] (که از قضا کشور ما هم در این مناطق واقع شده) و متعاقب آن افزایش تنش و خشونت در این مناطق هست که دیر یا زود این تنش یا خشونت دامان داراها را هم خواهد گرفت و زندگی آن ها را هم به حس ناامنی آغشته خواهد ساخت.

باید به آن ها نشان بدهیم که موج آواره های فراری از غرق شدن زیر آب از جاهایی مانند سری لانکا و مالدیو یا فراری ها از خشک سالی از خاورمیانه عرصه را بر زندگی خودشان تنگ خواهد کرد. باید نشانشان بدهیم که دود نیروگاه های ذغال سنگی و ماشین های لوکس شخصیشان فقط به چشمان ببرهای سیبری یا خرس های قطبی نمی رود و دیر یا زود چشمان خودشان را هم هدف قرار می دهد.

 

خرس قطبی
خرس قطبی

 فعالان محیط زیست و اجلاس پاریس

انقلاب زیست محیطی مطلوب سبزگرایان به چیزی بیش از پشتوانه های علمی هم نیاز دارد، این دگرگونی به یک فلسفه ی اخلاق ستبر نیازمند است تا بتواند آدمیان را متقاعد کند که اخلاقی و به سود همگان است که این دگرگونی در سبک زندگی را بپذیرند و تخریب روزافزون برآمده از این نظام تولید و مصرف امروزی را مهار کنند.

وظیفه ی اخلاقی ما سبزگرایان کشورهای کمتر توسعه ی صنعتی یافته وقتی معطوف به جوامع خودمان می شویم قدری دشوارتر و پیچیده تر می شود و متعاقب این پیچیدگی کار فلسفه ی اخلاق مان سترگ تر. ما در این هنگام باید علاوه بر در نظر گرفتن توسعه نیافتگی و فقر نسبی بیشتر، مسیر تحولات جامعه را به سمتی میل دهیم که توسعه اقتصادی – صنعتی متناسب با سبکی از زندگی را بخواهد که سازگار با اقلیم های بومیمان و سازگار با حفاظت پایدار از زیست بوم ها باشد.

به این پیچیدگی اضافه کنید سخت بودن صحبت کردن از ضرورت این تغییرات با جامعه ای ناآگاه و بی خبر از محیط زیست که تنها چیزی که باعث سر زدنش به اخبار محیط زیستی می شود آلودگی شدید هوای شهرها یا خشکیدگی بزرگ دریاچه ها است. کار ما به عنوان فعال زیست محیطی ایرانی سختی دوچندان هم دارد.

جامعه ما به لحاظ سواد اکولوژیک حتی از جوامعی که از سبک زندگی رواج یافته شان گله شد هم بسیار پایین تر است. به عنوان مثال:حتی تشکل ها و فعالان رسانه های زیست محیطی هم آن طور که باید و شاید نشست پاریس و بستر وقوع و پیامدهایش را زیر نظر نگرفته و طی این روزها درگیر مسائل سطحی تر و کمتر ریشه ای بودند.

حتی ما خود جامعه به اصطلاح فعالان محیط زیستی ایران هم فاقد درک جامع و کافی از اولویت های زیست محیطی هستیم در چنین شرایطی صحبت از دگرگونی سبک زندگی جهت سبز تر شدنش و سازگاری بیشتر با اکوسیستم های کره آبیمان مسلما کاری بس دشوار و طاقت فرسا خواهد بود. اما آدمیانی که کارهای سخت را به نحو احسن انجام بدهند فاتحان سعادتمند تاریخ  هستند. در غیر این صورت فتح از آن نادان های شقاوت مند می شود.

 

پانویس


[1] – Subtropical ridge or subtropical high در علم اقلیم شناسی به مراکز پرفشار هوایی که در عرض های جغرافیایی 30 تا 38 درجه تشکیل می شوند و مانع نفوذ ابرها وجریانات بارش زا می گردند، گفته می شود. این مراکز عامل تشکیل اقلیم خشک و بیابانی در مناطق مذکور هستند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.