تیتر اولجامعه

فقط تاییدشان کنید

درباره فرهنگ انتقاد و نقدپذیری در جامعه ایران

اقتدارگرایی افراد یک جامعه را مجبور می کند تا با همه امور و اندیشه ها موافقت کنند. فرهنگ نقد و امنیت پس از نقد، فرهنگ گفتگو و امنیت پس از گفتگو، خارج از نظام اقتدارگرایی است. ایرانیان ناخواسته از اختلاف و تفاوت ناخرسند می شوند هر چند در ظاهر نشان ندهند ولی در ژن اقتدارگرایی خود عموما تمایل دارند تقریبا هر آنچه که می گویند و انجام می دهند را دیگران قبول و تایید نمایند.به طور معمول ایرانیان پیچیده در مقابل سخنان متفاوت و متضاد دیگری در خفا شروع به جوسازی علیه صاحب سخن کرده و ایرانیان ساده، در برابر تفاوت و تضاد بلافاصله عصبانی شده و فضا و محیط بحث را ترک می کنند. درواقع این ویژگی های ناخودآگاه فرهنگ اقتدارگرایانه است که قرن ها در باطن فرهنگی و رفتاری یک ملت نهادینه شده است. اقتدارگرایی زمانی می تواند تضعیف شده و از میان میان رود که سنت های دیگری هم وجود داشته باشد و حداقل به صورت رقیب با آن مبارزه کند.

محمود سریع القلم، اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار، چاپ ششم، انتشارات فرزان روز، ص ۹

سپهر ساغری نویسنده: سپهر ساغری

محمود سریع القلم در کتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار می نویسد: اقتدارگرایی ایرانی برخلاف آنچه که بعضی تصور می کنند، ضرورتا یک پدیده دولتی نیست بلکه در ناخوداگاه فرهنگ عمومی، جاری و فعال است. نه تنها عامه مردم بلکه قشر عظیمی از تحصیل کرده های ایرانی اعم از اساتید دانشگاه، مهندسان و پزشکان، خصایص اقتدارگرایی را بدون آنکه خود معترف باشند در افکار و رفتار خود حمل می کنند. از این رو، خروج از اقتدارگرایی با ترجمه چند کتاب، برگزاری تعدادی میتینگ سیاسی و ایراد سخنرانی به دست نمی آید.[1] به این بهانه در نوشتار پیش رو به بررسی فرهنگ انتقاد و نقدپذیری در جامعه ایران پرداخته ایم.

 

ما حق داریم، دیگران وظیفه

خود را کانون کائنات می دانند. گمان می کنند دیگران خرده اند و برده اند. نه آن کارگری که در صنایع نفتی کشور هفته ها روی اسکله است، از نظر ایشان زحمت کشده است و نه کلاه سبزهای تیپ 265 نوهد عرق ریخته اند. نه آن داوطلبی که در راه مین روبی جان خود را از دست داد استعدادی داشته نه آن شهروندی که به استخدام نیروی انتظامی درآمده است.

گرچه این نقیصه مختص جامعه دانشگاهی ایران نیست اما قویا بیش از دیگر اقشار جامعه اصطلاحا “تو ذوق می زند”؛ نگاه از بالا به پایین. تفاوت نمی کند در مورد چه قشر یا صنفی صحبت کنیم. وکلا، پزشکان، پرستاران، مهندسان، معلمین، مترجمان و … همه و همه هر چقدر متفاوت باشند در یک مسئله مشابه اند؛ انتقادناپذیری. نمونه این انتقادناپذیری را در برخورد با مهران مدیری می توان جستجو کرد.

بیراه نیست بگوییم کمتر صنفی بوده که در این مدت از مهران مدیری شکایت نکرده باشد. از معلمین تا جامعه پزشکی.[2] گرچه نویسنده قصد دفاع تمام و کمال از ایشان را ندارد اما رویکرد بدنه جامعه و اصناف مختلف را قویا محل سوال می داند.

جامعه ای که نسبت به کوچکترین انتقادی شمشیر از نیام برمی کشد و صحبت از انتقاد و شکایت و مانند این به میان می آورد. چنین فرهنگی که خود را خوب و دیگران را بد می داند ره به اصلاحات نخواهد برد. مردمانی که باور دارند فقط خود حق دارند و دیگران وظیفه. فقط ایشان باید درک شوند و دیگران می بایست در مقام مرید و پیشخدمت انجام وظیفه نمایند.

به عنوان نمونه اگر بپرسیم چرا رفتارها با بیمار و همراهان ایشان سرد و در موارد متعددی توام با بی احترامی است، خواهند گفت امکانات نداریم، حقوق ما را پرداخت نمی کنند یا دریافتی ما مکفی نیست. اما همین عزیزان توضیح نمی دهند چرا در مطب خود، ساعت 17 وقت می دهند و ساعت 23 بیمار را ویزیت می کنند؟ آیا مدیریت مطب و اجرای سیستم نوبت دهی الکترونیک نیز کار سخت و پرهزینه ای است؟

نیاز به مداخله دستگاه قدرت یا دریافت ارز دارد؟ تعیین تعداد مشخصی ظرفیت جهت ویزیت بیماران، نمی تواند راهگشا باشد؟ جامعه پزشکی می بایست با تکیه بر نوآوری و تلاش برای نزدیکی بیشتر با بدنه جامعه، موجب ارتقای جایگاه اجتماعی خود شود در غیر این صورت نگاه از بالا به پایین حال حاضر، ره به جایی نخواهد برد. رویکردی که دیگر اصناف نیز کم و بیش بدان آلوده اند.

شهروندی تحصیل کرده دانشگاه صنعتی شریف یا تهران است با این حال همکاران شریفی و دانشگاه تهرانی خود را مورد استثمار قرار می دهد. حیرت انگیز آنکه شرکت ثبت می کند و به عنوان بخش خصوصی فعالیت دارد. شرکت خود را به عنوان دانش بنیان معرفی می کند اما سرباز نخبه کشور را به اشکال مختلف مورد سواستفاده قرار می دهد.

چرا؟ چون معتقد است اگر شرکت او نبود سرباز نخبه می بایست در پادگان خدمت می کرد! اینگونه بی رحمی ها و نامروتی ها در جامعه ما جولان می دهد. در جامعه پزشکی نیز چنین رویه ای وجود دارد. کسی جز خود پزشکان مانع ورود یک متخصص یا فوق تخصص جدید به این شهر و آن شهر نیستند.

رفتارهای تند و دور از شان انسانی بویژه در دوران رزیدنتی، اعمال سیاست های انحصاری و یک طرفه از زمره عواملی است که موجب سست شدن نهاد مدنی نظام پزشکی شده است. باید از خود بپرسیم چنین رفتارهای قابل تامل نیست؟ این نحوه برخورد در بین تحصیل کرده ترین اقشار جامعه نیز به گردن حکومت است؟

 

وقتی مردم را نامحرم می دانیم

کم نیستند کسانی که از برخورد جامعه پزشکی گله دارند اما حقیقت امر این است که رفتارهای دور از ادب و انتظار مختص و محدود به جامعه پزشکی نیست. تعارف را کنار بگذاریم آیا از برخورد کارمندان در بانک یا ادارات دولتی راضی هستیم؟ میزان رضایمندی از سیستم قضایی و جامعه وکلا در چه حدی است؟ جامعه مهندسی کشور در مورد مشکلات و مصائب خود، مردم را محرم می داند؟

نویسنده معتقد است برغم ایرادات و انتقاداتی که می توان به دستگاه قدرت وارد کرد که بسیار هم در این باره گفته و نوشته می شود، می بایست به ایرادات درون جامعه هم نگاه ویژه داشت. به بیانی دیگر کانون وکلا تحت فشار است فقط به جهت آنکه دست کم بخشی از قوه قضاییه یا حتی دستگاه قدرت، به دنبال کاستن از نفوذ و استقلال کانون وکلا است؟ ساختار نظام پزشکی یا نظام مهندسی هیچ ایرادی ندارد؟

در این نهادهای مدنی و مستقل از دستگاه قدرت، چه میزان انتخابات آزاد و شفاف است؟ اساسا مکانیسم گردش قدرت در آن ها چگونه است؟ آیا فرد یا افرادی مدام در پست های رده بالا این نهادها مشغول فعالیتند؟ آیا انحصار در این نهادهای مدنی دیده نمی شود؟

مسئولین و مقامات کانون وکلا، نظام پزشکی یا مهندسی چه میزان سورفتارهای خود را عامل تضعیف این نهادهای مدنی می دانند؟ به بیانی دیگر خود را ولو اندک، در پدید آمدن وضع موجود مقصر می دانند؟ آیا ریختن زباله بوسیله جمعی از تحصیلکردگان جامعه برگردن حاکمیت جمهوری اسلامی است؟! آیا قابل باور است که فساد در جامعه وکلا در حد صفر باشد؟[3]

میزان مشارکت و حضور زنان در نظام مهندسی، نظام پزشکی و کانون وکلا چگونه است؟ با خود روراست باشیم آنچه از جمهوری اسلامی انتظار داریم در سطوح خرد و در بین نهادهای مدنی ما نیز چندان محل توجه نیست. تقریبا عادی شده است که از بام تا شام به حکومت بد و بیراه بگوییم. نه فقط جمهوری اسلامی که رژیم پهلوی را دیکتاتور بخوانیم. قاجاریان را مرتجع بدانیم. با این حال کسی نیست از ما بپرسد خود چه میزان مسئولیت پذیریم؟


در همین فقره اخیر ضرب و شتم دکتر ابوترابی چه میزان “محکومیت صرف ضاربین” در میان بود؟ چه میزان به کلیت مجموعه نگریسته شد؟ نقدهایی که نگاشته شدند عمدتا تاکید بر تقبیح عمل ضاربین داشت. گرچه کاملا این محکومیت رفتار ضاربین صحیح بود با این حال این رویکرد پرداختن به بخشی از ماجرا است. رویکردی که بواسطه یک جانبه بودن ختم به اصلاحات نخواهد شد.

نویسنده ضمن بررسی صفحات اجتماعی بسیاری از تشکل ها و نهادها پزشکی جز محکومیت ضاربین و یا طلب اشد مجازات برای ایشان، کمتر اثری از ابراز همدردی با خانواده متوفی را مشاهده کرد. از طرفی، دست کم تا این لحظه و البته در حدودی که بنده مطالعه نمودم، هیچ فرد حقیقی و حقوقی از جامعه پزشکی با نگاهی جامع، چرایی وقوع چنین حادثه ای را مورد کنکاش قرار نداده است.

این مسئله مهمی است که چه اتفاقی رخ داده یا می دهد که عده ای تا این درجه دست به خشونت ببرند! آیا می توان بی اعتمادی جامعه به کادر درمان را در وقوع چنین حوادثی دخیل دانست؟ رویکرد منزه از هرگونه نقد جامعه پزشکی در حادثه درمانگاه سینای اطهر بازتکرار شد.

در حالی که به شکل آشکاری جامعه پزشکی نگاهی به نقد چرایی وقوع این حادثه و نادیده گرفتن هشدارهای آتش نشانی از سوی مدیریت مجموعه ندارد، جملگی بر فداکاری و از خودگذشتگی یکی از پرسنل تمرکز کرده اند.[4] به این ترتیب بحث اصلی که چرایی وقوع چنین حادثه رقت انگیزی است که منجر به فوت چندین نفر از هموطنان من جمله کادر درمان شده است، تحت شعاع قرار می گیرد:

در مورد ساختمانی که شب گذشته دچار آتش‌سوزی شد، از سال ۹۴ هر ساله آتش‌نشانی به کلینیک سینا اطهر درباره ایمنی ساختمان هشدار داده بود و مسئولان این ساختمان باید مواردی به ویژه درباره نگهداری کپسول‌های هلیوم و یا اکسیژن را لحاظ می‌کردند. [5]

کلینیک سینا اطهر
کلینیک سینا اطهر

بر همین منوال نظام مهندسی در مورد چرایی آسیب پذیری سازه های خود در برابر زلزله و آسیب های جدی مالی و جانی ناشی از آن مسئولیتی متوجه خود نمی داند. اگر از معلمین در مورد کیفیت خدمات آموزشی بپرسیم انواع و اقسام موارد را در جهت توجیه رفتار و گفتار خود دلیل می آورند.

در نهایت توضیحی ارایه نمی دهند که چگونه تربیت تحصیلکردگان جامعه پیامد مستقیم نقش آفرینی ایشان است اما دزدان و مفسدان جامعه خروجی نحوه فعالیت ایشان نیست! وقتی اقتدارگرایی درون سازمانی جامعه پزشکی، نظام مهندسی، کانون وکلا، جامعه معلمین و … نقد نشود، آینده بهتری پیش روی ما نخواهد بود.

 

پانویس ها


[1]– محمود سریع القلم، اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار، چاپ ششم، انتشارات فرزان روز، ص ۹

[2]– جنجال‌ها بر سر سریال مدیری ادامه دارد/ اعتراض وکلا به «در حاشیه» www.mehrnews.com

دورهمی مهران مدیری صدای معلمان را درآورد!  www.donya-e-eqtesad.com

نامه عجیب رئیس سازمان نظام‌ پزشکی علیه «در حاشیه» مهران مدیری   www.tabnak.ir

نامه اعتراضی کارکنان گمرک به مهران مدیری www.aftabnews.ir

[3]– فرهنگ استفاده از وکیل در جامعه پایین است/ فساد در کانون‌های وکلا در حد صفر است/ با شفافیت مالی وکلا مشکلی نداریم/ قانون‌گذاری کار مجلس است، قوه قضائیه بدعت‌گذاری نکند

www.ilna.news

[4]– ماجرای فداکاری یکی از پزشکان حادثه انفجار تهران www.eghtesaad24.ir

[5]– آتش‌نشانی از سال ۹۴ درباره ایمنی ساختمان کلینیک سینا هشدار داده بود  www.ilna.news

جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن