جامعهزنان

بیایید درباره اش صحبت کنیم

بررسی مقوله آموزش جنسی

نویسنده

یلدا دنیایی مبرز

با  تولد و شروع روند رشد و تکامل جسمی، روانی و اجتماعی، خانواده و جامعه به تربیت، شناخت و تامین نیازهای اولیه و اساسی ما می پردازند به استثنای یک نیاز طبیعی که گویی به تربیت، آموزش و پرورش نیاز ندارد و از کودکی با احساس شرم، ترس و گناه پیوند خورده است.

ما به ازای این احساس، پشت درهای بسته، در خلوت و سکوتی پیشرونده، با ذهنی پرسشگر به واکاوی، جستجو، دریافت و بهره مندی از اطلاعات مرتبط با آن در کتاب ها، فیلم ها و سایت های اینترنتی مختلف می پردازیم. انجمن جهانی سلامت جنسی برای اولین بار در سال 2010 ، 4 ستامبر را به عنوان روز جهانی سلامت جنسی و با هدف پیشبرد آگاهی در خصوص سلامت جنسی در سطح جهان معرفی کرد.

اولین بزرگداشت این روز با شعار “بیایید درباره اش صحبت کنیم” ضرورت گفتگو در خصوص مسایل جنسی را مطرح کرد و این موضوع را به عنوان یک تابو و خط قرمز در جوامع مختلف به چالش کشید. این انجمن، هرساله در بزرگداشت این روز پیام هایی برای تامین، حفظ و ارتقای سلامت جنسی که یکی از حوزه های سلامت عمومی و سلامت جامعه است منتشر می کند.

سلامت جنسی

سازمان جهانی بهداشت، سلامت جنسی را وضعیت مطلوب فیزیکی، عاطفی، ذهنی و اجتماعی در رابطه با سکسوالیته همراه با حسی مثبت و احترام آمیز در رابطه جنسی و فارغ از هرگونه اجبار و تبعیض تعریف می کند. با این توصیف، سلامت جنسی بدون در نظر گرفتن تفاوت های فردی[1]، حق اولیه هر فرد و مفهومی برای تمام دوران زندگی از بدو تولد تا مرگ است و به فعالیت تولیدمثلی و تداوم نسل خلاصه نمی شود.

“بچه ها از کجا می آیند؟” پرسشی آشنا برای همگان، پرسشی که در مقطعی از زمان در جایگاه یک کودک پرسیده ایم و با پاسخی مبهم و گمراه کننده و غیر واقعی مواجه شده ایم و در مقطعی دیگر در جایگاه والدین، خود با رویکردی توام با ناآگاهی و پنهان کاری در صدد پاسخ برآمده ایم.

وقتی کودکی از روی کنجکاوی این پرسش را مطرح می کند این شاید درست همان زمانی است که باید ضرورت شروع آموزش جنسی به ذهن متبادر شود. ارتقای سطح سلامت شهروندان در همه ابعاد مستلزم آموزش است. یکی از راه های دستیابی به سلامت جنسی، آموزش جنسی است و ضرورت پرداختن به این مهم، تردید ناپذیر و غیرقابل انکار است.

سلامت و آموزش جنسی موضوع پیچیده ای است و این پیچیدگی زمانی آشکار می شود که این مساله تحت تاثیر عوامل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به یک تابوی فراگیر تبدیل می شود. خانواده بیش از هر نهاد دیگری می تواند زمینه ساز ” آموزش جنسی” و “تربیت جنسی” باشد.

عدم آگاهی و دانش کافی از یک سو و وجود احساس شرم، خجالت، ترس و غفلت عمومی از سویی دیگر باعث شده که والدین آموزگاران شایسته ای برای آموزش مسایل جنسی نباشند. علاوه بر کودکان ونوجوانان، والدین هم به آموزش و آگاهی جنسی نیاز دارند. از والدینی ناآگاه، نمی توان انتظار پرورش فرزندانی آگاه و تربیت یافته را داشت.

ضعف آموزش، ضرورت شکستن تابوها

آموزش جنسی
آموزش جنسی

علاوه بر ضعف نهاد خانواده باید به ضعف نهاد آموزش و پرورش و آموزش عالی که نقش به سزایی در زمینه آموزش جنسی دارند نیز اشاره کرد. عدم پرداخت به آموزش جنسی در برنامه های آموزشی مدارس در سطوح مختلف تحصیلی و  تنزیل و تقلیل تمرکز و توجه مسئولان ذی ربط به اموری چون بازرسی ناگهانی از کیف دانش آموزان برای یافتن عکس ها و فیلم های پورن قابل تامل است.

همچنین حذف درس تنظیم خانواده از آموزش عالی با پیامدهای نامطلوبی همراه خواهد بود هرچند که آموزش این واحد درسی در مراکز عالی همواره از سوی دانشجویان و دانش آموختگان  مورد نقد و بررسی بوده است[2].

صرف نظر از سیاست های جمعیتی، دسترسی به خدمات تنظیم خانواده برای حفاظت در برابر بیماری های منتقل شونده از طریق تماس جنسی از جمله حقوق همه افراد برای داشتن یک زندگی جنسی ایمن است.

این استدلال و باور عمومی که آگاهی و  آموزش جنسی را زمینه ساز ایجاد انگیزه ی بیشتر برای تجربه ی رفتارهای جنسی و تضعیف هنجارهای اخلاقی جامعه می داند باعث شده که جمع دوستان، فضاهای مجازی و فیلم های پورن به عنوان تنها مرجع اطلاع رسانی، با آموزش های نادرست، اغراق آمیز و گمراه کننده جنبه خودآگاه و ناخودآگاه افراد را تحت تاثیر قراردهد و منجر به شکل گیری نگرش، توقع و رفتار و عملکرد جنسی غیرواقع بینانه و ایجاد اختلال در روند رشد و نمو روانی و جنسی شود و کیفیت زندگی جنسی افراد را تحت شعاع قرار دهد.

تمرکز به نیازهای جنسی و ارتباط آن با ازدواج لزوما منجر به رضایت و سلامت جنسی نمی شود. بررسی ها نشان می دهد که یکی از دلایل افزایش آمار طلاق در جامعه ایرانی مربوط به عدم وجود رضایت جنسی و عاطفی است که می تواند دستاورد نهایی بی توجهی به مقوله آموزش جنسی در ابعاد مختلف آناتومیک، فیزیولوژیک، روانشناختی و فرهنگی باشد.

با توجه به این که تجربه یک زندگی سالم از نظر جنسی و به دور از خشونت، ترس، بیماری، ناتوانی و درد به علت تولید مثل یک حق اجتماعی است، آموزش بهداشت و سلامت جنسی از مسیر درست نیز یک ضرورت اجتماعی است. با حساسیت زدایی در مورد آموزش مسایل جنسی از طریق ایجاد تغییرات بنیادین در حوزه های اجتماعی، فرهنگی مبتنی بر دانش و به دور از تعصب، پیش داوری و پنهان کاری، درگیر نمودن جامعه مدنی و تصمیم سازان جامعه در سطح خرد و کلان، ارتقای محتوای نظام آموزشی و رسانه های گروهی، توسعه کمی و کیفی مراکز مشاوره ای و ایجاد آگاهی در جامعه نسبت به “وجود” خدمات مشاوره ای می توان به این مهم دست یافت که دستاورد نهایی چنین رهیافتی امنیت اخلاقی و ارتقای سلامت عمومی و سلامت جامعه است.

پانویس ها


[1] – نظیر افراد معلول و عقب مانده ذهنی که دارای حقوق جنسی هستند

[2] – این انتقادات به عدم آشنایی آموزش دهندگان با دانش پزشکی ، روان شناسی ، جامعه شناسی ، علوم رفتاری و تربیتی معطوف بوده است

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.