تیتر اولجامعهمحیط زیست

سایه سیاه خشکسالی

درباره بحران خشکسالی با نگاهی به فرهنگ مصرف آب در ایران

این روزها هر جا که می رویم، با پوستر هایی چون “هدر دادن آب، تهدید زندگی” و “بی آبی در کمین زمین” مواجه می شویم. در سال های اخیر میزان هدر رفت آب در کشور ما نسبت به استانداردهای جهانی، ر‌شد سه برابر داشته است. این میزان در کشور ما ۲۸ تا ۳۰ درصد است. در مقابل متوسط هدر رفت آب در کشورهای دیگر ۹ تا ۱۲ درصد گزارش شده است. این میزان از هدر رفت آب، موجب شده است بی آبی به یکی از مشکلات اساسی این روزهای کشور بدل شود.

بحران آب در ایران و هدر رفت 3 برابری منابع
www.irna.ir

نویسنده: آیدا رمضانی

فرض کنید یک روز صبح از خواب بیدار می شوید و هنگامی که می خواهید دست و رویتان را بشویید متوجه می شوید که آب قطع شده است. با کمی پرس و جو، متوجه می شوید که آب برای همیشه قطع شده و سرچشمه حیات زمین از بین رفته است.

حتی تصور چنین حادثه ای هم بسیار سخت و ترسناک است. در حال حاضر کشور ما با مشکلات جدی کمبود آب، مواجه است که عموما به علت کمبود بارش، عدم صرفه جویی، مصرف نادرست آب و برداشت بی رویه از منابع آب زیرزمینی است.

در حال حاضر بیشتر استان های مرکزی و جنوبی ایران بجز مناطق معدودی، درگیر کمبود آب و بیش تر مواقع قطع آب هستند. در اوت ۲۰۱۹ برابر با مرداد ۱۳۹۸، موسسه منابع جهان در اطلس خطرات آبی، بعد از قطر، اسرائیل و لبنان، ایران را در رده چهارم کشورهای درگیر کمبود آب و در حال نزدیکی به اتمام منابع آب معرفی نمود.[1]از این رو در نوشتار حاضر به بررسی فرهنگ مصرف در جامعه ایران و نقش آن در بروز بحران آب پرداخته ایم.

 

ایران؛ سرزمین کم آبی

بخش های وسیعی از کشور ما را مناطق خشک و نیمه خشک فرا گرفته و این موضوع یکی از دلایل گسترده کمبود آب در ایران است. کمبود آب، از گذشته در مناطق خشک ایران وجود داشته است اما رفته رفته، با افزایش جمعیت، سرانه مصرف آب در کشور به میزان قابل توجهی افزایش پیدا کرده است.

این خشکسالی و کمبود آب در مناطق خشک، با شروع فصل گرما شدت گرفته است و مشکلات زیادی را برای هموطنان ما در نقاط مختلف کشور بوجود آورده است. به عنوان نمونه سیستان و بلوچستان، به عنوان کم آب ترین ناحیه در ایران شناخته شده است و میزان بارش به قدری کاهش پیدا کرده است که امسال حتی بیش تر از ۵۰ درصد، کاهش بارش داشته و این در حالی است که ذخیره سدها نیز رو به اتمام است.

همچنین سال هاست کم آبی در هرمزگان مشاهده می شود اما این روزها به بحرانی ترین حد خود رسیده است. در این منطقه خشک، ذخایر سدها و منابع آب، رفته رفته رو به پایان است. بیش از دو دهه است که هرمزگان با کمبود بارش مواجه است و به گفته مسئولان حوزه آب هرمزگان، منابع آب این استان، فقط تا پایان پاییز امسال جوابگوی مصرف کم و بیش مردم است.[2]

فرهنگ مصرف آب در ایران
فرهنگ مصرف آب در ایران

فرهنگ مصرف آب در ایران

در حال حاضر میانگین سرانه کل مصرف آب در ایران (شامل تجاری، صنعتی، خانگی، فضای سبز و…) در حدود 220 لیتر در شبانه روز است که در مقایسه با اکثر کشورهای جهان، رقم بالاتری را نشان می‌دهد. هدایت فهمی معاون مدیر کل دفتر برنامه ریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو در این خصوص می گوید:

“سرانه مصرف آب در ایران هم اکنون 220 لیتر در شبانه روز به ازای هر نفر است که این رقم در برخی از کلانشهرهای کشور مانند تهران به بیش از 300 لیتر در شبانه روز می رسد.” وی افزود: “مصرف بهینه و معقول از آب شهری مستلزم فرهنگ سازی، بکارگیری از تجهیزات کاهنده مصرف آب، استفاده از لوازم خانگی با میزان مصرف استاندارد، روش بازچرخانی آب خاکستری و بسیاری موارد دیگر است.”[3]

بسیاری از ما شهروندان در کلام خود را حامی یکدیگر و متوجه بحران کم آبی در ایران نشان می‌دهیم و تقصیر را به گردن سران دولتی و کشوری می اندازیم و می گوییم همان ها هستند که بی کفایتیشان مارا به این بحران دچار کرده است. شاید برنامه ریزی نادرست مسئولان به این موضوع دامن زده باشد اما گوشه ای از این مشکل هم بر عهده من و شمای شهروند است.

قبل از اینکه از مسئولیت شانه خالی کنیم باید نگاهی به رفتارهای خودمان بیندازیم. ما همان هایی هستیم که به بهانه آب دادن به گل ها، ساعت ها شیر آب را باز می گذاریم! به جای یک دوش چند دقیقه ای، تا یک ساعت در حمام می مانیم و یا به خیال خودمان با شستن ماشین هایمان با آب رودخانه، در مصرف آب صرفه جویی می کنیم!

 

خشکسالی و بحران مهاجرت در چند قدمی ایران

به علت کاهش ریزش برف و باران و عدم برنامه ریزی مناسب مسئولان حوزه آب در سال های اخیر، آب زاینده رود قبل از رسیدن به اصفهان قطع می شود و سی و سه پلِ بی آب، غبار بر دیدگانمان می نشاند. فرزندان ما خواهند پرسید زاینده رود چیست و ما از آن همه زیبایی و شکوه، تنها عکسی از داخل اینترنت برای توصیفش پیدا خواهیم کرد!

وقتی قدم بر روی پل های شهر انزلی می گذاریم و دریاچه کاسپین را نگاه می کنیم، غم بی آبی زاینده رود برایمان تداعی می شود. این سال ها حال دریاچه کاسپین چندان خوب نیست. آب دریاچه در حال تبخیر است و سواحل روز به روز بزرگتر می شوند. بر اساس بررسی های دانشمندان آب دریاچه کاسپین از سال ۱۹۹۶ تا به امروز، حدود ۱۳سانتی متر کاهش پیدا کرده است.

اگر همین روند ادامه پیدا کند پیش بینی می شود تا ۷۵ سال آینده آب های بخش شمالی دریاچه کاسپین کاملا خشک می شود.[4] روزنامه واشنگتن پست در تیر ماه سال ۱۳۹۲ اعلام کرد که ایران، جزو ۲۴ کشوری است که وضعیت آب در آن ها خطرناک و بحرانی است. این روزنامه بحران آب در ایران را ناشی از برنامه ریزی نادرست دانست.[5]

عیسی کلانتری که در دهه‌ ۷۰ وزیر کشاورزی جمهوری اسلامی ایران بوده است، بحران آب در ایران را تهدید آمیزتر از خطر اسرائیل خوانده است. همچنین وی در بهمن ماه ۱۳۹۳ وضعیت آب در ایران را این گونه توصیف کرد: اگر تا چند سال آینده این معضل رفع نشود، هفتاد درصد جمعیت کشور مجبور به ترک ایران می شوند.[6]

مقامات دولتی این خشکسالی را شدیدترین خشکسالی در ۴۰ سال اخیر ارزیابی کردند. کمبود آب و خشکسالی علاوه بر مشکلاتی که برای ساکنان این مناطق بوجود آورده موجب ضربه خوردن صنعت گردشگری و در پی آن مشاغل مربوطه شده است.

متوسط مصرف آب بوسیله گردشگران به طور معمول سه برابر مصرف آب بوسیله شهروندان ساکن هر منطقه است. در این وضعیت بحرانی باید بگوییم که متاسفانه ذخیره سدهای (ذخایر آبی) کشور هم با کاهش ۵ درصدی مواجه شده به طوری که از ابتدای سال میزان آب ورودی به مخازن سدهای کل کشور، ۳۸ درصد کاهش پیدا کرده است.[7]

بحران آب در ایران
بحران آب در ایران

از بین رفتن ذخایر آب چه در پشت سدها و چه از نظر خشک شدن رودها، به معنای از بین رفتن تدریجی زندگی و حیات در سرزمین ایران است. تصور کنید روزی را که دیگر هیچ آبی در رودها باقی نماند و هیچ منظره ای به نام سد سفیدرود وجود نداشته باشد.

آیندگان از ما خواهند پرسید: “چه کردید؟” به راستی برای جلوگیری از این بحران چه کرده ایم؟ هیچ! جز آنکه متن های ادبی نوشته ایم و حرف های قلبمه سلمبه ای را پشت تریبون های دولتی و غیردولتی به زبان آورده ایم! پوسترهای رنگارنگ هشدار آب را به دیوار چسباندیم بدون آنکه لحظه ای در حرف خودمان تامل کنیم. از کنار یکدیگر می گذریم و با نگاهی فیلسوفانه می گوییم هنوز که اتقاق خاصی نیفتاده است.

بله! برای ما که در نواحی کم خطرتر زندگی می کنیم هنوز اتفاقی نیفتاده و شاید تنها ساعتی قطعی آب را تجربه کرده باشیم. اما چقدر می دانیم از سختی مردمانی که در گرمای طاقت فرسای جنوب، آب را هم از دست داده اند؟ چه می دانیم روزها و هفته ها با سهمیه ناچیز آب زندگی کردن چه طعم تلخ و گسی دارد؟

ما هیچ نمی دانیم از کودکان و نوزادان شیرخوار و تیره بختی که در گرمای تابستان برای جرعه ای آب چشمانشان خیس می شود و پدران و مادرانی که جهنم را به چشم می بینند که در کنار وضعیت اسفبار اقتصادی، باید اشک را از چشمان غبار گرفته فرزندانشان پاک کنند. آنان چه می توانند بکنند؟ به کدامین دادگاه پناه ببرند؟

 

پانویس ها


[1]– ۱۷ کشور جهان در معرض خطر «روز صفر» بی‌آبی | ایران در رده چهارم قرار گرفت www.hamshahrionline.ir

[2]– سدهای هرمزگان فقط تا پایان امسال پاسخگوی نیاز آبی استان است www.irna.ir

[3]–  مصرف آب در ایران به ازای هر ایرانی چقدر است؟  www.tasnimnews.com

[4]– سطح آب دریای خزر ۱۳ سانتی‌متر کم شد www.hamshahrionline.ir

[5]– “Iran is headed for a water shortage of epic proportions”   www.washingtonpost.com

6- احتمال مهاجرت اجباری ۷۰ درصد ایرانیان به خاطر کم آبی! www.eghtesadnews.com

7- کاهش ۵ درصدی ذخایر سدها نسبت به پارسال www.irna.ir

جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن