تیتر اولفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

هویت ملی و حکومت پهلوی

درباره هویت ملی در ایران عصر پهلوی

یکی گیتی یکی یزدان پرستد // یکی پیدا یکی پنهان پرستد

یکی بودا و ان دیگر برهمن // دگر زان موسی چوپان پرستد

یکی از روی دستور اوستا // فروغ و خاور رخشان پرستد

گروهی پیرو وخشور تازی // حدیث و سنت و قرآن پرستد

اگر پرسی زکیش پورداوود // جوان پارسی ایران پرستد


بخشی از سروده ابراهیم پورداوود
پژوهشگران معاصر ایران، هوشنگ اتحاد، انتشارات فرهنگ معاصر، تهران 1379، چاپ اول، ص 24

زهرا ناگهی ترجمه و تلخیص: زهرا ناگهی

در قسمت سوم نوشتار “هویت ملی و خیزیش اجتماعی”، شکل گیری هویت ملی در ایران عصر پهلوی را مورد ارزیابی قرار می دهیم.

 

ظهور ملی‌گرایی دولتی در دوره‌ پهلوی 

دولت-ملت پهلوی مانند الگوی رایج در قرن بیستم بر اساس “خودستایی” پایه‌گذاری شد. آثار تاریخی ناسیونالیستی در این دوره ظهور کرد و تمرکز خود را از تأکید بر تداوم «تاریخ سنتی» به تداوم «تاریخ حقیقی» تغییر داد.

برای تحریر کتاب‌هایی در مورد تاریخ حقیقی ایران از دوران باستان تا مدرن، از اثر پیشگامانه‌ حسین پیرنیا در مورد تاریخ ایران باستان، کتاب عباس اقبال‌آشتیانی در مورد تاریخ ایران از ظهور اسلام تا سقوط قاجار و اثر عبداله رضی درمورد تاریخ ایران از زمان‌های باستان تا سال 1937 استفاده می شد.

این آثار به ایجاد هوشیاری جدید تاریخی در میان خوانندگان عام، کمک شایانی کرد. ابراهیم پورداوود پیشگام مطالعات اوستایی در ایران و طرفداران پرشور ملی ‌گرایی ایرانی بود، به همین نحو تأثیر زرتشت‌گرایی و فرهنگ قبل از اسلام را بر پیدایش تمدن اسلامی در ایران بررسی کرد. او اظهار کرد:”سرزمین ما، نژاد ما و زبان ما برای چندین هزار سال یکسان باقی‌مانده است.”

نباید از نظر دور داشت که پژوهشگرانی چون ایگناز گلدزیهر، ارنست هرتسفلد، ولادیمیر مینورسکی، برتولد اسپولر، ساموئل استرن در بازیابی و شکل گیری هویت ملی در ایران معاصر نقش قابل توجهی داشته اند.

اندیشه‌ ایران هخامنشی هرتسفلد به عنوام مفهومی جغرافیایی-سیاسی و به عنوان “امپراتوری آریایی‌ها” و همچنین اندیشه‌ او مبنی بر “ملت ایرانی” به معنای ترکیبی جغرافیایی و سیاسی در دوران هخامنشی، به عنوان چارچوب ایدئولوژی دولت پهلوی پذیرفته شد.

این اندیشه‌ها پایه و اساس آنچه را که الساندرو بوزانی “ملی ‌گرایی آریایی و هخامنشی جدید” می‌نامید، مطرح کرد. این تأکید بر 2500 سال امپراطور ایرانی به عنوان قطب اصلی هویت ایرانی از مفهوم وفاداری به پادشاهی ایران گرفته شده است. بر این اساس، هویت ایرانی برگرفته از حاکمیتی است که به صورت الهی مقدر شده است.

سلسله‌ پهلوی شعار معروف “خدا، شاه، میهن” را به عنوان بیان وفاداری ایرانیان به شاه و پادشاهی تصویب کرد و فضای زیادی برای مفهوم “حاکمیت ملت” باقی نگذاشت. علاوه بر این، چنین مفهومی از حاکمیت نمی‌تواند با اصول اساسی انقلاب مشروطه که اظهار می‌کند، “پادشاهی هدیه‌ای است که اراده‌ الهی بوسیله ملت آن را به شخص پادشاه اعطا می‌کند” سازگار باشد.

 

ملی گرایی در فرهنگ عصر پهلوی

تاریخ و زبان دو قاعده‌ مهم برای شکل‌گیری “ملی ‌گرایی حکومت” در عصر پهلوی بود. این دستور کار تاریخی شامل تاکید بر دوره‌ هخامنشی (همانطور که قبلا درباره‌ آن صحبت شد) و ترویج حفاری‌های باستان‌شناسی بوسیله باستان‌شناسان آمریکایی و اروپایی بود.

تاسیس موزه‌ باستان‌شناسی در تهران (موزه‌ ایران باستان) و ساخت بناهای عمومی با نقوش نمادین از دوره‌ هخامنشی، بخشی از این تلاش‌ها بود. علاوه بر این، در این دوره ملی ‌گرایی در موسیقی ایرانی ترویج شد. علی‌نقی وزیری و سید جواد بدیع‌زاده از چهره‌های اصلی این جنبش بودند.

وزیری آثاری را برای تهییج نسل جوان‌تر به منظور خدمت به ملت، خلق کرد. بدیع‌زاده، خواننده‌ای محبوب و آهنگسازی پرکار، اشعاری ملی سرود که گذشته و حال ایران را با شکوه جلوه می‌داد. این سروده‌ها در برلین ضبط شد و به صورت گسترده در بین طبقه متوسط روبه‌رشد که به گرامافون‌ دسترسی داشتند، منتشر شد.


از طرفی بر اساس سیاست های کلان، دولت درصدد حذف کلمات عربی و سایر زبان‌های خارجی از زبان فارسی برآمد. اندیشه‌ حذف کلمات عربی در نیمه دوم قرن نوزدهم بوسیله گروه کوچکی از روشنفکران ملی‌گرا آغاز شده بود. این تلاش‌ها زمانی که رضاشاه در سال 1934 از ترکیه بازدید کرد، آغاز شد، رضاشاه در این سفر دریافت که آتاتورک اقدامی مشابه را انجام داده است.

در این شرایط بود که فرهنگستان زبان ایران در سال 1935 در دوره‌ نخست‌وزیری فروغی، تاسیس شد. هدف این فرهنگستان جایگزین کردن کلمات فارسی به جای کلمات عربی بود. این فرهنگستان در طول شش سال فعالیت خود بیش از 3500 کلمه از جمله نام مکان‌ها را انتخاب کرد.

آکادمی زبان پس از یک مرحله‌ طولانی مسکوت ماندن که با استیضاح رضا شاه در سال 1941 شروع شد، در سال 1970 با صادق ‌کیا مجددا فعال شد. کیا شاگرد ذبیح‌ بهروز بود و مدافع پرشور و حرارت پاک‌سازی زبان فارسی از لغات عربی.

 

هویت ایرانی در عصر پهلوی

اصلی‌ترین بحث در مورد هویت ایرانی از دو هدف اصلی انقلاب مشروطه نشئت گرفته بود: شکل‌گیری دولت-ملت و توسعه‌ جامعه‌ مدنی که می‌تواند مردم را از رعیت به شهروند تبدیل کند. شاهان پهلوی معتقد بودند که نوسازی کشور مسیر را برای ایجاد جامعه‌ مدنی هموار می‌کند.

همچنین گروه بزرگی از روشنفکران، اندیشه‌ سلطنت 2500 ساله را به عنوان پایه و اساس هویت ملی ایرانی پذیرفتند. اعضای حزب رادیکال که علی‌اکبر داور موسس آن بود و گروهی از ایرانیان دارای تحصیلات غربی که باشگاه جوان ایران را زیر نظر علی‌اکبر سیاسی تشکیل دادند، دو مثال بارز از این روشنفکران بودند.

گروهی از فن‌سالارانی که در غرب تحصیل کرده بودند خود را وقف پیشرفت و شکوفایی ایران کرده بودند و در دهه 1960 با سازمان برنامه‌ریزی، بانک مرکزی و وزارت اقتصاد به عنوان پایه و اساس رشد سریع اقتصادی و مدرن‌سازی کشور، همکاری کردند.

دومین گروه روشنفکران، توسعه‌ جامعه‌ مدنی را به عنوان پیش‌شرط شکل‌گیری هویت ملی می‌دانستند. آن ها بر عقاید ملی گرایانه و آزادی‌خواهانه تاکید کردند و به همین نحوی ملی گرا شناخته می شدند. اصلی‌ترین طرفداران این سبک از هویت ملی در اواسط قرن بیستم شامل جبهه‌ ملی، ائتلاف سست سازمان‌های مختلف (به رهبری محمد مصدق) با عقاید متفاوت از راست‌گرا تا چپ‌گرا بود.

سومین گروه مفهوم حمایت دولتی از هویت ملی را به چالش کشیدند. این گروه‌ها اغلب تمایل دارند تا مسئله‌ هویت جمعی ایرانی را از منظر “ملی” آن تغییر دهند؛ آن ها فقط درباره‌ ملیت ایرانی صحبت نکردند بلکه در مورد مردمان ایرانی که از ملیت‌های مختلف تشکیل شده‌ بودند نیز صحبت به میان آوردند.

ایران برای آن ها کشوری چندملیتی است که طبق تعریف حق اقلیت‌های قومی برای خودمختاری باید به رسمیت شناخته شود. دیدگاه چپ‌گرا تحت تاثیر تاسیس اتحادیه جمهوری‌های شوروی و شکل‌گیری هویت جمعی مردم جمهوری‌های جنوبی در قفقاز و آسیای مرکزی از اوایل دهه‌ 1920 تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در 1989 بود.

درحالی که سیاست داخلی اتحاد جماهیر شوروی به طور مداوم احساسات ملی را در جمهوری‌های سوسیالیستی سرکوب می‌کرد و سازمان تبلیغاتی آن جنبش‌های تجزیه طلبانه در کشورهای دیگر را تقویت می‌کرد. تجلی این سیاست شکل‌گیری جمهوری‌های آذربایجان و کردستان با کمک ارتش سرخ در سال‌های 46-1945 در غرب و شمال غرب ایران بود.

مفهوم چهارم هویت ملی ایرانی مفهومی مذهبی است. آیت‌الله مرتضی مطهری، علی شریعتی و مهدی بازرگان جزء اصلی‌ترین حامیان هویت مذهبی-ملی ایرانی بودند. ملی گرایی میانه و صلح‌آمیز مطهری منجر به همکاری و پیوندهای اجتماعی در بین مردمی شد که با هویت ملی ایرانی-اسلامی سازگار بودند.

شریعتی ملت و ملیت را در رابطه با فرهنگ تعریف می کرد و معتقد بود که رابطه‌ای تنگاتنگ بین این اصطلاحات و مذهب وجود دارد. در حقیقت در طول 14 قرن اخیر، دو تاریخ اسلام و ایران چنان با یکدیگر یکپارچه شده‌اند که جستجوی هویت ایرانی بدون اسلام یا هویت اسلامی بدون حضور ایرانی، امکان‌پذیر نیست.

از نظر شریعتی دو عنصر ایران و اسلام، سازنده‌ هویت ایرانی است. بازرگان در اظهار نظری گفته بود: “انکار هویت ایرانی و در نظر گرفتن ملی‌گرایی غیردینی بخشی از جنبش ضدایرانی و کار ضد انقلابیون است.”

مهندس بازرگان
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن