شعر پارسیفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

دگران کاشتند و ما خوردیم

به مناسبت 18 آذر زادروزملک الشعرای بهار

شاه انوشیروان به موسم دی / رفت بیرون ز شهر بهر شکار
در سر راه دید مزرعه‌ای / که در آن بود مردم بسیار
اندر آن دشت پیرمردی دید / که گذشته است عمر او ز نود
دانه جوز در زمین می‌کاشت / که به فصل بهار سبز شود
گفت کسری به پیرمرد حریص / که: «چرا حرص می‌زنی چندین؟
پای‌های تو بر لب گور است / تو کنون جوز می‌کنی به زمین
جوز ده سال عمر می‌خواهد / که قوی گردد و به بار آید
تو که بعد از دو روز خواهی مرد / گردکان کشتنت چه کار آید؟»
مرد دهقان به شاه کسری گفت: / «مردم از کاشتن زیان نبرند
دگران کاشتند و ما خوردیم / ما بکاریم و دیگران بخورند»
محمد تقی ملک الشعرای بهار، دیوان اشعار به کوشش چهرزاده بهار، چاپ دوم، انتشارات طوس، دو جلد، 1380

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.