فرهنگ و هنر

بانوی غزل

درباره زندگی و آرای سیمین بهبهانی به مناسبت 28 تیر زادروز ایشان

“دکتر جهانشاه صالح، رئیس دانشکده بدون هیچ مقدمه ای به من دشنام داد و توهین کرد. من هم جوابش را دادم… او هم فورا کشیده ای در گوش من خواباند. من هم در جواب سیلی به صورت او زدم … من تنها 17 سال داشتم و از قدرت های بالادست کتک می خوردم … از آن زمان به بعد هدف من از شعر نوشتن مبارزه با بی عدالتی است.”


متن حاضر ترجمه ای است از
BEHBAHANI, SIMIN i. Life
www.iranicaonline.org

مریم حاجیعلی ترجمه و تلخیص: مریم حاجیعلی

سیمین خلیلی که با نام خانوادگی همسر اولش(حسن بهبهانی) به شهرت رسید، فرزند”عباس خلیلی”[1] و “فخرعظما ارغون” بود. ارغون زنی با دغدغه های فرهنگی و خواهان ترقی بود. این زن متجدد به فرانسوی مسلط بود و انگلیسی می دانست. شعر می سرود، داستان می نوشت، دانش موسیقیایی خوبی داشت و به خوبی تار می نواخت.

در سال 1309 والدین سیمین  از هم جدا شدند و او همراه مادرش زندگی می کرد، مادرش بعدا با عادل خلعتبری، روزنامه نگار و سردبیر روزنامه آینده ایران ازدواج کرد. در همان خانه بود که بهبهانی با شخصیت های ادبی برجسته ای همچون محمدحسن شهریار، ملک الشعرا بهار و سعید نفیسی آشنا شد و به شعر فارسی معرفی شد.

سیمین در مدرسه ابتدایی ناموس و دبیرستان حسنات در تهران درس خواند و در سال 1324 به دانشکده پرستاری رفت. عضویت او در حزب توده باعث شد تا اظهارات منتقدانه ای را علیه دانشکده در روزنامه بیان کند که منجر به اخراج شدنش شد.

سمین در سال 1326 با حسن بهبهانی، معلم زبان انگلیسی، ازدواج کرد. آن دو در سال 1348 از یکدیگر جدا شدند. ثمره این زندگی 20 ساله، دو پسر و یک دختر بود: علی (متولد 1326)، حسین (متولد 1328) و امید (متولد 1333). در سال 1349 با منوچهر کوشیار ازدواج کرد که در سال 1363 بر اثر بیماری قلبی درگذشت.

بهبهانی تاثیرات مهیب این فقدان را در شعر آن مرد، مرد همراهم بیان کرد.( تهران، 1368) سیمین بهبهانی در 28 مرداد 1393 در تهران بر اثر بیماری قلبی عروقی درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد. افراد زیادی از جمله روشنفکران برجسته، هنرمندان و فعالان حقوق بشر در مراسم خاکسپاری بانوی غزل ایران شرکت کردند. مرگ او با پوشش خبری گسترده ای در خارج از ایران مواجه شد و چندین مراسم یادبود در کشورهای مختلف برگزار شد.

سیمین بهبهانی
سیمین بهبهانی

درون مایه شعری سیمین بهبهانی

بهبهانی چندین سال بعد از اخراج شدنش، به ادامه تحصیل پرداخت و در سال 1337 در دانشکده حقوق دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد. چهارسال بعد با مدرک لیسانس حقوق، فارغ التحصیل شد. سیمین در سال 1330 به استخدام اداره آموزش و پرورش درآمد و 30 سال معلم دبیرستان بود. بهبهانی از سن 12 سالگی سرودن شعر را آغاز کرد و در سن 14 سالگی اولین شعرش در روزنامه نوبهار که ملک الشعرا بهار سردبیر آن بود، منتشر شد.

اولین مجموعه شعر او، سه تار شکسته، بیشتر از چهارپاره یا رباعی تشکیل شده بود که با اندکی کم و کاست، طبق الزامات عروض و قافیه شعر کلاسیک فارسی نوشته شده بود. اگرچه عشق، جدایی و تنهایی درون مایه اصلی اکثر شعرها بود اما پژواکی ضعیف از مسائل اجتماعی نیز در قسمت هایی از مجموعه قابل مشاهده بود. چندی بعد مجموعه جای پا منتشر شد (جای پا، تهران، 1335) که شامل 76 شعر بود که اغلب غزل و چهارپاره یا دیگر انواع آن را شامل می شد.

شعرها از لحاظ فرم نوسنت گرا بودند و یا شعر عاشقانه بودند یا پیام هایی اجتماعی داشتند که نمایان گر بی عدالتی بودند که در آن زمان بر زندگی مردم چیره شده بود. “جای پا” نقطه عطفی در آثار بهبهانی است. این مجموعه باعث شد که زبان بهبهانی به بلوغ برسد، توجه منتقدان را به خود جذب کند و جایگاهی برجسته برای بهبهانی میان دیگر شاعران معاصر ایران فراهم آورد.

در مقاله ای که در تیر 1335 منتشر شد، ایرج علی آبادی، علاوه بر تحسین قوه درک هنری بهبهانی و استعداد او در سرودن غزل، به نقد منطق ضعیف این مجموعه می پردازد و رویکرد مشاجره انگیز او را نسبت به رابطه بین هنر و جامعه و تاثیر هنر بر تغییرات اجتماعی نقد می کند. مجموعه او در سال 1350 بازنشر شد و تحسین خسرو گل سرخی را به دنبال داشت که مهارت بهبهانی را در استفاده از پتانسیل فرم های کلاسیک برای منتقل کردن موضوعات نو و مسائل اجتماعی پیچیده تحسین کرد.

بین وقفه ای که بعد از منتشر شدن اولین مجموعه های اشعار او ایجاد شد، بهبهانی برای مدتی با روزنامه تهران مصور و امید ایران کار کرد و همچنین در سال 1333، در رادیو ایران به سرایندگی پرداخت. در طول همکاری او با رادیو ایران، او بیش از صدها شعر سرود که تعدادی از آن ها را تنظیم کنندگان برجسته به آهنگ تبدیل کردند و یا نوازندگان برتر آن ها را به اجرا در آوردند.[2] در مجموعه اشعار بعدی او، چلچراغ (چلچراغ، تهران، 1336) که در آن چهارپاره و غزل به نسبت یکسانی وجود دارد، زبان شعری او تا حد زیادی پیشرفت کرده بود.

مجموعه اغلب شامل اشعار عاشقانه به همراه تصاویر شهوانی، اشعار اعترافی از زندگی شخصی شاعر و سوگواری بر سر علاقه و تنهایی و چندین شعر از ناخوشی ها و وضع نامساعد اجتماعی می شد. در سال 1341، بهبهانی مجموعه شعر مرمر (مرمر، تهران، 1341) را منتشر کرد. وجود تعداد زیادی غزل که بخش زیادی از این مجموعه را در برگرفته، نشان دهنده این است که بعد از سردرگمی هایی که قبلا به آن اشاره شد، بهبهانی نهایتا غزل را که قالب شعری محبوب و کوتاهی است که شامل 7 تا 14 بیت و ریشه ای عمیق در ادبیات فارسی دارد را انتخاب کرده است.

بعد از 11 سال وقفه، بهبهانی مجموعه جدیدی به نام رستاخیز (رستاخیز، تهران، 1352) را منتشر کرد، که همراه با خطی از سرعت و آتش (خطی از سرعت و آتش، تهران، 1360) برای اولین بار ثمره بزرگ آشنایی بهبهانی با آرایش وزنی است. قافیه هایی که او در اکثر غزل های خطی از سرعت و آتش استفاده کرده است، ( آنطور که خود او در کتاب از آن ها نام برده) را یا خود آن ها را ساخته است و یا مواردی هستند که به ندرت می توان نمونه مشابهی از آن ها را در تاریخ شعر فارسی یافت.

 

اشعار سیمین بعد از انقلاب 57

شعر بهبهانی که از ابتدا با رنگ و بویی از مسئولیت اجتماعی همراه بود، بعد از انقلاب سال 1357، با ابعاد بی نظیر آگاهی اجتماعی همراه شد که تا پایان عمر او ادامه داشت. در همین دوره او به یکی از اعضای مهم کانون نویسندگان ایران تبدیل می شود ( کانون نویسندگان ایران، 1347) و برای 4 سال به طور مداوم به حمایت از جنبش های مدنی و خواسته مردم برای خودمختاری، طرفداری از آزادی بیان و به چالش کشیدن نقض حقوق انسانی پرداخت.

او که از مشاهده خشونت هایی که علیه افرادی که با رژیم قبلی در ارتباط بودند اعمال می شد ناخشنود بود، ترس خود را از مجازات انقلابی و کشتار بیان کرد و افراد بیدادگر را محکوم دانست.

نمی توانم ببینم جنازه ای بر زمین است

که بر خطوط مهیبش، گلوله ها نقطه چین است

حباب مرداب چشمش ز حفره بیرون جهیده

تهی ز اندوه و شادی، گسسته از مهر و کین است

مجموعه اشعار “نمی توانم ببینم”، تهران، 1382، صص596-595

یکی از محبوب ترین اشعار او در اسفند 1360، حین یکی از خونین ترین مراحل جنگ ایران و عراق نوشته شد. این شعر “دوباره می سازمت وطن” نام داشت که زود به سرودی نسلی تبدیل شد که نه تنها به مقطعی ثابت در تاریخ اشاره دارد بلکه به حالتی یا احساسی باز می گردد که نسل به نسل آن را حقیقی و واقعی می دانند. این شعر به “بانوی قصه فارسی: سیمین دانشور” تقدیم شده است و نام مجموعه اشعاری است که سارا خلیلی از آثار بهبهانی به انگلسی ترجمه کرده است و به نام “دوباره می سازمت وطن” منتشر شده است.

دوباره می سازمت وطن //  اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم // اگرچه با استخوان خویش

دوباره می بویم از تو گل //  به میل نسل جوان تو

دوباره می شویم از تو خون // به سیل اشک روان خویش

مجموعه اشعار “دوباره می سازمت وطن”، تهران،1382، صص.712-711

مجموعه اشعار دشت ارژن (دشت ارژن، تهران، 1362) به همراه مجموعه کاغذین جامه (کاغذین جامه، کالیفرنیا،1371) که عنوانی صریحا اجتماعی سیاسی دارد و به لباس های کاغذی که معترضان می پوشیدند اشاره دارد، معترضانی که در مسیری که شاه از آن عبور می کرد صف می کشیدند و انتظار داشتند که لباس های عجیبشان توجه شاه را به مسائل آن ها جلب کند.

بهبهانی از سنین خیلی کم و در تمام طول زندگی، عضو تعداد زیادی از انجمن ها و مجامع شعری بود و از جایگاهش برای تقویت و ارتقا حقوق انسانی و آزادی بیان استفاده نمود. سیمین با چهره هایی چون نادر نادرپور، فریدون مشیری، سیمین دانشور، مهدی اخوان ثالت و حمید مصدق دوستی ادبی داشت. رابطه او با شاعر زن معاصر، فروغ فرخزاد، با چاشنی رقابت دوجانبه همراه بود.

بهبهانی در بسیاری از دانشگاه ها، سمینارها و کنفرانس ها در سراسر جهان سخنرانی داشته و شعرهایش را بازخوانی کرده است. به مناسبت قدردانی از او و شعرش، نشست های بین المللی در سال 1385در دانشگاه تورنتو، دانشگاه کالیفرنیا، برکلی و مجمع آسیایی نیویورک برگزار شد. همچنین مستندی به نام “سیمین: نیمای غزل” با کارگردانی آرش سنجابی در مورد او ساخته شده است. 

 

جایگاه سیمین بهبهانی در عرصه جهانی

بهبهانی تعداد زیادی جوایز و تقدیرنامه های ملی و بین المللی برای سروده هایش و البته تلاش هایش برای ارتقای حقوق بشر دریافت کرده است. او کاندیدای دریافت جایزه نوبل ادبی در سال 1378 و 1381 شد و جایزه دیده بان حقوق بشر “هلمن همت” را برای “صدای آزادی در برابر سرکوب در همه جا” در سال 1377 دریافت کرد و مدال “کارل فون اوسیتزکی” را از طرف اتحادیه بین المللی حقوق بشر در 1378 برای “تلاش برای آزادی بیان در ایران” دریافت کرد.

از او در سال 1381 از طرف دانشنامه ایرانیکا برای زیبایی بی مثال شعرش و از خود گذشتگی اش برای آزادی و برابری اجتماعی در طول عمر تقدیر شد و از اتحادیه نویسندگان نروژ در سال 1386 جایزه “آزادی بیان” را دریافت کرد و برای فداکاری برای ارتقا حقوق زنان در ایران در طول زندگی، جایزه “لطیفه یارشاطر” را در سال 1387 دریافت کرد و جایزه “بیتا دریاباری” برای ادبیات و “آزادی” را از دانشگاه استنفورد در سال 1387 از آن خود کرد. او همچنین در سال 1393، جایزه یک عمر موفقیت برای نخبه ای که در ایران زندگی و کار می کند را از انجمن بین المللی مطالعات ایرانیان دریافت کرد.

 

پانویس ها


[1]– رمان نویس، مترجم و سردبیر روزنامه اقدام

[2]– سیمین در کنار هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور و فریدون مشیری به انجمن شعر و موسیقی رادیو ایران پیوست.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.