جامعهمحیط زیست

آزادی در چهارچوب

شکل دهی هوشمندانه به ساختارها و شبکه های حفاظت گرایانه

شما نباید هیچ اسمی را به خاطر بسپارید؛ همچنین هیچ شماره و هیچ رویداد منفردی را، تنها چیزی که باید به خاطر بسپارید روش ها هستند. روش نتایج متعدد را تولید می کند؛ تعداد محدودی از این نتایج در حافظه ی ما می ماند و آن ها برای شرح قوانینی که هزاران پیامد ممکن را ترسیم می کنند مفید خواهند بود.

امانوئل لاسکر، فیلسوفپ و ریاضی دان

نویسنده

پویا اشکانی

شاید از تمام جهات قابل انطباق نباشد اما بی تردید شباهت های فراوانی بین موقعیت کنونی دلمشغولان تنوع زیستی سرزمین های تحت تملک حکومت ها در گوشه گوشه ی کره ی آبی و یک شطرنج باز تحت فشار روانی که درگیر یک بازی حساس و سرنوشت ساز در یک سری مسابقات است می توان یافت.

از همین رو شناخت درست موقعیت ها و امکانات خود و حریف برای به دست آوردن یک نتیجه مطلوب ضروری و غیر قابل چشم پوشی به نظر می رسد. اگر مقدمه ی فلسفی ای که تا اینجای این سری یادداشت ها گفته شد را بپذیریم، انسان را باید موجودی بدانیم که چهارچوب های مختلفی از جهان ییرامون بر او تحمیل می شوند و وی را محاط می کنند، چهارچوب های بیولوژیک (ژنتیکی) و چهارچوب های محیطی (جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و …) چیزی که به نظر نمی رسد تعین گرایان افراطی بتوانند به طور متقن ردش کنند تعیین شدگی شکل درونی شبکه های تولد یافته داخل این چهارچوب ها است. شبکه مفهومی در ریاضیات، کاربردی است که زیر شاخه ای از نظریه ی ریاضی گراف را شامل می شود به نام نظریه شبکه[1] که به مطالعه شبکه یا گراف می پردازد.

سه گراف بالا نمونه هایی از بی شمار حالت ممکن برای ایجاد شبکه بین نقاط (رئوس یا گره ها) با آرایش بالا است. اگر رئوس را اینجا کنشگران زیست محیطی در نظر بگیریم که آزاد برای برقراری ارتباط با رئوس دیگر درون شبکه و یا با رئوس شبکه های دیگر هستند. گستره ی نفوذ شبکه حفاظت گرای آن ها از برآیند اعمال اراده ایشان و محدودیت های جهان وافع شکل می گیرد.

 

تعیین مرز ساختاری شبکه های جامعه در چهار چوب تعَیُن؛ پیش بینی شکل آن ها در گوی آزادی

گراف که شبکه های جهان هستی از جمله شبکه ی گسترده ی حیات در سیاره ی آبی و شبکه های اجتماعی و اقتصادی محصول تمدن بشری همگی نوعی از آن هستند؛ در عالم تئوریک ریاضی به نمای شماتیکی از یک مجموعه ی متناهی نقاط برجسته موسوم به رئوس یا گره ها و مجموعه ای متناهی از خطوط فرضی موسوم به یال گفته می شود که در آن رئوس (گره ها) به وسیله ی یال ها به هم مرتبط می شوند.

گره بسته به این که گراف ما چه چیزی را نشان می دهد نمایانگر چیزهای مختلف است از انسان های تشکیل دهنده ی یک شبکه اقتصادی بینا محله ای گرفته تا رئوس تپه های یک جنگل کوه پایه ای و یال ها هم به فراخور این که گراف ما نمایشگر چه مجموعه ای در جهان واقعی شده می توانند نمایانگر نوع ارتباط بین افراد اداره کننده شبکه اقتصادی مذکور باشند یا مسیر های قابل تردد بین رئوس آن تپه های جنگلی.

نظریه ی گراف و به طور خاص بخشی از آن که به نظریه ی شبکه معروف است به مطالعه ی روابط ریاضی حاکم بر این مجموعه ها و بیرون کشیدن  قواعد و حالات ممکن در مسائل مربوط به آن ها میپردازد. راقم این سطور پیش از این مدعی شده بود بخاطر عدم وجود اطلاعات کافی و پیش بینی های دقیق و نقطه ای از رفتارهای فردی جمعی انسان ها، ادعای تعین گرایان افراطی که تنها یک آینده ی از پیش مشخص وجود دارد و تلاش برای تغییر آن پوچ و بیهود خواهد بود، فروگذاردنی است و نمی توان با استناد به آن وظیفه ی کنشگری اخلاقی را خاموش کرد. از طرفی، از آن جایی که حدی از تعیین گرایی که چهارچوب هایی از حالات ممکن را معین می کنند غیرقابل انکار به نظر می رسد نباید بی اعتنا به واقعیت این چهارچوب ها کنشگری کرد. بیان این دیدگاه ها در چهارچوب نظریه گراف (شبکه) با رویکرد اخلاقی-زیست محیطی اینطور خواهد بود که:

انسان ها به ویژه کنشگران محیط زیست گرا به عنوان رئوس یا نقاطی درون یک مجموعه ی بزرگ قرار دارند که چهارچوب هایی از جانب دنیای فیزیکال، آن ها را محاط کرده اما بنابر عدم وجود اطلاعات و و پیش بینی خبط ناپذیر رفتار آن ها کاملا معین نیست، از این رو آن ها آزاد خواهند بود تا بین چند حالت ممکن از ارتباط برقرار کردن با سایر رئوس (یال ها) یکی را برگزینند و یک شکل از اشکال مختلف ممکن برای گراف را محتمل تر کنند.

از آنجایی که رفتار هر راس برای رئوس مقابل پیش بینی ناپذیر است، مانند بیرون کشیدن یک شی از درون یک گوی سربسته می ماند.” در نهایت وظیفه متعهدانه این خواهد بود که اشکال مختلف ممکن برای این شبکه (شبکه بین الاذهانی بشر) را خوب بشناسیم، چهارچوب های آن را بدانیم تا با اصرار بیهوده بر خروج از چهارچوب، خود را از دایره اثر گذاری بر رئوس دیگر بیرون نکنیم و حالات مطلوب دست یافتنی را ناممکن نسازیم.

درک این که ما درون شبکه ای گسترده از زیست مندان کره ی زمین زندگی می کنیم و نوع ارتباطمان با مابقی رئوس این گراف گسترده و پیچیده تا حدی معلول انتخاب های قابل تغییر و معین نشده ی (دست کم برای پرسپکتیو بشر با اطلاعات اندک و قدرت محاسبه ی محدود) ما انسان ها است می تواند در ترسیم گرافی زیباتر و چشم نوازتر که نمود شبکه ای در جهان واقع است که به خویشاوندان همزادمان در این سیاره ی کوچک و همچنین به خودمان کمتر آسیب می رساند و کمتر ما را تهدید می کند کمک شایانی باشد.

 

استراتژی چیست؟ تاکتیک کدام است؟ دوستداران زندگی در یک شطرنج نابرابر با سوداگران مرگ

به باور نگارنده، که در یادداشت بعدی و انتهایی خود پیرامون این موضوع بیشتر به آن خواهد پرداخت، مناسبات فعلی حاکم بر جهان در وجه غالب خود مخرب، خطرناک و مهیب هم برای طبیعت و هم برای خود انسان هستند. البته پیشرفت های غیر قابل اغماضی هم بدست آمده که ماحصل تلاش های هوشمندانه ی برخی گذشتگان بوده اما به دلیل قدرت مقطعی خطرناکی که امروز در دست جمعی از انسان ها است در نقطه ی بسیار بحرانی ای قرار داریم و خطر بسیار بزرگی از جانب این قدرتِ تجمع یافته انسان و کل حیات زمین را تهدید می کند که برای مقابله با آن نیاز به یک هوشمندی نابغه وار، تعهد صادقانه و تلاش خستگی ناپذیر است.

محیط زیست گرایانِ امروز برای اثر گذاری بهینه و محتمل کردن بهترین شکل ممکن از شبکه ی نظم نوین اجتماعی باید شناختی عمیق از مناسبات اقتصادی و سیاسی حاکم بر جوامع داشته باشند، نیازهای توده ی مردم را بدانند و و با یک استراتژی هوشمندانه هدف بلند مدت خود را جذب افکار عمومی و نیروهای انسانی پشت سر ضرورت کرامت بخشی به طبییعت قرار دهند.

آن ها باید برای این کار از اقتصاددانان، جغرافی دان ها، اقلیم شناسان، متخصصان اکولوژی، صاحب نظران جامعه شناسی و روانشناسی و در نهایت حتی از متخصصان ریاضی (مخصوصا صاحب نظران نظریه های بازی ها،گراف، احتمال و …) کمک بگیرند تا استراتژی خود را با تاکتیک های هوشمندانه پیشبرده و نتایج بهینه بدست آورند و این همان شکل دهی بهینه به گراف مطلوب ما خواهد بود درون چهارچوب های واقعیت.

برای نمونه واقعیت تغییر اقلیم و این که تا چه میزان از آن غیر قابل اجتناب است باید با کمک متخصصین مشخص گردد و اگر سرزمینی بر اثر این میزان تغییر محتوم ناگزیر از غیر قابل سکنه شدن باشد، شرایط مهاجرت در افق این غیر قابل سکنی شدن به صورت بهینه و با مشارکت همدلانه ی مردم نواحی مجاور مهیا شده تا از تنش های اجتماعی که مطمئنا به تنش های زیست محیطی شدید نیز می انجامد هم جلوگیری شود و یا اگر سرزمینی دیگر توان پستیبانی از جمعیت بیشتر انسانی درون خود را ندارد و در آستانه تجاوز از حد اکولوژیک خود است زمینه ها برای مهاجرت بخشی از ساکنینش به بخش هایی که توان پذیرش ساکنین جدید داردند فراهم شود و صد البته با یک نگاه جهانی و کلان حد کلی قابل تحمل برای جمعیت جهان معین شود و با در نظر گرفتن هر دوی این عوامل (جمعیت کلی قابل تحمل در زمین و جمعیت های بومی قابل پشتیبانی در سرزمین ها) سیاست های استراتژیک و تاکتیکی جمعیتی مناسب در پیش گرفت. انطباق با طبیعت و اقلیم های بومی سرزمین ها و با کمترین تعارض با طبیعت وحشی هم باید جز ملاحظات مهم استراتژیک و تاکتیکی زیست بوم گرایانِ تحت فشار امروزی باشد.

 

دغدغه خرس های قطبی
دغدغه خرس های قطبی

دغدغه ی زیست پیرامون نتیجه ی پایبندی خردمندانه به اخلاق

تا به این جای کار گفته شد که محیط زیست گرایان و به طور عام تمام انسان ها دلیل کافی برای فرار از مسئولیت اخلاقی خود  در تلاش برای رقم زدن آینده ای مطلوب و متفاوت از پلیدی های گذشته ندارند و تا زمانی که گوی ی سربسته ی اراده ی افراد در مقابل اذهان عمومی رمزگشایی نشود و پیش بینی نقطه ای از بیرون کشیده شدن محتویاتش روی ندهد نمی توان از معین بودن محتوم آینده خبر داد و کنش فردی و جمعی را به محاق مرگ سپرد.

اما این تمام ماجرا نیست. فلسفه ی اخلاق شاید پیچیده ترین کلاف پیش روی ذهن بشر باشد و مجاب کردن انسان ها به این که دغدغه ی اکوسیستم های وحشی دور از دسترس انسان را داشتن، دغدغه ی خرس های قطبی، ببرهای آمور، پلنگ های برفی، نهنگ های اورکا را داشتن و نگران درختان آمازون، شمشادهای هیرکانی و بلوط های زاگرس  بودن هم در زمره دغدغه های اخلاقی به حساب می آید، نیازمند کند وکاو در بخش دیگر از قلمرو فلسفه  اخلاق اهیرکانی.

در بخش بعدی این سری یادداشت ها بیشتر به این که چرا رویکرد فعلی غالب در تمدن های بشری به طبیعت وحشی و سایر زیست مندان کلان زیست بوم زمین غیر اخلاقی، مضر و خطرناک است خواهیم پرداخت و این که چرا حقِ  آزادیِ بشر که همان آزادی بهینه اش درون چهارچوب های جهان واقع است وابسته است به اخلاقی کردن مناسباتش با زیست بوم های دربرگیرنده ی وی و دیگر رئوس درگیر در این شبکه ی پیچیده که همان زیست مندان و سایر عارضه های طبیعی باشند.

 

پانویس ها


[1]-Network theory

Save

Save

Save

Save

Save

Save

Save

Save

Save

Save

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.