جامعهمسایل اجتماعی

چو فردا شود فکر فردا کنیم

درباره ی روزمرگی در جامعه ایران و بی توجهی به مسایل کلان اجتماعی

تو رو خدا

دیگه آقا اینجا آب نمی خواد

اینجا پتو نمی خواد

اینجا خوردنی نمی خواد

کانکس می خواد

سقف می خواد

این مرد این زن بالا سرش سقف لازم داره

سقفش بساز

خونه اش بساز

باید کشید به دادگاه اون کسی که باعث شده این جوری بشه

من وکیل وصی نمی خوام برای حرف زدن

خودم بلدم حرف بزنم!

استقلال و پرسپولیس قرار بود امسال بخاطر تخلفات مالی خودشون در جام باشگاه های آسیا شرکت نکنند. 100 میلیارد تومان کمک شد که رفتن تو مسابقات شرکت کردند. پس پول هست!

100 میلیارد تومان آیا شهر عوض نمی کرد؟ یک کانکس سه میلیون تومن قیمتش هست. کانکس نمی تونستی براش بسازی؟

عصبانیت شدید جواد خیابانی در کرمانشاه

www.aparat.com

نویسنده

سپهر ساغری

“صد سال به از این سال ها”، “ان شالله سال خوبی باشه برای شما”، “همیشه سلامت باشید” و … بخشی از معروف ترین عباراتی است که در آغاز سال نو می شنویم. با این حال و برغم تکرار مداوم آن به نظر می رسد شرایط زندگی، هر سال نه فقط بهتر از سال پیش نشده است که در مواردی بدتر هم شده است.

چرا ما ایرانیان در لفظ آرزوی بهترین ها را داریم اما در عمل وضعمان نابسامان است؟ آیا طرح مسایلی چون نفرین شدن این سرزمین مبنای عقلایی دارد؟ آیا می توان همه کاستی های کشور را به گردن دخالت بیگانگان نسبت داد؟

بهتر نیست بجای پرداختن به مسایل این چنینی به اندیشه و رفتار خود بیشتر بیاندیشیم؟ به عنوان نمونه آیا ما مردم دوراندیشی هستیم؟ آیا ما ایرانیان چه در سطح زندگی خرد و چه در سطح زندگی کلان و اجتماعی، برنامه ای داریم؟

چه میزان از این برنامه اجرا می شود؟ چه میزان به فردا یا آینده ای مبهم موکول می کنیم؟ چه تعداد از ما شهروندان این کشور نگرش عقلایی و نه احساسی را اولویت قرار می دهیم؟ چه تعداد باور داریم”علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد؟”[1]

 

تقابل احساس و اندیشه در فرهنگ ایرانی

پس از زلزله کرمانشاه بسیاری از شهروندان به اشکال مختلف تلاش کردند تا از مشکلات و مصائب هموطنان خود در غرب کشور بکاهند. با این حال بسیاری از پرسش ها و نقدها به رفتار جامعه مدنی و چهره هایی چون علی دایی و صادق زیباکلام، تحت شعاع نقد به دولت قرار گرفت.

علی دایی
علی دایی

توجه به این مهم که هجوم شهروندان با ماشین شخصی موجب راه بندان در جاده های غرب کشور شده بود. جایی که مردم عامل بودند و نه دستگاه قدرت به تنهایی.

جالب آنکه جواد خیابانی در یک گزارش میدانی از کمک ۱۰۰ میلیاردی دولت به دو باشگاه پرسپولیس و استقلال گفت و به این مسئله نقد داشت که چرا کانکس برای شهروندان کرمانشاهی تهیه نشده است.

راقم این سطور معتقد است که پیامد نگرش غیراجتماعی و جوزدگی عمومی، راه بندان جاده های صعب العبور خواهد بود. چون هر یک از مثلا فعالین اجتماعی تنها به نقش شخصی خود و نه پیامد آن اندیشیده بودند.

در همین راستا بدنه جامعه با حساسیتی غیرقابل وصف شرایط دو باشگاه استقلال و پرسپولیس را دنبال می کند. در این شرایط دور از انتظار است که دستگاه قدرت بیش از 100 میلیارد به این دو باشگاه کمک نقدی نماید؟

ممکن است در ذهن مخاطب محترم این پرسش پدید آید که نویسنده ناکارآمدی دستگاه قدرت را نادیده گرفته و همه تقصیرات را به گردن بدنه جامعه انداخته است.

باید گفت جدا از نقش غیرقابل انکار دستگاه قدرت و بویژه نهادی چون دولت در رسیدگی به حوادث این چنینی، که نمونه بارز آن در سازمان مدیریت بحران کل کشور قابل مشاهده است، بدنه جامعه نیز در پدید آمدن شرایط کنونی دخل و تصرف دارد.

به بیانی دیگر نمی شود نقش مردم در راه بندان، افزایش تقاضا در خرید کانکس و به تبع آن افزایش قیمت این محصول، اولویت های پرانتقاد نظیر توجه بیش از حد به فوتبال آن هم در سطح باشگاهی را نادیده گرفت.

از طرفی نمی بایست آن هنگام که چهل میلیون شهروند پای صندوق رای می روند و ۲۴ میلیون نفر به یک جریان سیاسی رای می دهند، کباده علم و ادب بکشند و در موارد کاستی و کژی همان دولت به یک باره خود را مبرا از هر گونه مسئولیت بدانند.

باید پرسید آیا در زمان برگزاری انتخابات از کاندیدای محترم برنامه ای مطالبه شد یا بر اساس “تکرار” رییس جمهور اسبق و توصیه چند چهره متنفذ آرای خود را به صندوق ریختند؟

جدا از نحوه شرکت در انتخابات و اساسا تلقی بدنه جامعه از انتخابات، تشکل و تحزب، وجود رسانه های مستقل و غیرانحصاری و … می توانیم روزمرگی و خوش باشی جامعه را در طول سال مشاهده کنیم.

در اینکه بخشی از جامعه به شدت گرفتار مشکلات اقتصادی است و در تهیه نان شب هم به نهادهای مختلف چون کمیته امداد، بهزیستی و … نیازمندند تردیدی نیست اما بخش دیگری از جامعه ایران به وضوح ترجیح می دهد با غرق شدن در خوشی های آنی، می خواری و هم نشینی با جنس مخالف و امثال آن از یک طرف و تنها دستگاه قدرت را مقصر دانستن، ردای مسئولیت را از دوش خود بردارد.

نویسنده متوجه محدودیت های اجتماعی متعدد، آن هم در کشوری جوان اذعا دارد اما پاسخ جامعه به مشکلات موجود را درست نمی داند. از این رو منکر و نافی لذایذ زندگی نیست اما می پرسد چرا باید همه فکر و ذکر کسانی که توانمندی یا مهارتی دارند محدود به خوشگذرانی باشد؟

چرا نباید در سبک زندگی خود تجدید نظر کنیم؟ چرا نمی بایست بین کار، خوش گذرانی و مسئولیت اجتماعی تعادلی ایجاد کنیم؟ تا کی قرار است همه مشکلات را به گردن حکومت بیاندازیم و سه هزار سال تاریخ توسعه نیافتگی کشور را در چند ثانیه توجیح کنیم؟

راقم این سطور می خواهد بداند که وقتی در دانشگاه صنعتی شریف یا امیرکبیر فرزندان این سرزمین پهبادها یا ربات های کمک رسان طراحی کردند، جدا از دستگاه قدرت، بدنه جامعه نظیر خبرنگاران، صاحبین سرمایه و حتی توده مردم چه می کردند؟

شبکه چهار
شبکه چهار

چگونه است که ازدواج و طلاق فلان بازیگر در چشم برهم زدنی دست به دست می چرخد، اما اخبار مرتبط به اختراعات و تلاش شبانه روزی کارآفرینان کشور خریداری ندارد؟

این به گرده حکومت است که در همین چارچوب پر نقص فعلی، شبکه چهار صدا و سیما شاید به اندازه یکی از مسابقه های بخت آزمایی شبکه های دیگر مخاطب ندارد؟ اساسا باید پرسید نگاه ریشه ای، مسئولیت پذیری، نقش آفرینی و برنامه ریزی برای آینده جایگاهی در فرهنگ عمومی ما ایرانیان دارد یا معتقدیم چو فردا شود فکر فردا کنیم؟

 

 

پانویس ها


[1]– علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد // دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز // وگرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست

سعدی، مواعظ، قطعات   www.ganjoor.net

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.