جامعهمسائل اجتماعی

چهره فقر

درباره فقر و تبعات آن بر سلامت و جایگاه اجتماعی در ایران

زینب برومند
نویسنده:
زینب برومند

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

بر اساس مطالعه حاضر افسردگی شدید در بین مادران فقیر بیشتر از مادران غیرفقیر است. همچنین در خانواده های فقیر تعداد خواهران و برادران بیشتر است. علاوه بر این مهم رشد شناختی در خانواده های فقیر کندتر است در حالی که رشد شناختی با زدودن فقر سریع تر می گردد
بهادران پروین، عریضی سامانی سیدحمیدرضا، اندازه ‌گیری کمی تاثیر فقر و افسردگی مادران بر رشد شناختی و حرکتی کودکان، پاییز 1384، دوره 5، شماره 18 (فقر و نابرابری در ایران)، ص 12

فقر، واژه ای سه حرفی و به ظاهر ساده که تبعات بی‌شمار آن انکار ناپذیر است. تصویری که از فقر در ذهن اکثریت ما نقش بسته شبیه آن چیزی است که در فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی به تماشا نشسته ایم؛ خانه‌ای قدیمی حیاط‌دار با حوض آبی رنگ در محله ‌ای پایین شهر. تعداد زیاد افراد خانواده، احتمالا پسری معتاد یا مواد فروش و مادری که با چرخ خیاطی قدیمی مشغول خیاطی است. همه این‌ها می‌تواند وجود داشته باشد اما فقر به چنین مواردی محدود نیست.

عمدتا چیزی که از فقر نمایش داده می‌شود، تنها پوسته ای نازک و ظاهری از اصل ماجراست در حالیکه ریشه‌های فقر در همه ابعاد زندگی یک خانواده گسترده می شود که پیامدهای اقتصادی و اجتماعی از مهمترین ابعاد آن است و ثمره‌ اش میوه‌های تلخ وگسی است که بعضا به چشم هم نمی‌آید. از این رو در نوشتار پیش رو به تاثیر فقر بر رشد و سلامت افراد در ایران پرداخته ایم.

فقر و نابرابری

در جامعه‎شناسی معمولا دو مفهوم فقر و نابرابری در کنار یکدیگر به کار می‌روند. این دو مفهوم با اینکه از نظر معنی، مستقل از یکدیگراند، اما به نظر می‌رسد چندان قابل تفکیک از هم نیستند؛ زیرا از یک سو فقر متأثر از نابرابری در درآمد است و از سوی دیگر نابرابری اقتصادی هم نشان دهنده وجود فقر است. فقر در ابعاد مختلف زندگی نمود پیدا می کند و صرفا به رفاه اقتصادی و کیفیت زندگی  محدود نمی‌شود.

تاثیرات فقر در سال های اولیه زندگی کودکان بیشتر است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که فقر در رشد فیزیکی مغز و ساختار زبانشناسی ذهن موثر است. همین امر می تواند عامل کاهش توانایی ادراک زبانی و به تبع آن کاهش عملکرد کودکان در مدرسه باشد. نتیجه یک پژوهش در آمریکا نشان می دهد که کودکان نوپای خانواده‌های فقیر، تا سه سالگی حدود 30 میلیون کلمه کمتر از کودکان خانواده‌های پردرآمدتر و تحصیلکرده‌تر از مادر و پدر خود شنیده اند.

در این مطالعه دو گروه از کودکان پیش دبستانی ساکن در مناطق فقیر نشین و کودکان استادان دانشگاه کانزاس مورد مطالعه قرار گرفتند. این پژوهش با تمرکز بر ساختار زبان روزمره‌ای که کودکان از آن استفاده می کردند، رشد آن ها را هم ارزیابی کرده است.[1] درواقع غیر از اینکه عده ای به دلیل فقر از تحصیل باز می مانند، عده ای هم با مشکل فهم و ادراک زبانی روبرو هستند و عملکرد ضعیف تری نسبت به همسن و سالان  خود دارند. در پژوهشی دیگر، دکتر کیمبرلی نوبل با انجام آزمایش‌های عصب شناختی به تاثیر فقر بر رشد مغزی کودکان می‌پردازد.

نتایج نشان می دهد کودکانی که در خانواده های فقیر متولد می‌شوند قشر پیشانی نازک‌تری نسبت به کودکانی که در خانواده‌های مرفه بدنیا آمده اند، دارند. این تفاوت در ساختار مغزی بر نحوه یادگیری، استدلال و مهارت های ارتباطی و حافظه تاثیرگذار است و منجر به ضعف عملکردی کودکان می‌شود.[2] با این تفاسیر آشکار است که که این  نابرابری حتی در جنبه زبانشناسی و ساختاری مغز هم نمود پیدا می کند و خود را نشان می دهد. در دنیایی که روزانه با سیلی از داده های متفاوت روبرو هستیم، فقر  باعث می شود که کودکان از درک دنیای اطراف خود عاجز باشند.

فقر و زباله گردی در ایران
فقر و زباله گردی در ایران

کودکان فقیر آینده سازان کشور خواهند بود؟

به جرات همه ما باور داریم که کودکان آینده سازان کشور هستند و باید روی آن ها سرمایه گذاری شود، با این وجود گسست‌های اجتماعی و اختلاف طبقاتی روز به روز بیشتر می‌شود و کودکان قشر بی‌دفاعی هستند که اثرات این نابرابری ها در وهله اول آن ها را متاثر می سازد. در یکسال گذشته علاوه بر تمام مشکلاتی که در کشور وجود دارد، بیماری کرونا هم مزید بر علت شده و حتی دانش آموزانی به دلیل مشکلات مالی و نداشتن امکانات از تحصیل محروم شده اند.

دست کم در روزگار ما آموزش و تحصیل مانند آب حیاتی است و باید شرایط دستیابی به آن برای همه فراهم باشد. در حالیکه بیش از نیمی از جمعیت کشور را کارگران با درآمد ماهیانه سه میلیون تومان تشکیل می دهند و خط فقر ده میلیون تومان برآورد شده است[3]، دغدغه مسئولین بحران جمعیت و کاهش جمعیت جوان است و با سیاست‌گذاری های سوال برانگیز سعی در افزایش جمعیت دارند. شکی نیست که این مسئله در جایگاه خود حائز اهمیت است و باید به آن پرداخته شود اما به چه قیمتی و با چه امکاناتی؟

افراد جامعه برای زندگی به رفاه و آسایش نیاز دارند و دستیابی به حداقل نیازهای زندگی حق آن هاست. آشکار است تاکید بیش از اندازه برروی افزایش جمعیت بدون در نظر گرفتن منابع و زیرساخت‌های مورد نیاز زیان‌های جبران ناپذیری برجای خواهد گذاشت. باید بپذیریم که کشور ما علی رغم تمام ظرفیت ها و پتانسیل های خود، بنا به دلایلی مختلفی چون فقر فرهنگی، سومدیریت، سیاست گذاری های غلط و فساد گسترده در دستگاه های اجرایی، در اداره جمعیت فعلی هم ناتوان است. لازم است پیش از افزایش جمعیت نیازهای جامعه را در نظر بگیریم.

روشن است که آینده کشور به افراد سالم و پویایی احتیاج دارد که از لحاظ کیفیت زندگی در شرایط مناسبی رشد کرده‌اند. این مهم از یک سو به سیاست گذاران بازمی گردد که شرایط مناسب یا حداقلی را فراهم کنند و از یک سو به شهروندان بازمی گردد تا مقدم بر فرزندآوری، شرایط خود اعم از اقتصادی و اجتماعی را در نظر بگیرند. به فرموده سعدی:

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد   دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز    وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست

پانویس ها

[1]-The early catastrophe The 30 Million Word Gap by Age 3, American educator, Spring 2003.

[2]– آیا می توان فقر را در مغز کودکان دید؟  www.tarjomaan.com

[3]– خط فقر 10 میلیون تومان شد www.tabnak.ir

 

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا