جامعهمسائل اجتماعی

رژ قرمز

درباره نقش مخاطب در کیفیت محتوای شبکه های اجتماعی

اگر می پسندید به اشتراک بگذارید

چرا جامعه ایران در عین حال که از وضع موجود گله مند است نسبت به مسائل جدی واکنش درخوری نشان نمی دهد؟ چرا تبلیغ کتاب با واکنش چندانی از سمت مردم روبرو نمی شود اما اگر خانمی پای لاک زده خود را در آب تکان دهد صدها نفر مشتاقانه واکنش نشان می دهند؟ واکنش پرشور به لاک یا رژ قرمز، یک خصیصه ذاتی است یا یک مقوله فرهنگی؟

دوربین روشن می شود و نمایی از پای لاک زده در حال تکان دادن در آب رود یا هوا را به تصویر می کشد. در اینکه انسان تک بعدی نیست و می بایست همه جوانب یک زندگی عادی را در نظر گرفت تردیدی وجود ندارد، با این تفاسیر باید پرسید چه ایرادی به فیلم یا تصویری از پا یا دست لاک زده وارد است؟ چرا باید زنی که به رژ قرمز علاقه دارد را نقد کنیم؟ چرا مردی که یک سال تمام زحمت کشیده است نباید کارنامه تحصیلی خود را در شبکه های اجتماعی بازنشر کند؟ چرا باید یک زن یا مرد را مخاطب قرار داد و از ایشان بابت انتشار مطالب به زعم برخی بیهوده، گله کرد؟ اساسا متر و معیار بیهودگی چیست؟ هیرشمن اقتصاددان شهیر معتقد است:

“روابط اجتماعی نظیر اقتصاد تابع رابطه عرضه و تقاضا است.”

اگر سخن او را ملاک قرار دهیم باید گفت: وقتی پا یا دست لاک زده، صدها لایک و کامنت دریافت می کند به معنای آن است که مخاطب یا به زبان بازار، خریدار دارد. آشکار است وقتی خدمت یا محصولی خریدار داشته باشد باز هم عرضه خواهد شد. با این تفاسیر و با وجود استقبال جامعه یا همان بازار، عجیب است که نه فقط صاحب آن پست که دیگران هم برای بیشتر دیده شدن به اقدامی مشابه تشویق شوند؟ وقتی مطالب جدی در مورد اقتصاد یا سیاست به نسبت تصویر زنان ولو در شبکه اجتماعی چون لینکدین که داعیه حضور متخصصین و مدیران جامعه ایرانی را دارد، کمتر مورد استقبال قرار می گیرد، دور از ذهن است صاحب پست دل سرد و کم رمق شود؟

آیا چنین رویه ای در جامعه ایران موجب گسترش عوام گرایی و فروغلتیدن دست کم برخی از متخصصین و کارشناسان علوم انسانی به دامان پوپولیسم نشده است؟ آیا مسئولیت تولید محتوای زرد فقط به تولیدکننده آن محدود می شود و مخاطب در تولید آن دخل و تصرفی ندارد؟ طبعا رسالت روشنفکران و فعالین اجتماعی ایجاب می کند جدا از دغدغه دیده شدن چون هر انسان دیگری، کنشگری داشته باشند و ابدا اهمیت این موضوع محل پرسش نیست با این حال در نوشتار حاضر تلاش می کنم رفتار مخاطب و نه فعالین را نقد کنم. به بیانی دیگر برخلاف رویه مرسوم نه تولیدکننده محتوا که دنبال کننده آن محل توجه است.

تولید محتوا بر اساس تقاضای مخاطب صورت می گیرد

به شخصه از زنانی که مدام و به هر دلیلی عکس خود را منتشر می کنند، دفاع می کنم! به یک دلیل بسیار ساده! همه ما انسان هستیم و نیاز به دیده شدن و احترام اجتماعی ضرورت زیستی ما است. اینکه هر فرد یا شهروندی این تایید و تحسین را به چه ترتیب جلب می کند به خود او مربوط است اما اینکه جامعه چه چیزی را درست یا نادرست و یا حتی خاکستری می پندارد، محل توجه است. در حقیقت هیچ انسانی هویت خود را در خلا تعریف نمی کند بلکه در متن مناسبات اجتماعی خود می تواند کیستی اش را نشان دهد.

به این ترتیب جدا از نقش و مسئولیت افراد، نقش باورهای عمومی و ساختارهای برآمده از آن، قابل چشم پوشی نیستند. از این رو وقتی جامعه یا بازار نسبت به مقوله ای احساس نیاز می کند دیگرانی در قالب نرم افزار یا سخت افزار به این نیاز پاسخ می دهند. به عنوان نمونه اگر جامعه ای به مصرف مشروبات الکلی گرایش داشته باشد قطعا دیگرانی از این فرصت استفاده کرده و در قالب واسطه گری و یا حتی تولید این مدل نوشیدنی ها، نیاز بازار را پاسخ می دهند ولو آنکه قانونی نباشد! حال در نظر بگیرید با علم به اهمیت پرداختن به تاریخ کشورمان، به تولید محتوا در این زمینه می پردازید اما اگر جامعه از مطالعه تاریخ استقبال نکند و یا داستان و افسانه را به مطالعه کتب تاریخی ترجیح دهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

اگر بدنه جامعه ای ولو در میان اقشار برخودار و مرفه، حوصله مطالعه را نداشته باشند، تکلیف چیست؟ جز این است که با عدم استقبال جامعه، تولیدکننده محتوا قادر به ایجاد جریان درآمدی نخواهد شد و نهایتا با دلسردی دست از کار خواهد کشید؟ اگر مخاطب ولو تحصیل کرده، با دانلود کتاب، حق و سرمایه ناشر و نویسنده و مانند آن را به سادگی لگدمال کند، دیگر رمقی برای ادامه کار باقی می ماند؟ ناشر به تناسب شناختش از بازار اندیشه، روی اثر یک نویسنده یا مترجم سرمایه گذاری می کند و طبعا با خرید اثر مذکور بوسیله مردم است که سرمایه او بازمی گردد.

حال اگر جامعه نتواند این مهم را استدلال کند و با دانلود غیرقانونی، کتاب را رایگان تهیه کند، جز این است که سرمایه گذاری در حوزه اندیشه تعطیل یا کم رمق شود؟ در حقیقت ناشر با چه امید و توجیهی سرمایه گذاری کند؟ نویسنده یا مترجم با چه امیدی به حرفه خود ادامه دهد؟ مخارج زندگی روزمره که محل شوخی نیست. چگونه جامعه ای که برای فیلم رابطه جنسی یک بازیگر 4 میلیارد هزینه می کند[1] اما قیمت 100 هزار تومانی پشت جلد یک کتاب را بهانه دانلود غیرقانونی می کند؟ باید پرسید جامعه ای که نسبت به تصویر زنان به دفعات مشتاق تر و پرشورتر است اما هم زمان از بی محتوایی شبکه های اجتماعی گله دارد و مشغول سخن پراکنی و نقد معایب جامعه ایران است، چه نقش و مسئولیتی برای خود متصور است؟

باید توجه داشت که تولید محتوا بر اساس تقاضای مخاطب صورت می گیرد به عبارت دیگر تقاضای بازار عرضه را تنظیم می کند. در حقیقت آن زن (یا حتی مرد) محق است تصویری از خود درج کند اما کاربران با موضع گیری خود نشان می دهند که چنین رفتاری تکرار شود یا خیر. وقتی مطلبی در مورد اهمیت بازیافت و صیانت از محیط زیست با تصویری نامرتبط از یک خانم درج می شود و صدها نفر به آن واکنش نشان می دهند، طبعا هم نویسنده و هم دیگران تشویق به تکرار و تقلید خواهند شد تا مورد تایید عمومی قرار گیرند. در نقطه مقابل وقتی مطالب جدی مورد توجه چندانی قرار نمی گیرد و بازخوردی ندارد و یا حتی کپی، پیست و یا به نام دیگری! بازنشر می شود، یعنی اندیشیدن یک ضرورت نیست یک ویترین است که “من نوعی” ولو با توسل به سرقت ادبی، ردای روشنفکری به تن می کنم ولو آنکه نود درصد دغدغه ام همخوابگی باشد!

مزاحمت برای زنان
مزاحمت برای زنان

من همان قدر سارقم که تشنه سکس! به دنبال وجاهتم و نه حل مسئله، دغدغه ام دیده شدن است و نه طرح و حل یک چالش، دنبال تاییدم و نه تضارب آرا به همین جهت بخش نظرات را می بندم تا فقط لایک یا تحسین جمع کنم! به عبارت دیگر فرض بگیریم این بخش از زنان یا مردان ما تصویری از خود در شبکه های مجازی درج نکنند. آیا کاربران ایرانی به دنبال مطالعه تاریخ و ضرورت فهم توسعه، خواهند رفت؟ چنین نیست! آن زن یا مردی که دغدغه های سکسیستی دارد، (تاکید دارم دغدغه و نه در مقام یک نیاز طبیعی فطری)، تحت هر شرایط دنبال گمشده خود خواهد رفت. اگر در اینستاگرام و لینکدین محبوب خود را نیابد، در خیابان و یا محیط کاری، تعقیبش خواهد کرد! 

 

پانوشت ها

[1]– بنگرید به مصاحبه سینا ولی الله با زهرا امیرابراهیمی www.dideo.ir

 

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا