حقوق بشر از آغاز تا انجام به مناسبت روز جهانی حقوق بشر ۱۹ آذر (۱۰ دسامبر)

تمام افراد بشر آزاد زاده می شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابرند، شاید هم آزادی و برابری حرف درستی باشد، اما هیچ قدرتی در روی زمین نمی تواند آن ها را به واقعیت تبدیل کند.

تام پین

 

حقوق بشر از آغاز تا انجام

به مناسبت روز جهانی حقوق بشر ۱۹ آذر (۱۰ دسامبر)

مریم سراجی پور

 

آن چه امروزه به عنوان حقوق بشر نامیده می شود،  پیشینه ای بیش از صد سال ندارد، در حقیقت تا سال ۱۹۴۵م به استثنای چند مورد خاص، هیچ تلاشی به منظور تنظیم حقوق بشر در سطح بین المللی به عمل نیامده است. این تدوین حقوقی، واکنشی بود به تحقیرهای ناشی از اعمال وحشیانه ای که روح بشریت را به عصیان واداشته بود و نسبت به گذشته رفتار انسانی، به ویژه فجایع رخ داده از سوی دولت نازی طی جنگ جهانی دوم، نگاهی انتقادی داشت. با وجود تمام تازگی های حقوق بشر، در مفهوم امروزین این واژه به مرور زمان جایگزین اصطلاح «حقوق طبیعی» و «حقوق انسان» شده است که قدمتی دیرینه دارد.

 

پیشینه تدوین حقوق بشر

کشور ایران به عنوان بزرگ ترین امپراتوری جهان باستان نقش عظیمی در شناخت ریشه های حقوق بشر ایفا کرده است. زمینه های تاریخی حقوق را در جهان باستان، در دو دوره می توان بررسی کرد:

۱- قانون حمورابی[۱]: این قانون که حدود سال ۱۷۳۰ قبل از میلاد تدوین شده، نخستین متن حقوقی مکتوبی است که با بیان قواعد متنوع حاکم بر روابط انسانی، می توان آن را کم و بیش مرتبط با حقوق بشر امروزی دانست. ۲۸۲ ماده این قانون شامل قواعد و حقوق مربوط به اموال، بازرگانی، صنعت، کار، خانواده و آزارهای بدنی است که هر یک را به تفکیک بیان می دارد. جلوگیری از استبداد مرد نسبت به همسرش و روش های قضایی دقیق و موشکافانه از ویژگی های این قانون است. هر چند بسیاری از مورخان در انجام عملی این قوانین شبهه دارند، زیرا در آن زمان شاهان برای حسن شهرت خود چنین قوانینی را تنظیم می کردند اما هرگز به مرحله اجرا نمی رسید!

۲- منشور کوروش کبیر: پس از کشف منشور کوروش در خرابه های بابل، ابتدا گمان می رفت این منشور چیزی جز خودستایی پادشاهی بزرگ نبوده است، اما اکتشافات تاریخی و نظر مورخان بزرگی چون هرودوت و گزنفون گواه مجموعه قوانینی است که به دستور کوروش هخامنشی تنظیم و تدوین شده بود..

رفتار پسندیده کوروش کبیر در ورود به شهر بابل و آزادسازی هزاران اسیر یهودی، لغو بردگی، مختار ساختن افراد به انتخاب دین و حرفه، فرمان نگاشتن منشوری حقوقی که از آن به عنوان نخستین اعلامیه حقوق بشر یاد می کنند، وی را فردی بزرگ و اسطوره ای برای پادشاهان پس از خود ساخت.

 

اعلامیه جهانی حقوق بشر

پیش از صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر تاریخ شاهد صدور قوانینی بود که تثبیت حقوق انسان ها را دنبال می کرد. علاوه بر آثار به جا مانده از استوانه حقوق بشر کوروش، آموزه های ادیان توحیدی، سند ماگناکارتا[۲]، اعلامیه  حقوق انسان و شهروندی فرانسه[۳] منابع حقوق بشر بودند؛ اما هیچ یک از این قوانین مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد، از چنین گستردگی و جهان شمولی برخوردار نبودند. پیش نویس این اعلامیه پس از دو سال گفتگو و چانه زنی در قصر «شایلو» پاریس، با رای مثبت ۴۸ کشور بدون مخالف و فقط با ۸ رای ممتنع، در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب رسید که مشتمل بر حقوق سیاسی، مدنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که از آن جمله می توان به مواردی چون حق حیات، آزادی، امنیت شخصی، آزادی از بردگی و بندگی، رهایی از شکنجه، خشونت، رفتار غیرانسانی و اهانت آمیز، شناسایی به سان یک شخصیت نزد قانون، حق تابعیت، حق مالکیت، آزادی اندیشه، آزادی وجدان و مذهب، حق مشارکت در حکومت، حق داشتن امنیت اجتماعی و حق تعلیم و آموزش اشاره کرد.

 

حقوق بشر در دنیای نوین

حقوق بشر
نمایی از اردوگاه آشویتس

 

آن چه مدت ها ذهن حقوقدانان حقوق بین الملل را مشغول می ساخت این بود که آیا حقوق بشر ساخته ذهن غربی است و قابلیت انطباق با جهان را ندارد، یا می توان آن را به عنوان یک قانون جهانشمول به حساب آورد؟ می توان اینگونه مطرح ساخت که حقوق بشر نتیجه قرن ها تلاش اندیشه ی انسان هایی است که توانسته اند اشکال متفاوتی از حق هر انسان را در روایت های مذهبی و غیرمذهبی وارد باورها و اندیشه انسانی کنند؛ آنان که اعلامیه حقوق بشر را به رشته نگارش درآوردند لزوما چنین تفکری را مد نظر داشتند، آن هم بعد از جنگ جهانی دوم که تاثیری جهانی بر شرق و غرب داشت ( و با در دست داشتن اسناد تاریخی مهمی در زمینه حقوق بشر همچون منشور کوروش که پیشتر ذکر آن رفت). در حقیقت این حقوق استانداردی مشترک و دستاورد همه ملت ها است که حتی در زمان وضعیت فوق العاده عمومی، غیرقابل تعلیق به شمار می روند، مع الوصف کنفرانس وین نتیجه می گیرد که:

 «هر چند که اهمیت ویژگی های ملی و منطقه ای و پیشینه های مختلف تاریخی، فرهنگی و مذهبی باید مد نظر قرار گیرند، اما دولت ها موظفند فارغ از نظام های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خویش، حقوق بشر و آزادی های اساسی را توسعه داده و مورد حمایت قرار دهند.»

با وجود تمام تاکیدات بین المللی، اجرای این قوانین الزام آور نبوده و گوشه ای از جهان نیست که هر روز مواردی از نقض حقوق بشر در آن دیده نشود، خاصه آن که حقوق بشر باید در چارچوب صلاحیت داخلی دولت ها اعمال گردد و هر کشوری باید آن ها را در حوزه حقوق داخلی خود وارد نماید. بر همین اساس اصول متعددی از قانون اساسی ایران این حقوق را وارد قوانین می نماید، همچون اصول ۶، ۷، ۱۲ و۱۳ قانون اساسی که حقوق مشارکت مردم در حکومت، آزادی مذهب و مراسم های مذهبی را بیان می دارد.

 

 

حقوق بشر در ایران معاصر

آن چه عنوان شد تنها سرآغازی برای جهانی شدن حقوقی است که تمامی بشریت را بدون در نظر گرفتن نژاد، رنگ و زبان، در برمی گیرد، اما با توجه به این حقیقت که حقوق بشر، اولین و حیاتی ترین حقوق انسانی در جوامع امروزی است، می توان گفت حرکت آن در جوامع سنتی همچون ایران بسیار کند پیش می رود و دلیل آن را باید در بطن جامعه و فرهنگ ایرانی جستجو کرد.

پیش از دوره قاجار شاهد اقدامی نظام یافته برای مبارزه انسانی در جهت احقاق حقوق ملی نیستیم. در حقیقت دوره ی قاجار نقطه عطفی در تاریخ ایران محسوب می شود، زمانی که رابطه ی ایران و غرب گسترش یافته و صاحب منصبینی همچون ناصرالدین شاه به واسطه غبطه خوردن بر احوال ممالک اروپایی، در صدد تغییراتی برمی آیند و هم زمان ترجمه کتب غربی و سفرنامه های متعدد همچون سفرنامه ابراهیم بیگ از زین العابدین مراغه ای، معدود تحصیل کردگان و روشنفکران جامعه را به مطالبه گری وامی دارد. افرادی چون میرزا ملکم خان و آخوندزاده در آثار خود تلاش می کنند تفسیری متفاوت از انسان و جهان ارائه دهند. آخوندزاده بر خلاف بسیاری از روشنفکران عصر خویش گامی فراتر می گذارد و معتقد است باید حقوق بشریت را هم برای طایفه ذکور و هم برای طایفه اناث یکسان قائل باشیم؛ فردی که آخوندزاده تصویر می کند در حقیقت انسانی است که فارق از جنسیت، تابع نیست بلکه حق طبیعی خود را مطالبه می‌کند.

به هر روی، پس از تصویب کنوانسیون وین در سال ۱۳۴۷ میثاق حقوق مدنی و سیاسی در ایران نیز به امضای وزیر خارجه وقت رسید. پس از انقلاب اسلامی نیز ایران برای خروج از تعهدات ناشی از میثاق، اقدام عملی صورت نداد و این به آن معنا است که ایران تلویحا این تعهدات را می پذیرد اما در سلسله مراتب قانونی، هر آن چه با قانون اساسی و شرع اسلام مغایرت داشته باشد، برای ایران الزام آور نخواهد بود. با نگاهی اجمالی به اعلاميه جهانی حقوق بشر و قانون اساسی روشن مي‌گردد كه در بيشتر اصول، قانون اساسی و اعلاميه دارای نکات مشترکی هستند، مثل مسأله آزادی، تساوی در برابر قانون، منع شكنجه، حق مشاركت در اداره امور كشور، آموزش و پرورش رايگان، اهميت خانواده و شخصيت زن.

امروزه کمتر کسی از ایرانیان به فرهنگ و تمدن ایران باستان و کوروش کبیر افتخار نمی کند، اما افتخار فرهنگی و حقوق بشر در معنای آکادمیک آن، دنیای متفاوتی هستند که جامعه ی ایران باید برای پیوند آن ها گام بردارد. برای عملی شدن حقوق بشر در بستر فرهنگی ایران نیاز به آگاهی عمومی و تغییراتی بنیادین در فرهنگ سنتی کشور احساس می شود. در حقیقت کنوانسیون حقوق بشر در این شرایط ابتر می ماند، زیرا آن چه به قوانین روح می بخشد نیاز اجتماعی به آن قانون و اجرای عملی از سوی بدنه ی جامعه است؛ اجرای قواعد نوین، فرهنگی نوین می طلبد. از سوی دیگر بر اساس قواعد حقوق بشر انسان ها اصولا حق دارند، نه تکلیف؛ تکلیف بر عهده دولتی است که ملزم به رعایت حقوق بشر است. این مهم بدان معنا نیست که آدمی منفعلانه عمل کند و در انتظار رعایت حقوق خویش از طرف دولت ها بنشیند. یکی از حقوق مهم بشریت حق مشارکت در حکومت ها است، این مردم هستند که در بطن حکومت به ایفای نقش می پردازند، پس این مردم هستند که باید حقوق خود را بشناسند تا بتوانند آن را از دولتمردان مطالبه کنند. حقوق بشر به خودی خود برای انسان امروز ارمغانی نخواهد داشت، اگر آدمی برای یافتن آن گامی برندارد.

 

پانویس ها


[۱]– منشوری حقوقی حمورابی پادشاه بابل در ۱۷۵۰ پیش از میلاد

[۲]– منشوری حقوقی است که در سال ۱۲۱۵ در انگلستان تدوین گردید.

[۳]– منشوری حقوقی است که در سال ۱۷۸۹ در فرانسه تدوین گردید

پاسخ دهید