جامعهمحیط زیست

نئومرکانتیلیسم در کمین طبیعت ایران

درباره ی نقش و تاثیر مرکانتیلیسم بر محیط زیست ایران

براساس اعلام مسئولان آبفای اصفهان کارخانه فولاد مبارکه این شهر به عنوان بزرگ ترین کارخانه فولاد کشور سال گذشته 27 میلیون متر مکعب آب مصرف کرده است و این در شرایطی است که آب مصرفی در شهر اصفهان 476 میلیون متر مکعب بوده است. مقایسه این دو عدد نشان می دهد که کارخانه فولاد مبارکه به تنهایی به اندازه 5,6 درصد در مقایسه با آب کل شهر مصرف دارد. البته در این بین نکته ظریف ولی بسیار مهمی هم وجود دارد و آن نقش کارخانه فولاد مبارکه در اقتصاد شهر اصفهان، اشتغال و… است. اما موضوع مهمی که به اعتقاد کارشناسان وجود دارد این است که از همان ابتدا موقعیت سنجی که برای راه اندازی کارخانه فولاد مبارکه در اصفهان صورت گرفته اشتباه بوده است و این کارخانه باید در یکی از شهرهای جنوبی کشور و در ساحل خلیج فارس احداث می شده است تا برای تامین آب کارخانه مشکلی وجود نداشته باشد.

کارخانه فولاد مبارکه 27 میلیون متر مکعب از آب زاینده را می بلعد  www.khabaronline.ir

 

نویسنده

پویا اشکانی

مرکانتیلیسم از جانب مورخان و اقتصاددان ها، دکترین اقتصادی حاکم بر اروپای دوران رنسانس و اروپا در آغاز راه مدرن خود معرفی  می شود. دکترینی که به اعتقاد بسیاری، انگیزه جنگ های متعددی گشته و پدیدآورنده ی اصطلاحات سیاسی چون امپریالیسم و استعمار بوده است.

در مرکانتیلیسم، هدف شکوفایی اقتصاد یک ملت به قیمت بیشینه کردن صادرات آن ملت و کاهش واردات در اقتصاد ملی است. بنابراین منابع طبیعی در چشم تئوری پردازان مرکانتیلیست چیزی بیش از مواد خامی که باید در راستای ثروت اندوزی ملل پیروز تغییر شکل دهند، نبوده و نیست. در این مختصر به نقش و خطر چنین نگرشی در جامعه ی ایران خواهیم پرداخت.

پیدایش مرکانتیلیسم

همانطور که ذکر شد مرکانتیلیسم بر افزایش صادرات و تجمع طلا و پول در دستان دولت ملی تمرکز می کند در حالی که با واردات به ویژه واردات کالاهای تولید شده (مصنوعات) سخت گیرانه برخورد می کند. اگر بخواهیم دو نمونه از سخت گیری های مرکانتیلیستی در خصوص واردات را نشان دهیم می توانیم به وضع تعرفه های سنگین گمرک بر کالاهای وارداتی و  ممنوع شدن تجارت سرزمین های مستعمره با دولت هایی غیر از دولت-ملت استعمار کننده اشاره کنیم.

اگرچه قول مشهور این است که دوران مرکانتیلیسم با خاتمه ی قرن هجدهم میلادی و ظهور سیستم اقتصادی سرمایه داری به پایان رسیده است اما به باور برخی مفسران هنوز جنبه هایی از نگاه مرکانتیلیستی بر سیاست های اقتصادی دولت ها حاکم است و سیستم مرکانتایل به شکل حقوق فردی در اقتصاد کشورهای صنعتی به اجرا گذاشته می شود.

با همه ی این اوصاف، تشکیک در درست بودن تفکر مرکانتیلیست ها از همان اواخر قرن هجدهم و با نام افراد تاثیر گذاری چون هیوم و آدام اسمیت آغاز شد و تا به امروز این نوع نگاه به اقتصاد ملت ها، منتقدان قدرتمندی از جبهه بندی های مختلف سیاسی و اقتصادی دارد؛

از لیبرال ها گرفته تا سوسیالیست ها. آدام اسمیت اقتصاددان شهیر اسکاتلندی و نویسنده ی کتاب مشهور ثروت ملل، کلاسیک ترین منتقد تفکر مرکانتایل از وجه اقتصادی بوده است. نکته ی اصلی که اسمیت با آن استدلالش علیه اندیشه مرکانتایل را سازماندهی می کرد بعدها بوسیله ی اقتصاددان تاثیر گذار دیگری که خود متاثر از اسمیت بود تئوریزه شد[1] و آن نکته چیزی نبود جز ارزش نسبی.[2]

برای درک کلیت ارزش نسبی باید بدانیم که برخلاف تبلیغات مرکانتیلیست ها، ملل دنیا برای اینکه ثروتمند باشند نیازی ندارند تا تمام کالاها و مصنوعات جهان را خود تولید کنند و حتی برای آن ها به صرفه نیست که چنین کنند! بلکه این تجارت آزاد است که می تواند منافع آن ها را تامین کند.

به عنوان مثالی ابتدایی مشخص است که سوئیس ظرفیت طبیعی لازم برای تولید برخی محصولات کشاورزی مانند موز، قهوه، چای و یا برنج را ندارد. البته با صرف هزینه و خرید برخی تکنولوژی های روز می تواند به تولید این محصولات اقدام کند اما هزینه ای که بابت تولید آن ها صرف می کند بسیار سنگین است. بنابراین ارزش نسبی تولید این محصولات در سرزمین خودی کمتر از خرید این محصولات از سرزمین های دیگر است.

 

طبیعت ایران زیر آوارهای مرکانتیلیستی

شعار سال 97 خورشیدی که بهارش را سپری کردیم، حمایت از کالای ایرانی است. اگرچه در حق برخی از کالاهای ایرانی از جانب مردم و حتی سیاست گذاران اجحاف های نابخشودنی شده است و بی دلیل، بدون پشتوانه رها شده اند تا به محاق فراموشی سپرده شوند.

با این حال دوستداران طبیعت کم نظیر و استثنایی ایران باید بدانند که اتفاقا دلیل برخی وجوه بحران خطرناک و مهیب زیست محیطی که دامن گیر این فلات کهن سال و سرزمین های وابسته اش گشته برخی اصرارهای نادرست بر رونق تولیداتی با ارزش نسبی کم است.

 ما به عنوان دوستداران طبیعت ایران باید نگران برداشت ناصحیح از این شعار سال باشیم. کما اینکه تا به امروز هم تفکر مرکانتیلیستی کم بلای جان طبیعت بی نظیر ایران و زیست مندانش نشده است. همه ما ایرانیان حتی اگر چندان دیوانه ی طبیعت و محیط زیست نباشیم با مرگ تدریجی زاینده رود* آشنایی داریم.

صنعت فولاد و مصرف آب
صنعت فولاد و مصرف آب

بد نیست توجه کنیم که زاینده رود کهن سالی که جریان آبش سال ها و سده ها زینت بخش شهر اصفهان و تغذیه کننده طبیعت منطقه بوده، با بحران افزایش تقاضای آب مواجه شد. گسترش ناموجه کشاورزی در حوضه آبریز این رودخانه و موقعیت سنجی نادرست برای گسترش صنایعی که تقاضای زیادی برای مصرف آب دارند مانند فولاد مبارکه، ذوب آهن، پتروشیمی و … در نهایت باعث شد که دخل و خرج مسیل های این رودخانه با هم نخواند و بستر پل های تاریخی شهر اصفهان از نعمت نوازش جریان های آب زاگرسی محروم شود.

با این وصف آیا وظیفه یک وطن دوست و یا طرفدار محیط زیست این است که به حکم شعار سال از این تولیدات طبیعت کش در استان کم آب اصفهان حمایت کند؟ آیا بهتر نیست سیاست گذاری های ما در منطقه ای مانند اصفهان بر گسترش توریسم و انرژی ها نو مانند انرژی خورشیدی باشد تا گسترش صنایع و کشاورزی که آب کم یاب منطقه را غارت می کنند؟[3]

نگارنده البته در جایگاه موقعیت سنجی اقتصادی نیست و نسبت دادن مزیت نسبی برای تولیدات کشاورزی و صنعتی در کشور چند اقلیم ما کار بسیار پیچیده ای است که نیاز به بودجه ی کلان  و برنامه ای سنجیده دارد اما چیزی که تقریبا به قطع می توان گفت غایب بودن فاکتور ارزش نسبی در ذهنیت سیاست گذاران اقتصادی کشور است.

سیاست گذاران با اصرار بر خودکفایی در محصولاتی که به لحاظ طبیعی و اقلیمی حداقل با منطقه ی هدف سازگاری ندارند باعث اضمحلال چشم اندازهای طبیعی بسیاری شده اند و خشکیدگی تالاب ها، دریاچه ها و فصلی شدن رودهای دائمی چون زاینده رود تنها نمونه هایی از عوارض این ندید گرفتن ارزش نسبی در حمایت از تولیدات نابجای داخلی هستند.

شاید شهری بندری در کنار دریاهای جنوبی ایران به نسبت اصفهان کم آب، جای مناسب تری برای صنایع پرمصرفی چون ذوب آهن و فولاد مبارکه باشد آن هم با مصرف آب شیرین یخچال های زاگرس، تا مشکل تامین آب چندان به شهروندان آسیب نزند و تبعات زیست محیطی کمتری داشته باشد.

سوال اینجا است اگر مزیت نسبی در معادلات سیاست گذاران اقتصادی کشور عاملی تعیین کننده است چرا با نمونه هایی چون سد گتوند و یا گسترش کشاورزی در حوزه آبریز زاینده رود مواجه هستیم که به شکستی سهمگین و بی نتیجه منجر می شوند؟ به طوری که سیاست گذاران مزبور، ناچار به اذعان به این شکست ها می شوند.[4]

مزیت نسبی زیست محیطی

میهن دوستان واقعی اگر به راستی دغدغه ی ایران را دارند باید توجه کنند که بدون در نظر گرفتن ارزش نسبی برای تولیدات و نگاه مرکانتیلیستی داشتن به مقولاتی چون خودکفایی، افزایش تولید و ثروت ملی تنها زمینه های ورشستگی بیشتر طبیعت ایران را فراهم می کنند و به بحران زیست محیطی مهیبی که هم تنوع زیستی و هم شهروندان کشور را تهدید می کند، دامن می زنند.

حقیقت این است که پایداری زیست محیطی چشم اندازهای طبیعی، باید فاکتوری مهم در محاسبه ی ارزش نسبی برای تولیدات باشد و ما باید به این درجه از هوشمندی برسیم که تولیداتی که شیره ی جان طبیعت ایران را می مکند کنار بگذاریم. در غیر این صورت باید با ناآرامی ها و منازعات روزر افزون دست و پنجه نرم کنیم یا منفعل، نظاره گر انحطاط طبیعت استثنایی ایران و تمدن وابسته به آن باشیم.

پانویس


[1]– دیوید ریکاردو اقتصاددان انگلیسی که در خانواده ای با تبار یهودی-پرتغالی متولد شده و از مذهب یهودی روی گردانده بود.

[2]-Comparative advantage

[3]– کارخانه فولاد مبارکه 27 میلیون متر مکعب از آب زاینده را می بلعد   www.khabaronline.ir                

[4]– برای نمونه نگاه کنید به این اعتراف تلخ رییس جهاد کشاورزی اصفهان: نابودی 100 هزار هکتار از اراضی کشاورزی استان اصفهان www.isna.ir

*رودخانه ای افسانه ای که از زاگرس جنوبی سرچشمه می گرفت؛ کویر خشک مرکزی ایران را تغذیه می کرد و شهر تاریخی اصفهان را در دامان خود پرورانده است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.