تیتر اولجامعهشماره ی جدیدمسایل اجتماعی

در برابر یک پرسش

درباره کنشگری در جامعه ایران

رئیس مرکز ترافیک پلیس راهور از ترافیک سنگین جاده چالوس و در محدوده تونل کندوان خبر داد! واقعیت این است که خدا در و تخته را جور کرده این دولت لیاقت این ملت و این ملت لیاقت این دولت هستند و این ماییم که در اقلیت هستیم نه آن ها!
پست اینستاگرامی دکتر سیامک قاسمی
مدیر عامل موسسه مطالعات اقتصادی بامداد

سپهر ساغری نویسنده: سپهر ساغری

“لیاقت این ملت همین است”، “مردم ایران لایق دموکراسی نیستند”، “این کشور درست شدنی نیست” و … به این جملات انواع و اقسام دشنام ها و کنایه ها به مقامات کشوری و لشکری رژیم های جمهوری اسلامی، پهلوی، قاجار و … را هم می توان افزود.

آن چه گفته شد در حقیقت بن مایه اندیشه و رفتار اکثریت کسانی است که از ایشان به عنوان فعال مدنی، اجتماعی و … می توان یاد کرد. یا بهتر است بگویم چنین در فرهنگ ما پذیرفته شده است که گله کردن از اوضاع و ناسزا به دستگاه قدرت گفتن نشانه دلسوزی، فعالیت مستمر اجتماعی و در یک کلام نقش آفرینی به عنوان یک شهروند آگاه است.

نمونه ای از این طرز تفکر را در آغاز این نوشتار مشاهده فرمودید. سیامک قاسمی دکتری کسب و کار دارد و مدیرعامل موسسه مطالعات اقتصادی بامداد است. با ایشان در اینستاگرام در ارتباطم و از مطالبشان می آموزم. این نکته را گفتم که از ابتدای امر روشن و صریح بگویم بازنشر پست اینستاگرامی دکتر قاسمی نباید حمل بر ترور شخصیت ایشان یا فروکاستن پدیده ای اجتماعی به امری شخصی تلقی کرد. با این توضیح ضروری وارد بحث می شوم. شاید مهم ترین پرسشی که در برابر هر یک از ما شهروندان این کشور قرار دارد این مهم باشد: برای کشورمان چه کرده ایم؟

 

تلقی از کنشگری در ایران

به باور نویسنده اکثریت قریب به اتفاق جامعه ایران به اسارت در روزمرگی عادت کرده اند. ایشان باور دارند که در یک حلقه محدود از دوستان می بایست مورد تایید قرار گیرند و با دیگران که البته غیرخودی هستند، به اصطلاح کاری نداشته باشند. به بیانی روشن تر پست در اینستاگرام و لینکدین درج می کنیم و حلقه دوستان و آشنایان، جدا از درستی یا نادرستی نظرمان، آن را لایک می کنند و یا به اشتراک می گذارند. قویا به آنچه گفته ایم معتقدیم و نظر مخالف آن را برنمی تابیم.

این نوع نگرش رابطه ما را با دیگرانی که چون ما نمی اندیشند تنظیم می کند. در این رویکرد “ما و آن ها” معنا می یابد. به همین جهت نه فقط جناب قاسمی که بسیاری دیگر چنین فرمایش می کنند: این ماییم که در اقلیت هستیم و نه آن ها !با این حال پرسش دیگری قابل طرح است؛ آن ها کیستند؟ آن ها بخشی از مردم ایران محسوب می شود یا خیر؟ در اکثریت اند و صاحب قدرت یا اقلیت محسوب می شوند؟

اساسا اکثریت مفهومی کمی است یا کیفی؟ قدرت دست اقلیت است یا اکثریت؟ تا به امروز انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری در سال ۹۶ دست کم یکی از بالاترین میزان مشارکت های مردمی را به خود اختصاص داده است. از رای ۲۴ میلیونی به کاندیدای مورد حمایت جریان اصلاحات نمی توانیم بگوییم اکثریت در ایران به دنبال اصلاحات هستند؟ با این تفاسیر چه اراده ای در میان است که مانع اصلاحات در کشور شده است؟

آیا می توانیم همه ایرادات و موانع موجود را به پای دستگاه قدرت و بویژه جناح نزدیک به آن بنویسیم؟ اندیشه و رفتار اصلاحات و نزدیکانش اعم از نزدیکان حکومتی و غیرحکومتی آن، نیازمند بازنگری نیستند؟ منظور از نزدیکان غیرحکومتی دقیقا مردم کوچه و بازار و شهروندانی است که بعضا مخالف رژیم مستقر هستند با این حال در انتخابات عموما رای خود را برای اصلاحات به صندوق می ریزند.

با این توضیح می توانیم بپرسیم در شرایط گوناگون و بویژه بحرانی، نقش آفرینی حامیان تغییر در کشور چگونه بوده است؟ به عنوان نمونه چه تعداد از خوانندگان و تهیه کنندگان در این مدت که جامعه گرفتار بحران کرونا و قرنطینه شده اند، کنسرت مجازی برگزار کرده اند؟

عرض راقم این سطور الزاما رایگان بودن چنین رویدادهایی نیست. بلکه با تخفیف هم می توان موجب سرگرمی و حضور پررنگ مردم فرضا در کنسرت مجازی شد. ممکن است مطرح شود در داخل کشور انجام چنین کاری مقدور نیست. می پرسم چه تعداد از ایرانیان خارج کشور که خود را عاشق و شیدای ایران و ایرانی می خوانند، دست به چنین اقدامی زده اند؟

لغو کنسرت ها و در حقیقت به تعویق انداختن آن، معنی روشنی دارد. در همه حال اصل درآمدزایی پابرجاست و بر همه چیز اولویت. چه تعداد از تحصیلکردگان ما در داخل و خارج کشور در سمت استادی دانشگاه مشغول تدریس اند؟

از این خیل عزیزان مجرب و دانشمند چه تعداد دانش و تجربه خود را فرضا از طریق اینترنت در اختیار هموطنان قرار داده اند؟ گرچه نباید اقداماتی شبیه تدریس اینستاگرامی دکتر علیرضا فیض بخش و یا فعالیت های درخور توجه معاونت آموزشی دانشگاه صنعتی شریف را از نظر دور داشت با این حال می پرسم این دست اقدامات چه میزان در سطح کشور گستردگی دارد؟


کسب و کارهای نوین یا همان استارتاپ ها که انتظار می رود طرحی نو دراندازند، چه میزان برخلاف اسلاف سنتی خود در شرایط بحرانی بجای تعدیل نیرو به سمت تعدیل هزینه های بازاریابی، تغییر مدل کسب و کار و … گام برداشتند؟

علی بابا و تعدیل نیروعرض نویسنده شخصی نیست اما جا دارد بپرسیم علی بابا و … نمی توانستند و یا نمی بایست در روزهایی که آرامش، ولو نسبی، حاکم بود در اندیشه توریسم مجازی می بودند؟ توریسم مجازی در شرایط فعلی کشور نمی توانست زمینه را نه فقط برای حفظ نیروها که حتی جذب نیروی جدید و توسعه کسب و کار فراهم آورد؟

اساسا توریسم مجازی نمی توانست بر بهبود روحیه عمومی تاثیر بگذارد؟ از خود بپرسیم در حالی که با توجه به میزان جمعیت از زمره کشورهایی هستیم که بیشترین تعداد دانشگاه را در جهان داریم، چه میزان دسترسی به آموزش رایگان وجود دارد؟


چه تعداد از بزرگان قوم برغم برخوردار بودن در اندیشه راه اندازی یک پلتفرم آموزشی رایگان بوده یا هستند؟ چرا از انواع روش های رانتی و نادرست در کشور فیلم ساخته می شود اما به روش جمع سپاری و با همکاری و مشارکت مستقیم مردم چنین اتفاقی رخ نمی دهد؟

چرا ورزش زنان مورد توجه بدنه جامعه و البته حمایت صاحبین سرمایه نیست؟ نباید از خود بپرسیم تلقی ما از اصلاحات چیست؟ نبابد در خود نظر کنیم که برای دستیابی به این مهم چه اقدامی عینی انجام داده ایم؟ طرح این مهم که در کشور خرافات وجود دارد مهم و ضروری است اما نبابد بپرسیم چرا فرضا نشریه شناخته شده ای در این زمینه نداریم؟

چرا جامعه پزشکی صرفا از باور به طب اسلامی و مانند این گله مند است و خود اقدامی جهت نزدیکی با مردم انجام نمی دهد؟ به بیانی روشن تر صرفا ایراد گرفتن به طب اسلامی می تواند کمک کننده باشد یا همکاری با مهندسین و بکارگیری فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی جهت بهبود امر تشخیص و کاهش هزینه ها؟

گرچه نباید از نظر دور داشت که رویکرد سلبی مختص جامعه پزشکی نیست و در همه اقشار و اصناف دیده می شود. در حقیقت می توان گفت بیش از آن که نگرانی بابت مصالح جمعی وجود داشته باشد دلمشغولی بابت منافع صنفی و جناحی محل توجه است!

با این تفاسیر باید پرسید وقتی بزرگان قوم و اهل اندیشه دلسوزی بابت این آب و خاک ندارند، چه جای گله می ماند؟ به باور “ما”، “آن ها” مرتجع اند، عامل عقب ماندگی کشورند و همه نواقص ریشه در اندیشه و رفتار ایشان دارد. با این حال نباید “ما”ی مدعی روشنفکری کارنامه خود را ارزیابی کند؟

برچسب ها

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید