تاریخ ایرانتاریخ و اندیشهتیتر اول

دفاع مقدس؛ افسانه یا واقعیت

درباره نگاه سیاسی نسبت به رویدادهای تاریخی به مناسبت ۳۱ شهریور سال روز آغاز جنگ تحمیلی

«اما با تجاوز عراق به کویت و مغایرت آن با منافع این کشور‌ها و تغییر شرایط، امکان تحقق این بند هم فراهم شد و من به سرعت اقدام به انتشار آن گزارش کردم. گزارش نیازی به تفسیر ندارد و به اندازه کافی گویاست. هیچ ابهامی در اینکه عراق آغازگر جنگ بود وجود نداشت و من عده‌ای از کار‌شناسان حقوق بین‌الملل بلژیکی را مأمور آن کردم.»

بخشی از نظرات خاویر پرز دکوئیار دبیرکل وقت سازمان ملل در مورد جنگ ایران و عراق
آیا ایران بابت جنگ از عراق طلبکار است؟
www.isna.ir

سپهر ساغری نویسنده: سپهر ساغری

حادثه از پاره کردن توافق ۱۹۷۵ الجزایر بوسیله صدام حسین آغاز شد. انقلاب نوپای ایران در عین حال که در داخل با پاک سازی نیروهای مسلح و جریان های سیاسی مختلف دست و پنجه نرم می کرد در سودای صدور انقلاب بود. کشمکش ها آن چنان بالا گرفت که در نهایت در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله گسترده نیروهای بعثی جنگ آغاز شد.

گرچه حدود هشت سال کشتار با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ به آتش بس منجر شد با این حال انگشت اتهام هر یک از طرفین به سمت دیگری بود؛ چه کسی آغازگر جنگ است؟ 

در این نوشتار قصد پرداختن به تاریخ جنگ یا نقش آفرینی گروه های مختلف را ندارم هدف نقد رویکرد سیاسی به وقایع تاریخی و اثرات شوم آن است. آن چه که مانع دیدن حقایق و طبعا آموختن از گذشته می شود و بجای کمک در ساخت آینده ای بهتر، ما را گرفتار گذشته کرده است.

 

سیطره نگرش سیاسی بر رویدادهای تاریخی

 مقوله اتخاذ رویکرد سیاسی نسبت به وقایع تاریخی به جنگ ایران و عراق محدود نمی شود کما اینکه از آن آغاز هم نشده است. به جرئت در چارچوب مقوله یادشده، کودتای ۲۸ مرداد 1332 و سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق، از مهم ترین رویدادهای تاریخی محسوب می شود.

آنچه که اکثریت مورخین در داخل و خارج کشور اعم از ایرانی و غیرایرانی از آن به کودتای نظامی یاد می کنند و در مقابل حامیان سلطنت پهلوی آن را قیام ملی می دانند. قابل تامل تر آنکه در زمان پهلوی نه فقط میدانی به نام میدان قیام ملی ۲۸ مرداد نام گذاری شده بود که حتی تمبر هم در یادبود آن چاپ کردند!

همین رویه نادیده انگاری حقایق تاریخی به انقلاب سال ۵۷ نیز کشیده شد. جایی که جز حامیان سلطنت، اکثریت قاطع، اگر نگوییم همه، پژوهشگران داخلی و خارجی از آن به انقلاب یاد می کنند، طرفداران و حامیان پهلوی آن را شورش ۵۷ می دانند.

حقیقت گریزی، از پرهیز از پذیرش وقوع کودتا تا وقوع انقلاب ثمرات ناگواری داشته است. شاید اگر دستگاه قدرت نسبت به کودتا ۲۸ مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق با نرمش و عقلانیت بیشتر برخورد می کرد جامعه در بغض فروخفته فرو نمی غلتید.

همین بغض رفته رفته به دشمنی تمام عیاری بدل شد که ریشه های سلطنت را ۲۵ سال بعد از دل خاک بیرون کشید و به تاریکخانه تاریخ انداخت. درخور توجه است که پهلوی دوم در یک مصاحبه تلویزیونی به صراحت عنوان می کند که پیام انقلاب ملت ایران را شنیده است با این حال پس از چهل سال هنوز هستند کسانی که صدای انقلاب به گوششان نرسیده است:

“من آگاهم که بنام جلوگیری از آشوب و هرج و مرج این امکان وجود دارد که اشتباهات گذشته و فشار اختناق تکرار شود. من آگاهم که ممکن است بعضی احساس کنند که بنام مصالح و پیشرفت مملکت و با ایجاد فشار این خطر وجود دارد که سازش نا مقدس فساد مالی و فساد سیاسی تکرار شود و اما من بنام پادشاه شما که سوگند خورده ام که تمامیت ارضی مملکت وحدت ملی و مذهب شیعه اثنی عشری را حفظ کنم، بار دیگر در برابر ملت ایران سوگند خود را تکرار می کنم و متعهد می شوم که خطاهای گذشته هرگز تکرار نشود، بلکه خطاها از هر جهت نیز جبران گردد. متعهد می شوم که پس از برقراری  نظم و آرامش در اسرع وقت یک دولت ملی برای آزادی های اساسی و انجام انتخابات آزاد، تعیین شود تا قانون اساسی که خونبهای انقلاب مشروطیت است بصورت کامل به مرحله اجرا در آید، من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم.”[1]

برغم آنکه کودتای ۲۸ مرداد و انقلاب ۵۷ دو نمونه بارز از چربش نگرش سیاسی بر نگرش تاریخی است، دست کم در میان حامیان سلطنت پهلوی، با این حال نباید از نظر دور داشت که اصل این مهم محدود به سلطنت طلبان دو آتشه نمی شود و در دیگر نحله های فکری هم چنین رویکردی قابل مشاهده است.

نمونه بارز این مهم جنگ هشت سال ایران و عراق و معرفی آغازگر این جنگ ویرانگر است. برغم تحقیقات نهادهای بین المللی و معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ، همچنان بخشی از هموطنان ما به جهت مخالف با جمهوری اسلامی، ایران را مسئول و آغازگر جنگ می دانند و در تایید صحبت های خود سخنرانی ها و موضع گیری ها آیت الله خمینی و دیگر مقامات نظام را شاهد مثال می آورند.

نویسنده منکر این موضع گیری ها نیست با این حال طرح چند پرسش ساده را ضروری می داند. نخست آنکه آیا موضع گیری یا سخنرانی های تند و آتشین رهبران سیاسی می تواند توجیهی برای حمله نظامی باشد؟ در آن صورت می توان استدلال کرد که نه فقط در گذشته که در حال حاضر مدام کشورهای مختلف می بایست به جهت سخنرانی ها و یا حتی تصمیمات اجرایی دولتمردان خود در جنگ و خونریزی باشند؟

آیا تنش بین دولت تهران و واشنگتن در طول این چهل سال کم بوده است؟ آیا تنش بین دولت پیونگ یانگ و واشنگتن نمی توانست عامل جنگی تمام عیار باشد؟ راقم این سطور به چند فاکتوره بودن مسایل اذعان دارد با این حال صرف سخنرانی یا موضع گیری را توجیهی برای عاملیت جنگ نمی داند کما اینکه تحقیقات مستقل بین المللی هم در نهایت عراق را آغازگر جنگ دانست و بر اساس اظهارات مقامات جمهوری اسلامی، ایران را مسئول جنگ معرفی نکرد.

پیکر یکی از شهدای غواص عملیات کربلای 4
پیکر یکی از شهدای غواص عملیات کربلای 4

مسئله دیگر اینکه بر اساس مستندات موجود ایران می تواند از عراق غرامت جنگی دریافت کند.[2] منتقدین یا به بیانی صریح تر مخالفین نظام اسلامی، به این نکته واقفند که با فرض مسئول بودن ایران می بایست غرامت هنگفتی به دولت عراق پرداخت کنیم؟ اساسا این غرامت می بایست از ثروت ملتی پرداخت شود که کشورش در همه ابعاد تحت تاثیر این جنگ ویرانگر قرار گرفته و حال نه فقط خسارتی دریافت نکرده است که می بایست به متجاوز غرامت هم بدهد؟!!

وقتی از شومی نگرش یا رویکرد سیاسی به وقایق تاریخی سخن می گوییم منظور دقیقا همین موارد یاد شده است. حال آنکه بدون اتخاذ رویکرد سیاسی نسبت به وقایع تاریخی، امکان اصلاح امور و تغییر فضای سیاسی کشور وجود داشته و دارد.

همین رویکرد به جهت آنکه آن طور که شایسته و بایسته بوده مورد نقد قرار نگرفته است، همچنان به حیات خود ادامه می دهد و در یکی از خطرناک ترین اشکال خود جمهوری اسلامی را آغازگر جنگ می داند بی آنکه توجه داشته باشد مسئول بودن جمهوری اسلامی یعنی پرداخت غرامت از ثروت ملت ایران.[3]



پانویس ها


[1]– نگاهي به مهم‌ترين سخنراني محمدرضا پهلوی www.asriran.com

[2]– سعید محمودی: خسارت ایران در جنگ با عراق حدود ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده شد    www.tarikhirani.ir

[3]– روشن است که چنین اظهار نظراتی موجب خدشه دار شدن اسناد بین المللی چون قطعنامه 598 که عراق را آغازگر جنگ می داند، نخواهد شد. آن چه مورد نقد نویسنده بوده است نگرش سیاسی نسبت به وقایع تاریخی بوده است نه نگرانی از بابت تغییر حقوق حقه ملت ایران.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.