به مناسبت ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان و اول دسامبر، روز جهانی ایدز

یکبار موبایلش رو چک کردم پر از فیلم و عکس مستهجن بود و با زنان شوهردار چت می کرد و متوجه شدم با آن ها در غیاب شوهرانشان رابطه دارد (خانم ۳۳ ساله، تحصیلات: فوق لیسانس، شغل: کارمند، وضعیت تاهل: مطلقه).

۱- بررسی روان شناختی تجاوز جنسی زناشویی با نگاهی بر جنبه فقهی و حقوقی موضوع، گودرزی، فریبا و همکاران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال هفتم، شماره چهارم، زمستان ۱۳۹۵، صص۱۰۰-۶۷

 

یقینا اگر من متاهل از زندگی مشترکم رضایت داشته باشم برای حفظ زندگیم تلاش خواهم کرد و به وظایفی که به واسطه ی ازدواج به آن متعهد شده ام عمل می کنم. اما عدم رضایت من از زندگی مشترک به واسطه ی رفتارهای نادرست همسرم بالاخص در زمینه ی جنسی باعث شده که من هیچ تمایلی به تداوم این زندگی مشترک نداشته باشم. همین مساله باعث از بین رفتن عشق و علاقه ی من نسبت به شوهرم  و برقراری رابطه با مرد دیگری شده است. (خانم ۳۱ ساله، تحصیلات: کارشناسی ارشد، شغل: مدیریت مهدکودک، شغل شوهر: مغازه دار).

۲- خشونت جنسی در خانواده: یک پژوهش کیفی، رضائی، مهدی، آبدار، شیرین، پژوهش نامه زنان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال هشتم، شماره اول، بهار ۱۳۹۶، صص۵۹-۳۵

زن، این دیگری غیر مهم!

بخش دوم

به مناسبت ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان و اول دسامبر، روز جهانی ایدز

یلدا دنیایی مبرز

 

در نوشتار پیشین به خشونت جنسی در بستر زناشویی به عنوان یکی از پنهان ترین و مکتوم ترین انواع خشونت علیه زنان پرداختیم. خشونتی که شاید بیش از انواع دیگر خشونت، در سایه ی سکوتی محتوم و چیره گرایانه، زنان را در محاق تردید و استیصال فرو می برد. در این نوشتار برآنیم که آخرین گزارش موارد جدید ابتلا به ویروس HIV  و ارتباط احتمالی آن با خشونت جنسی در بستر زناشویی بپردازیم اما پیش از آن، گفتنی است در ماهی که گذشت یادداشتی از خانم زهرا آیت اللهی، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده در نقد لایحه ی “امنیت زنان در برابر خشونت” در روزنامه ی کیهان منتشر شد. ایشان در بخش هایی از این یادداشت فرموده اند: “تجربه نشان  داده است بهترین نوع حمایت از زنان همان طور که اسلام هدایت کرده، آن است که حمایت از زنان را به مردان خانواده بسپاریم. پدر، همسر، برادر، پدر بزرگ، پدر همسر و محارمی که قدرت حمایت و دفاع از زن را دارند و دیده ایم که هرگاه حکومت، قانون و هر قدرت دیگری در خانواده مثل فشارهای بین المللی و رسانه ای به حمایت زنان آمده اند، مردان را مقابل زنان قرار داده و به موضع گیری و بعضا انتقام جویی وادار کرده است و یا مردان را به فاصله گرفتن از ازدواج و پناه بردن به انحرافات اخلاقی سوق داده است. بر اساس این لایحه، زن که مظهر لطافت، محبت و آرامش است به موجودی تبدیل می شود بهانه جو، ایرادگیر و ناز پرورده  که می تواند هر اقدام مرد را خشونت علیه خود تعبیر کند، حتی اگر توهم خشونت را داشته باشد، قانون به او حق می دهد که مرد را محکوم کند و دادگاه را به وسط خانه بکشاند. با چنین وضعیتی کدام پسری ولو ۴۰ ساله و ۵۰ ساله جرات ازدواج کردن را خواهد داشت حتی اگر رستم دستان باشد.[۱]  نقد یادداشت ایشان موضوع گفتار و نوشتاری مستقل است و فرصت دیگری را می طلبد. اما در این مجال ذکر یک نکته ضروری می نماید. ایشان فرمودند بر اساس تجربه باید حمایت  از زنان را به مردان خانواده بسپاریم اما بر اساس یکی از بزرگترین و مهم ترین پژوهش های پیمایشی درباره ی خشونت علیه زنان در ایران،  که در دهه ی ۸۰ و  در ۲۸ استان کشورانجام شد، ۶۶ درصد زنان ایرانی، از ابتدای زندگی مشترک، دست کم یک بار مورد انواع خشونت قرار گرفته اند.[۲] بنابراین مناسب تر به نظر می رسد به سبب جایگاه حقوقی، به جای” تجربه” به “داده های آماری” استناد نماییم و اگر هم نوعان خود  را درک و از آنان حمایت نمی کنیم، دست کم آنان را مورد خشونت کلامی و روانی قرار ندهیم و این چنین با نیشتر قلم زخم نزنیم! چرا که طعم آن تلخ تر و زخم آن بس الیم تر است.

 

حال جامعه ی ما خوب نیست!

بر اساس آخرین گزارش منتشر شده، ۳۶ هزار و ۵۷۱ نفر در ایران به ویروس HIV مبتلا می باشند که بیش از نیمی از این افراد بین ۳۵-۲۱ سال هستند و از این میان ۸۳ درصد را مردان و ۱۷ درصد را زنان تشکیل می دهند. به نقل از معاون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در مراسم روز جهانی ایدز امسال، به رغم آن که انتقال این ویروس از طریق تزریق مواد مخدر با سرنگ آلوده کاهش یافته است اما انتقال آن از طریق ارتباط جنسی رو به افزایش است. آماری که حتی وزیر بهداشت وقت را نیز، ناگزیر به واکنش نمود: ” خود را با کشورهایی که باورهای متفاوت دارند و از ما فاصله دارند، مقایسه نمی کنیم، حتی در مقایسه با کشورهای همجوار نیز ما وضعیت خوبی نداریم، آمار ایدز رو به افزایش است.”[۳] اگر آمارهای رسمی – بخوانید غیر رسمی- خشونت خانگی و موارد جدید ابتلا به ویروس HIV را به مثابه ی دماسنج جامعه قلمداد کنیم، به نظر می رسد حال جامعه ی ما چندان خوش نباشد و زلزله ی خاموشی در حال وقوع است که اگر گوش شنوایی نیابد به سونامی محتومی بدل خواهد شد.

 

خشونت جنسی یک فرهنگ است

تنها راه پیشگیری از انواع بیماری های مقاربتی و همچنین ویروس HIVداشتن رابطه ی جنسی” محافظت شده و ایمن” است. رفتار جنسی ایمن و محافظت شده به معنای استفاده ی صحیح، منظم و مداوم کاندوم از ابتدای هر بار رابطه ی جنسی و در تمامی ارتباطات جنسی (ارتباط با هم جنس یا غیر همجنس) است. این وسیله هر دو شریک جنسی را در طی انواع رفتار جنسی (مهبلی، مقعدی و دهانی) محافظت می نماید. به عبارت دیگر کاندوم تنها وسیله ی پیشگیری از بارداری است که توامان از انتقال ویروس HIV و سایر بیماری های مقاربتی جلوگیری می نماید. اما نقطه ی ورود به بحث دقیقا همین جا است. رابطه ی جنسی محافظت شده و ایمن، یک  فرآیند مشارکتی است و تحقق این مهم در شرایطی که گفتمان غالب در آن از نوع خشونت است، امری دشوار به نظر می رسد!  از آن جایی که زنان بیش از مردان در معرض خشونت خانگی و خشونت جنسی قرار می گیرند از این رو بیشتر در معرض عمل جنسی محافظت نشده هستند و رابطه ی توام با خشونت، مذاکره برای رابطه ی جنسی ایمن را دشوارتر می نماید. چه بسا ممکن است زنان با طرح موضوع رابطه ی جنسی ایمن و استفاده از کاندوم، حتی در معرض اعمال خشونت بیشتری از سوی شریک جنسی قرار گیرند. تصور کنید مردی به روابط فرازناشویی محافظت نشده (رابطه ی جنسی با شریک جنسی مرد یا زن) گرایش دارد یا مصرف کننده ی تزریقی مواد مخدر است– هر دو مورد نیز با افزایش خطر ابتلا و انتقال بیماری های مقاربتی همراه هستند- و اتفاقا نسبت به شریک جنسی اولیه (شریک جنسی ثابتی که فرد با تواتر مشخصی با او در ارتباط است) یا شریک جنسی ثانویه  ی خود ( شریک جنسی غیرثابت و متغیر) با خشونت و شیوه ای آسیب رسان رفتار می کند (فرضا مبادرت به رابطه ی جنسی مقعدی اجباری که در نتیجه ی اصطکاک شدید با پارگی عروق و افزایش خطر انتقال و ابتلا به ویروس HIV همراه است). آیا شریک جنسی زن می تواند از او بخواهد که از کاندوم استفاده نماید یا دست کم با خشونت رفتار نکند! آیا اساسا گوش شنوایی برای درخواست خود خواهد یافت؟! دور از ذهن نخواهد بود زن این دیگری غیر مهم، در فضایی آکنده از رعب و وحشت که زاییده ی خشونت است، نه تنها در مامن خانه گوش شنوایی برای درخواست خود نمی یابد بلکه در بیرون از دیوارهای خانه نیز گوش ها آکنده اند و مناسبات قدرت، بر زیستن در بطن تحمیل ها، چیرگی و انقیاد پافشاری می کنند. از این رو در نتیجه ی متروک ماندن گفتمان، به تدریج در خود فرو می رود و اگر درصدد انتقام و خیانت برنیاید، در فرسایش و کاهش مداوم و ممتد روزگار می گذراند.

 

مبارزه با خشونت علیه زنان فراتر از راهکارهای حقوقی و قانونی

امروزه کشورهایی چون آلمان، استرالیا، فرانسه، دانمارک، کانادا، سوئد، نیوزیلند، چین، ژاپن، فیلیپین، تایوان، تونس، اندونزی، ترکیه، تایلند و… قوانینی را مربوط به تجاوز جنسی زناشویی تصویب نموده اند که بر اساس آن تفاوتی بین تجاوز فرد غریبه با تجاوز همسر وجود ندارد و تجاوز جنسی در بستر زناشویی جرم قلمداد می گردد.[۴] جرم انگاری و تصویب قوانینی از این دست اگرچه لازم است اما کافی به نظر نمی رسد. در بسیاری از موارد زنان نه فقط به دلیل خلا قانونی بلکه به علت خصوصی پنداشته شدن موضوع یا حتی به دلیل وابستگی اقتصادی و اجتماعی، ترس از بدتر شدن شرایط، احساس شرمساری و استیصال، ترس از تلافی و انتقام شریک جنسی/ همسر، ترس از دست دادن فرزند و ترس های دیگری که بر جان و روان آنان مستولی گشته است، به دنبال راه حل های ساختاری مقابله با خشونت علیه خود نیستند. از این رو با توجه به عوامل مختلفی مانند سن، سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال، استقلال مالی، طبقه ی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، برخورداری از حمایت های اجتماعی، خانوادگی و قانونی و… به استراتژی های فردی مانند سکوت، طلاق عاطفی، خودکشی، خیانت، طلاق و… روی می آورند. از این رو در کنار تدابیر قانونی و حقوقی، پیشگیری از وقوع خشونت خانگی در سه سطح اولیه، ثانویه و ثالثیه ضروری تر به نظر می رسد. در پیشگیری سطح اول مقوله ی آموزش در جهت رفع تبعیض و نابرابری های جنسیتی نهادینه شده بر دوش نهادهای مختلفی چون نهاد خانواده، نهادهای فرهنگی، نهادهای آموزشی، دولت و… سنگینی می کند. در پیشگیری سطح دوم مقوله ای چون غربالگری عمومی خشونت خانگی مطرح است. سازمان جهانی بهداشت، کارکنان بهداشتی را برای بسیاری از زنانی که مورد سواستفاده قرار می گیرند، مهم ترین و اغلب تنها نقطه ی تماس با خدمات اجتماعی می داند که ممکن است قادر به ارایه ی اطلاعات و حمایت باشند. از آن جهت که زنان اغلب به علت دریافت مراقبت های بهداشتی، دریافت خدمات تنظیم خانواده، مراقبت های دوران بارداری و انجام غربالگری های روتین به مراکز بهداشتی و درمانی مراجعه می کنند. این در حالی است که در ایران فقط ۳ درصد از موارد خشونت خانگی بوسیله ی تیم بهداشتی و درمانی شناسایی می شوند و متاسفانه آنان نیز در مواجهه با این گونه مددجویان نمی توانند به شیوه ای کارآمد عمل کنند[۵] و در نهایت پیشگیری سطح سوم شامل بازتوانی افرادی است که مورد خشونت واقع شده اند و به خدمات بهداشتی، درمانی، مشاوره ای، حقوقی و باز توانی نیازمندند. ناگفته پیدا است مادامی که دغدغه مندی لازم نسبت به این مهم وجود نداشته باشد، راهبردهایی از این دست ابتر و ناکارآمد هستند.

در مورد آسیب های اجتماعی به طور عام  و خشونت علیه زنان و پیامدهای آن (از جمله افزایش ابتلا به ویروس HIV) به طور خاص، گام  نخست پذیرش “وجود مشکل”است. همان گامی که بوسیله ی متولیان امر، همواره به دیده ی تردید نگریسته می شود. به رغم آن که داده های آماری و پژوهش های تحلیلی و فراتحلیلی، بازتاب و انعکاس وضعیت جاری و آتی و همچنین تبیین کننده ی مسیر برنامه ریزی، تلاش و تکاپو در یک جامعه هستند،  اگر نگوییم همواره اما در اغلب موارد، در جامعه ی ایرانی گوش شنوا و چشمانی بینا برای خود نیافته و در کتابخانه ها و پایگاه های اطلاعاتی زیر تلی از خاک نادیده انگاری، مدفون می گردند. شوربختانه پیامد این نادیده انگاری مزمن و صدایی که شنیده نمی شود، ناگزیر تبدیل به فریادی خواهد شد که سقف آن، بر سر همین جامعه آوار می گردد.

 

پانویس ها


۱- روزنامه کیهان، شماره۲۱۸۰۱، ۳ دی ۱۳۹۶

۴- خشونت خانگی و استراتژی های زنان در مواجهه با آن، صادقی فسایی، سهیلا، مجله بررسی مسائل اجتماعی ایران، شماره ۱، بهار ۱۳۸۹، صص۱۴۲-۱۰۷

۵- مرکز ملی پیشگیری از ایدز ایران www.aids.ir

۶- بررسی روان شناختی تجاوز جنسی زناشویی با نگاهی بر جنبه فقهی و حقوقی موضوع، گودرزی، فریبا و همکاران،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال هفتم، شماره چهارم ، زمستان ۱۳۹۵، صص۱۰۰-۶۷

۶٫- بررسی میزان شیوع خشونت علیه زنان باردار در ایران، مطالعه مرور نظام مند و فراتحلیل، سلیمانی، ابوذر و همکاران، مجله دانشکده پرستاری و مامایی ارومیه، دوره سیزدهم شماره ۱۱، پی در پی ۷۶، بهمن ۱۳۹۴، صص۹۸۶-۹۷۳

پاسخ دهید