جامعهمسایل اجتماعی

حریم عادت

درباره ی مقوله ی عادت در جامعه ی ایرانی

آنکه عادت کرده است خود را همیشه در آیینه بنگرد، همواره زشتی اش را از یاد می برد. آدمی حتی یک لحظه زشتیِ تغییر ناپذیری را برنمی تابد. یا آن را فراموش می کند یا در همه ی موارد انکارش می کند.

فردریش نیچه

نویسنده

نسیم داودی پناه

«عادت» نامی است که ما به راحتی روی برخی از رفتارهای خود می نهیم و با توجیه آن، آشکارا یا پنهان ادامه می دهیم. اما گاهی بدون آن که به عادت شدگی رفتاری حتی نزد خود معترف باشیم، توان خروج از انجام آن را نداریم. موضوع این مقاله کنکاش در چرایی عادت به سیگار کشیدن، پر خوری و یا صبح به صبح حمام کردن و مانند آن نیست بلکه بحث در مورد شکل گیری نادرست چارچوبی در ذهن و ماندن در حاشیه به اصطلاح امن عادت است.

 

عادت چیست؟

ریشه ی واژه ی مورد بحث، «عاد» به معنای بازگشت و برگشت می باشد و کلماتی همچون عید، عادت و عودت از آن گرفته شده است. در فرهنگ نامه فارسی معین ذیل واژه عادت آمده است: «آنچه شخص به آن خو بگیرد؛ مألوف؛ عادتی که بخشی از رفتار همیشگی فرد شده باشد…» این تعابیر، همان تعاریفی است که همگی از آن آگاهند اما گاهی این مضمون چنان پیچیده و پنهان در ناخودآگاه می خزد و بروز می کند که سخت می توان باور کرد عادت باشد.

روان شناسان معتقدند: «عادت یک راه کم و بیش ثابت تفکر، خواهش ها یا احساساتی است که از طریق تکرار قبلی یک تجربه ذهنی حاصل شده است»[1]. به عبارت دیگر شخص نه می خواهد و نه می تواند از عادات نهفته ی خویش دست بردارد زیرا وحشت زده می شود و این ترس، او را مجددا به نقطه ی پیشین باز می گرداند.

جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، مملو از افرادی است که از وضعیت زندگیشان گلایه دارند به غیر قابل تحمل بودنش معترفند اما در کمال شگفتی، حتی وقتی شرایط جدیدی برای خروج از شکل زندگی پیشینشان ایجاد می شود، قادر به ترک آن موقعیت نیستند.

گویی عامل بازدارنده ی قدرتمندی آنان را به بازگشت وادار می سازد. این عامل نیرومند همان حاشیه ی امنی است که گمان می کنند در دست دارند. فرضا فردی که از شغل نامناسب خویش گلایه می کند اما حاضر نیست از کار و محیطش جدا شود. یا شخصی که از رفتار خشونت آمیز و غیر اخلاقی همسرش شکایت می کند ولی در نهایت می گوید به این دست از رفتارهایش عادت کرده است!

به طور غریزی هیچ انسانی آگاهانه به ترس و اضطراب نزدیک نمی شود و از امور ناشناخته که به آن آگاه نیست، روی می گرداند. این خصیصه سبب می شود انسان برای خود حریمی امن بسازد تا در آن حس ناخوشایند ترس و نا امنی ورود نکند. بسیاری از عادات روزمره و یا حتی عادات قومی، ملی و مذهبی نیز برای شخص حاشیه ی امن ایجاد می کند به طوری که او بدون آگاهی از وجود عادت، در مسیری مدور و تکراری مدام گشت می زند و حاضر به خروج از آن نیست.

چنین شخصی به حداقل های زندگی و امکانات جامعه اش خوگرفته و در آن حیطه حس آرامش می کند. به عبارتی دیگر، افزون خواهی و تغییر برای او برابر است با خروج از این حاشیه که در آن دنیایی تاریک، وهمناک و ناآشنا انتظارش را می کشد. بنابراین عادت هر قدر هم که باعث محدودیت و تکرار در زندگی اش باشد، به جزیی از روند و شیوه ی لاینفک حیاتش تبدیل می گردد که گریزی از آن برایش نیست. «خصیصه های یک رفتار خودکار عبارتند از: کار آمدی، بی اطلاعی از رفتار و نیت داشتن و غیر قابل کنترل بودن.»[2]

 

عادت؛ تلاشش برای حفظ وضع موجود

 متأسفانه این گونه از عادت می تواند به مسائل همگانی و گسترده تری در جامعه نیز تسری یابد. به عنوان مثال مردمی که به آلودگی هوا، گرانی، بی نظمی و آشفتگی در امور، عدم کیفیت مواد غذایی و دروغ گفتن و دروغ شنیدن عادت کرده و به آن خوگرفته اند، تنها به علت ترس و وحشت از مسئله ای ناشناخته که ممکن است جریان و روند همیشگی زندگیشان را به خطر بیاندازد، حاضر به تغییر وضعیت و خروج از این روند تکراری نمی شوند. ذهن آنان به ایشان هشدار می دهد برای ادامه ی حیاط نباید پا را فراتر از این روند همیشگی گذاشت و چه بسا تغییر عامل شرایطی ناگوارتر گردد.

 این هشدار، فرد را دچار اضطراب و ترسی می گرداند که ماندن و بودن در وضعیت کنونی را به تغییر و جایگزینی ترجیح می دهد. اگر بخواهیم از منظری دیگر به مسئله ی عادت بپردازیم می توان به نمونه ای خاص اشاره کرد که گریبان گیر گروهی از توانیابان کشورمان شده است.

برخی از آنان برای آموزش گرفتن، هر روز در مرکز آموزشی بهزیستی خزانه[3] دور هم جمع می شوند. معماری و نقشه ی درونی این ساختمان به گونه ای است که کلاس ها در راهروهایی پیچ در پیچ و زیگزاگ قرار دارند و یا سرویس بهداشتی و آبخوری در انتهای دالانی بلند تعبیه شده است. تمامی توانیابان نابینا در بدو ورود به این ساختمان، به علت نقشه ی نامناسبش دچار مشکل شده اند اما پس از مدتی بدون اینکه دیگر به نقشه ی پر اشکال محیطشان فکر کنند، بسیار عادی و راحت در آن فضا حرکت می کنند.

گویی عادت کرده و دیگر نگران این مسئله نیستند. در واقع می توان گفت آنان به نقشه ی نامناسبی که در ذهنشان شکل گرفته است خو کرده اند نه به نقشه ی نادرست بیرونی. اما بخش دردناک ماجرا آنجا است که توده ی مردم این خوگرفتن اجباری و عادت غلط ذهنی آنان را که به واسطه ی اشتباهات معماری و شهرسازی بر آنان تحمیل شده است، جزیی از مهارت و توانمدیشان تلقی می کنند!

بررسی این نمونه خاص نشان می دهد عادت امری است که از بیرون به ذهن شخص تحمیل می گردد و پس از گذشت زمان، این بار فرد تصورات و باورهای یخ زده ی ذهن خویش را به دنیای بیرون بازمی تاباند به گونه ای که هیچ راه جایگزین و تازه ای در آن راه نمی یابد.

قربانی کردن
قربانی کردن

این فسردگی و انجماد فکری و رفتاری را می توان در برخی از آیین ها و فرهنگ های دیرین نیز یافت. «در جوامع ابتدایی قربانی با انگیزه های گوناگون شکل می گرفت. برخی از این انگیزه ها عبارت بودند از: ستایش و سپاسگزاری از خدایان، التماس و درخواست از خدایان، جلب رضایت و فرو نشاندن خشم خدایان، کفاره گناهان، رستگاری در دنیای دیگر، همسفره شدن با خدایان، پیش گویی و پیش بینی حوادث آینده و تبرک مجالس. البته گاهی این چند انگیزه یا همه ی آن ها در یک قربانی جمع می شد.»[4]

در واقع جوامع بشری برای گریز از رویدادی ناخوشایند و نامبارک، دست به قربانی می زدند و گاهی تا آنجا پیش می رفتند که حاضر به ریختن خون یک انسان، چه فرزند و چه برده می شدند و اگر بخواهیم از منظر «عادت» این باور را کنکاش کنیم، درمی یابیم انسان به علت هراس از دست دادن و یا به دست نیاوردن، توان تخطی از چنین آیین هایی را نداشته و همواره در این ساحت دور زده است.

کما اینکه همچنان نیز درگیر این عادات است و هنوز خون حیوان قربانی را به چرخ ماشین خریداری شده اش می مالد! او به عنوان یک انسان که در فرهنگی خاص رشد کرده است، عادت دارد چنین کند و اگر وی را از این کار بازدارند، حس ترس، واهمه و دل نگرانی به او دست خواهد داد. این مهم در طولانی مدت می تواند لطمه های سنگینی را در رشد فرد موجب شود و شخص را در موقعیتی ثابت که از پویایی، نواندیشی و کشف عاری است، قرار دهد. چنین موقعیت ایستایی ناشی از عادات، باعث ترس و اضطراب و گاهی انزوا طلبی می گردد که همگی نشانه ی رشد نیافتگی است.

 

رهایی از عادت

لیندن فیلد در کتاب خود هفت راه برای رهایی از عادات برمی شمرد و انجام این هفت روش را، راهی به سوی رشد یافتگی و اعتماد به نفس می خواند:

  1. باور به امکان تغییر؛ باید معتقد باشیم که تغییر امکان پذیر است
  2. انگیزه؛ باید خودمان بخواهیم که تغییر کنیم
  3. بینش؛ باید شناخت لازم را نسبت به خود و رفتارمان به دست بیاوریم
  4. اهداف؛ باید مطمئن باشیم این اهداف واقعی و از آن خودمان است
  5. تمرین؛ باید وقت و انرژی زیادی را برای تمرین رفتارهای جدید صرف کنیم
  6. حمایت؛ باید تشویق شویم
  7. پاداش؛ باید قادر به درک سودمندی و فایده ی این کار دشوار باشیم.[5]

به نظر می رسد اصلی ترین گام های ایجاد تغییر و خروج از عادات، همان بینش یا آگاهی، انگیزه و خواست باشد. آگاهی و بینش شاه کلید تغییر، پویایی و شادابی است. آگاهی پیش نیاز اراده است.  مادامی که انسان از روند نادرست خویش آگاه نشود و علت انس و وابستگی به مجموعه ای از اندیشه و رفتارهای خویش را به سطح خودآگاه نکشاند، قادر به تغییر نخواهد بود.

پایه های اراده و انگیزه ی قوی در آگاهی ریشه دارد و انسانی که به واسطه ی بینش بتواند انجماد نقشه ی ذهنی اش را در هم شکند، قادر است بر مرکب اراده نشسته و از دنیای عادات و مألوفاتش خارج شود و با کنار گذاشتن ترس و اضطراب، پای به سرزمین ایده و اعمال نوین گذارد. در نتیجه می توان با قاطعیت گفت یک سری از عادات و حاشیه های به اصطلاح امن آدمی، تنها ضعف و هراس و ایستایی به بار می آورد و بینش و اراده، باعث رشد و پویایی می گردد و از آن جایی که افراد جامعه را تشکیل می دهند، جامعه نیز از عقب ماندگی، محدودیت و اکتفا به داشته ها رهایی می یابد.

پانویس ها


[1]– Andrews, B. R. (1098). Habit. Americaf Journal of Psychology, 14(2), 121-149.

[2]– Hull, c. L. (1943). Principles of behavior: An introduction to behavior theory. New York: Appleton-Century-Crofts.

[3]– مجتمع بهزیستی نابینایان خزانه به توانیابان خدمات آموزشی ارایه می کند.

[4]– Henningr, Ibid, p. 549.

[5]– لیندن فیلد، گیل، اعتماد به نفس برتر- گام هایی ساده برای اعتماد به نفس، مترجمان: حمید اصغری پور- نگار اصغری پور، انتشارات جوانه رشد، چاپ دوم، 1383.

Save

Save

Save

Save

Save

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.