شعر پارسیفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

بیژن الهی، شاعری در سایه

گزارشی از نشست یادمان بیژن الهی در کتابفروشی فرازمند رشت

با غزالِ ما بگو، ای بادِ صبح

جُرعه نوشی جز عطش نفزایدم

آتشم، از پای ننشینم مگر

آید و بر گونه رهَ بُگشایدم.

جان او جانم، نه جانم جان اوست؟

خواهش افزاید که خواهش آیدم.

حلاج الاسرار (اخبار و اشعار)، ترجمه ی بیژن الهی، نشر بیدگل، تهران، چاپ اول 1393، قطعه ی 64

 

نویسنده

امید سلطانی

 

بیژن الهی از آن دست چهره هایی است که گذشت زمان او را قابل لمس تر کرد و نامش را بیشتر به دهان ها انداخت. امروز به یمن چاپ سری آثار او بوسیله ی نشر بیدگل از سال 1394 که شامل شعرها و ترجمه هایی از او است و برخی برای نخستین بار و برخی بعد از بیست یا سی سال منتشر می شوند، نام بیژن الهی هم در محافل شعر و ادبیات بیشتر به گوش می خورد. یادمان بیژن الهی که خرداد ماه امسال در کتابفروشی فرازمند شهر رشت برگزار شد نیز حرکتی بود در راستای معرفی و شناخت بهتر این چهره ی مهجور مانده ی شعر ایران و جریانی که زمانی نمایندگی می کرد یعنی “شعر دیگر”. در ادامه به گزارشی از این نشست خواهیم پرداخت.

 

الهی، یک پروژه ی فکری بود

در آغاز برنامه که روز جمعه پنجم خردادماه 1396 در طبقه ی بالای کتابفروشی فرازمند و با ظرفیتی محدود برگزار شد، ابتدا دکتر بهزاد برکت، استاد گروه زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه گیلان به سخنرانی پرداخت. او با بیان اینکه در این 6 سال و اندی که از درگذشت الهی سپری شده حرف های خوبی زده شده است اما اغلب به جای آنکه چهره ای روشن تر و قابل فهم تر از او به نمایش گذاشته شود بر ابهامات زندگی شاعر افزوده، از بیژن الهی به عنوان یک پروژه ی فکری نام برد.

“این پروژه ی فکری قابل شناخت است. نه به سادگی، اما قابل شناخت است. مفهومی داریم به نام سیناپس که من دوست دارم معادل فارسی آن را مقارنه بگذارم. یعنی در زندگی یک شخص چه کارها و آدم هایی با او قرین بودند و تاثیرگذاری آن ها به چه نحوی بوده است.

البته این تاثیرگذاری همیشه یک به یک نیست با اینکه روندی کرونولوژیک دارد، اما ممکن است اتفاقی افتاده باشد و ما تاثیرش را بعدتر ببینیم.” سپس برکت به بیان این نکته پرداخت که “تهران در دهه ی 20 دهه ی پر تلاطمی است. دهه ی تحرکات و آشوب های اجتماعی. دهه ای که آدمی مثل صادق هدایت مجبور می شود “حاجی آقا” را بنویسد که مشخصن رنگ و بوی سیاسی دارد.

اما دهه ی 30 که ما در آن به دنیا آمدیم دهه ی افسردگی است. سال 34 اخوان زمستان را می نویسد و در آن زمان است که الهی 10 سال بیشتر ندارد و شروع به تاثیر پذیرفتن از مسائل پیرامونش می کند. بسیاری این موضوع را درباره ی الهی مطرح می کنند که شعرش غیراجتماعی است و بی اعتنا به مسائل پیرامونی، مطلقا اینطور نیست. بسته به این که اجتماع و سیاست را چگونه بفهمیم و درک کنیم.”

سپس برکت به یکی از مهمترین مولفه های شعر و حتی زندگی الهی- یعنی توجه او به مسئله ی زبان می پردازد و زبان را از فرم جدا می کند: “امروزه زبان شناسان، فیلسوفان و شاعران زیادی به ما نشان داده اند که زبان امری تزئینی نیست. بی تردید علت این سوءتفاهم این است که زبان در وهله ی نخست وسیله ی ارتباط است. این غلط نیست اما ناقص است. زبان دو ساحت مشخص دارد: یکی ارتباط و دیگری امکانی برای موجودیت بخشیدن به عالم هستی… شاعر ناچار است که از ساحت نخست به ساحت دوم برود. همه ی شاعران چنین کرده اند.”

بهزاد برکت سپس بحث نیما، شعر نیمایی و ارتباط آن با بدعتی که در حوزه ی زبان شعر گذاشت را پیش می کشد و می گوید: “ما سرانجام به نیما بر می گردیم. آن هایی که می خواهند مسیر تفکر الهی را متوجه بشوند فهم نیما و کارش مسیر بسیار درستی است.

البته این موضوع که الهی زبان می دانست و ترجمه های جدی ای داشت موجب شده تا مسیر نیما را به مراتب فراخ تر و گسترده تر از خود نیما طی کند.” در قسمت دیگر ایشان به ضرورت روی آوردن به ترجمه برای هر کسی که دغدغه ی زبان را دارد پرداخت و با بیان اینکه ترجمه پنجره ای است که وقتی آن را می گشاییم نگاه دیگری را می بینیم از آن بعنوان آینده ی زبان نام برد. او آشنایی و الفت الهی با نویسندگان و شاعرانی چون جیمز جویس، ولادیمیر ناباکوف، تی اس الیوت، آرتور رمبو، فردریش هولدرلین و مارسل پروست را نشانه ای دانست از اینکه الهی نیز به آثار کسانی توجه می کرد که زبان برای آن ها امری بدیهی و صرفا ارتباطی نبود.

دکتر برکت سپس با اشاره به برخی فنون و پیچیدگی های ترجمه های الهی از دو مفهوم مترجم ناقل و مترجم عامل نام برد که الهی خود آن ها را به کار می برد و او را در دسته ی دوم جای داد. در پایان نیز ایشان با خواندن شعری که تقدیم به بیژن الهی کرده بود سخنان خود را به پایان برد.

 

شاعر بزرگ شاملو بود، شاعر ناب الهی

یادمان بیژن الهی
داریوش کیارس در حال سخنرانی

سخنران بعدی داریوش کیارس بود. کیارس به یمن نزدیکی و معاشرت با الهی بویژه در سال های آخر عمر او، از جمله کسانی است که می تواند چهره ای حقیقی از شاعر و احوالات او به دست دهد. تلاش های او از جمله کتاب “شاعران نقاش1: بیژن الهی” که از سوی نشر پیکره منتشر شده است و تکمله های او برای مجموعه آثار الهی که بوسیله ی نشر بیدگل منتشر شده، در همین راستا است.

کیارس در سخنان خود تمرکزش را بر جریان شناسی شعر معاصر گذاشت و با ذکر خلاصه ای از جریانات شعر نو نیمایی و پس از آن به ترتیب موج نو، شعر دیگر، شعر حجم و شعر ناب تاثیرات فریدون رهنما را بر جریان موج نو بر شمرد که الهی در ابتدا جزیی از آن محسوب می شد و خیلی زود راه خود را جدا کرد. کیارس افزود که اساس تفکر شاعران موج نو که یک تفکر رادیکال مدرنیستی با مایه های سورئالیستی است یعنی “هر آنچه غلط است، درست است” در بیژن الهی بدین صورت متبلور می شود که:

هر آنچه آشکار است، ناآشکار است و همین موضوع مسیر جداگانه ای را برای الهی ترسیم می کند تا دنیای رازآلود “شعر دیگر” را به همراه کسانی چون بهرام اردبیلی پایه گذاری کند. پس از بررسی شتاب زده ی جریان شناسی شعر معاصر، کیارس درباره ی زبان ترجمه ی الهی توضیحاتی داد.

کیارس همانطور که در کتاب خود آورده معتقد است « تسلط او [الهی] بر زبان های فرانسه، انگلیسی و عربی و معرفت او به ریشه شناسی لغت و دانش او از ادبیات جهان، آثار هنوز چاپخش نشده ی او را مختلف المضمون و مشترک المنظور کرده است….

معنیِ معنی نزد او به ارزشِ معنی تبدیل می شد، یعنی ترجمه نزد او نه لغت به لغت بلکه شان به شان بود. تلاش داشت تا در برگردان از شعرهایی خاص، به اهمیت گفتار در مقابل نوشتار (از دیدگاه آوامحوری) تاکید شود. آن چنان که با خواندن گردانده های (ترجمه های) او از هانری میشو فرانسوی، او را در شعر فارسی می بینیم. در واقع الهی گویی این امکان را فراهم کرده است تا میشو به فارسی شعر بنویسد.»[1]

قسمت پایانی این نشست نیز اختصاص داشت به شعرخوانی ارژنگ آقاجری به همراه ساز کوروش قزوینه که طی آن آقاجری که به تازگی با مجموعه صوتی “دیادلام” برای نخستین بار اشعاری را از شاعران شعر دیگر خوانده است، گزیده ای از چند شعر بیژن الهی و محمدمهدی اردبیلی را بصورت زنده و با تنبور و عود قزوینه اجرا کرد.

 

نشست های ادبی، جوانه های امید

کتابفروشی فرازمند رشت در این سال ها، مخصوصا پس از انتقال به مکان جدیدش در نزدیکی میدان شهرداری و آغاز فعالیت صفحه ی مجازی اش در اینستاگرام توانسته به یک محفل مستقل و گرم برای کتابخوان ها تبدیل شود. پیش از این یادمان نیز برنامه هایی مشابه با حضور کسانی چون عبدالله کوثری و سیروس شاملو در این کتابفروشی برگزار شده که به همین شیوه یعنی دعوت از طریق اینستاگرام برای علاقمندان و بصورت رایگان انجام گرفته است.[2]

اگرچه چنین فعالیت هایی فی نفسه چیز جدیدی نیست و در پایتخت و شهرهای بزرگ (و حتی خود رشت با پیشینه فرهنگی غنی خود) در کتابفروشی های استخوان دار و پاتوق های فرهنگی به کرات برگزار می شده و می شود اما با ورود مال های[3] کتاب و نوشت افزار تحت عنوان “شهر کتاب” به شهرها و خشکاندن رگ های کتابفروشی های مستقل و در دیگرسو مزاحمت هایی که در سال های دهه 80 و بعد از آن برای این فعالیت های فرهنگی ایجاد شد، پا گرفتن دوباره ی این نشست ها و داغ تر شدن فضای سرد و بی روح کتابفروشی ها با چنین برنامه هایی می تواند امیدوار کننده باشد.

فراموش نکنیم که اگرچه در برهه هایی عرصه ی نشر و فرهنگ می تواند دچار معضلاتی در تولید محتوا شود اما در پیشخوان کتابفروشی ها، کتاب های خوب همیشه هستند (امیدوارم باشند) و چشم به راه کسانی که آن ها را بخوانند.

 

پانویس ها


1- شاعران نقاش، بیژن الهی، داریوش کیارس، نشر پیکره، چاپ نخست 1393، ص22

2- زمانی که در حال نگارش این گزارش بودم پوستر یادمان کاظم رضا، داستان نویس معاصر که جمعه 16 تیر در این کتابفروشی برگزار می گردد در صفحه ی اینستاگرام فرازمند بارگزاری شد.

3- Mall : فروشگاه های بزرگ

Save

Save

برچسب ها
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن