مسایل اجتماعی

رو به دانش پشت به میهن

در نقد نگرش دانشگاهیان جامعه ایران به رسالت دانشگاه

به یک نکته مهم هم باید توجه کنیم که هدف و انگیزه اصلی علم (حتی در رشته های مهندسی)‌ حل مشکلات صنعت و مشکلات جامعه نیست. هدف اصلی یک عالم همیشه جستجو و یافتن پاسخ است. حل مشکلات کشور محصول فرعی این جستجوست. در یک جامعه توسعه یافته از محصولات این جستجو برای حل مشکلات کشور کمک گرفته می‌شود و در یک جامعه توسعه نیافته این محصول فقط نزد دانشمند باقی می‌ماند و به منصه کاربرد نمی‌رسد. هر موقع در این ادعا شک کردید به اقلیدس فکر کنید که در ۲۵۰۰ سال پیش کتاب اصول هندسی را نوشته است و هدف او و تمام افراد بعد از او مطلقا جستجوی حقیقت بوده است و نه حل مشکلات جامعه یونان.

علم، بزرگترین ثروت ملی است
گفتگو با دکتر وحید کریمی‌پور معاون پژوهشی دانشکده فیزیک دانشگاه صنعتی شریف
www.sharif.ir

سپهر ساغری سپهر ساغری

در ابتدای این نوشتار بخشی از مصاحبه دکتر کریمی پور استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف آورده شد. این نوع نگرش گوشه ای از جو حاکم بر دانشگاه های کشور است؛ نگاه پژوهش محور و بی توجه به مشکلات کلان کشور. بر پایه این طرز تفکر سیاست های استنفورد، ام آی تی یا هاروارد چندان محل توجه نیست بلکه می بایست در صورت تشکیک در رسالت دانشگاهیان به آنچه اقلیدس و دیگران چند قرن پیش از میلاد مسیح در یونان کرده اند، توجه داشت!

نگرشی که کم و بیش در لایه های مختلف جامعه ایران قابل رویت است. تقریبا همه خانواده های ایرانی پزشک یا مهندس شدن را یک رسالت می دانند. باور به این مهم به حدی ریشه دار است که توجه چندانی به علایق و توانمندی های افراد نمی شود. این نوع نگرش در فرهنگ ایرانی تاثیرات قابل توجهی در سطح کلان به جا گذاشته است:

شاگردان درس خوان به سمت علوم تجربی و ریاضی فیزیک هدایت می شوند و آنان که از قافله درس خوان ها دور مانده اند می توانند علوم انسانی را انتخاب کنند! نتیجه آنکه علوم انسانی که شامل مهم ترین دانش ها و مشخصا به منظور تربیت نیرو جهت اداره کشور است، مهجور و کم برخوردار از نیروهای زبده و فرزانه می شود و کشور در مباحث حایز اهمیتی چون جامعه شناسی، اقتصاد و … با تنگناهای عدیده ای روبرو می شود.

افزون بر این نوجوانی که پس از چند سال تحصیل به دوران جوانی پاگذاشته است حال فرصت دارد تا از زیر فشار تحکم خانواده و باورهای جامعه رها شود. نتیجه آنکه تعداد قابل توجهی از پزشکان و مهندسان کشور در رشته تحصیلی خود مشغول فعالیت نیستند. به گفته رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران، ۴۰ هزار نفر از ۸۰ هزار جمعیت پزشک عمومی کار طبابت انجام نمی دهند.

 

ایرانی از دانشگاه چه می خواهد؟

به نظر می رسد که جامعه ایران در کلیت تکلیف خود را با جهان پیرامون روشن نساخته است. این بلاتکلیفی ضربه سختی به کشور وارد آورده است. ایرانی از یک سو می خواهد پزشک یا مهندس باشد و از یک سو از نابسامانی های اقتصادی و سیاسی گله دارد بی آنکه بپذیرد ممانعت ایشان از ادامه تحصیل فرزندانشان از ادامه تحصیل در رشته هایی چون اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی و … یا تصمیم خود متقاضیان کنکور، از مهم ترین عوامل وضع کنونی است.

در حقیقت ایرانیان با دست خویش عامل وضع موجود اند و در عین حال بیشترین سهم از عقب ماندگی کشور را عوامل خارجی می دانند. در این بین رویکرد عمومی حاکم بر جامعه مهندسی و پزشکی نیز درخور تامل است. در میان این متخصصین کمتر شهروندی در اندیشه کارآفرینی و رفع مشکلات خرد و کلان کشور است.

تاسیس مطب یا دفتر مهندسی و در یک کلام پرداختن به کار معمول و عموما کارمندی، نوشتن مقاله ISI و مانند این و مشغولیاتی از جنس درآمد کدام یک بیشتر است و یا چه کسی زودتر ازدواج کرده است، شالوده فکری ایشان را شکل داده است.

این نوع نگرش موجب شده است تا در نبود تولید، به فروش نفت به غرب و شرق عالم و در عین حال خرید کالاهای همان غرب و شرق خو کنیم. بی راه نیست بگوییم دست کم در حدود صد سال اخیر، نفت به جهان دادیم و انواع و اقسام کالاها را وارد کردیم.

از همه این مسایل شوربختانه تر بزرگان و صاحب منصبین، استادان دانشگاه، روشنفکران و کسانی که بدون توجه به نیازهای کشور تمام هم و غم خود را مصروف تولید مقاله ISI و افزایش H ایندکس کرده اند.

آن هم مقالاتی که حتی یک بار نخوانده اند و به صرف موقعیت استادی و تسلط بر شاگردان خود به اجبار نامشان در مقالات درج شده است و ایشان نیز مراتب استادیاری، دانشیاری و استاد تمامی را طی نموده اند. با این حال از خود نپرسیده اند چرا هزینه ای که باید صرف ساخت گرمخانه برای خیابان خواب ها می شد باید صرف مقالاتی این چنینی شده است؟

فقر در جامعه ایران
فقر در جامعه ایران


“در دهه ۷۰ جامعه آمریکا از دانشگاه‌های این کشور گلایه‌مند بود که چرا فناوری‌هایی که درون دانشگاه است، به بیرون منتقل نمی‌شود تا جامعه نیز از آن استفاده کند؛ زیرا دانشگاه‌ها از بودجه دولتی استفاده می‌کردند. بنابراین قانونی را تصویب کردند که دانشگاه حق انحصار اختراعات را دارند و می‌توانند به کسانی که می‌توانند آن‌ها را بفروشند، بدهد و مسیری را باز کرد تا دانشگاه‌ها وارد صنعت شدند.”


استادان دانشگاه، دانشجویان و پژوهشگران باید از خود بپرسند این دست مقالات چه دردی از دردهای بی شمار این کشور 83 میلیونی دوا کرده است؟

به نظر می رسد جامعه دانشگاهی بدون شناخت و توجه به رسالت دانشگاه بویژه دانشگاه های نسل سوم (کارآفرین) و نسل چهارم (جامعه محور) به مدرک و موقعیت دانشگاهی به عنوان فرصتی برای فخرفروشی و برکشیدن مقطع یا محل تحصیلی خود می نگرد و از آن مذموم تر، مختصر سرمایه های دانشگاهی را نه در راستای کارآفرینی و یا پاسخ به نیازهای جامعه که عموما در جهت تاییدیه گرفتن از نشریات خارجی هزینه کرده اند که آشکارا هیچ انتفاع اجتماعی ندارد.


این در حالی است که “دانشگاه‌های تراز یک دنیا مانند هاروارد، MIT و… کارآفرین هستند. این دانشگاه‌ها علاوه بر اینکه از بودجه عمومی دولت استفاده نمی‌کنند، بلکه خود ثروت آفرین هم هستند.

بنابراین باید از دانشگاه‌ها به ویژه آن هایی که تولید فناوری‌های کاربردی و های تک دارند انتظار ثروت آفرینی وجود دارد. دانشگاه‌های نسل سوم، کارآفرین و مبتنی بر نوآوری و حل مسائل جامعه با رویکرد علمی و نظام یافته در تعامل با محیط پیرامونی هستند و محور و مأموریت کانونی نظام دانشگاهی، کارآفرینی و نوآوری است.”


آشکار است که طرز نگرش حاکم بر دانشگاه های کشور، ضرورت بازنگری خانواده های ایرانی و جامعه دانشگاهی نسبت به انتخاب رشته و اساسا رسالت دانشگاه را گوش زد می کند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن

بلوک تبلیغ حذف شد

با غیرفعال کردن بلوک تبلیغات از ما حمایت کنید.