تیتر اولجامعه

سیمرغ در آشیانه

درباره نقش بدنه جامعه در اصلاحات اجتماعی با نگاهی به نقدهای وارده بر تیزر آلبوم جدید همایون شجریان و علیرضا قربان

عده اندکی قادر هستند که عقاید منصفانه خود که با پیش داوری های محیط اجتماعی آن ها متفاوت است را بیان کنند. بیشتر مردم حتی قادر به شکل دادن چنین عقایدی هم نیستند.

آلبرت انیشتین

سپهر ساغری نویسنده: سپهر ساغری

تیزری کوتاه و داستانی بلند. چرخش دوربین و قابی که دو چهره سرشناس موسیقی ایران را به تصویر می کشد؛ علیرضا قربانی و همایون شجریان. با سرعت قابل توجهی نقدهای بسیار علیه این دو هنرمند در فضای مجازی و حقیقی منتشر شد. گویی همه خود را بر حق می دانستند.

بویژه آنکه چندی پیش همایون شجریان از کنسرت خیابانی سخن گفته بود و حال در یکی از اماکن پرتجمل تهران از آلبوم جدیدش رونمایی می کند. با این حال نوشتار پیش رو از زاویه دیگری به این مهم می نگرد. بویژه از آن جهت که حتی با فرض منفی و نادرست دانستن تصمیم همایون شجریان و علیرضا قربانی، می بایست از خود بپرسیم آیا فقط ایشانند که منافع فردی و مشخصا مالی را بر منافع جمعی و اصلاحات عمومی ارجح می دانند؟

به بیانی صریح تر عموم هموطنانی که به نام سفر زیارتی یا سیاحتی، دلارهایی که سرمایه این ملت و نسل های آتی هستند را در کربلا و پاتایا خرج می کنند و از تاثیرات کلان آن بر اقتصاد، سیاست و جامعه ایران بی خبراند، منافع جمعی را لحاظ نموده اند؟

اگر ما مردم، دقیقا ما شهروندان کوچه و خیابان این کشور، نسبت به تحولات پیرامونی خود احساس مسئولیت نکنیم طبعا شرایط تغییر نخواهد کرد. تا حال از خود پرسیده ایم که ما چگونه مردمانانیم که برای گوشی تلفن همراه یا حتی بازی های کامپیوتری میلیون ها تومان هزینه و ساعت ها وقت صرف می کنیم اما حاضر نیستیم کتاب یا موسیقی مورد علاقه خود را با پرداخت هزینه به صورت مرسوم از بازار و یا به صورت اینترنتی خریداری کنیم؟

 

 

هنرمند باید متعهد باشد و متعهد بماند

بی راه نیست بگوییم فرهنگ عمومی فارغ از واکاوی دلایل آن، با فرصت طلبی و بی توجهی به حقوق دیگری روزگار می گذراند. در حقیقت از این منظر دوبله پارک کردن، گذاشتن زباله در مکان یا زمان نامناسب و یا در مورد موضوع مورد بحث دریافت آهنگ بدون پرداخت هزینه آن، محل تعجب نیست.

با این حال و با علم به سیطره چنین نگرشی در جامعه کنونی ما، چاره چیست؟ آیا تجربه زیستی ما یک تجربه زیستی منحصر به فرد بوده و هست و هیچ یک از ملل دنیا تجربه نکرده اند تا بتوانیم از تجربیات و تلاش های ایشان بهره ببریم؟ آیا مقوله دانلود یا دریافت غیرقانونی محصولا فرهنگی مختص جامعه ایران است یا یک پدیده جهانی است؟

در این فرصت قصد بررسی مورد به مورد تجربیات جهانی را نداریم با این حال رویکرد حاکم بر کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه ای که با برنامه ای مشخص و مترقی، مسیر پیشرفت را طی می کنند می تواند الهام بخش باشد. رویکردی که در برخورد با مشکلات قرار را بر فرار ترجیح می دهد و با تکیه بر پشتکار و نوآوری شرایط موجود را دستخوش تغییر می سازد.

به بیانی دیگر روحیه یا رویکرد تبدیل تهدید به فرصت که از ارکان فلسفه وجودی کارآفرینی است، به معنی حقیقی کلمه در روح و روان جوامعی چون آلمان، ژاپن، کره جنوبی و مانند ایشان دمیده شده است. کارآفرین با علم به درهم ریختگی و عدم تعادل در جامعه، بین فناوری و نیازهای جمعی پل می زند. به عنوان نمونه عدم توجه به حق کپی رایت و دانلود غیر قانونی محصولات فرهنگی، یک تهدید است.

شاعر، نویسنده، نقاش و بسیارانی دیگر به جهت فرهنگ ضعیف مالکیت در جامعه سرخورده شده و رفته رفته یا به انزوا کشیده می شوند و یا برای گذران زندگی به نهادهای صاحب زر و زور نزدیک.[1] نمی توان نیازهای مادی زندگی را منکر شد و صرفا با تکیه بر احساسات از نقش هنرمند متعهد سخن راند. تعهد مانند بسیاری دیگر از مفاهیم زندگی اجتماعی کاملا دو یا چند طرفه است.

در حقیقت نمی توان انتظار داشت بدون خرید آلبوم همایون شجریان علیرضا قربانی و بسیارانی دیگر، ایشان از جاده تعهد خارج نشوند. در حقیقت گوشه و کنایه زدن به شجریان و قربانی بخش کوچک ماجرا است ولو اینکه هر دو ایشان کج سلیقگی کرده باشند. به باور نویسنده پرسش مهم تر اساسا مطرح نشده است: چرا شجریان از کنسرت رایگان خیابانی به اسپانسری ایران مال می رسد؟

چه می شود که ثمره سال ها کار فرهنگی خانواده او و بسیارانی دیگر در کشور حتی در حدود خرید آثار همین هنرمندان، موجب تغییر نشده است؟ بخش قابل توجهی از طرفداران شجریان کسانی هستند که گوش کردن به تتلو را به مثابه گناه کبیره می نگرند و به دفعات به یاد داریم که با بدترین الفاظ دیگران را مورد عنایت قرار داده اند! پرسش روشن است. ایشان که کباده علم و ادب می کشند نه حرمت واژگان را نگه داشته اند و نه شان استادانی چون شجریان را.

همایون شجریان و علیرضا قربانی
همایون شجریان و علیرضا قربانی

این بخش از جامعه از خود نمی پرسد که هنرمندان نیز حق زندگی دارند و می بایست با تکیه بر درآمد خود روزگار بگذرانند؟ آیا نحوه تعامل ما با هنرمندان، ولو هنرمندان شهیر کشورمان تجلی این باور نیست که هنرمند باید متعهد باشد و متعهد بماند؟ در آن صورت نباید از خود بپرسیم در قبال تعهدی که خانواده شجریان به هنر و جامعه ایرانی داشته است، جامعه ایران به چه ترتیب تعهد خود را به ایشان نشان داده است؟ با دانلود غیرقانونی آثار ایشان یا فروش بلیط کنسرت هایشان در بازار سیاه؟

 

پانویس 


[1]– گرچه از ضعف اخلاقی و شخصیتی دست کم برخی از این افراد نمی بایست به سادگی گذشت.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.