جامعهمسائل اجتماعی

این علوم، انسانی نیست!

درباره جایگاه علوم انسانی در جامعه ایران

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

گله از دیده نشدن یا به تعبیری قدرناشناسی، محدود به رشته یا مهارت خاصی نمی شود با این حال چندان بی راه نیست بگوییم رشته های علوم انسانی به دفعات از رشته های فنی و پزشکی مهجورترند. در این بین حسابداری یا حقوق شاید شناخته شده ترین رشته های علوم انسانی باشند آن هم بیشتر به جهت انتفاع ریالی شان تا رسالت اجتماعی شان![1] به هر روی برغم تلاش بسیار و تقلا با مفاهیم پیچیده علوم انسانی چندان مورد اعتنا نیستند. در نقطه مقابل ایشان جامعه پزشکی یا مهندسین بویژه دانشجویان یا دانش آموختگان دانشگاه های تهران و صنعتی شریف قرار دارند که اساسا متر و معیار نخبگی و فرزانگی در جامعه ایران محسوب می شوند. با این تفاسیر چرا علوم انسانی مهجور است؟

از نادیده گرفته شدن گله مند و شاکی اند. باور دارند در برابر دقت نظر و تامل ایشان در مفاهیم پیچ در پیچ علوم انسانی آن طور که شاید و باید ارج گذاشته نمی شوند. دنیای مدرن بویژه غرب را شاهد مثال می آورند و ضعف در جایگاه علوم انسانی را نتیجه “نادیده انگاری” جامعه پزشک و مهندس پرور ایران می دانند. به هر روی نوشتار حاضر بنا ندارد بر اساس میزان “درآمد” یا “دیده شدن” که رویه ای مرسوم برای رتبه بندی رشته ها و مشاغل در کشورمان است، که بر مبنای میزان نقش آفرینی و تاثیرگذاری ایشان به بررسی جایگاه علوم انسانی در ایران بپردازد.

 

متخصصین علوم انسانی چه کار می کنند؟

جامعه شناسی یا تاریخ خوانده اند. با مفاهیم ثقیل و چندوجهی اقتصاد یا علوم سیاسی درگیر بوده اند. آن ها که سال ها پیش در دوران دبیرستان عموما به عنوان دانش آموزانی نچندان اهل درس شناخته می شدند، تنها راه ادامه تحصیل را در رشته های علوم انسانی می دیدند. آشکار است که همه دانشجویان دیروز و امروز علوم انسانی متاثر از شرایط حاکم بر نظام آموزشی ما، دست به انتخاب نزده اند با این حال کمتر کسی از ایشان با شناخت چهره هایی چون سعید مدنی یا غلامحسین صدیقی قدم در مسیر جامعه شناسی گذاشته است.

کمتر کسی به این مهم اندیشید که با تسلط بر اقتصاد یا علوم سیاسی می توان برای یک جامعه بیمار نسخه درمانی نوشت. به هر روی زمان گذشت و خوب یا بد، زشت یا زیبا با خیل فارغ التحصیلانی علوم انسانی روبرو شدیم که عموما با یک پرسش روبرو بوده اند؛ “چه کار می کنید؟” استادی دانشگاه یا پژوهشگر شدن طبعا نمی تواند گزینه مناسبی برای همه باشد چون اساسا کشور به این میزان استاد و پژوهشگر نیاز ندارد. به این ترتیب دانشجویان دیروز به بیکاران امروز تبدیل می شوند. از طرفی در میان این عزیزان چون اکثریت جامعه ایران، تاسیس یک بنگاه یا نهاد تجاری و در یک کلام ورود به کارآفرینی دور از ذهن و غریب است.

نویسنده قصد تطهیر جامعه ایران یا نادیده گرفتن عقاید آن بویژه نسبت به علوم انسانی را ندارد، با این حال در نوشتار پیش رو از زاویه دیگر به مهجور ماندن علوم انسانی در کشورمان می پردازیم. آیا این مهجور ماندن به علایق و سلایق جامعه ایران بازمی گردد؟ می توان در ناشناخته بودن این رشته ها نقش استادان و دانشجویانشان را نادیده گرفت؟ به بیانی روشن تر آیا متخصصین علوم انسانی آن طور که شاید و باید در زندگی اجتماعی ایرانیان نقش آفرینی کرده اند که انتظار شناخته شدن و ارج نهاده شدن بوسیله عموم جامعه را داشته باشند؟ 

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

علوم انسانی؛ مهجور و غریب

آشکار است که جامعه ایران نگاه مثبت به علوم انسانی ندارد و در تقلای مطلق برای دکتر و مهندس شدن یا دست بالا وکیل و حسابدار شدن می سوزد! پیامد آنکه وقتی بهترین ها تحت فشار باید پزشک و مهندس شوند طبعا دیگر دانش آموزان هم باید علوم انسانی را دنبال کنند.[2] با این تفاسیر “اکثریت” دانشجویان علوم انسانی (مشخصا در چارچوب نظام پرحرف و حدیث فعلی) نه فقط جز دانش آموزان برتر نبودند که چندان با میل و رغبت وارد این حوزه نشده اند. چنین دانشجویانی و بعدها استادانی، عموما خود را مشغول نگارش مقاله، شرکت در سمینارها و وبینارها و اخذ انواع گواهی های مربوطه کرده اند.

در اینستاگرام و تلگرام مطلب می نویسند کتاب و مقاله چاپ می کنند و در کنار آن به سفارش شورای شهر، شهرداری، فرمانداری یا نهادها مشابه فعالیت تحقیقاتی انجام می دهند که عموما هم یا کاربردی نیستند یا مورد توجه مقامات قرار نمی گیرند! این دست تحقیقات انجام می شوند تا انجام شده باشند! در حقیقت نوعی بیلان کاری است برای مدیران و محققین تا تلاشی برای فهم الگوها و روابط موجود در بطن جامعه و ارائه راهکار برای حل چالش های اجتماعی. قصد ندارم همه نواقص را به گردن متخصصین علوم انسانی بیاندازم بلکه تلاش می کنم تا عدم حضور ایشان در صنعت و بویژه بخش خصوصی را نمایان سازم.

به بیانی دیگر اینکه شهرداری یا ریاست جمهوری و دیگر نهادهای قدرت نتیجه تحقیقات استادان برجسته علوم انسانی را فروگذاشته اند طبعا تقصیر را متوجه کارشناسان علوم انسانی نمی کند اما اینکه متخصصین این حوزه به حقوق معلمی یا برگزاری سمینار، نگارش کتاب و مقاله بسنده کرده اند، محل نقد است. جامعه شناس، اقتصاددان، کارشناس علوم سیاسی و دیگران باید تخصص خود را در راستای حل معضلات جامعه بکارگیرند و با تکیه بر مهارت برنامه نویسان، متخصصین بازاریابی، زبدگان فناوری های نوین چون هوش مصنوعی، بلاک چین و مانند این، گرهی از گره های کشورمان باز کنند.

اگر در نقطه ای از کشور استفاده از لوازم پیشگیری چون کاندوم بسیار پایین است، می بایست آن تحصیل کرده علوم انسانی در قامت یک کارآفرین وارد گود شود‌. چه کسی جز متخصص علوم انسانی چون یک جامعه شناس یا مردم شناس می تواند ضمن مطالعه مردم دلایل این عدم رغبت را علمی و نه حدسی و گمانی، برای ما بازگو کند؟ وقتی متخصصین علوم تربیتی با متخصصین برنامه نویسی همکار و همگام شوند در آن صورت می توان اپلیکیشنی طراحی کرد که کودکان در آن نقاشی کنند و در ضمن نقاشی بتوان با تکیه بر تفسیر نقاشی آینده سازان کشور، از سلامتی روان ایشان آگاه شد و اگر مورد خاصی تشخصی داده شد، والدین بتوانند رسیدگی کنند.

البته که نگارش مقالات بین المللی ارزشمند است اما وقتی تمام هم و غم ما به نگارش مقاله و برگزاری کنفرانس محدود شود آن وقت چندان توجهی به آموزش مفاهیم جنسی به کودکان در قالب بازی رایانه ای نخواهیم کرد! حال کدام تاثیرگذارتر است؟ صرف مقاله نویسی یا ورود به کارآفرینی؟ طراحی نرم افزاری که بتواند زبان اشاره را برای دیگران تفسیر یا معنا کند یا حتی بتواند به صورت صوتی ادا کند، گره از گره جامعه بازکرده است یا تمرکز صرف بر برگزاری کنفرانس های علمی؟ روی سخن نویسنده با متخصصین علوم انسانی بویژه جامعه دانشگاهی است.

شاید وقت آن رسیده که به جز پرداختن به باور عمومی نسبت به علوم انسانی به نقش خود در پدید آمدن جایگاه فعلی این حوزه نگاهی بیاندازید. چرا در پلتفرمی چون مکتبخونه[3] از کلاس دروس فنی و مهندسی فیلمبرداری و بارگذاری شده است اما از علوم انسانی خیر؟[4] چرا پویش فکری توسعه ارتباط چندانی با بدنه جامعه ندارد؟[5] چرا همان طور که پیش از این گفته شد کارشناسان علوم انسانی بین دانش و رفع مشکلات اجتماعی پل نمی زنند و در عین حال انتظار فراگیری و عامه پسند بودن آن را دارند؟ چرا علوم انسانی در ایران نمی تواند آن اثر اجتماعی لازم را بر زندگی مردم بگذارد؟

چرا متخصصین حقوقی ما صرفا از تهدید استقلال کانون وکلا سخن می گویند اما از امکان بکارگیری بلاکچین جهت رفع چالش های این حوزه کمتر می شنویم؟ چرا نباید در انتخابات صنفی و مدنی کشورمان و نه الزاما شوراها، ریاست جمهوری، مجلس و … از مکانیسم انتخابات الکترونیکی و مبتنی بر بلاک چین بهره برد؟ چرا علوم انسانی در ایران این میزان با فناوری روز و در حقیقت حل چالش های دنیای امروز فاصله دارد؟ آیا صرفا تاسیس کانال تلگرامی و یا صفحه اینستاگرامی می تواند گره گشا باشد؟ باید توجه داشت کارکرد علوم انسانی بسیار فراتر از صرف نظریه پردازی است.

آشکار است که ما به متخصصین نظریه پرداز نیازمندیم اما از میان برخی نیز می بایست به عنوان نیروهای اجرایی پا به میدان عمل بگذارند. علوم انسانی زمانی می تواند فراگیر شود که چالش های زندگی مردم را به صورت عینی مرتفع سازد. استاد اقتصاد ما اگر به ذکر دلایل دفن جوجه ها به جهت گرانی ارز یا دارو اشاره کند صرفا بخش کوچکی از اهمیت و وجه علوم انسانی را نشان داده است. علوم انسانی زمانی خود را ثابت می کند که ضمن ارائه یک پلتفرم، جوجه های یک مرغداری را جهت توانمندسازی در اختیار فقرا قرار دهد. در حقیقت تبین این مهم که می توان به جای دفن جوجه ها آن ها را جهت پرورش در اختیار مناطق فقیرنشین قراردهیم و پس از چند هفته، هم می توان هزینه جوجه ها را از مردمان مناطق فقیرنشین دریافت کرد و هم شاهد رشد و توانمندسازی ایشان بود، رسالت علوم انسانی است.

 

پانویس ها


[1]– گرچه بین حقوق خوانده ها نیز عموما کسانی که عضو کانون وکلا هستند درآمد بیشتری دارند.

[2]– نویسنده با عباراتی چون دانش آموز تنبل یا درس نخوان و مانند این در قبال دانش آموزان حوزه علوم انسانی موافقت ندارد.

[3]– مکتبخونه پلتفرمی است که در آن از کلاس های دانشگاهی فیلمبرداری شده و به صورت رایگان در اختیار مخاطبین قرار می کیرد. برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به: www.maktabkhooneh.org

[4]– از دروس حوزه علوم انسانی موارد معدودی در مکتبخونه بارگذاری شده است که در تعداد قابل قیاس با دروس فنی مهندسی نیستند.

[5]– پویش فکری توسعه متشکل از جمعی از برجسته ترین متفکری و محققین حوزه توسعه در ایران است. برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به:  www.pooyeshfekri.com

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا