تیتر اولفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

ازين قوم كه من سخن خواهم راند

به مناسبت 1 آبان بزرگداشت ابوالفضل بیهقی

ازين قوم كه من سخن خواهم راند، يك دو تن زنده‌اند، در گوشه‌ای افتاده و خواجه بوسهل زوزنی چند سالست تا گذشته شده است و بپاسخ آنانكه از وی رفت گرفتار و ما را بآن كار نيست، هر چند مرا از وی برآيد، بهيچ حال. چه عمر من بشست و پنج آمده و بر اثر وی می‌ببايد رفت و در تاريخی كه می‌كنم سخن نرانم كه آن بتعصبی و تر بدی كشد و خوانندگان اين تصنيف گويند: شرم باد اين پير را. بلكه آن گويم، كه تا خوانندگان با من اندرين موافقت كنند و طعنی نزنند. اين بوسهل مردی امامزاده و محتشم و فاضل و اديب بود، اما شرارت و زعارتی درطبع وی مؤكد شد و بآن شرارت دلسوزی نداشت و هميشه چشم نهاده بودی، تا پادشاهي بزرگ و جبار بر چاكری خشم گرفتی و آن چاكر را لت زدي و فرو گرفتی، اين مرد از كرانه بجستی و فرصتی جستی و تضريب كردی و المی بزرگ بدين چاكر رسانيدی و آنگاه لاف زدی كه: فلان را من فرو گرفتم و اگر چنين كارها كرد كيفر ديد و چشيد و خردمندان دانستندی كه نه چنانست و سری می‌جنبانيدندی و پوشيده خنده می زدندی كه نه چنانست…
تاریخ بیهقی، تصنیف: خواجه ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی دبیر، به اهتمام دکتر علی اکبر فیاض، چاپ چهارم، پاییز 1383

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.