زن، این دیگری غیر مهم! به مناسبت ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان بخش نخست

خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان

«دیدن فیلم های مستهجن جنسی برای شوهرم تبدیل به یک عادت شده است. امکان ندارد بعد از نگاه کردن به این فیلم ها با من رابطه ی جنسی خشونت آمیز نداشته باشد. شوهرم بعد از نگاه کردن به فیلم از من انتظار دارد که تا سه ساعت مثل فیلم ها عمل کنم و تمامی مواردی را که در فیلم دیده ام اجرا کنم».
(خانم ۲۵ساله، تحصیلات: دیپلم، شغل: خیاط، شغل شوهر: آزاد)

خشونت جنسی در خانواده: یک پژوهش کیفی، رضائی، مهدی، آبدار، شیرین، پژوهش نامه زنان، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال هشتم، شماره اول، بهار، ۶۹۳۱، صص ۹۵-۵۳

 

با پسری کوچکتر از خودش رابطه داشت… فیلم های پورنو تماشا می کرد و مرا هم مجبور به دیدن آن ها می کرد. سکس خشن را دوست داشت…گاهی به شوخی پیشنهاد سکس چند نفره با دوستانش یا با دوستان مرا می داد.
(خانم ۸۲ ساله، تحصیلات: لیسانس، شغل: دبیر، وضعیت تاهل: مطلقه)

بررسی روان شناختی تجاوز جنسی زناشویی با نگاهی بر جنبه فقهی و حقوقی موضوع، گودرزی، فریبا و همکاران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال هفتم، شماره چهارم ، زمستان ۱۳۹۵، صص۱۰۰-۶۷

 

زن، این دیگری غیر مهم!

به مناسبت ۲۵ نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

بخش نخست

 

خشونت جنسی یکی از پنهان ترین ابعاد خشونت علیه زنان است که همواره پوشیده و در پرده ی ابهام است. این خشونت از یک سو نه تنها گوش شنوایی برای خود نیافته است بلکه از سوی دیگر صدای رسایی نیز برای آن وجود ندارد. این یادداشت در پی آن است خشونت جنسی در بستر زناشویی و ارتباط آن با چگونگی افزایش ابتلا به بیماری های مقاربتی به طور عام و ابتلا به ویروس HIV به طور خاص که کمتر مورد مداقه قرار گرفته است را کانون توجه ی خود قرار دهد.

خشونت علیه زنان در بن بست تکرار

 خشونت علیه زنان چه در حوزه ی فردی و خانوادگی و چه در حوزه ی عمومی و اجتماعی، قصه ای پرتکرار و ناتمام  از دیرباز تا کنون است و تمامی مرزهای جغرافیایی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و حتی سیاسی را درنوردیده است. اگر چه این پدیده، تجربه ی زیسته ی مشترک بسیاری از زنان است، اما نه تنها هرگز از زندگی آنان رخت برنبسته، بلکه در ادوار مختلف شکل ها و صور متفاوتی به خود گرفته، گویی این مهم هرگز راه برون رفتی به خود نخواهد دید و تنها از شکلی به شکل دیگر تغییر می نماید و ماهیت آن کماکان پا برجا باقی است! اگرچه خشونت علیه زنان به عنوان واقعیتی جاری و ساری در متن و بطن روابط جوامع انسانی، پدیده ی جدیدی نیست، اما توجه به آن به مثابه ی یک دغدغه و مساله ی اجتماعی، پدیده ی نسبتا جدیدی به شمار می رود. مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۱۹۹۳م) در نخستین اعلامیه رفع خشونت نسبت به زنان، “خشونت علیه زنان” را هر گونه عمل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت، که باعث بروز و یا حتی احتمال بروز صدمات و آسیب های جسمی، جنسی و روانی می گردد، تعریف و در سال ۱۹۹۹م روز ۲۵ نوامبر را بعنوان روز جهانی “محو خشونت علیه زنان” تعیین نمود. بر اساس آمار منتشر شده ی سازمان بهداشت جهانی، از هر ۳ زن، یک زن در طول زندگی خود با خشونت دست و پنجه نرم می کند.[۱]

 

خشونت خانگی در ایران  به روایت آمار

 به رغم آن که نسبت به انجام پژوهش، کنکاش و واکاوای بسیاری از آسیب های اجتماعی در جامعه ی ایرانی، به دیده ی شک و تردید نگریسته می شود اما پژوهش های تحلیلی و فراتحلیلی بسیاری برای شناسایی میزان شیوع خشونت، انواع آن، عوامل زمینه ساز، پیامدها، راه های پیشگیری و ابعاد حقوقی و قانونی آن در ایران انجام شده است.[۲] به رغم تلاش پژوهشگران برای بررسی و تبیین ابعاد مختلف این پدیده، به نظر می رسد نتایج این پژوهش ها در حل این مهم چندان رهگشا نبوده و نه در نظر دری گشوده اند و نه در عمل راهی.[۳] یکی از بزرگترین و مهم ترین پژوهش های پیمایشی درباره ی خشونت علیه زنان در ایران، یک طرح ملی در ۲۸ استان کشور است که  با مشارکت دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز امور مشارکت زنان ریاست جمهوری دولت هشتم، در دهه ی ۸۰ انجام و گزارش آن در ۲۸ جلد تدوین شد. گزارشی که به نقل از دکتر سعید مدنی قهفرخی، جامعه شناس، نویسنده و فعال مدنی نه تنها راه به جایی نبرد بلکه در دولت های نهم و دهم تبدیل به خمیر شد![۴] یافته های این طرح ملی نشان می دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از ابتدای زندگی مشترک، حداقل یک بار مورد خشونت قرار گرفته اند و در میان انواع ۹ گانه ی خشونت های مورد بررسی، خشونت های کلامی و روانی با بیشترین شیوع ( ۷/۵۲%) در رتبه ی نخست، خشونت های جسمی در رتبه ی دوم، خشونت های مربوط به رشد ” فکری، آموزشی و اجتماعی” در رتبه ی سوم  و خشونت های جنسی  با رقم ۲/۱۰ درصد رتبه ی پایین تری را به خود اختصاص داده اند. با این حال میزان و انواع خشونت خانگی در استان های مختلف ایران از تنوع و تفاوت های زیاد و معناداری برخوردار است.[۵]

خشونت جنسی در بستر زناشویی امری خصوصی یا مقوله ای اجتماعی؟!

 در میان انواع خشونت علیه زنان، خشونت جنسی در بستر زناشویی همواره در زمره ی ناگفته ها و ناشنیده ها قرار داشته است. این خشونت در ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه ی ما، آن چنان مکتوم و پنهان مانده که حتی در گزارش های آماری نیز، چهره در نقاب کشیده است و اگر نگوییم همواره اما در اغلب موارد اساسا به رسمیت شناخته نمی شوند. آمار پایین خشونت جنسی در گزارش ها، انگاره ای در محاق تردید است چرا که در بسیاری از موارد، مصادیق آن حتی برای خود زنان پوشیده و مبهم است و خشونت واقعی و قابل پیگیری خشونتی قلمداد می شود که بیرون از دیوارهای سترگ و پرده های فروکشیده ی خانه، در فضای عمومی و بوسیله ی فرد یا افراد غریبه رخ دهد. از سوی دیگر ممکن است زنان، خشونت جنسی را به عنوان امری خصوصی، فردی و خانوادگی، انکار، غیر مهم، عادی و حتی واقعیتی محتوم و گریزناپذیر قلمداد کنند. این در حالی است که خشونت خانگی علیه زنان به طور عام و خشونت جنسی به طور خاص، صرفا یک رفتار پرخاشگرانه و یک رویداد منفرد و یگانه نیست بلکه فرآیندی است که چون معادله ای دو سویه از برساخت های غالب جامعه وام می گیرد و به آن تسری می یابد. به عبارت دیگر خشونت ورزی و خشونت پذیری پدیده ای اتفاقی نیست بلکه بازتاب استیلا و چیرگی برساخت های کهن نهادینه شده و موجود است. برساخت هایی که از آبستن نابرابری های ساختاری اجتماعی، فرهنگی، اقصادی، مذهبی و حتی سیاسی زاییده می شوند و نه تنها در ایجاد، بلکه در تداوم و بقای خشونت علیه زنان نقشی بنیادین را ایفا می کنند. پیامدهای منفی خشونت علیه زنان، نه تنها سلامت جسمی، روانی و جنسی آنان را تحت شعاع قرار می دهد بلکه آثار آن به جامعه نیز تسری می یابد.

تجاوز جنسی در بستر زناشویی

مادامی که در بستر زناشویی، فردی تقاضای جنسی خود را بر دیگری بدون در نظر گرفتن رضایت او تحمیل نماید، از آن به عنوان خشونت جنسی یاد می شود که ممکن است از سوی مرد نسبت به زن و شاید بالعکس اعمال شود. هر گونه رابطه ی جنسی اجباری (واژینال[۶]، آنال[۷] و دهانی) توام با ترس و تهدید، تداوم بیش از حد رابطه ی جنسی و یا انقطاع یک طرفه ی آن، دشنام، ناسزا، عیب جویی، تمسخر، استهزا و مقایسه ی شریک جنسی با دیگران در حین انجام رابطه، اصرار برای دیدن فیلم های پورنوگرافی و پای فشاری برای انجام رفتارهای مشابه، تهدید به طلاق، ازدواج مجدد یا روابط فرازناشویی به هنگام رابطه ی جنسی، برقرای ارتباط جنسی اجباری در زمان پریود، عدم توجه به روش های پیشگیری از بارداری و … همگی از مصادیق خشونت جنسی هستند که به سبب خصوصی پنداشته شدن، تحلیل و تعمق پیرامون آن را دشوار می نماید و در سکوتی پیش رونده جسم، جان و روان زنان را می فرساید. از آسیب های جسمانی و روانی چون دردهای مزمن، شکستگی استخوان، صدمات واژن و یا مقعد (انواع پارگی ها، هموروئید و…)، اختلال در خواب، افسردگی، اضطراب، احساس تنفر، از خود بیگانگی، تحقیر و… اگر بگذریم، بروندادی چون ابتلا به بیماری های مقاربتی به طور عام و ابتلا به ویروس HIV به طور خاص، در سطح فردی و ساختاری قابل تامل است.

در نوشتار آتی به آخرین گزارش موارد جدید ابتلا به ویروس HIV و ارتباط احتمالی آن با خشونت خانگی و آسیب پذیری هر چه بیشتر زنان  و همچنین به جرم انگاری تجاوز جنسی در بستر زناشویی تا راهبردهایی فراتر از راهکارهای حقوقی و قانونی خواهیم پرداخت.

۱-Violence against women (Intimate partner and sexual violence against women) Fact sheet Updated November 2016 www.who.int

۲- با تایپ کلید واژه ی خشونت خانگی در پایگاه هایی چون مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی ، پرتال جامع علوم انسانی و … می توان به آسانی به حجم زیادی از مقالات مختلف در این زمینه دسترسی پیدا کرد.

[۳]– البته گفتنی است شاید گوش شنوایی برای خود نیافته اند و ناگزیر مسکوت باقی مانده اند!

۴- روزنامه شرق، شماره ۲۹۰۲، ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ص ۱۶

۶٫- خشونت خانگی و استراتژی های زنان در مواجهه با آن، صادقی فسایی، سهیلا، مجله بررسی مسائل اجتماعی ایران، شماره ۱، بهار ۱۳۸۹، صص۱۴۲-۱۰۷

[۶] – مهبلی

[۷]– مقعدی

پاسخ دهید