اقتصاد و کارآفرینی

هشت شاکی

بخش دوم: درباره ی کارآفرینی در ورزش با نگاهی به انتقادهای علی کریمی

من اصلا آینده ای تو این فوتبال ندارم

من کارام تو فوتبال کردم و رفتم

بد یا خوب کردم و رفتم، درسته؟

الانم اگه اومدم بخاطر فقط همین قضیه است که الان این داستان ها شروع شده

ولی شما به عنوان خبرنگار باید وظیفه اتون انجام بدین

شما ببینید یک سری از همین همکارای شما صحبت های خود من حتی جرات نکردن توی روزنامه اشون بگن

حالا دلیلش چیه؟ دلیلش جام جهانی

می خوان یه سری بزن کاخ کرملین

نمی دونم می خوان اونا رو یه دوری بزنن

نمی دونم اون جریانه یا چیز دیگه است

حالا خودشون می دونن

موقعیت شغلی … مگه غیر از اینه موقعیت شغلیشون …. مگه نباید درباره این چیزها صحبت بکنند

نتونن؟ خوب دارید شما ظلم می کنید به این ورزش؟

شما اگه پشت هم باشید ببخشید چندتا رو می تونن بیکار کنند؟

ایشون می تونن تمام روزنامه ها رو ببندن؟ می شه چنین چیزی؟

صحبت های جنجالی علی کریمی علیه فدراسیون فوتبال و فساد آن

www.aparat.com

نویسنده

سپهر ساغری

آیا فرهنگ تحول خواهی در جامعه ما در حد و حدود پست اعتراضی اینستاگرامی و سلفی گرفتن به هنگام اهدای خون خلاصه می شود؟ آیا باید پذیرفت که نه همه اما اکثریت جامعه ایران حرف زدن را به ورود به وادی عمل ترجیح می دهند؟ در بخش نخست هشت شاکی به بررسی  رابطه ی سیاست و ورزش پرداختیم. در این قسمت با اشاره به انتقادهای علی کریمی، به بحث پیرامون تاثیر و نقش آفرینی ورزشکاران در حوزه ی مسایل اجتماعی و مشخصا کارآفرینی در ورزش می پردازیم.

 

فوتبال ملی؛ جنگ داخلی

دستگاه قدرت به ورزش به مثابه فرصتی در جهت نیل به اهداف خود می نگرد. اما این هدف گذاری حتی در صورت مثبت بودن، الزاما نمی تواند تضمین کننده شفافیت و رعایت حقوق آحاد شهروندان باشد. به عبارت روشن تر دستگاه قدرت و مشخصا دولت تلاش می کند نیروهای نزدیک به خود را بکار گیرد که عموما این انتخاب نه متکی بر شایستگی، مهارت یا شناخت آن زمینه ورزشی که بر اساس میزان نزدیکی فرد به قدرت صورت می گیرد.

نتیجه چنین انتخابی تغییر در ساختار ورزش و فدراسیون های ورزشی از یک نهاد اجتماعی به نهادی با منویات سیاسی خاص و با راندمان پایین است. به عنوان نمونه رئیس پیشین فدراسیون بوکس بیش از سه دهه بر منصب قدرت تکیه زده بود و جالب تر آن که پس از انتخاب رئیس جدید، احمد ناطق نوری با حدود ۸۰ سال سن، همچنان به عنوان رییس افتخاری! به فعالیت خود ادامه می دهد.[1]

این وضعیت به نحوی در ورزشی چون فوتبال نیز که به مراتب بیشتر در صحنه اجتماعی محل توجه است، دیده می شود. علی کفاشیان پس از حدود یک دهه، کرسی ریاست فدراسیون فوتبال را به رئیس سابق سازمان لیگ مهدی تاج سپرد. دوگانه ای شبه پوتین – مدودیف که در بین حواشی عجیب و بی شمار فوتبال از رده نونهالان تا بزرگسالان، مورد انتقاد بسیاری من جمله علی کریمی قرارگرفته است.

بازیکن سال های نه چندان دور تیم ملی فوتبال کشورمان که سابقه موضع گیری های سیاسی و اجتماعی، از وی چهره ای فرافوتبالی ساخته است، با تکیه بر محبوبیتی وصف ناپذیر در میدان نقد فدراسیون فوتبال می تازد. با این حال پرسش مهم نه چرایی طرح آفات و معضلات فوتبال از سوی ایشان که طرح چرایی عدم کنشگری کریمی و امثال او است.

یک نگاه عمومی به فعالیت های نام آوران ورزش کشور و مشخصا فوتبال به ما نشان می دهد که ایشان بیش از حضور در صحنه ورزش کشور در حوزه هایی چون سینما، تلویزیون، رستوران داری و … فعالیت می کنند. راقم این سطور انجام فعالیت های این چنینی را نفی نمی کند بویژه اگر خود این چهره ها به عنوان صاحب یک فعالیت انتفاعی یا غیرانتفاعی مستقل با برندی مشخص وارد صحنه اجتماعی شوند[2]، اما می پرسد زمانی که بزرگان ورزش کشور تاسیس کافی شاپ را بر باشگاه ترجیح می دهند، دیگر چه جای بحث در مورد وضعیت ورزش می ماند؟

وقتی قهرمانانی که از وضعیت مالی مناسبی هم  برخوردارند حاضر به ریسک و حضور در عرصه کارآفرینی نیستند و ترجیح شان از حضور در ورزش کار با دستگاه قدرت است، چگونه می توان انتظار داشت در صحنه مدیریت ورزش کشور تغییر مثبتی ایجاد شود؟

وقتی فرهنگ عمومی خود از رانت استفاده می کند، سکوت را جایز می داند اما وقتی دیگری از آن بهره می برد فیگور یک منتقد آشتی ناپذیر با فساد را می گیرد، دیگر چه جایی برای ورزش یا فوتبال پاک می ماند؟[3]

 

کارآفرینی در ورزش

 “سرمایه گذاری در تولید محصولات و خدمات ورزشی (از جمله باشگاه داری) از یک سو اشتغال ایجاد می کند و از سوی دیگر بر تولید ناخلص ملی می افزاید. از این منظر توسعه ی ورزش ملی بخش مهمی از توسعه اقتصادی اجتماعی ملی است و موجب رونق اقتصادی و شکوفایی اجتماعی می شود.”[4]

آکادمی فوتبال کیا نمونه ای از کارآفرینی در ورزش
آکادمی فوتبال کیا نمونه ای از کارآفرینی در ورزش

هیستریچ و پیترز کارآفرینی را فرآیند خلق چیزی جدید و با ارزش با اختصاص زمان و تلاش لازم، در نظر گرفتن خطرهای مالی، روانی، اجتماعی و رسیدن به رضایت فردی، مالی و استقلال می دانند.[5]

تیمونز نیز معتقد است:”توانایی خلق و ایجاد بینشی ارزشمند از هیچ، مهارت کشف فرصت در جایی که دیگران آن را مبهم می بینند، تمایل به پذیرش خطرهای حساب شده، ساختن یک موسسه یا سازمان و توانایی بنیان گذاری گروهی که اعضای آن بتوانند مهارت ها و استعدادهای یکدیگر را تکمیل کنند.”[6]

بر اساس گزارش سازمان بین المللی کار، نگرش فرهنگی و اجتماعی به کارآفرینی جوانان مهم ترین مانع جهت راه اندازی کسب و کار محسوب می شود. نگرشی که عموما کار دولتی را اولویت قرار می دهد و معتقد است کشور بی ثبات است و می بایست یک حداقل درآمد جهت گذران روزی در اختیار داشت.

این تفسیر گرچه تماما بی راه نیست اما توضیحی نمی دهد چگونه دیگر ملل دنیا که در مواردی تاریخ پرخشونت و بی ثباتی هم داشته اند اولویت را به کارآفرینی داده اند؟ آیا آلمان، آمریکا یا ژاپن که در جنگ های جهانی شرکت داشته اند و یا حتی درگیر نزاع های خونین داخلی بوده اند، تاریخی تماما با ثبات و اجتماعات پایدار بوده اند؟ آن ها چگونه توانسته اند دوره ی گذار را طی کنند؟

باید در واژه ی گذار تامل کرد. هیچ کشور توسعه یافته ای در کوتاه مدت به توسعه یافتگی دست نیافته است. در حقیقت ما با مفهومی زمان بر به نام گذار رو به رو هستیم و نه امری خلق الساعه به نام تبدیل! شاید منطقی تر آن باشد که بگوییم به لحاظ فرهنگی ما مردم این سامان اهل کار و ساختن از صفر نیستیم.

بیشتر نگرش مصرفی داریم تا تولیدی. حتی صاحبین سرمایه هم عموما در حوزه هایی که ریسک کمتری دارد سرمایه گذاری می کنند! این در حالی است که صاحب سرمایه خود بهتر از هرکس می داند که نیازهای اولیه زندگی خود را پاسخ داده و آن میزان صاحب ثروت اند که شاید تا چند نسل پس از ایشان هم بتوانند بدون کوچک ترین مشکلی ارتزاق کنند. با این حال کلکسیونری ساعت یا کلاه را به ورود به عرصه ی سرمایه گذاری خطرپذیر[7] ترجیح می دهد.

با این تفاسیر باید پرسید چرا فساد پدید می آید؟ آیا منطقی است که صاحب منصبین را مجرم بالفطره بدانیم؟ قابل پذیرش است که عده ای بر اساس منویات شخصی یا گروهی عمل می کنند و هیچ کس هم نیست چرایی این روند را به چالش بکشد؟ فساد سیستماتیک، رانت دولتی، حتی قوانین بد و نیروهای نامناسب در خلا بوجود نمی آیند. همان طور که سیستم کارآمد بدون نیروهای آگاه شکل نمی گیرد.

آیا کنار نشستن و صرفا حرف زدن مشکلی را حل می کند؟ این در حالی است که در کشورهای توسعه یافته مسئله راندمان سیستم و کارکرد درست آن به فسادناپذیری مدیران و یا نظارت بالا محدود نمی شود. بلکه کنشگری شهروندان و آگاهی عمومی مهم ترین سد در برابر کج روی محسوب می شود. این مهم از طرق ساخت نهادهای مختلف قابل دست یابی است.

به همین جهت در سایه کارآفرینی و عدم وابستگی به ساختار قدرت می توان باشگاه ها، نشریات، کانون ها و اتحادیه های مستقل و مانند این پدید آورد که این خود چون چتری همه ی حوزه های مورد نظر را پوشش می دهد. در حقیقت چون باشگاه ها خصوصی هستند و نه دولتی، طبعا بدون انحصارگرایی چاره ای جز رقابت برای بقا در بازار ندارند که همین رقابت منجر به ارایه خدمات بهتر و بیشتر و در نتیجه انتفاع اجتماعی می شود.

از طرف دیگر نشریات مستقل چون چشمی بینا کوچکترین تحرکات را مورد ارزیابی قرار می دهد. پیامد این استقلال نشریات عدم خط گرفتن از جریان سیاسی و حتی غیرسیاسی خاص و به تبع آن پرداختن به مسائل ریز و درشت ورزش است. خواه مسائل مرتبط به مالیات باشد خواه سواستفاده جنسی![8]

در حقیقت حضور شهروندان در عرصه های مختلف اعم از سیاسی، اقتصادی یا ورزشی مانع از رسوخ و توسعه فساد می شود. در طرف مقابل در کشورهای توسعه نیافته ای چون کشور خودمان، چه تعداد از ورزشکاران با هزینه شخصی نشریه ورزشی راه اندازی کرده اند؟ در حقیقت چرا به فکر یک صدای مستقل نبوده اند؟

چه تعداد مدرسه یا مثلا باشگاه فوتبال تاسیس کرده اند؟ به جز مهدی مهدوی کیا، چند نفر وارد این عرصه شده اند؟ این درحالی است که زمینه های متعددی جهت فعالیت در حیطه ورزش وجود دارد. از ساخت تجهیزات پزشکی و تاسیس باشگاه ورزشی تا طراحی و تولید بازی های فکری و رایانه ای و … البته نباید از یاد برد که نه فقط ورزشکاران که دیگر اقشار جامعه نیز چندان توجهی به امر اجتماعی و نقش آفرینی ندارند.

کما اینکه تعداد پزشکانی که ساختمان سازی می کنند بیشتر از پزشکانی است که در طراحی و تولید تجهیزات پزشکی فعالیت می کنند. همین رویه و به اشکال گوناگون در میان مهندسان، معلمان و … نیز دیده می شود.  با این تفاسیر از مسئولیت اجتماعی نیز نمی توان به عنوان یک فرهنگ عمومی یاد کرد. از طرفی این انفعال عمومی خود از مهم ترین عوامل بروز و توسعه فساد است. در نتیجه وضع موجود چندان عجیب و دور از انتظار نیست.

پانویس ها


[1]– ناطق نوری در فدراسیون بوکس ماندگار است!  www.varzesh3.com

[2]– مانند علی دوستی مهر و  مهدی مهدوی کیا بنیان گذاران آکادمی فوتبال کیا برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به

همه چیز در مورد آکادمی کیا؛ کار موفق مهدوی کیا در فوتبال پایه    www.tarafdari.com

[3]– برای نمونه بنگرید به: گزارش تصویری روز کودتای «سیاسی» علیه دایی/ اشک دایی را درآوردند!  www.90tv.ir

[4]– یدالهی فارسی جهانگیر، غلامی ناصر، حمیدی مهرزاد، کنعانی علی، مطالعه ي موانع كارآفريني در ورزش كشور، فصلنامه توسعه كارآفريني، سال سوم، شماره 12 ، تابستان 1390، ص 106

[5]– همان، ص 107

[6]– همان، ص 107

[7]– سرمایه گذاری خطرپذیر (Venture Capital) ریسک پذیری و تغییر اجتماعی را بر صرف سود مالی ترجیح می دهد

[8]– بازخوانی یک رسوایی بزرگ آزار جنسی؛ پزشک تیم ژیمناستیک آمریکا / زنی که سکوت ۱۵۶ قربانی را شکست!

برچسب ها
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن