جامعهمسایل اجتماعی

این ما نیستیم؟

درباره چیستی جامعه ایران با نگاهی به حادثه برخورد چند شهروند با کودک زباله گرد

“این ماییم.
همینقدر بامزه، همینقدر خوش خنده، همینقدر دور از رحم و انسانیت. چی شد که فکر کردیم لایق حال و روزی بهتر یا حکمرانانی شایسته تر هستیم. شل کنیم. همه چی مان به همه چی مان می آید. پی نوشت: بازداشت شد”

پست اینستاگرامی امیرمهدی ژوله

سپهر ساغری نویسنده: سپهر ساغری

در چند سال اخیر و با گسترش محبوبیت شبکه های اجتماعی بویژه اینستاگرام در بین ما ایرانیان، بازار انتشار فیلم و عکس از این و آن، بیش از گذشته داغ شد. ما ایرانیان نیز که سخت به دخالت در امور دیگری دل بسته و گرفتاریم، هیجان زده از فرصت پیش آمده ساعت ها در فضای مجازی زندگی دیگران را رصد می کنیم؛ از خورد و خوراک تا پوشاک، لوازم منزل یا روابط افراد. در این بین کم نبودند حوادث نیک و بدی که از همین طریق موجب برانگیختن عواطف عامه یا موضع گیری مقامات شده باشند.

یکی از جدیدترین و البته پر سروصداترین آن ها فیلمی کوتاه از رفتار تاسف برانگیز چند جوان در قبال کودکی است که پایش را گرفته و در سطح زباله می اندازند و … در این مختصر قصد ندارم تا به نقد فقر اقتصادی یا فقر فرهنگی بپردازم که دیگرانی بهتر از من چنین کرده اند. هدف آن است که باور دو جریان مرسوم، که از ایشان به شبه روشنفکری یاد می کنم، مورد نقد قرار دهم. جریان نخست عموما در کلام خود از عباراتی چون “ما ملت بدی هستیم” ،”لیاقت ما همین است” یا “این کشور درست بشو نیست” استفاده می کند. نمونه بارز این طرز تفکر در موضع گیری امیرمهدی ژوله قابل مشاهده است.[1]

جریان دوم کسانی هستند که عموما آنچه به خوبی یا بزرگی افراد یا “آدم حسابی ها” یاد می کنند، به عنوان نماینده حقیقی جامعه ایران و آینه تمام نمای چیستی ایرانی اعتقاد دارند. نمونه آشکار چنین رویکردی در صفحه ای موسوم به “آدم حسابی ها” قابل ملاحظه است. جریان اول و دوم تضاد آشکار عقیدتی دارند که در موضع گیری اخیر صفحه آدم حسابی ها قابل رویت است:

 متاسفانه آقای ژوله در صفحشون ویدئویی از چند جوان که دارن به ناحسابی ترین شکل ممکن یک کودک کار رو آزار میدن بازنشر کردن و زیرش نوشتن: این ماییم، همه چیمان به همه چیمان می آید”

خواستم خدمتشون عرض کنم که خیر. جناب ژوله این ما نیستیم. ما اینی هستیم که در استوری های این صفحه می بینید. اون چیزی که شما بازنشر کردید نمونه ای کمیاب و استثنا از تنزل انسانیت در این جامعست که به این صورت نمود پیدا کرده. البته انکار نمی کنم که هست ولی تعمیم آن به همه مردم ایران با جمله “این ماییم” رو صحیح نمی دونم. جناب ژوله، همین پست رو ورق بزنید تا ببینید ما چه هستیم و که هستیم. اینستاگرامم از صبح چند بارهنگ کرده از این تعداد پیام مهرورزی هموطنان نازنینم. در ضمن از عزیزان دلم تمنا دارم پیام جدیدی نفرستید تا دوباره فراخوان #مهرورزی بدم. سپاس.

 

 

جریان نخست؛ این کشور درست نخواهد شد

از نوع نگارش امیرمهدی ژوله و “تعمیم” رفتار یک عده به جمعیت یک ملت و همچنین “نگاه گزینشی” صفحه آدم حسابی ها، به نظر می رسد هر دو جریان چندان با مباحث مرتبط با علوم انسانی و بویژه جامعه شناسی میانه ای ندارند. در حقیقت واژگان و نوع عبارات و تحلیل هایی که ارایه می دهند عمدتا عوام پسند است تا ارایه یک تحلیل علمی. به عنوان نمونه جانور نامیدن این شهروندان که خود ثمره عینی از آسیب های اجتماعی موجود در جامعه ما هستند، موجب ترفیع مقام نظریه پردازان خواهد شد؟[2]

طرح این مسئله که جامعه ایران لیاقت شرایط بهتری را ندارد به چه معنا است؟ آیا می توان با مطالعه تاریخ پرخشونت ژاپن به این نتیجه رسید که ایشان لایق دموکراسی نبودند؟ با این تفاسیر چه رخ داده است که ژاپنی ها یکی از ملل مترقی دنیای حاضرند؟ تاریخ آمریکا مملو از جداسازی های نژادی است و ستمکاری بی حد و حصری است که قلم از بیان آن شرم دارد.

زمانی در ایالات متحده آبخوری سفیدپوستان و رنگین پوستان جدا بود. چه شد که یک سیاه پوست به ریاست جمهوری این کشور می رسد؟ با تحقیر خویشتن و سردادن ناامیدی؟ آیا نباید از خود بپرسیم که چگونه اروپا از دوره هایی چون تاریکی قرون وسطی و دو جنگ جهانی ویرانگر به چنین جایگاهی در عرصه بین الملل رسیده است؟ چه می شود که تعصب مذهبی، فاشیسم و نژادپرستی از جامعه رخت برمی بندد و جای خود را به مدارا، نوع دوستی و تسامح می دهد؟

آیا می توان پذیرفت که ملل مترقی دنیا که روزی به مراتب گرفتارتر از مای ایرانی بودند، شایستگی و لیاقت زندگی بهتر را نداشتند؟ چاره کار پاشیدن گرده ناامیدی است یا دعوت به مطالعه آنچه دیگر کشورهای بلازده دنیا تجربه کرده و از آن عبور کرده اند؟ گوشه نشینی و نظریه پردازی آن هم عموما متکی بر رای شخصی و نه بررسی علمی، می تواند منجر به رفع مشکلات جامعه گردد؟

جداسازی رنگین پوستان در ایالات متحده
جداسازی رنگین پوستان در ایالات متحده

جریان دوم؛ این ما نیستیم!

این جریان عموما بر چهره ها و بزرگان علم و ادب ایرانی تاکید دارد و معتقد است حقیقت جامعه ایران را باید در ایشان جستجو کرد و موارد معدودی از لغزش ها و بدی ها نمی تواند معرف کیستی ملت ایران باشد. با این حال می توان عنوان کرد اگر این ما نیستیم پس مای ایرانی کیست؟ به عنوان نمونه می توان پرسید: نگاه باورمندان به رویکرد “آدم حسابی بودن”[3] نسبت به رفتار نادرست چند شهروند چه بوده است؟ پخش تصاویر ایشان بدون درنظر گرفتن این مهم که این افراد می بایست پس از طی مراحل قانونی و تحمل محکومیت خود به جامعه بازگردند، چه معنایی دارد؟

در این مدت از چه الفاظی برای نام بردن شهروندان خطاکار استفاده شده است؟ آیا می توان مسایل اجتماعی را با تحقیر یا حذف مرتفع نمود؟ اساسا نگرش و رفتار ما شهروندان ایرانی نسبت به یکدیگر چگونه است؟ 25 میلیون و ۴۱۲ هزار خانه که تنها ۲۲ میلیون و ۸۳۰ هزار واحد آن دارای سکنه است؛ نتیجه می‌شود ۲.۵۸ میلیون خانه خالی که البته باید ۲.۱ میلیون مسکن نیمه‌خالی عمدتا به عنوان خانه‌های ویلایی دوم را هم به آن اضافه کرد که حداقل شش ماه سال بلااستفاده است. چیزی که نهایتا با آن مواجه می‌شویم ۴.۷ میلیون خانه مازاد و حدود ۹۱ میلیارد دلار عدم بهره‌وری اقتصادی است.[4] این در حالی است که حدود 19 میلیون بدمسکن در کشور داریم.[5]

بدمسکنی در ایران
بدمسکنی در ایران

در حوزه بهداشت در سال گذشته خیرین سلامت حدود 7 هزار میلیارد تومان به سیستم بهداشت و درمان کشور کمک کرده اند با این حال تمایل چندانی از سوی ایشان جهت سرمایه گذاری در استارتاپ های حوزه سلامت وجود ندارد! در حقیقت حل ریشه ای مشکلات که از طریق کارآفرینی قابل دستیابی است چندان محلی از اعراب ندارد اما پرداخت های نقدی و یا ساخت درمانگاه در مناطقی که با کمترین پرسنل یا بعضا بدون وجود پرسنل متخصص تاسیس می شود همچنان اولویت است.

پر واضح است که بخش قابل توجهی از صاحبین سرمایه و بزرگان قوم نیز هزینه کم فیگور روشنفکری یا سادگی حضور در عرصه خیریه را بر ریسک کارآفرینی و تغییر اجتماعی ترجیح داده اند.[6] با این حال این فقدان شناخت، اولویت بندی و مدیریت درست را کار خیر می نامیم![7]

بر همین منوال می توان به کمک های بی حساب و کتاب و موازی کاری های صورت گرفته در کمک رسانی به مردم مصیبت دیده کرمانشاه یا آذربایجان و … اشاره کرد و پرسید چه دست آوردی داشته است؟ کم نبودند شهروندانی که بدون علم به سطح آسیب ها، اولویت بندی نیازها، شناخت جاده های کوهستانی و … در نقش مدیر بحران وارد میدان عمل شدند.

با این حال باید پرسید مگر می شود برای یک بیمار همزمان چند پزشک نسخه تجویز کنند؟ این رفتار ما نه فقط مدیریت بحران نبود و نیست که خود بحرانی بر بحران های موجود افزود. شوربختانه خروجی این غلیان احساسات و به حاشیه رفتن عقل و درایت آن می شود که یک خانواده چند کانکس تهیه کند و خانواده دیگر بی نصیب بماند. در جایی دسترسی به آب مناسب باشد اما میزان شیرخشک یا پتو اندک!

 

 

چاره چیست؟

در حقیقت نه رویکرد “قابل اصلاح نیستیم” و نه رویکرد “این ما نیستیم” نمی تواند گره گشا باشد. اولی جز فیگور روشنفکری گرفتن آن هم در حدود پست های شبکه های اجتماعی یا فضل فروشی های دورهمی های دوستانه نیست و دومی جز غفلت و چشم پوشی بر معایب عدیده ما ایرانیان ثمره ای نداشته و نخواهند داشت. در حقیقت نباید خود را چون دیگران (مشخصا همه جای دنیا) بدانیم و با تکیه بر کلی گویی “همه جا خوب و بد هست” خود را به خواب غفلت بزنیم نه آنکه خود را غیرقابل اصلاح بدانیم.

در حقیقت اگر همه جا نیک و بد وجود دارد در آن صورت می توان پذیرفت شرایط زیستی در سوئد یا دانمارک با آنچه در عراق یا ایران می گذرد یکسان است؟ نحوه صف ایستادن ما ایرانیان، باورمان به استقلال شخصیتی، تنوع عقیدتی و … قابل مقایسه با مردم ژاپن یا آلمان است؟ آیا رفتار ما با طبیعت، زنان و کودکان با آنچه در فنلاند یا کانادا می گذرد قابل مقایسه است؟

نیاز جامعه ایرانی به نگرشی علمی و بررسی دور از حب و بغض مسایل اجتماعی غیرقابل انکار است. گمشده ای که می تواند  ضمن کمک به ما ایرانیان نسبت به شناخت خود زمینه لازم برای برون رفت از وضعیت موجود را فراهم آورد. به بیانی دیگر نه ناامیدی که طرح دقیق مسئله، تحلیل همه جوانب امر، بررسی تاریخ توسعه دیگر ملل، تلاش برای بومی سازی مقوله توسعه و نه تغییر مفاهیم و بنیان های عقیدتی آن، می تواند راهگشا باشد و نه تکیه بر نظریه پردازی هایی که عموما فاقد مبنای علمی اند و موجب فروغلتیدن در روزمرگی می شوند.

 

پانویس ها


[1]– صرفا جهت نزدیک شدن ذهن مخاطب به مفهوم مورد نظر، به موضع گیری آقای ژوله و همچنین صفحه آدم حسابی ها در ادامه اشاره کرده ام. جای شک نیست که غرض شخصی کردن بحث نبوده و نیست.

[2]– حجت الاسلام محمدرضا زائری در رابطه با حادثه مذکور می نویسد: پیشاپیش به‌خاطر انتشار این ویدئو از همه عذرخواهی می‌کنم! این روز‌های ایران را ببینید! آن‌قدر جسور و بی‌حیا شده‌اند. آن‌قدر شکم‌هایشان از حرام پر شده است و آن‌قدر آدم‌بودن باور غلط‌شان شده، «مردم» را به حساب که نمی‌آورند هیچ، … فتأمل… پی‌نوشت: یک؛ کاش خبر دستگیری این دو جانور زودتر رسانه‌ای شود. دو؛ کاش پسرک را پیدا کنند و انسانیت را مجددا برایش معنا! سه؛ پسرک‌ها و دخترک‌های «کار»، «بدسرپرست» و «فقیر» اطراف‌مان زیادند. اگر کمکشان نکنیم و دستشان را نگیریم با این دو چه تفاوتی داریم؟

[3]– پرواضح است که اساسا تقسیم جامعه به دو بخش آدم حسابی و ناحسابی خود نیز محل تامل است.

[4]– وجود ۹۱میلیارد دلار خانه بی‌استفاده در ایران!  www.eghtesadonline.com

[5]– ۱۹ میلیون بد مسکن در کشور داریم/ بازسازی ۱۳۴۴ محله فرسوده کشور ظرف مدت ۵ سال/ ۶ برابر سرمایه مردم وام می‌دهیم. www.ana.ir

[6]– آشکار است که هدف نویسنده زیرسوال بردن این مهم نیست با این حال نمی توان نادیده گرفت که توانمندسازی و تاکید بر کارآفرینی موید بهبود و توسعه خواهد بود و نه اصرار بر حضور در امور خیریه نظیر پرداخت نقدی یا ساختن بیمارستان و مانند این بدون توجه به ضرورت حضور عوامل انسانی.

[7]– خیرین سلامت هفت هزار میلیارد تومان به بخش درمان کمک کردند  www.irna.ir

برچسب ها
جشنواره" هنر برای همه"

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن