تاریخ ایرانتاریخ و اندیشه

از طبابت تا سیاست

درباره زندگی و سرگذشت حکیم ابن سینا به مناسبت یکم شهریور روز پزشک

مریم حاجی علی ترجمه و تلخیص: مریم حاجی علی

اگر چه مطالب بیشتری برای مطالعه درباره زندگی ابن سینا نسبت به دیگر دانشمندان هم رتبه او در دسترس است، اما کم‌تر مورد توجه قرار گرفته‌است. این ارزیابی را اولین بار ابن ابی اصیبعه[1] در اواسط قرن هفتم انجام داد و از آن زمان تا کنون برای دانشمندان مسلمان و هم در غرب معتبر بوده‌است.

با این حال ابن‌سینا شرایط شخصی و زندگی خود را به گونه‌ای توصیف کرد که دیگران را از توصیف آن رهایی بخشد. با توجه به موارد یادشده می توان عنوان کرد که یک مطالعه جامع و انتقادی از زندگی ابن‌سینا، باید چهار دسته از منابع زیر را در نظر داشته باشد: ​

 

۱- مجموعه شرح حال و زندگینامه ها

​ زندگینامه ابن‌سینا، دوره تولد تا بعد از آشنایی وی با ابوعبید عبدالواحد جوزجانی، شاگرد و همدم دایمی اش را در بر می‌گیرد.​ ​جوزجانی شرح‌حال خود را نوشت و زندگینامه را به آن ضمیمه کرد که بقیه عمر ابن‌سینا را شامل می شد. اصل این سند به زبان عربی است که حداقل دو تجدید چاپ دارد.

یکی از آن‌ها به نام ابن‌سینا نوشته ابن القفطی (ص. 413-26) و ابن ابی اصیبعه (ص. 2-9) است و دیگری به طور مستقل در نسخه‌های خطی مختلف وجود دارد که در برخی از آن‌ها نیز عنوان فارسی “سرگذشت داده شده‌است. ​نسخه شرح‌حال و زندگینامه جوزجانی تنها منبع تمام روایت‌های داستانی زندگی ابن‌سینا است.

تقریبا همه بازگویی هایی بعدی صرفا روایت جوزجانی را با درجات مختلف وفاداری به متن اصلی (و ابن‌سینا) تکرار می‌کنند. این بازگویی ها تنها در جزییات مختلفی که آن‌ها عنوان می‌کنند متفاوت است، اما باید قبل از این که پذیرفته شوند صحت هرکدام تایید شود.

ابن‌سینا حتی در طول عمر خود شهرت یا بدنامی زیادی کسب کرده بود که عموما پس از مرگش رواج یافتند. این روند ادامه داشت تا اینکه بعدها روایت های محبوب از او یک قدیس و یا یک عارف و یا حتی یک جادوگر ساخت. ​مهم‌ترین بازگویی شرح حال یا زندگینامه، که گاهی به اشتباه منبعی مستقل تلقی می‌شود، تتمه صوان الحکمه از ظهیرالدین ابوالحسن بیهقی است.

بیهقی شرح حال را از زبان سوم شخص بیان می کند، کمی از زندگینامه را خلاصه می کند، جزئیات خاصی را از قلم انداخته و برخی دیگر را به آن می‌افزاید.

این ضمایم که در نسخه صافی (لاهور ۱۹۳۵) آورده شده اند، بیشتر در بخش شرح حال رخ می‌دهند و یا آموزنده هستند ( شامل اسامی شخصیت‌های ذکر شده یا وقایع تاریخی) یا مربوط به فهرست کتب (گزارشی درباره سرنوشت برخی از کتاب‌های گم‌شده ابن‌سینا) و یا مربوط به بدنامی ها[2] و مانند این.[3]

به غیر از گزارش های مربوط به فهرست کتب درباره نجات برخی از کتاب های ابن سینا، دیگر اطلاعات اضافی ارزش چندانی ندارد. با این حال حتی اطلاعات مربوط به نام برخی از شخصیت‌ها نیز باید مورد سوال قرار گیرد.

 

۲- نوشته‌های خصوصی ابن‌سینا و شاگردانش

​این موارد یک منبع معتبر در مورد جزئیات متعددی از زندگی ابن‌سینا هستند. که شامل بسیاری از منابع شرح‌حال در مقدمه، پایان و گاهی در بدنه آثار خودش، از مکاتبات او و نوشته‌های مشابه از شاگردانش است از جمله مقدمه جوزجانی در شفا (مدخل، قاهره، ۱۹۵۲، صص ۱ – ۴).

این اطلاعات که در طول زندگی ابن سینا کمابیش بدون استفاده باقی مانده، بخشی از آن در مجموعه آثاری که تحت عنوان المباحثات شناخته می‌شود، حفظ شده است که عبدالرحمن بدوی نسخه جدیدی از آن را ویرایش کرده است.

 

۳- آثار تاریخی

​ به عنوان یک قاعده، آثار تاریخی بجامانده اطلاعات کمی برای افزودن به زندگی ابن‌سینا دارند با این حال در ارائه زمینه برای بسیاری از رویدادهای اجتماعی و سیاسی که در شرح حال و زندگینامه به آن ها اشاره می‌شود، مفید هستند.​ ​

 

۴- افسانه ها و تاریخ انبیا

​ این داستان ها برای نوشتن شرح حال او مناسب نیستند اما برای فهم دگرگونی تصویر او پس از مرگش، مناسب اند. این مسئله در پذیرش آثار معتبر او در مناطق فارسی‌ و ترک زبان جهان اسلام نقش مهمی ایفا کرد و باید به شکل یک موضوع جداگانه مورد بررسی قرار گیرد.

 

سرآغاز زندگی ابن‌سینا

ابن‌سینا در حدود سال ۳۷۰ه.ق / ۹۸۰م  در افشنه، دهکده‌ای در نزدیکی بخارا زاده شد. پدرش که چند سال پیش از بلخ نقل‌مکان کرده بود، استاندار حکومت سامانی در نزدیکی خرمثین[4] بود. چند سال پس از تولد او، خانواده به بخارا نقل‌مکان کردند.

این پایتخت فعال حوزه اندیشه، دانشمندان بسیاری را جذب خود کرده بود. از این رو نام فیزیکدانانی مانند ابومنصور قمری و ابوسهل مسیحی در بین معلمان ابن سینا دیده می شوند.

ابن‌سینا با توجه به در دسترس بودن معلمان و کتابخانه‌ها، جایگاه بالای پدرش در حکومت سامانی و قابلیت و نبوغ خود، توانست تا سن 18 سالگی در علوم یونانی تبحر کافی بدست آورد. ​ابن‌سینا شغل حرفه‌ای خود را در حدود ۱۷ سالگی آغاز کرد زمانی که نوح بن منصور سامانی او را برای درمان به دربار سامانی فراخواند.

پس از مرگ پدرش چند سال بعد، پس از آنکه بیست و یک ساله شد، یک مقام اداری نیز به او داده شد.[5] این حقیقت که در شرح حال مرگ پدر او و فرض وظایف اداری او در کنار هم مورد اشاره قرار می‌گیرد، این گمانه‌زنی را توجیه می کند که ابن سینا از پدرش، که استاندار خرمثین بود، موفق تر بوده است.

ابن‌سینا از سنین پایین در کنار حرفه پزشکی و شغل سیاسی و اداری خود، در دربار فرمانروایان مختلف ایرانی و بسیاری از سران ایالات، مشغول به کار بود. ​

کتاب قانون از آثار برجسته ابن سینا
کتاب قانون از آثار برجسته ابن سینا

ابن سینا در مسیر سیاست

ابن سینا در بخارا ماند تا زمانی که “ضرورت” (به گفته خودش) او را مجبور به ترک آنجا و رفتن به گرگانج در خوارزم نمود جایی که ابن سینا در دربار ابوالحسن علی ابن مامون مشغول به کار شد. ترکان قراخانیان که در ۳۸۹ ه.ق/ 999م  به بخارا آمده بودند، دولت سامانی را سرنگون کردند و عبدالمالک دوم، آخرین امیر را به اسیری گرفتند.

ابن‌سینا، یکی از سران عالی رتبه ایالت سرنگون شده و کسی که در حکومت سامانی شناخته شده بود، در حفظ شغل خود با مشکلاتی رو به رو شد. ​در نهایت ابن‌سینا گرگانج را ترک کرد و به خراسان جنوبی و سپس به غرب سفر کرد.

در طول سفر از نسا، ابیورد، طوس، سمنگان و جاجرم عبور کرد تا به جرجان (گرگان) رسید ولی در این میان دریافت که امیر زیارید قابوس، حامی بالقوه او درگذشته است (ماه‌های زمستان ۴۰۳ ه.ق / ژانویه – مارس 1013م)​.

ابن‌سینا به احتمال زیاد گرگانج را در سال ۴۰۲ ه.ق/ م۱۰۱۲ ترک کرده است. ابن و در جرجان با جوزجانی آشنا شده است. ابن سینا از جرجان به ری رفت و در آنجا به خدمت رستم مجدالدوله دیلمی و مادرش که دست پشت پرده حکومت بود، در آمد.

اگرچه معرفی نامه هایی را برای ارائه به کارفرمایان جدیدش همراه داشت اما به نظر می رسد که ابن سینا دوباره از طریق مهارت پزشکی خود به جمع نخبگان سیاسی راه پیدا کرده است. او مجدالدوله را که مبتلا به بیماری مالیخولیا شده بود درمان کرد.

​ابن‌سینا تا زمانی که شمس الدوله، برادر مجدالدوله به شهر حمله کرد در ری ماند ( ذیقعده 405/ آوریل 1015).​ ​سپس به دلایل نامعلومی عازم قزوین شد و سرانجام به همدان رسید و در آنجا برای درمان شمس الدوله فراخوانده شد.

ابن‌سینا به ناچار وزیر شمس الدوله شد و در این مقام (با درگیری گاه و بی گاه با نیروهای امیر) تا زمان مرگ شمس الدوله در ۴۱۲ ه.ق/ 1021م فعالیت می‌کرد. امیر جدید، سماالدوله، از ابن‌سینا خواست تا در جایگاهش باقی بماند، اما “ابن سینا حتی صلاح نمی دید که در آن دیار بماند چه برسد که وظایفش را از سر بگیرد … و مطمئن بود که بهترین کار این است که منتظر بماند تا فرصتی پیش بیاید که از آن منطقه برود.” ( جوزجانی، شفا، مدخل، ص2) او مخفیانه با علاالدوله حاکم آل کاکویه در اصفهان در مورد این موضوع مکاتبه داشت.

دربار آل بویه در همدان و مخصوصا تاج الملک، وزیر کرد آل بویه، به علت این حرکات، ابن‌سینا را به خیانت متهم کردند و او را دستگیر و در قلعه‌ای در بیرون از همدان به نام فرجان زندانی نمود. ابن‌سینا چهار ماه در زندان ماند تا آنکه علاالدوله به سمت همدان لشکرکشی کرد و حکومت شمس الدوله را در آنجا به پایان رساند.

آرامگاه ابن سینا
آرامگاه ابن سینا

ابن‌سینا در پی این تحولات از زندان آزاد شد و بار دیگر منصبی اداری در همدان به او پیشنهاد شد ولی وی نپذیرفت. چندی بعد تصمیم گرفت به اصفهان نقل‌مکان کند. علاالدوله ابن‌سینا را با احترام فراوان یا براساس سخنان جوزجانی “احترام و عزتی که او شایسته آن بود” پذیرفت، سرانجام در اصفهان اقامت گزید و تا زمان مرگش در خدمت علاالدوله باقی ماند.

او سرور خود را در بیشتر جنگ‌ها و سفرهایش همراهی می‌کرد و در واقع در یکی از این سفرها به همدان در ۴۲۸ ه.ق/ 1037م، پس از یک دوره بهبودی و درمان در اثر قولنج درگذشت و در همان دیار به خاک سپرده شد. ​

پانویس ها


[1]– پزشک سوری سده هفتم

[2]– ابن سینا را به اولین فیلسوفی که در نوشیدن شراب و روابط جنسی زیاده روی می کرده است و با دربار دیدار داشته است متهم می کنند

[3]– برای مثال داستان خواهر عضدالدوله و سلطان مسعود غزنوی، صص. ۵۵ – ۵۶ و ابن‌سینا و جوان ری، صص. ۵۹ – ۶۱

[4]– روستایی در نزدیکی بخارا در ازبکستان امروزی

[5]– محتملا فرمانداری منطقه ای

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.