تاریخ ایران عصر پهلویتاریخ و اندیشه

تئوری توطئه؛ توهم یا واقعیت؟

درباره توهم توطئه در ایران با نگاهی به انقلاب اسلامی

در خلال جلسات این کنفرانس (کنفرانس گوآدلوپ) فرانسوی ها و آلمانی با پیشنهاد انگلیسی ها و آمریکایی ها برای سرنگونی من موافقت کردند.

آبراهامیان، یرواند. اشرف، احمد. همایون کاتوزیان، محمدعلی. جستارهایی درباره ی تئوری توطئه در ایران. گردآوری و ترجمه: محمدابراهیم فتاحی، نشر نی، چاپ پنجم، تهران 1388، ص 101

کنفرانس گوادلوپ (Guadeloupe Conference) یا نشست گوادلوپ در ژانویه ۱۹۷۹/ دی ۱۳۵۷ میان زمامداران 4 قدرت غربی (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان غربی) در جزیره گوادلوپ برگزار شد و یکی از مهم ترین مسایل مطروحه در آن وضعیت بحرانی ایران بود.

 

نویسنده

سپهر ساغری

نه فقط در تاریخ کشورمان که در سرگذشت همه ملل دنیا حوادث متعددی را می توان برشمرد که از نظر کیفیت و ریشه های وقوع آن، محل بحث است. اما رویکرد توطئه محور یا همان توهم توطئه که تقریبا هر رخداد سیاسی و اجتماعی را برخاسته از تصمیمات و منویات دول بیگانه و دست های پنهان می داند، قویا در جوامع توسعه نیافته نظیر جامعه ی خودمان قابل مشاهده است. در این دیدگاه جامعه چون موجودیتی مسلوب الاختیار است که بر اساس نقشه های غرب و شرق به بازی گرفته می شود. گرچه اصل دخل و تصرف دول بیگانه محل تردید نیست اما نگاه بیمارگونه و نسبت دادن هر فعل و انفعال در جامعه به دخالت بیگانگان پیامدی جز یاس عمومی و دامن زدن به مسئولیت گریزی نخواهد داشت. از این رو در این مختصر به مناسبت انقلاب اسلامی به نقد توهم توطئه خواهیم پرداخت.

به گمان او (شخص معتقد به تئوری توطئه) همه انقلاب ها، شورش ها، جنگ ها، عقب ماندگی ها و وابستگی های اقتصادی و سیاسی، برآمدن و فروپاشی سلسله ها و دولت ها، ترورهای سیاسی و حتی کمبود محصولات کشاورزی، سقوط ارزش پول، قحطی ها و زلزله ها را دست پنهان بیگانه کارگردانی می کند و همه رجال کشور چون عروسکان خیمه شب بازی و بازیگران افسانه های جن و پری از پس پرده و با اشاره ی او حرکت می کنند و از خود اراده ای ندارند.[1]

 

  پیشینه ی توهم توطئه

ریشه های تاریخی باور به توطئه را می توان در امتیازات مربوط به قراردادهای گلستان، ترکمنچای و پاریس، ایجاد بریگاد قزاق به رهبری تزاریست ها در سال ۱۲۵۸خ، فروش امتیاز تنباکو به یک سرمایه گذار بریتانیایی در ۱۲۶۹خ، امتیاز دارسی در سال ۱۲۸۰خ که به تشکیل شرکت نفت ایران و انگلیس منجر شد، قرارداد ۱۹۰۷ انگلیس و روسیه که ایران را به مناطق تحت نفوذ دو دولت تقسیم کرد، قرارداد ۱۹۱۹ بین ایران و انگلیس که با هدف تحت الحمایگی کامل ایران طراحی شده بود، جستجو کرد. به این امتیازات و قراردادها سه کودتای ۱۲۸۷خ با مساعدت روس ها و رهبری لیاخوف به منظور تعطیل کردن مجلس و حذف مشروطه خواهان، کودتای ۱۲۹۹خ رضاخان با همکاری انگلیس ها به منظور برپایی یک دولت مقتدر و نزدیک به لندن و البته کودتای ۱۳۳۲خ علیه دکتر مصدق که انگلیس و آمریکا جهت حفظ منابع نفتی به اجرا گذاشتند، را می توان افزود.[2]

دور از ذهن نیست که حضور بیگانگان در حوادث مختلف اجتماعی، بدنه جامعه را نسبت به وجود دست های پشت پرده مشکوک کند. کما اینکه تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳۵۸خ هم واکنشی به همین احساس بود. مقصود نویسنده آن نیست که اصل توطئه را به کلی منتفی بدانیم بلکه هدف آن است که نسبت به هر پدیده ای رویکرد علمی و نه عاطفی اتخاذ کنیم. اینکه شاه سقوط کرد چون فلان صحبت را علیه غرب کرد یا کنفرانس گوآدالوپ انقلاب ایران را رقم زد، برخوردی عاطفی با مقوله ای پیچیده و چند وجهی انقلاب است.

دست کم در طول تاریخ معاصر ایران چه از سوی مقامات کشوری و چه از سوی بدنه ی جامعه (اعم از کسبه تا روشنفکران) وقایع سیاسی و اجتماعی کم و بیش به دخالت بیگانه و دست های پنهان پشت پرده نسبت داده شده است. چه حکام قجری که هواداران مشروطه را اجیرشدگان انگلیس می خواندند و چه محمدرضا شاه پهلوی که کمونیست ها را دست نشانده روس ها، ملیون را عامل آمریکا، نیروهای مذهبی را عامل عراق یا لیبی می دانست. در حقیقت پر بی راه نیست بگوییم که جوامع توسعه نیافته با تمسک به توهم توطئه نقش و مسئولیت خویش را منکر می شوند. به بیانی دیگر وقتی کار کار انگلیسی ها باشد چه جای مسئولیت پذیری و پاسخگویی من شهروند؟!

 

انقلاب اسلامی؛ انتقام غرب از شاه

انقلاب اسلامی دست کم یکی از مهم ترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است که از هر دو سوی موافقین و مخالفین آن، دست پنهان سیاست بیگانه مورد طعن و لعن قرار گرفته است. مخالفین و در راس آن ها حامیان رژیم سلطنتی، حکومت روحانیون را انتقام از پهلوی ها و بویژه محمدرضاشاه تفسیر می کنند که رفته رفته ایران را به یک ابرقدرت جهانی تبدیل می کرد. بلندپروازی های شاه که بعضا با طعنه یا تهدید غربی ها به تحریم نفت نیز همراه بود با سرنگونی اش پاسخ داده شد!

در سوی دیگر انقلابیونی هستند که دست پنهان اسرائیل و آمریکا در حمایت از رژیم شاه را عامل سرکوب دوره پهلوی می دانند. ایشان معتقدند که ساواک همان قدر از آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا موسوم به سیا خط می گرفت که از موساد، سازمان اطلاعاتی اسرائیل. اما در نهایت خروش طبقات مختلف جامعه ی مومن ایرانی بساط استعمار را از مملکت برچید. هر دو دیدگاه برغم تفاوت فاحش از تفسیر پدیده ی انقلاب 57، در یک نکته قویا هم عقیده هستند؛ دخالت بیگانگان. این باور به نقش آفرینی بیگانه در امور جاری کشور در پادشاه تحصیلکرده و دنیادیده ای چون محمدرضا پهلوی هم قابل رویت است.

وی بعدها در کتابش، پاسخ به تاریخ، به نقش غربی ها و تصمیم گیری در قبال رژیم پهلوی در گوآدالوپ اشاره می کند. پهلوی دوم گزارش تحولات ایران بوسیله ی  بی بی سی، بویژه در سال 57 را هم نشانی از حمایت انگلیسی ها از انقلاب می دانست. راقم این سطور معترف است که نباید نقش بیگانگان در هر تحولی را نادیده گرفت اما معتقد است که دخل و تصرف بیگانگان فرع بر اصل است.

 

محمدرضا شاه و توهم توطئه
محمدرضا شاه و توهم توطئه

به بیانی دیگر اگر در جامعه ای حداقل شفافیت، اعتماد و رضایت وجود داشته باشد هرگز امکان خروش و طغیان به وجود نخواهد آمد. به باور نگارنده مسئله ی مهم دخالت بی بی سی، کنفرانس گوآدالوپ، حضور ژنرال هایزر[3] در ایران یا مانند آن نیست که طبعا هر یک بر اساس سیاست ها و منافع خویش و نه لزوما بر اساس اخلاق، عمل کردند، پرسش مهم این است که چرا مردم ایران جای رادیوهای داخلی باید به رسانه های بیگانه رجوع می کردند؟

چرا شب نامه ها بیش از روزنامه ها منتشر می شدند؟ چرا قانون اساسی مشروطه فروگذاشته شده بود؟ به چه دلیل پادشاه مشروطه نه سلطنت که حکومت می کرد؟ چرا فرمان شاه باید هم راستای فرمان یزدان می بود؟ چرا هشدار قوام در سال 1327خ مبنی بر عدم دخالت شاه در امور اجرایی با بی اعتنایی و پرده دری دربار شاهنشاهی مواجه شد؟ چرا شاه تحصیلکرده ی سوییس باید با بیگانگان در کودتا علیه نخست وزیر دولت خویش، همدست شود؟

چرا در مدرنیته پهلوی از احمد شاملو تا داریوش اقبالی خواننده باید به زندان بیافتند؟ چرا در یک مملکت مشروطه باید نظام تک حزبی اعمال شود؟ چرا هر کس که نمی خواست عضو حزب رستاخیز شود می بایست پاسپورتش را می گرفت و از کشور می رفت؟ چرا وقتی شاپور بختیار، کریم سنجابی و داریوش فروهر در خرداد ۵۶ در نامه ای سرگشاده خطر وقوع انقلاب را گوش زد کردند، با زندان به ایشان پاسخ گفته شد؟ آیا این موارد هم به بی بی سی یا دخالت آمریکا مرتبط است؟

 

توهم توطئه؛ سدی در برابر مسئولیت پذیری

رویکرد توهم توطئه به مثابه سدی محکم مانع از ریشه یابی علل سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی تحولات در یک جامعه می شود. باورمندان به آن با پیش کشیدن دخل و تصرف بیگانگان و وجود دست های همیشه پنهانی که بام تا شام برای کیان کشور خدعه و دسیسه می چینند، مسئولیت رخدادها را به گردن غیرمی اندازند. به عنوان نمونه انقلاب اسلامی یکی از موارد پرمناقشه در باب دخل و تصرف بیگانگان خاصه انگلیس و آمریکا است.

طرح این مهم که شاه با تکیه بر درآمدهای نفتی به آمریکایی ها و غرب کنایه می زد یا تهدید به قطع صادرات نفت می کرد، نشانی از دلایل سقوط رژیم پهلوی عنوان شود، مبین به هیچ انگاشتن نقش شخص شاه، حامیان و نقش آفرینان رژیم و البته بدنه ی جامعه و انقلابیون است. باورمندان به توهم توطئه در باب حجم ثروتی که سردمداران رژیم سلطنتی از کشور خارج کردند، نقش شاه و رویه ای که او پیش گرفت، در باب زندان ها، اعلام سیستم تک حزبی، تشکیل دولت نظامی، کودتای 28 مرداد که سالیان سال قیام ملی خوانده می شد و …. توضیح چندانی ارایه نمی کنند. در مقابل باور دارند که کنفرانس گوآدلوپ خط بطلانی بر رژیم پهلوی کشیده است و مسبب پیروزی اسلام گرایان در ایران شده است.

نکته ی قابل تامل در این است که مقامات آمریکا و انگلیس هر دو بر حمایت از شاه تاکید داشتند اما زمامداران آلمان و فرانسه حمایت از رژیم در حال فروپاشی را بی نتیجه می دانستند![4] در مورد حضور ژنرال هایزر نیز عموما حامیان سلطنت از آن به عنوان ضربه ای از پشت به شاهنشاه یاد می کنند اما در حقیقت هایزر نه برای جلب نظر ارتش مبنی بر بی طرفی که جهت بررسی امکان انجام کودتای نظامی به ایران سفر کرده بود. بررسی های ژنرال هایزر از وضعیت ایران به آمریکایی ها نشان داد که اوضاع قویا به نفع انقلابیون است و از نظامیان کاری به نفع رژیم فعلی ساخته نیست![5]

جدا از آن که در گوادلوپ چه گذشت یا هایزر دقیقا در ایران چه کرد، این تفسیر از تاریخ توضیح نمی دهد که گوادلوپ و هایزر چه نقشی در حضور میلیون ها ایرانی در خیابان ها داشت؟ از طرفی این کنفرانس یا فرستاده ی نظامی چگونه بخش عظیمی از ملت ایران را مجاب کردند که به جمهوری اسلامی آری بگویند؟ اساسا 36 میلیون شهروند ایرانی اراده و قدرت تشخیص لازم را نداشتند؟ آیا شهروندان ایرانی آدمک های کوکی بودند؟

 

پانویس ها


[1]– آبراهامیان، یرواند، اشرف، احمد، همایون کاتوزیان، محمدعلی. جستارهایی درباره ی تئوری توطئه در ایران. گردآوری و ترجمه: محمدابراهیم فتاحی، نشر نی، چاپ پنجم، تهران 1388، ص 12

[2]– همان، ص 46

[3]– فرستاده ی نظامی جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا به ایران در سال 57

4 و 5- همان، ص 102

Save

Save

Save

Save

Save

Save

Save

Save

Save

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.