شعر پارسیفرهنگ ایرانیفرهنگ و هنر

بر بال سخن

درباره ی زندگی و زمانه سعدی به مناسبت اردیبهشت زادروز استاد سخن

بنى آدم اعضای یک پیکرند // که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوى به درد آورد روزگار // دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی // نشاید که نامت نهند آدمی

سعدی، گلستان ، باب اول در سیرت پادشاهان

مترجم

پرستو محمدی

آثارش در میان پارسی زبانان از محبوبیت خاصی برخوردار است. نکته سنجی، ظرافت ادبی و صراحت از خصوصیات قلم استاد سخن، سعدی است. نخستین روز اردیبهشت ماه روز بزرگداشت سعدی است. به همین مناسبت به زندگی و زمانه ی او می پردازیم.[1]

نام و کنیه سعدی

ابومحمد مشرف الدین مصلح بن عبدالله بن مشرف شیرازی، شاعر و نویسنده ایرانی[2] به عنوان یکی از بزرگ ترین چهره های ادبیات پارسی شناخته می شود. از زندگی سعدی اطلاعات موثق چندانی بجا نمانده است. حتی منابع دست اول هم در جزئیات مهمی متفاوت اند. با وجود اینکه نوشته های خود سعدی مخصوصا بوستان و گلستان شامل بسیاری از یادداشت هایی است که به نظر می آید مربوط به شرح حال خود او  هستند، تعداد قابل توجهی از این موارد از نظر تاریخی نامحتمل به نظر می رسند و احتمالا جنبه داستانی دارند.

در مورد نام سعدی نیز اختلاف نظر وجود دارد. برای مثال براون[3] به یک دست نوشته قدیمی رجوع می کند[4] و نام شاعر را به عنوان مشرف الدین بن مصلح الدین عبدالله ذکر می کند. بیشتر محققان غربی مثل آربری[5]، ریپکا[6] و دیویس[7] قسمت عبدالله نام خانوادگی سعدی را ابوعبدالله مشرف الدین بن مصلح عنوان کرده اند.

چنین ابهامی درباره اسم مستعار سعدی وجود ندارد. این اسم حکم امضای او را در همه غزل هایش دارد (تخلص).[8] شکی نیست که این اسم بر اساس خدمات سعدی به اتابکان فارس بوده است که در بیشتر زندگی او بر شیراز حکومت می کردند. از آنجایی که دو نفر از اعضای این سلسله “سعد” نام داشتند، ابن الفواتی اسم مستعار شاعر را در حسن ارتباطات سعدی با سعد بن ابی بکر می داند. اما این نسبت مشکلاتی را از نظر ترتیب زمانی ایجاد می کند و سعدی باید زمانی که اولین بار فرصت ملاقات سعد جوان را داشته است، 50 ساله بوده باشد و بعید به نظر می رسد که او نوشتن صدها غزل را که دربر دارنده اسم مستعار او است، درست بعد از این زمان آغاز کرده باشد.

احتمالا منابع دیگر در این مورد قابل اعتمادترند. دولتشاه سمرقندی[9] بیان می کند که سعدی اسم مستعار خود را به خاطر خدمت پدرش در دربار پدربزرگ سعدبن ابی بکر، سعد بن زنگی، گرفته است. با این وجود سعدی خودش هنوز یک نوجوان بود وقتی که سعد بن زنگی در سال 1226 دیده از جهان فروبست. زرین کوب[10] معتقد است سعد اسم موسس آن سلسله است و این اسم مستعار نشان دهنده وفاداری شاعر به همه اعضای خاندان سلطنتی است.

 

سعدی؛ شاعر زندگی

بدون شک سعدی سالیان درازی در شیراز نبوده است. او در طول این دوره بسیار سفر کرد و تعداد زیادی از داستان های اول شخص وی احتمالا ارتباطی با زندگی واقعی شاعر داشته است. به عنوان یک هنرمند ادبی سعدی نیاز به خلق یک روایت داستانی دارد که مناسب اهداف او است.

با تجربه، جایز الخطا، عاقل، جهان دیده و متعهد به ارزش های بنیادین مشخص که خود را به عنوان یک هنرمند در داستان هایش قرار داده است. با این حال این یک اشتباه است که زندگی شاعر را خیلی نزدیک به شخصیت ادبی او در نظر بگیریم. همانطور که زرین کوب می گوید پدر سعدی یک سایه فاقد نام در آثار او است اما نه این که بدون وزن باشد.

او آشکارا برای آموزش اولیه پسرش مسئول بوده است و به او درس هایی در رابطه با صبر داده است که در سرتاسر زندگی با شاعر باقی مانده است. اما مرگ او سعدی را یتیم کرد. احتمالا سعدی در حدود سال های 1223خ یا 1224خ که سعدبن زنگی به وسیله سلطان غیاث الدین پیر شاه از قدرت کنار گذاشته شد، در حالیکه هنوز نوجوان بود شهر محل زندگی اش را جهت تحصیل در مدرسه نظامیه بغداد ترک کرد. کاتوزیان[11] بعد از یک ارزیابی دقیق نتیجه می گیرد که احتمال دارد سعدی از عراق، سوریه، فلسطین و شبه جزیره عربستان دیدن کرده باشد اما غیر محتمل است که او به شرق، خراسان، هند یا کاشغر سفر کرده باشد.

زمانی که سعدی حوالی سال 1257خ  بعد از یک مسافرت سی ساله به شیراز بازگشت شاعری مشهور و مورد عزت و احترام بوده است. شهرتی که باید بر اساس جریان گسترده غزل های استادانه ی او بوده باشد. سعدی در یک قصیده کوتاه، درباره ثبات اخلاقی و موفقیت های ابوبکر بن سعد می گوید که او را به بازگشتش به شیراز تشویق کرده است.

با این حال سلسله اتابکان فارس[12] تا زمان بازگشت شاعر به مدت طولانی دوام نداشته است. ابوبکر در سال 1260خ درگذشت و پسر بزرگ او سعدبن ابی بکر هم درست دوازده سال بعد از آن دیده از جهان فروبست.  سعدی که هم عصر مغولان بوده است نمی توانسته وضعیت سلطه مستقیم ایشان را با روی باز پذیرفته باشد.

در همین راستا او دو قصیده به عربی و به فارسی سروده است؛ در یک مورد در سوگ مرگ آخرین خلیفه عباسی، المستعصم بالله در طی یغمای بغداد بوسیله ی مغول و در سروده ی دیگر اظهار تاسف برای سقوط خلافت. با این وجود سعدی شعری برای یادبود انتقال قدرت از سلجوقیان به مغولان سرود. در مجموع در آثار جمع آوری شده او اشعار بسیار زیادی است که هم به فرمانروایان مغول و هم به فرمانروایان ایرانی تقدیم شده است.

آرامگاه سعدی
آرامگاه سعدی

درون مایه اشعار سعدی

سعدی در یکی از پر حادثه ترین دوران تاریخ آسیا و خاورمیانه زندگی کرده است؛ گسترش و تثبیت قدرت مغولان، نابودی مراکز فرهنگ و تمدن، تغییرات گسترده در نهادهای سیاسی و موج عظیم مهاجرت. سعدی با چالش های دوره خودش با مهارت و ثبات رو به رو شده است. مهارت او در زبان و ادبیات به وی اجازه می دهد که از یک شهر به شهر دیگر برود و در درون و بیرون مساجد، بازارها و کاخ ها با مردم به گفتگو بپردازد.

او به پویایی و تحرک اجتماعی اش حتی بعد از ساکن شدن در شیراز هم ادامه داده است. آثار سعدی نشان می دهد که او در ارتباط منظم با دوایر حکومتی شهر بوده است اما هرگز به شکل رسمی، آشکارا به دربار نپیوسته و علی رغم نفوذ، مقام و دسترسی به ثروت در یک خانقاه ساکن شده است.

این شرایط کمک می کند که وسعت نظر و تنوع دنیایی را که او در سروده ها و نوشته هایش ترسیم کرده از کاخ های نخبگان تا زندگی خیابانی در بین افراد فقیر را در نظر بگیریم. کنایه، شوخ طبعی و توصیه به صدقه و دستگیری از مردم، تعهد به ارزش های انسانی بویژه در ارتباط با رنج دیگران (مخصوصا آن هایی که کمتر مصونیت دارند) آگاهی از شکنندگی زندگی و اعتقاد به تسویه حساب اخلاقی (حسابرسی) چه در زندگی دنیوی و چه در زندگی اخروی، اغلب در نوشته های او یافت می شوند.

اگرچه سعدی آخرین روزهای زندگی اش را در شیراز گذراند، اشعار و شهرت او در سرتاسر دنیا حتی به مناطقی که احتمالا شخصا هرگز از آن ها دیدن نکرده بود هم سفر کرده اند. در هند اشعار غنایی او تاثیر مهمی روی دو تن از بزرگان شعر دهلی در اواخر قرن 12 و اوایل قرن 13 داشته است؛ امیر خسرو دهلوی و حسن سجزی دهلوی.  

در آناتولی سیف الدین محمد فرغانی[13] نه تنها گلستان سعدی را به ترکی ترجمه کرد بلکه چندین قصیده فارسی را هم به افتخار او سرود و تعدادی از نمونه اشعارش را برای سعدی فرستاد. سعدی چند سال بعد از دنیا رفت. منابع قدیمی تر تاریخ مرگ او را در محدوده 1291خ تا 1299خ ذکر کرده اند.

سعید نفیسی[14] در یک بررسی دقیق تر نتیجه می گیرد که سعدی در 27ام ذی الحجه 691ه.ق درگذشته است. در کتاب های جدیدتر چون تذکره الشعرای دولتشاه سمرقندی و نفحات الانس جامی روی سال691 توافق وجود دارد اما این اتفاق را در ماه شوال تعیین کرده اند. قدیمی ترین ثبت معتبر موجود “تاریخ گزیده” (نوشته شده در سال1330) بوسیله ی حمدالله مستوفی است و بر اساس این ثبت و سایر منابع قرن چهاردهم، یک سال زودتر را عنوان می کنند.

 

پانویس ها


[1]– مقاله حاضر ترجمه و تلخیصی است از    SAʿDI  www.iranicaonline.org

[2]-B.shiraz,ca.1210;d.shiraz,d.1291 or 1292

[3]-E.G.Browne

[4]-BL.india office library md pers.876.dated 728/1328

[5]-A.J.Arberry

[6]-J.Rypka

[7]– R.Davis

[8]– Gazal,q.v.

[9]– شاعر و تذکره نویس خراسانی در قرن 9 هجری

[10]– A.Zarrinkub, pp.66-67

[11]– H.Katuzian

[12]– گروهی از ترکمنان بودند که در سده ششم در فارس به قدرت رسیدند

[13]– شاعر در قرن 7 و 8 هجری

[14]– ادیب، مورخ و نویسنده معاصر

Save

Save

برچسب ها

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن مسدودکننده تبلیغات از ما حمایت کنید