جامعهمسایل اجتماعی

هشت شاکی

بخش اول: درباره ورزش و سیاست در جامعه ی ایران با اشاره به انتقادهای علی کریمی

تعامل سیاست و ورزش محدود به عصر حاضر نبوده بلکه به جرئت می توان گفت سیاست در اساس شکل گیری بازی های المپیک موثر بوده به گونه ای که از چندین روز پیش از برگزاری بازی ها، تعاملات نظامی و جنگی بین دولت شهرهای یونان متوقف می شد تا بازی ها در صلح برگزار شود. هیتلر در 1936م زمینه ی برگزاری هرچه باشکوه تر المپیک را فراهم آورد تا بستری برای تبلیغ حزب سیاسی خود باشد و سیاه پوستان در المپیک 1968م مکزیک با اجرای حرکات خاص، ضدیت خود را با سیاست های نژادپرستانه آمریکا نشان دادند. همچنین می توان به عدم رویارویی ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیلی اشاره کرد.

فاضلی حبیب الله، ورزش و سیاست هویت، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال هفتم، شماره دوم، بهار 1391، صص 155 و 156

نویسنده

سپهر ساغری

شبکه های اجتماعی و در راس آن تلگرام و اینستاگرام کمک قابل توجهی در افزایش شناخت ما نسبت به کیستی انسان ایرانی داشته است. شناخت فاصله ها، تفاوت نگرش ها، نحوه ی برخوردها و در یک کلام چرایی وضع موجود. شرایطی که بی گمان ریشه در فرهنگ عمومی جامعه ی ایرانی دارد.

گرچه نمی توان و نباید فرهنگ ایرانی را سراسر سیاه و یا سراسر سفید دانست با این حال پرداختن به نقاط ضعف جهت شناخت بهتر و حرکت به جلو مثمرثمر خواهد بود. در این میان بحث منافع ملی یکی از پرچالش ترین موضوعات در فرهنگ ایرانی است. از تعریف و بیان چیستی آن تا تعیین مصادیقش در سیاست یا ورزش!

از این رو در تاریخ معاصر ایران فقط ملی شدن صنعت نفت محل بحث و مجادله گروه های موافق و مخالف نبوده است بلکه اولویت دادن به تیم ملی فوتبال یا حمایت از باشگاه ها هم به دفعات نقل محافل شده است. بی گمان یکی از مهم ترین این موارد درگیری لفظی کارلوس کیروش با چهره هایی چون علی کریمی بوده است.

در این فرصت ضمن بررسی رابطه ی ورزش و سیاست در بخش نخست، به مقوله ی کارآفرینی در ورزش و مسئولیت پذیری چهره های این عرصه در شماره ی آتی می پردازیم. با این حال قصد آن ندارم که مقوله ای اجتماعی را به بحثی شخصی فروبکاهم.

در حقیقت هدف از ذکر نام علی کریمی و اشاره به گفتار و رفتار او، نقد یک فرهنگ عمومی است که عموما کنار نشستن و خرده گیری را فعالیت اجتماعی می دانند و با مقوله ای چون نهادسازی و بویژه کارآفرینی میانه ای ندارند. این مهم به ورزش هم محدود نمی شود و در دیگر عرصه های زندگی اجتماعی نیز قابل رویت است.

ورزش و سیاست؛ عشق و نقرت

زورخانه ورزش باستانی و اصیل ایرانیان است که فراتر از ورزش، آموزش سبک خاصی از زندگی است که در آن جوانمردی و پایبندی به برخی اصول ممدوح اخلاقی قرار دارد.[1] با این حال ورزش زورخانه ای در حد و حدود یک فعالیت جسمانی صرف باقی نماند.

شعبان جعفری و محمد رضا شاه
شعبان جعفری و محمدرضاشاه

نوع ارتباطات، طبقاتی از جامعه که به این رشته می پردازند و باورها و اصولی اعتقادی ایشان فرصتی بود جهت نیل به اهداف سیاسی صاحبین قدرت. شاید مهم ترین نمونه آن در تاریخ معاصر کشور نقش آفرینی شعبان جعفری معروف به شعبان بی مخ در کودتای 28 مرداد 1332خ و سقوط دولت دکتر محمد مصدق باشد.

نقش آفرینی که شعبان جعفری را به بارگاه همایونی هم رسانید. البته سابقه حضور ورزشکاران در عرصه ی سیاست به شعبان جعفری محدود نمی شود. کمااینکه جهان پهلوان تختی با جبهه ملی دوم همکاری داشت. در دوران جمهوری اسلامی نیز چهره هایی چون برادران خادم، حسین رضازاده، علیرضا دبیر، هادی ساعی و … در سیاست حضور داشته اند.[2] اما دلیل نزدیکی سیاست به ورزش چیست؟ چرا برخی رشته های ورزشی بیشتر مورد توجه صاحبین قدرت قرار می گیرند؟

مهم ترین کارویژه سیاسی ورزش فوتبال کنترل و جهت دهی به افکار عمومی، نشان دادن چهره ای کارآمد از دولت و در نهایت ملت سازی است.[3]

برخی جامعه شناسان ورزش معتقدند فوتبال ابزار مناسب و کارآمدی در اختیار حکومت ها است تا مردم را از توجه به وضعیت اجتماعی منحرف کنند و با تخلیه انرژی مردم، آن ها را به پذیرش وضع موجود قانع سازند. آسابرگر معتقد است مردم در هر مسابقه در یک شورش اجتماعی شرکت می کنند و با تماشای خشونت و تنش های درون بازی به نوعی تخلیه روانی ناشی از نارضایتی از وضع موجود می پردازند.

در مقابل این دیدگاه برخی قائل به وجود تمایزات اساسی در کارکردهای فوتبال در جوامع شرق و غرب شده اند و بر آن هستند که فوتبال در کشورهای غربی و اروپایی دارای کارکردی محافظه کارانه است و در مواردی منجر به سرگرمی جامعه شده اند اما این کارکرد را نمی توان به سرزمین های دیگر از جمله آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا بسط داد زیرا فوتبال توده وار این کشورها می تواند باعث تهیج احساسات، تجمع مردم ناراضی، فراهم سازی بستر برای شورش و ابراز نارضایتی از وضع موجود شود.[4]

ورزش فرصتی برای تقویت وحدت ملی

“سرمایه گذاری و توجه به ورزش مردمی فوتبال امر معقول و اندیشیده شده ای است که دولت ها بدان مباردت دارند چراکه فوتبال برای جوامعی که از شکاف های قومی، نژادی، طبقاتی، مذهبی و جنسیتی در رنج است، فرصت و ابزار مناسبی برای خلق وجدان جمعی یک ملت و ایجاد حس ملتی واحد بودن است. اریک هابزبام از صاحب نظران ناسیونالیسم و ملیت معتقد است: اجتماع تخیلی میلیونی ملت وقتی بر روی نام تیم ملی یازده نفره ی فوتبال نامیده می شود، به نظر واقعی تر جلوه می کند.”[5]

شکل گیری مفهومی به نام دولت مدرن و به تبع آن ملت، پدیده هایی نوپا در علم سیاست محسوب می شوند و در مورد کشورمان پیشینه ای بیش از ۱۰۰ سال ندارند. در حقیقت رضاشاه نخستین کسی است که با ایجاد دولت فراگیر، نظام بروکراتیک گسترده و تشکیل ارتش متحدالشکل، جماعتی از مردمان پراکنده با تمایلات قومی، مذهبی و دسته ای را به زیر پرچم ایران گرد هم آورد.[6]

اینکه چگونه و با چه تاثیر و تاثری، خارج از بحث کنونی است اما مخلص کلام اینکه تفاوت های مردمان این سرزمین، اهداف نیروهای متجدد جامعه ی ایران را در رسیدن به یک دوگانه دولت – ملت به معنای مدرن آن، با مشکلات متعددی روبرو کرده است.

حس تعلق خاطر به آب و خاک می تواند به دولت ها در جهت بهبود مدیریت کلان کشور کمک شایانی نماید و در نقاطه مقابل تحرکات گریز از مرکز چون قوم گرایی و استقلال طلبی می تواند دولت مرکزی را با چالش های امنیتی و مدیریتی مخاطره آمیز مواجه سازد.

از این رو دولت های مستقر در کشورمان همانند همتایانشان در دیگر نقاط جهان، از ابزارهای مختلفی جهت تقویت همبستگی ملی و ایجاد یک ساختار منظم با تکیه بر هویت ملی استفاده کرده و می کنند. از توجه به صنعت داخلی و تولید و تجارت تا المپیادهای علمی و ورزشی.

از این رو رویدادهای بزرگ ورزشی در جهان چون المپیک یا جام جهانی فوتبال محل توجه بسیار دولت ها قرار گرفته است. از نمونه های شاخص آن می توان به سیاست آلمان نازی در قبال برگزاری المپیک 1936م در خاک این کشور و استفاده تبلیغاتی از آن جهت توسعه مانیفست نازیسم اشاره کرد.

رویدادهای معتبر ورزشی نظیر المپیک یا جام جهانی فوتبال به قدری حایز اهمیت اند که حتی عدم شرکت در آن هم نوعی سیاست رسمی جهت بیان موضع یک دولت بکار می رود. به عنوان نمونه مقامات انگلستان پس از واقعه ی مشکوک به ترور سرگئی اسکریپال جاسوس پیشین این کشور، تهدید کردند که در جام جهانی فوتبال در روسیه شرکت نخواهند کرد![7]

پوتین و جام جهانی
پوتین و جام جهانی فوتبال

در واقع دولت های مدرن جدا از ماهیت دموکراتیک یا غیر دموکراتیک خود، از پدیده ای چون ورزش جهت ابراز اقتدار ملی در عرصه جهانی از یک سو و تقویت روحیه ملی و درآمدزایی در داخل از سوی دیگر بهره می برند. به همین جهت رقابت بر سر اخذ میزبانی رویدادهایی چون المپیک، جام های جهانی فوتبال، والیبال و … به شدت بالا و قابل حصول برای همگان نیست.

از سوی دیگر کشورهای کمتر برخوردار که قادر به میزبانی چنین رقابت هایی نیستند با استراتژی حضور و درخشش در آن، تلاش می کنند از یک سو چهره ای مثبت و روبه جلو از خویش در سطح جهان نشان دهند و از سوی دیگر زمینه ی تقویت روحیه ملی به منظور بهبود راندمان نظام اجتماعی و اقتصادی کشور متبوع خود را فراهم آورند.

با این حال این مفاهیم در کشورهای در حال توسعه به مانند کشورهای توسعه یافته پذیرفته شده و قابل هضم نیست. از همین رو اختلافات، بیشتر رنگ و بوی شخصی و جناحی به خود می گیرند. به همین جهت اگرچه در نگاه اول بحث موفقیت تیم ملی به جهت اهمیت آن بدون بحث به نظر می رسد اما حقیقت امر در یک جامعه ی در حال توسعه، رقابت های داخلی به مراتب مهم تر جلوه می کند.

از این رو دست کم در بخشی از جامعه، صحبت از قهرمانی در لیگ کشور و یا حتی باشگاه های آسیا که هر ساله برگزار می شوند به مراتب مهم تر از رویدادی چون جام جهانی است که هر چهار سال یک بار برگزار می شود.[8] تبلور چنین دیدگاهی را می توان در شعارهایی چون “تیم ملی من پرسپولیسه” مشاهده کرد.

به هر روی فوتبال عرصه ای را فراهم آورده که ملت ها بتوانند خود را با دیگران مقایسه کنند و بخشی از جهان شوند و ملت های کوچک و درجه دومی که همآورد قدرت های بزرگ تر نیستند می توانند به جنگ ورزشی و فوتبالی کشورهای بزرگ تر بروند و اگر شکست آن ها در عرصه سیاسی و نظامی میسر نیست آن ها را در میدان فوتبال شکست دهند و به قول راجرمیلا از موهبت فوتبال است که یک کشور کوچک (کامرون، اروگوئه، عراق و …) می تواند بزرگ شود.[9]

ماتیاس مارشییک به درستی بر آن است که جذابیت مسابقات فوتبال در آن است که که در آن ملت ها در عرصه ای متفاوت از میدان جنگ خود را در رقابت و تقابل می بینند و در تمام جهان مسابقات بین المللی در بین ملت ها از هیجان و جذابیت بیشتری برخوردار است و علت آن رقابت مکتوم در رفتارها است.

رقابت بین تیم های ورزشی آگاهانه یا ناآگاهانه متاثر از پیش زمینه های تاریخی یا شرایط حاکم سیاسی و اقتصادی است. در واقع تیم ملی فوتبال هر چند صرفا آیینه دولت نیست اما بازتاب و ادامه ی تمایلات آن است.[10]

شاید کمتر کسی نبرد فوتبال ایران و پرتعال را به هماوردی شاه عباس با پرتغالی ها شبیه سازی کند اما اکثریت شهروندان ایرانی رقابت های ورزشی و بویژه فوتبال با کشورهای عربی را به مثابه ادامه نبرد چند صد ساله ای می پندارند که برد و باخت در آن به شدت حایز اهمیت است.

بی جهت نیست که در بازی های مقدماتی جام جهانی 2002 فوتبال مردان، بازیکنان بحرین پس از پیروزی در برابر تیم ملی کشورمان با پرچم عربستان به رقص و پایکوبی پرداختند! از این رو فروریختن دروازه بحرین یا عربستان بمانند فروریختن برجک اعراب جلوه می کند. در حقیقت توپ همان توپ است با این تفاوت که دیروز توپ جنگی بود و امروز ورزشی.

پانویس


[1]– فاضلی حبیب الله، ورزش و سیاست هویت، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال هفتم، شماره دوم، بهار 1391، ص 157

[2]– حضور ورزشکاران در سیاست مختص جامعه ایران نیست و تقریبا در همه ی نقاط دنیا نمونه هایی را می توان برشمرد: ژرژ وه آ فوتبالیست اسبق باشگاه آ ث میلان ایتالیا در لیبریا، گری کاسپاروف قهرمان سابق شطرنج جهان در روسیه و …

[3]– فاضلی حبیب الله، ورزش و سیاست هویت، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال هفتم، شماره دوم، بهار 1391، ص 151

[4]– همان، ص 160

[5]– همان، ص 161

[6]– ناگفته نماند که تلاش هایی از سوی قائم مقام فراهانی، عباس میرزا و میرزاتقی خان امیرکبیر نیز صورت پذیرفت اما منظم ترین و فراگیرترین اقدامات در جهت تاسیس دولت – ملت مدرن در ایران بوسیله رضاشاه صورت گرفته است.

[7]– روسیه تحریم انگلیس علیه جام جهانی فوتبال را بی اهمیت دانست    www.fa.alalam.ir

در همین راستا می توان به عدم رویارویی تیم های ایرانی و عربستانی در خاک دو کشور پس از رخداد حمله به سفارت و کنسول عربستان در تهران و مشهد اشاره کرد.

[8]– شایان توجه است جام جهانی فوتبال به جهت میزان مخاطبین می تواند محل تبلیغ و بازاریابی بسیاری مناسبی نه فقط برای ورزش کشور و مشخصا فوتبال که برای معرفی ظرفیت های فرهنگی و تاریخی کشورمان و توسعه صنعت توریسم باشد. به عنوان نمونه روسیه از محل برگزاری این رویدادها حدود 33 میلیارد دلار به اقتصاد این کشور کمک شده است. برای مطالعه بیشتر بنگرید به: جام جهانی برای روسیه چقدر درآمد دارد  www.fa.alalam.ir

[9]– فاضلی حبیب الله، ورزش و سیاست هویت، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال هفتم، شماره دوم، بهار 1391، ص 165

[10]– همان، ص 162

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.