فرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

بی وفا مردا

خاطره ای از استاد فریدون جنیدی

 درست بخاطر ندارم سال 56 یا 66 بود که بدنبال انتشار نامه پهلوانی ما، پرفسور درمه که رئیس گروه فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه ناپل بود به ایران مراجعه کرده بود و از من خواست که چون کتاب شما را ما بهترین شیوه آموزش زبان پهلوی تشخیص دادیم شما تشریف بیارید به دانشگاه ناپل سه سال برای ما درس بدید.گفت آیا میاید به دانشگاه ناپل دعوت ما رو می پذیرید
من بهشون گفتم نه خواهش می کنم من نمی تونم بیام
گفت برای چی نمی تونید بیاید؟
گفتم من در کودکی با خدای خودم پیمان بستم که اگر از خاک امروز ایران بیام بیرون اول باید برم خاک کابل و خاک سمرقند و بخارا رو ببوسم و بعد اون وقت به جاهای دیگر برم و چون به اون جا نرفتم بنابراین نمی تون بیام به ایتالیا
گفت شما حالا به سمرقند و بخارا رفتین
گفتم نه نرفتم
گفت که می خواید برید
گفتم که آرزو دارم از کودکی این آرزو رو داشتم
گفت گذرنامه دارید
گفتم کسی که نمی خواد از ایران بره بیرون گذرنامه می خواد چی کار کنه
گفت شما گذرنامه رو تهیه کنید و ما اونجا ترتیبی می دیدم که دوستانی داریم از شما دعوت کنند برید سمرقند و بخارا بعدا بیایید ایتالیا. اون وقت بعدا میایید ایتالیا؟
گفتم برای یک ماه یا ده روز برای دو سه تا سخنرانی میام اما برای اینکه بیام دانشگاه شما درس بدم سه سال نه من نمی تونم بیام
گفت که چرا نمی تونید بیاید؟
گفتم که مادر پیری دارم که من باید نگران او باشم من نباید بیام
گفت اینکه دردی نیست که خوب مادرتون با برانکارد می تونیم بیاریم اینا تا سوار هواپیما کنیم اونجا هم همین طور یک خونه ای ویلایی در جنگل نزدیک ناپل به شما می دیم اونجا به خوبی می تونید زندگی کنید
گفتم مادر من حرکت نمی تونه بکنه
گفت نه بالاخره یه کاری می شه کرد دیگه با چرخ و این ها
اتفاقا جایی که نشسته بودیم دماوند دیده می شد.
گفتم نگاه کنید آقای پرفسور، چین دامن مادر من ببینید دماوند، سر به آسمون افراشته، با آسمون داره صحبت می کنه، با ستاره های آسمون داره صحبت می کنه، نمی تونه، مادر من نمی تونه، مادر من نمیاد، من باید اینجا پرستارش باشم، من باید نگهبانش باشم، چشم های پرفسور پر اشک شد.
سخن به پایان رسید ولی بعدا گفت اما در این جریانات همه آرزو دارن برن از ایران بیرون در این جنگ! من بی هوا همین گفتار …
بی وفا مردا که در هنگام تب و ناخوشی مادر او رو ترک کنید من باید اینجا باشم. باید مواظب مادر باشم

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.