جامعهزنانفرهنگ ایرانیمسائل اجتماعی

از زهرا تا شهرزاد

بررسی حق کپی رایت در ایران با نگاهی به خرید و فروش سریال شهرزاد

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

بر اساس قانون، کسی که اثری، خواه کتاب باشد خواه فیلم و … پدید می آورد، به عنوان پدیدآورنده شناخته می شود و مشمول حمایت حقوقی است. حق مولف یا کپی رایت برگرفته از پیمان برن (Berne) برای حمایت از فعالیت های ادبی، هنری، علمی و … تعیین شده است.

این آثار به هر صورت که عرضه شده باشند، در صورتی که دارای ماهیت قابل درک باشند یعنی دیده، شنیده یا لمس شوند مشمول این حمایت خواهند بود. اهمیت کپی رایت از جنبه های مختلف اعم از حقوقی، اقتصادی، اخلاقی و … مورد بررسی قرار گرفته است اما یکی از حوزه های قابل تامل در این باب مسله هم افزایی کپی رایت و آزادی بیان است.

بر این اساس کپی رایت با اعطای حقوق انحصاری به رشد کمی و کیفی آثار ادبی و هنری کمک می کند و به این ترتیب بازارچه ای از اندیشه ها و اطلاعات پدید می آورد تا کسانی که در صدد برخورداری از آزادی بیان هستند با دسترسی به تنوعی از اندیشه ها و اطلاعات به شکل دهی نقطه نظرات و بیان آن ها بپردازند.

از سوی دیگر کپی رایت به توانمندسازی جامعه پدیدآورندگان آثار خلاق فکری مدد می رساند و آنان را از وابستگی به دولت می رهاند. آزادی بیان هم زمینه شکوفایی تفکر خلاق را فراهم می آورد و ترس ناشی از سانسور و پیگرد ناروا را از میان می برد[1].

عدم توجه به حق و حقوق دیگران مفهومی محدود به حق کپی رایت نیست. در جامعه ما چه صف نان باشد و چه نوبت پزشک، چه پارک ماشین باشد چه خرید کتاب! معطوف به خودمداری و در نظر گرفتن منافع فردی است. در این دیدگاه عموما رعایت حقوق شهروندی همان قدر به سادگی و بی جربزه گی! تعبیر می شود که بی توجهی به منافع جمعی و حقوق دیگران به زرنگی!

تفاوت چندانی هم نمی کند در باب کدام حوزه صحبت کنیم تقریبا همه حوزه های زندگی اجتماعی ما مملو از نادیده گرفتن دیگران است. به عنوان نمونه از یک سو صدا و سیما را نقد می کنیم و از سطح نازل برنامه های آن گله مندیم و از سوی دیگر حاضر به حمایت از آثار مستقل نیستیم.

زهرا امیر ابراهیمی
زهرا امیرابراهیمی

ترجیح می دهیم از یوتیوب دانلود کنیم. حاضر نیستیم برای شهرزاد 4 هزار تومان پرداخت کنیم اما فیلم منسوب به زهرا امیرابراهیمی را خریداری می کنیم! این رویکرد به حوزه سینما محدود نمی شود.

بلیط کنسرت را هم دقیقه نود تهیه می کنیم تا بلکه با هزینه کمتری وارد سالن شویم! معتقدیم فقط ما زحمت می کشیم و دیگران خدمات ما را نمی بینند اما خود ماحصل تلاش و دست رنج دیگران را پایمال می کنیم.

عادت کرده ایم بدون هزینه، خدمات دریافت کنیم. ما درسنامه دانشگاهی را هم کپی می کنیم. استدلال می کنیم بودجه کافی نداریم اما در نظر نمی گیریم چند برابر هزینه امروز خرید کتاب، درآمد فردای ما خواهد بود. گوشی آندروید 2 میلیونی می خریم اما حاضر به خرید یک کتاب 20 هزار تومانی نیستیم.

از آن تامل برانگیزتر اینکه در شبکه های اجتماعی صفحات فرهنگی! راه اندازی می کنیم و لینک دانلود رایگان!!! کتاب قرار می دهیم! از یک سو معتقد به پرداخت هزینه نیستیم از سوی دیگر در مورد سطح کمی و کیفی چاپ زبان به گلایه می چرخانیم.

عدم حمایت دولت تا سانسور را دلیل می آوریم و از نقش خود غافلیم که فروش کتاب محل امرار معاش ناشر و نویسنده است. حتی کسانی که مدعی کتاب و کتابخوانی هستند کتاب دانلود می کنند! ما کار خوب را هم بد انجام می دهیم.

 

پانویس


[1] – موسایی میثم. بررسی آثار اقتصادی الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی و پذیرش کپی رایت در کوتاه مدت، بر عرضه و تقاضای کتاب در ایران پژوهش های اقتصادی: تابستان 1390, دوره 11, شماره 2; از صفحه 6 تا صفحه 29

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا