جامعهمسایل اجتماعی

اصلاحات در دیگری

در رابطه با تعریف اصلاحات در جامعه ی ایران قسمت دوم

بنا بر اظهار حسین عظیمی آرانی، جامعه ی ایران چه در دوره ی پهلوی دوم و چه اکنون برای توسعه فرهنگی و ایجاد فرهنگ گفتگو محور که شرط لازم برای توسعه ی سیاسی جامعه ایران بوده و هست، حداقل باید سه استراتژی اصلی در این زمینه را با جدیت پیگیری نموده و منابع انسانی و فرهنگی لازم برای تحقق حرکت در این مسیرها را تامین نماید: تخصیص منابع کافی به جنبه های پرورشی به ویژه در مدارس ابتدایی و راهنمایی، تامین نیازهای اساسی زندگی و حیات اکثریت آحاد جامعه و الگوسازی فرهنگی مناسب.

 

نویسنده

سپهر ساغری

در قسمت پیشین بحث پیرامون نگرش جامعه ایران نسبت به اصلاحات را آغاز نمودیم. در قسمت دوم نویسنده قصد دارد جدا از صف بندی های سیاسی و عقیدتی، ساخت فکری و رفتاری جامعه ایران در مورد اصلاحات را مورد بررسی قرار دهد.

 

مردم و حکومت؛ شبیه یا متفاوت؟

نقد اندیشه و رفتار بدنه جامعه ایران، بیش از همه به این جهت حایز اهمیت است که کمتر کسی در حوادث گوناگون سیاسی اجتماعی کشور، بدنه جامعه را نقد کرده است و تقریبا بیراه نیست بگوییم فقط نوک پیکان انتقادات، صاحب منصبین بوده اند و بس.

همیشه ناصرالدین شاه خراب و مست، مقصر شهادت امیرکبیر است و نه مردمانی منفعل و در خواب غفلت. همواره رضاشاه دیکتاتور بوده است و نه بدنه جامعه ای که جز حرف خود کلام هیچ کس را باور ندارد.

همیشه محمدرضاشاه نماد وطن فروشی است و نه مردمانی که به منابع طبیعی کشور چون غنیمت جنگی می نگرند. همواره فتحعلی شاه دل در گروه زنان داشته تا مام میهن. اما در این بین کسی از ما ایرانیان، از ما مردم، از خود نپرسیدیم که چه میزان نگاه جنسیت زده فتحعلی شاهی در مای ایرانی وجود دارد؟

چه تعداد از ما در برخورد با جنس مخالف منعطف تر و ملایم تر برخورد می کنیم؟ چه تعداد از ما به لمس غیرمتعارف زنان در محیط کار معترفیم؟ چه تعداد از مردان ایرانی مدیریت فرزندآوری را وظیفه زنان می دانند؟

چه تعداد از ما مردان در جمع دوستان خود، زنان را “ک …” می خوانیم؟ این ما مردان نیستیم که از همخوابگی با زنان مختلف قصیده سرایی می کنیم؟ آیا ما از داشتن رابطه همزمان با چند زن با غرور و افتخار یاد نمی کنیم؟[1]

با این تفاسیر پس از گذشت حدود ۱۵۰ سال، بین ما و فتحعلی شاه تفاوت وجود دارد یا تشابه؟ شایسته تر نیست بگوییم ما در موقعیت شاه قاجار نبودیم وگرنه شاید بیش از او پرده حیا را می دریدیم؟

تمام صحبت ما روشنفکرنمایان نقد استبداد رضاشاهی است. گلایه ها از خودرای بودن او داریم. با این حال کسی از ما از خود می پرسد چه میزان آرای دیگران برایمان قابل پذیرش است؟

چه میزان از دموکراسی می گوییم و فغان از استبداد داریم و در عین حال راه برون رفت کشور از مشکلات را برآمدن یک رضاشاه دیگر می دانیم؟! این میزان تناقض بین گفتار و رفتار ما از کجا ریشه می گیرد؟ به چه دلیل باور داریم در طول تاریخ دستگاه قدرت در حق این ملت جفا کرده است و مردم همواره شریف و نجیب بوده اند؟

مردم و حکومت؛ دو روی یک سکه

در حقیقت نوعی بلاتکلیفی در جامعه ایرانی دیده می شود. که خود نیز دقیقا نمی داند که در جستجوی چیست. از یک سو فریاد آزادی خواهی سرمی دهد و از سوی دیگر برآمدن یک رضاشاه دیگر را چاره کار می داند.

حیرت انگیزتر آنکه برخی از کسانی که خود پهلوی دوم را کنار گذاشتند امروز در طلبش غمگین و سرخورده اند. در حقیقت در سایه نقد یک طرفه شخصیت های صاحب منصب، اصل مطلب که فرهنگ استبداد زده ی ایرانی بود، دست نخورده باقی ماند و به حیات خود ادامه داد.

خروجی آن شد که انقلاب از پی انقلاب رخ داد اما در وضعیت کشور بویژه در حوزه آزادی های سیاسی و اجتماعی تعییر مثبتی رخ نداد. چرا؟ چون ملت ایران در همه طول تاریخ شریف و نجیب شمرده شدند و فقط حکومت های ایشان مستحق نقد بودند.

غافل از آنکه گندم ز گندم روید و جو ز جو.  به عنوان مثال ریچارد فرای آمریکایی در مقام یک محقق نستوه برای شناخت هرچه بیشتر فرهنگ و تاریخ این مرز و بوم تلاش می کند و در نهایت در وصیت خود خواهان دفن پیکرش در اصفهان می شود.

در مقابل در بین تحصیلکردگان ایرانی کم نیستند کسانی که به هر دلیل منطقی یا غیرمنطقی به این آب و خاک فحش و ناسزا می دهند و همواره از مام میهن طلب کاراند.

ایشان عموما و نه تماما، در خارج کشور نیز در هاضمه سیستم های غربی مجذوب شده و از یاد می برند که اگر امیرکبیر، میرزاحسن خان رشدیه، محمد مصدق و بسیارانی دیگر چنین رویه ای اتخاذ کرده بودند حال مملکت ما چون بسیاری از ملل گرفتار دنیا وضعی به مراتب اسف بارتر از حال می داشت.

کلن پس از بمباران
کلن پس از بمباران

از طرفی اگر چنین رویه ای در غرب نیز حاکم می بود، ممالک توسعه یافته کنونی هرگز به این سطح از رفاه دست نمی یافتند. تصور نمایید مردم آمریکا پس از جنگ داخلی یا آلمان ها پس از پشت سرگذاشتند دو جنگ جهانی و ویرانی های بسیار، در عمق فساد و منجلاب کشورشان را ترک می گفتند.

راقم این سطور یک پرسش روشن دارد. آیا صاحبین این املاک نمی توانند با توجه به قوانین کشوری از این منازل برای راه اندازی کسب و کارهای خانگی پا پیش گذارند؟[3] نمی توان با این رویه هم از آمار بیکاری کاست و هم بجای بسط فرهنگی تکدی گری، طبقات کمتر برخودار را توانمند ساخت؟

این رویه به افزایش درآمد صاحبین املاک کمک نخواهد کرد؟ با این حال ترجیح عموم این هموطنان آن است که خانه ایشان خالی بماند اما وارد ریسک راه اندازی یک فعالیت تجاری نشوند. باید پرسید با این روحیه غیرمولد چگونه انتظار دگرگونی داریم؟

وقتی همه خود را از مسئولیت مبرا می دانیم یا همه از دولت انتظار ورود به مسایل گوناگون را داریم دیگر چه جای صحبت از بهبود؟ به گواه تاریخ مسیر توسعه یا از طریق ساخت نهادهای مستقل در قاعده جامعه شکل می گیرد (مانند اروپای غربی) یا بر پایه اجماع و همراهی نخبگان نظری و سیاسی، مانند آنچه در آسیای شرقی شاهدش بودیم.

تفاوت این دو در یک چیز است. اولی منتهی به دموکراسی در فرانسه، انگلیس و … شد و دومی صرفا موجب توسعه اقتصادی در چین، کره جنوبی و … شد با این حال امکان دستیابی به توسعه سیاسی برای همین کشورها نیز مفروض است. حال جامعه ایران چه می خواهد؟

از یک سو گله داریم دستگاه قدرت در همه شئون ما دخالت می کند. حتی در نوع لباس پوشیدن و روابط انسانی ما مداخله دارد و از سوی دیگر همین مردم همه مطالبات خود اعم از وام ازدواج، اشتغال، فقرزدایی، یارانه و … را از دولت طلب می کنیم.

پرسش واضح است. اگر دولت بنا به خواسته یا باور ما در همه امور ورود نماید جز این خواهد شد که در همه زوایای زندگی ما هم دخالت خواهد کرد؟ در حقیقت فرهنگ عمومی خود مطلع نیست که بر پایه نوع نگرش و تفسیرش از تغییرات، موجب دخالت دولت و دستگاه قدرت در همه شئون گردیده است.

پانویس ها


[1]– بسیاری از این آفات در میان زنان هم وجود دارد و محدود به مردان نمی شود

[2]– برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به   تعداد خانه‌های خالی به ۲.۶میلیون واحد رسید/ ۱۱درصد خانه‌های کشور خالی است  www.eghtesadonline.com

[3]– برای کسب اطلاعات بیشتر بنگرید به  www.ircreative.isti.ir  فرم اطلاعات مشاغل خانگی   www.mcls.gov.ir

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.