جامعهمسایل اجتماعی

ماجرای ارتجاع

درباره اقتدارگرایی در فرهنگ ایرانی با نگاهی به کتاب سوزی آیت الله عباس تبریزیان

اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آنچه بعضی تصور می کنند، ضرورتا یک پدیده دولتی نیست بلکه در ناخودآگاه فرهنگ عمومی، جاری و فعال است. نه تنها عامه مردم بلکه قشر عظیمی از تحصیل کرده های ایرانی اعم از اساتید دانشگاه، مهندسان و پزشکان، خصایص اقتدارگرایی را بدون آنکه خود معترف باشند در افکار و رفتار خود حمل می کنند. از این رو خروج از اقتدارگرایی با ترجمه چند کتاب، برگزاری تعداد میتینگ سیاسی و ایراد سخنرانی به دست نمی آید.

سریع القلم محمود. اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار، انتشارات فرزان روز، چاپ ششم، ۱۳۹۲، ص 9

سپهر ساغری نویسنده: سپهر ساغری

فیلم کوتاه است اما داستان آن بلند. مردی با کتاب در میانه جماعتی ایستاده است. مردان و زنانی که با گوشی های مدرن تلفن همراه در حال فیلم برداری از واقعه کتابسوزی هستند. جماعت به دستان مردی که پدر طب اسلامی می خوانندش، خیره می نگرند. شواهد و قرائن نشان از وقوع ماجرایی دارد. در میان ذکر و صلوات کتابی به آتش کشیده می شود: هاریسون.[1]

از ابتدا روشن بود که در سایه توسعه شبکه های اجتماعی در زمانی اندک فیلم این حادثه دست به دست گردیده و بسیاری از شهروندان آن را خواهند دید. در حالی که طرفداران طب اسلامی بر پایان سلطه پزشکی غربی شاد بودند، بخش متجدد و دانشگاه رفته کتاب سوزی را اقدامی ارتجاعی خواند. از آنچه در این مدت بین مخالفین و موافقین رد و بدل شد می گذرم. در این نوشتار تلاش دارم تا از زاویه ای دیگر به بحران اقتدارگرایی و بحران بی اعتمادی برآمده از آن نسبت به جامعه پزشکی بپردازم.

 

اقتدار پزشکی یا سلامت عمومی مسئله این است

به باور نویسنده رواج و پذیرش خرافات در دوران مدرن تا حدی ریشه در اقتدارگرایی تحصیل کردگان دارد تا رفتار و گفتار کسانی چون آیت الله تبریزیان یا دکتر روازاده. در حقیقت هریسون در زبانه های آتشی سوخت که بیش از جهل در اقتدارگرایی و ناکارآمدی جامعه پزشکی ریشه دارد. می بایست روشن گردانم که مقصود از ناکارآمدی الزاما ناکارآمدی در حرفه پزشکی نیست.

به سخن دیگر تشخیص درست یا غلط فقط بخشی از طبابت محسوب می شود. آن چه بیشتر محل نقد است فاصله ای است که بین پزشکان و بدنه جامعه به وجود آمده است. فاصله ای که در بدرفتاری، نگاه از بالا و یا بعضا هتاکی پزشکان ریشه دارد. کما اینکه پیش از این جامعه پزشکی به شدت نسبت به “در حاشیه” ساخته مهران مدیری واکنش نشان داده بود.

با این حال شاهدیم، نادیده گرفتن انتقادها و عدم تلاش مکفی جهت رفع نواقص موجود چون بومرنگی به سمت جامعه پزشکی بازگشته است. به بیانی دیگر تکبر و اقتدارگرایی جامعه پزشکی نیز در پدیدآمدن کتابسوزی بدون دخل و تصرف نبوده است. برخوردهای سرد، غیرمحترمانه، نبود درک متقابل از شرایط بیمار، دریافت رشوه و … گرچه قابل تعمیم به همه جامعه پزشکی نیست با این حال زمینه بی اعتمادی جامعه را فراهم آورده است.

بنابراین نه فقط آیت الله تبریزیان یا دیگرانی چون او، مهم ترین تهدیدات در برابر پزشکی مدرن محسوب نمی شوند بلکه این خلا کم کاری یا ناکارآمدی جامعه پزشکی است که با اندیشه امثال تبریزیان پرمی شود. به عنوان نمونه به جهت فعالیت در یکی از مراکز تحقیقاتی علوم پزشکی کشور شاهد آن بودم که جدا از مقالات حتی پایان نامه های مقطع تخصص پزشکی ساختگی بودند.

در حقیقت اطلاعاتی از بیماران جمع آوری نمی شد بلکه خود دانشجو یا دیگرانی اطلاعات ساختگی را به عنوان پایان نامه ارایه می کردند. جالب آنکه در مواردی استاد راهنما یا مشاور نیز در جریان امر بودند با این حال برای رفع این مشکل اقدامی عینی صورت نمی گرفت. با این تفاسیر شاهدیم که بسیاری از ایشان “در حاشیه” را نکوهیدند یا آیت الله تبریزیان را مرتجع خواندند. بیراه نیست بگوییم بسیاری از تحصیل کردگان جاه طلبی و اهمال کاری خود را پشت کتاب سوزی پنهان کرده اند.

 

بیمارستان
بیمارستان

ارتجاع دانشگاهیان

دکتر سریع القلم معتقد است: “در فرهنگ متمرکز و قدرت محور مانند نظام اقتدارگرا، اگر تغییر و اندیشه های تغییر در راستای حفظ منافع اقتدارگرایان نباشد صرفا در حد کتاب و سخنرانی باقی خواهد ماند.”[2]

راقم این سطور حدود ۶ سال است که برای تاسیس شرکتی دانش بنیان در حوزه ساخت تجهیزات پزشکی فعالیت می کند. در این مدت فراز و فرودهای بسیاری از سر گذرانده ام و از پیچ و خم این جاده باریک و پر دست انداز آگاهم. پس از فراز و فرودهای بسیار، از حدود 2 سال پیش تیم نیماد با محوریت استفاده از فناوری های نوین چون هوش مصنوعی، بلاک چین و …  جهت طراحی و تولید تجهیزات پزشکی در پارک علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف آغاز به کار کرد.

در همین راستا جهت ارزیابی شرایط صنعت، از شش سال پیش با جامعه پزشکی بویژه متخصصین آسیب شناسی بالینی، خونشناسان و سرطان شناسان در ارتباط هستم. آشکار است که رایزنی با متخصصین هر حوزه دید بهتری نسب به شرایط حاکم بر آن صنعت به کارآفرینان خواهد داد‌. با این حال و برخلاف تصور اولیه اینجانب استقبال چندانی از طرح های نیماد به عمل نیامد. آن هم در برخورد با اکثریت تحصیل کردگانی که دست کم مدرک دانشگاهی ایشان تخصص در یکی از گرایش های پزشکی بود. به عنوان نمونه وقتی خدمت یک پزشک فوق تخصص خون در رشت رسیدم در مورد تلاش نیماد جهت بکارگیری هوش مصنوعی به منظور تشخیص سلول های طبیعی و سرطانی صحبت کردم با این حال آقای دکتر در واکنشی دور از انتظار و با چهره ای برافروخته فرمودند: “چرا هوش مصنوعی؟ مگر ما چ ل ا ق هستیم؟”

برغم توضیحات تکمیلی بنده مبنی بر کمک تشخیصی بودن محصول، ایشان به تمسخر انجام چنین فعالیت هایی در کشور پرداختند. در نهایت نیز وقتی بروشوری جهت معرفی جزیی تر محصول تقدیمشان کردم با یک دست از بنده گرفتند و با دست دیگری به گوشه اتاق پرت کردند!!! در موردی دیگر به یکی از بزرگترین بیمارستان های خصوصی کشور در تهران مراجعه کردم. ضمن معرفی خود و نیماد درخواست تعیین وقت ملاقات با پاتولوژیست محترم را مطرح کردم. دقایقی بعد سوپروایزر محترم فرمودند جناب دکتر با طرح آشنایی دارند و فرمودند نیازی به انجام این کار نیست و ما خود می توانیم کار تشخیص را انجام دهیم!!!

به هر روی بدون توفیق در زیارت ایشان خدمت پاتولوژیست دیگری رسیدم ایشان فرمودند انجام چنین طرحی موجب تضعیف جامعه پزشکی خواهد شد در حالی که تشخیص در تخصص پزشک است و نه ربات. بگذریم که توضیحات بنده مبنی بر کمک تشخیصی بودن دستگاه راه به جایی نبرد و در نهایت ایشان بنده را عامل جمهوری اسلامی خواندند! راقم این سطور که میانه چندانی با ناامیدی ندارد به سراغ افراد صاحب عنوان دیگری رفت.

یکی از این افراد که صاحب کرسی استادی دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز هستند دوران تحصیل خود را در آمریکا سپری کرده اند و در کشور فعالیت های پژوهشی قابل توجهی دارند. زمانی که خدمت ایشان رسیدم و از طرح تشخیص سلولی گفتم ایشان بسیار صریح فرمودن که اعتمادی به این دست فعالیت ها ندارند و عموما کلاهبرداری می دانند!

خدمت ایشان عرض کردم که آنچه مطرح کردم در حدود ایده است و قصد داریم به کمک صاحب نظرانی چون شما به آن عینیت ببخشیم. ایشان در کمال خونسردی فرمودن در حدود ساخت “اسباب بازی” فعالیت خوبی است! اما برای تشخیص خیر. عرض کردم شواهد و قرائن نشان از امکان پذیر بودن اجرای چنین طرحی در داخل کشور را می دهد. چرا پیش از انجام آن قضاوت کنیم؟ ایشان فرمودند: “شما ژاپنی نیستید. به شما اعتماد ندارم. ژاپنی ها برای کشور و ملت خود دل می سوزانند اما شما نه.” 

گرچه معدود نفراتی از متخصصین امر در رشت، تهران و دیگر نقاط کشور افتخار همکاری داده اند با این حال درصد قابل توجهی با بی اعتمادی و پیش فرض های دور از انتظار نظیر کلاهبرداری، عاملیت جمهوری اسلامی و مانند این با بنده به عنوان سرپرست تیم برخورد کردند. نکته قابل ذکر دیگر وجود دستگاه های بسیار پیشرفته در زمینه تشخیص سلولی در سطح جهان است.

تجهیزات بسیار مدرنی که در محدوده قیمتی چند ده تا چند صد هزار دلار قرار دارند و از کشورهایی چون آمریکا و سوئیس تا هند و چین در طراحی و ساخت آن دخل و تصرف دارند. با این حال متاسفانه به نظر می رسد نه فقط سلامت جامعه برای دانشگاهیان ما از اولویت چندانی برخوردار نیست که حتی در تشخیص منافع بلندمدت صنف خود نیز ناتوان اند. به بیانی روشن تر اگر نیماد یا هر مجموعه ای دیگر در کشور نتواند چنین دستگاهی را در داخل تولید کند نتیجه امر بسیار روشن خواهد بود.

چون بسیاری اقلام دیگر که در داخل تولید نمی کنیم ما به ازای پرداخت دلارهای نفتی کالاهای مدرن وارد خواهیم کرد. این مهم نتیجه محتوم تحلیل نادرست کسانی است که شوربختانه ارتجاع خود را پشت مدرک دانشگاهی پنهان کرده اند. ایشان هریسون، دیویدسون و بسیاری کتب دیگر را خوانده اند. از دانشگاه های برتر کشور یا حتی دنیا فارغ التحصیل شده اند با این حال منافع شخصی خود را بر منافع جمعی ترجیح می دهند.

چندان بیراه نیست بگوییم خطر ایشان از امثال آیت الله تبریزیان به مراتب بیشتر است. ایشان عموما افراد دنیا دیده ای هستند. پوشش فاخری دارند. در کلام بسیار مدرن به نظر می رسند. با این حال در باور و رفتار ایشان تفکرات ارتجاعی موج می زند. باری، به نمونه دیگری اشاره می کنم تا حدود فعالیت و نقش آفرینی جامعه پرشکی روشن تر گردد.[3] شهریور ماه سال جاری خدمت ریاست بخش رادیولوژی یکی از بیمارستان های قطب ترومای کشور در تهران رسیدم.

پس از چند بار مراجعه حضوری و عدم توفیق در زیارت آقای دکتر که دستی در سیاست هم دارند، در نهایت افتخار شرفیابی نصیبم شد. با ایشان در مورد توانمندی هوش مصنوعی و امکانات موجود در کشور جهت پیاده سازی طرح های نیماد صحبت کردم. مشخصا در مورد امکان تشخیص اولیه [4]MS. عرض کردم حوزه تشخیص از راه دور برای کشوری پهناوری چون ایران چه میزان حائز اهمیت است و چرا معتقدیم چنین طرحی گرهی از گره های متعدد کشور باز می کند.

پاسخ ایشان کوتاه اما عمیق بود: “تشخیص دامین ما پزشکان است”.سپس فرمودند: “شاید بتوانیم در وقت دیگری صحبت کنیم چون در حال حاضر بسیار مشغولم.” گرچه از شهریور تا آذر تقریبا هر هفته با دفترشان تماس گرفتم و چند بار حضوری مراجعه کردم با این حال هر نوبت منشی محترم از گرفتاری جناب دکتر فرمودند… شواهد و قرائن هم تایید می کند که بسیاری از ایشان گرفتارند. خاصه آنانی که مشغول ساخت و سازند.

تمام دردسر ما به خاطر کسانی است که خرده معلوماتی از یک حوزه دارند و وارد آن حرفه می‌شوند. در سال‌های اخیر دیده شده پزشکان، سرمایه‌داران، بانک‌ها و ارگان‌های مختلف که هیچ اطلاعاتی از حوزه ساخت‌وساز مسکن ندارند، وارد این کار شده‌اند و متاسفانه هیچ نهادی هم با آن ها مقابله نمی‌کند… طبق آمار و ارقام اعلام شده از سوی مسئولان مرتبط، سالانه حدود ١٣٠ تا ١٤٠ هزارمیلیارد تومان در بخش ساخت‌وساز شهری و صنعتی کشور سرمایه‌گذاری می‌شود. به روایتی دیگر سرمایه‌گذاری در بخش مسکن در میان ٣ صنعت محبوب سرمایه‌گذاران به حساب می‌آید. در این راستا اما دولت هم بیکار ننشسته و بنا دارد هر ‌سال ١٢‌ هزار‌میلیارد تومان وام برای ساخت مسکن در کلانشهرها پرداخت کند. تمام این ظرفیت‌ها اکنون در اختیار قشری  قرار گرفته که تنها هنرشان سرمایه‌ای است که در اختیار دارند و به سمت این بازار هجوم آورده‌اند.[5]

این مهم بسیار قابل تامل است که در میان خیل افراد غیرمتخصص در صنعت ساختمان، نام پزشکان هم قابل مشاهده است. همان پزشکانی که میانه چندانی با همکاری یا سرمایه گذاری در حوزه ساخت تجهیزات پزشکی ندارند! بی جهت نیست که در هر شهر تقریبا همه می دانند کدام پزشک در کجا مشغول ساخت و ساز است اما کمتر پزشکی بر روی پایان نامه های ارشد یا دکتری جهت طراحی و ساخت یک نرم افزار یا سخت افزار سرمایه گذاری می کند.

آشکار است که این درد مختص پزشکان نیست و در همه مشاغل قابل مشاهده است. مردمانی که به منابع کشور به چشم طلبکارانی می نگرند که می بایست با سرعت و ولع هرچه بیشتر سهم خود را از خان نعمت ایران به دندان بگیرند. به باور نویسنده همه اجزا و عناصر موجود در کشور به توسعه نیافتگی نزدیک تر است و نباید از شرایط کشور تعجب کرد.

 

پانویس ها


[1]– از کتب مرجع پزشکی بویژه متخصصین طب داخلی محسوب می شود

[2]– سریع القلم محمود. اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار، انتشارات فرزان روز، چاپ ششم، ۱۳۹۲، ص 17

[3]– تاکید می کنم منظور نویسنده کلیت جامعه پزشکی نیست بلکه روند مسلط و غالب مورد نقد راقم این سطور است.

[4]– ام اس (Multiple Sclerosis) نوعی بیماری خودایمن و شایع در زنان جوان است

[5]– افزایش گرایش پزشکان به ساخت و ساز  www.tabnak.ir

برچسب ها

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید